در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
می خواهیم به این مساله بپردازیم که عوامل محیطی تا چه حد میتوانند در ایجاد وسوسه مصرف موادمخدر یا تشویق یک فرد به ترک اعتیاد تاثیرگذار باشند. بدون شک اگر بخواهیم نقش عوامل اجتماعی را بررسی کنیم نمیتوانیم از نقش پر رنگ رسانه ها در این میان غافل شویم.
رسانههای مکتوب و دیداری و شنیداری، هم میتوانند در ارتباطی بیواسطه افراد گرفتار دام اعتیاد را خطاب قرار دهند و هم میتوانند با بیان نکات هشداردهنده، به خانوادهها و دوستان افراد معتاد، آگاهیهای لازم را بدهند.
چند سالی است که ساخت ویژه برنامههای مستند در رابطه با معضل اجتماعی اعتیاد در دستور کار برنامهسازان صدا و سیما قرار گرفته است. البته پیش از این نیز برنامههایی در این ارتباط ساخته میشد. اما در یکی دو سال اخیر اینگونه مستندها حجم بیشتری از برنامههای شبکههای مختلف را به خود اختصاص دادهاند. مستندهای شوک، مکث، یکطرفه، ورود ممنوع، ریشهها، تخدیر یا تحقیر، شروع خوب هستند و... جزو ویژه برنامههایی که به بررسی ریشهها و عواقب تلخ اعتیاد میپردازند.
سریالهایی چون «شکر تلخ» (احمد کاوری)، «عملیات روباه» (احمد نجفی) و «کلانتر» (محسن شامحمدی) و... نیز با هدف نمایش دردسرهای مصرف این مواد افیونی ساخته یا پخش شدهاند.
این برنامهها همواره سعی کردهاند با نوآوری و خلاقیت، میزان تاثیرگذاریشان را افزایش دهند و بتوانند گامی در جهت کاهش مصرف مواد مخدر در جامعه بردارند.
برخی برنامهها چون «شروع خوب» از مجریای استفاده کردند که خودش زمانی درگیر اعتیاد بوده و سرانجام موفق به ترک شده است. برخی برنامههای دیگر نیز تصاویر صریح و دلخراشی از مصرف مواد مخدر را نشان دادند.
در این میان کارشناسان نظرات مختلفی درباره چگونگی نزدیک شدن به سوژه اعتیاد در برنامههای داستانی و مستند دارند.
فرشاد شکیبی، تهیهکننده برنامه «شوک» معتقد است: گفتگو با کارشناسان اعتیاد تاثیر چندانی ندارد و وقتی با خود معتادان به گفتگو بنشینیم تاثیرگذاری برنامه بیشتر خواهد شد.
محمدرضا دزفولی، مستندساز با نشان دادن صحنههای فجیع از اعتیاد مخالف است و میگوید: برای آن که بگوییم یک چیزی بد است، لازم نیست آن را فجیع نشان دهیم.
هادی کلانتریان، کارشناس اجتماعی نیز تاکید میکند: برنامههای مرتبط با اعتیاد تلویزیون باید روی خانوادههای فرد معتاد تاثیر بگذارند.
انعکاس امید
«انعکاس»، یک برنامه ترکیبی درباره موادمخدر است که در قالب گفتگوهای روانشناسانه این معضل اجتماعی را در حوزه پیشگیری و درمان بررسی میکند.
این برنامه در 30 قسمت 30 دقیقهای جمعهها ساعت 19 از شبکه 3 سیما پخش میشود.
گفتگو با معتادانی که موفق به ترک مواد مخدر شدهاند، یکی از بخشهای اصلی این برنامه است.
فرشاد شکیبی، تهیهکننده برنامه انعکاس را به عهده دارد. او پیشتر، شوک را با موضوع آسیبهای اجتماعی تهیه کرده است. این تهیهکننده درباره میزان تاثیرگذاری برنامههای تلویزیونی مرتبط با اعتیاد میگوید: یکی از قاعدههای چنین برنامههایی این است که کارشناسان مقابل دوربین درباره مضرات اعتیاد اظهار نظر کنند. اما وقتی با خود معتادان به گفتگو بنشینیم تاثیرگذاری برنامه بیشتر خواهد بود.
از شکیبی درباره تفاوتهای برنامه انعکاس و شوک میپرسیم. او پاسخ میدهد: شوک یک تلنگر آنی بود. اما در انعکاس میخواهیم پایهای روی مساله خطرات اعتیاد کار کنیم. در انعکاس راههای مختلف پیشگیری از اعتیاد را آموزش میدهیم. اگر کسی مهارتهای زندگی درست را بداند به منزله این است که واکسن اعتیاد را در اختیار دارد.
این تهیهکننده به یکی دیگر از تفاوتهای شوک و انعکاس اشاره میکند و توضیح میدهد: جنبه امید بخشی برنامه انعکاس بیشتر است. ما در این برنامه به معتادان روحیه میدهیم. در صورتی که شوک یک برنامه هشدارآمیز بود.
او مخاطبان این برنامه را کل جامعه میداند و میگوید: اعتیاد لباس نمیشناسد. ما دیدهایم که یک دکتر دندانپزشک هم معتاد شده است. یک کارتن خواب هم ممکن است گرفتار دام اعتیاد شود. اعتیاد خطری است که در کمین همه است.
از شکیبی درباره دلایل موفقیت شوک میپرسیم. او نزدیک شدن به صحنههای واقعی را دلیل این امر برمیشمرد و پاسخ میدهد: برنامههای متعددی در این زمینه ساخته شدهاند که نتوانستهاند بهاندازه شوک بیننده داشته باشند یا این که تاثیرگذاری شان به اندازه شوک نبوده است. ما سعی کردیم با مخاطبان صادقانه برخورد کنیم. تلاش ما این بود که واقعیتها را به تصویر بکشیم.
این تهیهکننده ادامه میدهد: مثلا در یکی از قسمتها همکاران ما با برخی فروشندگان مواد مخدر ارتباط مستقیم برقرار کردند یا از دوربین مخفی استفاده میکردیم تا هرچه بیشتر به واقعیت نزدیک شویم.
شکیبی میپذیرد که خیلی از تصاویر نشان داده شده در رابطه با اعتیاد دلخراش و دردناک هستند. به اعتقاد وی در بحث اعتیاد، پنهانکاری هیچ توجیه اخلاقی و منطقی ندارد. او تاکید میکند: ما باید با توجه به تاثیرات سویی که مواد مخدر بر جوانان میگذارد، واقعیتها را به مردم بگوییم و به خانوادهها هشدار دهیم.
برخی سریالها، موضوع ترک اعتیاد را ساده میگیرند
هادی کلانتریان، کارشناس اجتماعی برخی سریالها را به خاطر ارائه تصویری غلط از عواقب اعتیاد و مواد مخدر زیر سوال میبرد.
او میگوید: در برخی سریالها میبینیم که موضوع ترک اعتیاد را ساده میگیرند. یعنی قهرمان داستان با چندروز خوابیدن اعتیادش را ترک میکند و میگوید من پاک پاک شدهام.
او ادامه میدهد: روشی که در سریالها تبلیغ میشود، 90 درصد احتمال برگشت به حالت قبل را دارد. بهوسیله سمزدایی میتوان در طول یک هفته تریاک را از بدن خارج کرد. اما وابستگی معتاد به مواد مخدر و وسوسهاش به این راحتیها از بین رفتنی نیست.
این کارشناس اجتماعی توضیح میدهد: این وابستگی خیلی شدید است و انگیزه یک معتاد باید خیلی زیاد باشد تا بتواند اعتیادش را ترک کند.
کلانتریان با بیان این که تاثیرگذارترین افراد روی فرد معتاد اعضای خانواده اش هستند، میگوید: یک فرد معتاد به خاطر خانوادهاش حاضر میشود اعتیادش را ترک کند. برنامههای مرتبط با اعتیاد تلویزیون باید روی خانوادههای فرد معتاد تاثیر بگذارند. ضمن این که باید توانشان را صرف پیشگیری از رواج اعتیاد کنند، چون درمان به این سادگیها که خیلیها فکر میکنند، نیست.
او تصاویر و عکسهای نشان داده شده در تلویزیون در رابطه با کراک را مفید میداند و میگوید: این تصاویر دلخراش باعث میشوند تن خانوادهها بلرزد و احساس خطر بکنند.
مستندها اطلاعات بیشتری به مخاطب میدهند
محمدرضا دزفولی، مستندساز و تهیهکننده برنامه «مستند ایران» اعتقاد دارد بیشتر بودجههای مربوط به مواد مخدر به سریالهای داستانی اختصاص مییابد و در این میان سهم کمتری به برنامههای مستند میرسد.
این مستندساز در گفتگو با «جامجم» میگوید: چند سال پیش یک طرح مستند درباره اعتیاد داشتم که نشد آن را بسازم، چون به من گفتند همه بودجهها را در چند سریال هزینه کردهاند و بودجه دیگری باقی نمانده است.
این برنامهساز ادامه میدهد: مستندها نسبت به هزینهای که صرف میکنند اطلاعات بیشتری به مخاطب میدهند. آنها درباره اعتیاد مطالبی را بیان میکنند که ارائه اش در یک سریال داستانی امکانپذیر نیست. آدمهای گرفتار اعتیاد به خاطر کمبود اطلاعاتشان گرفتار دام اعتیاد شدهاند. آنها اگر اطلاعات کافی داشتند، به این دام نمیافتادند.
دزفولی معتقد است: ما تعریف درستی از قالب مستند نداریم، چون مردم کارهای تصویری حیات وحش را مستند میدانند. در داخل صدا و سیما نیز هر برنامهای که داستانی نباشد، مستند نام میگیرد. حتی فکر میکنند برنامهای که در آن با 4 نفر مصاحبه شده نیز یک جور مستند است.
او در برخی موارد تاثیرگذاری مستند را بیشتر از سریال میداند. دزفولی در این رابطه مثالی هم میزند: بعضی وقتها مخاطب سریال میگوید اینها فیلم است. یعنی اینها واقعی نیستند و از تخیل کارگردان ناشی شدهاند. در حالی که ممکن است آن اتفاقات واقعی هم باشند. اما مستند نسبت به سریال به واقعیت نزدیکتر است.
فجیع نه، هنرمندانه نمایش دهیم
نظر این مستندساز را در رابطه با تصاویر بعضا دلخراش مستندهای مرتبط با اعتیاد میپرسیم. او میگوید: برای آن که بگوییم یک چیزی بد است، لازم نیست آن را فجیع نشان دهیم. باید سعی کنیم هنرمندانه نشانش دهیم. چند وقت پیش تبلیغی در ارتباط با کمربند ایمنی دیدم که در آن نه از خودرو نشانی بود نه از تصادف. این تبلیغ عشق به خانواده را نشان میداد و به همین خاطر در ذهن من ثبت شد.
او با اشاره به این که بازار ساخت مستند برنامه درباره موضوع اعتیاد خیلی داغ است، میگوید: این مساله دو دلیل دارد. یکی این که فیلمسازان و کارگردانها میخواهند به معضلات اجتماعی حل نشده بپردازند. دوم این که دستگاههای دولتی بودجههای زیادی را به این امر اختصاص دادهاند.
دزفولی در پایان تاکید میکند: ملاک مسوولان برای بودجه دادن به مستندها نباید دقیقه و زمان کار و شهرت سازندگانش باشد. باید فکر، ایده و زمانی که صرف تحقیق شده مورد نظر قرار گیرد.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: