jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۳۳۳۲۱۴ ۱۸ خرداد ۱۳۸۹  |  ۰۰:۰۱

تلویزیون به واسطه عمومی بودن و رسالت آموزشی و فرهنگ‌سازی‌ای که دارد علاوه بر تولید برنامه‌های سرگرم‌کننده و نمایش فیلم و سریال، موظف است به تهیه و خلق برنامه‌های آموزشی و تربیتی نیز اقدام کند تا ضمن اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی به افکارعمومی، زمینه و شرایط لازم را جهت رشد و شکوفایی فرهنگ همگانی فراهم آورد.

در واقع برنامه‌های تلویزیون مبتنی بر سطوح و سنین مخاطبان قابل تقسیم‌بندی هستند و بر این اساس اگر زنان خانه‌دار را به عنوان طیف وسیع و دائمی مخاطبان قرار دهیم 2 گروه از برنامه‌ها به این طیف از مخاطبان بیشتر تعلق می‌گیرند. یکی سریال‌های تلویزیونی و دیگری هم برنامه‌های خانواده. بویژه دومی که جامعه هدف خود را نیز در عنوانش مشخص کرده و محتوایی معین دارد. هرچند این برنامه‌ها همه اعضای خانواده را شامل می‌شود، اما زنان خانه‌دار به دلیل ارتباط مستقیم با مسائل و سوژه‌های برنامه از یک سو و زمان پخش آنها در طول روز بیشترین بینندگان برنامه‌های خانواده هستند. ضمن این‌که رهبری و مدیریت خانه نیز بیشتر به عهده آنهاست. بدیهی است داشتن یک جامعه پویا و توسعه یافته منوط به خانواده‌های سالم و آگاه است و توجه به نهاد خانواده حتی بیش از نهادهای آموزشی مثل مدرسه و دانشگاه در رشد و پیشرفت یک کشور تاثیر دارد. بویژه در جامعه‌ای مثل ایران که دوران حساس و پرالتهاب توسعه‌یافتگی را طی می‌کند و برای عبور از این گذر تاریخی به دانش و اطلاعات و مهارت‌های زندگی نیاز مبرم دارد.

زندگی امروز به واسطه پیچیدگی ساختار اجتماعی و ایجاد نیازهای جدید به آگهی و دانش بیشتری نیازمند است. دانشی که متناسب با شرایط جهانی به روز شود و افزایش یابد. آیا برنامه‌های خانوادگی ما متناسب با شرایط موجود و تغییر و تحولاتی که بسرعت رخ می‌دهد هماهنگی دارد؟ آیا محتوا و مضمون این برنامه‌ها پاسخگوی نیاز و خواسته‌های انسان مدرن امروزی است؟ و آیا این برنامه به رشد و اعتلای کیفیت و سبک زندگی در ایران کمک می‌کند؟

نگاهی اجمالی به این‌گونه برنامه‌ها در تلویزیون ما گویای این است که بسیاری از آنها در ورطه تکرار و روزمرگی افتاده‌اند و کارایی و اثربخشی لازم را ندارند. در واقع بسیاری از برنامه‌های خانواده از الگوهای مشابه برنامه‌سازی در این حوزه استفاده می‌کنند و اکثر آنها شبیه هم هستند. گویی سازندگان این برنامه‌ها صرفا می‌خواهند یکی دو ساعت از باکس زمانی خود را پرکنند و کمتر شاهد خلاقیت و نوآوری در این جنس از برنامه‌ها هستیم.

برنامه‌های خانواده از 2 مشکل عمده رنج می‌برند که اتفاقا از یک زمینه مشترک نشات می‌گیرند. این برنامه‌ها بشدت مجری محور و گفتگو محور هستند و مثل نظام آموزشی سنتی ما تمام کنش و عملکردهای خود را بر مبنای حرف زدن و انتقال دانش و اطلاعات از طریق زبان و بیان قرار می‌دهند. این شیوه در دراز مدت منجر به خستگی و ملال مخاطب شده و گوش‌های شنوای آنها برای دریافت پیام‌های برنامه کند می‌شود! مجریانی که با ادبیات کلیشه‌ای و اجرایی خشک و رسمی، طراوت و شادابی برنامه را می‌گیرند و بسیاری از آنها مثل هم سخن می‌گویند و حرف‌هایی مشابه هم می‌زنند.

درست به همین دلیل است که تفاوت چندانی بین مجموعه برنامه‌های خانواده دیده نمی‌شود و همین مساله نیز حق انتخاب مخاطب را برای گزینش یکی از آنها می‌گیرد. مگر این‌که یکی دو بخش ویژه و خاص وجود داشته باشد که بیننده به خاطر آنها دست به انتخاب بزند. دوم این‌که این برنامه‌ها بشدت گفتگو محور هستند و حجم زیادی ازبرنامه خود را به این بخش اختصاص می‌دهند. بخشی که به بازگویی برخی حرف‌های تکراری و روان‌شناسانه محدود می‌شود که اگر بیننده مستمر آنها باشید خود شما هم می‌توانید به جمع این کارشناسان اضافه شوید. ضمن این‌که برخی مواقع مهمانانی به عنوان کارشناس به برنامه دعوت می‌شوند که شاخصه‌های یک کارشناس حرفه‌ای را ندارند یا کارشناسانی که به برخی حرف‌های کلی و غیرکاربردی بسنده می‌کنند که نه دردی را دوا می‌کنند نه بر آن مرهم می‌گذارند.

این مساله بویژه در ارتباط با مباحث تربیتی و روان‌شناسی مصداق بیشتری دارد. ضمن این‌که بسیاری از این کارشناسان به چهره‌های تکراری بدل شده‌اند و تهیه‌کنندگان این برنامه‌ها باید از چهره‌های تازه‌تر نیز بهره بگیرند.

البته مهم‌تر این است که بتوانند از زبان هنر و ظرفیت‌های نهفته در آن برای انتقال پیام، آموزه‌های اخلاقی و مهارت‌های زندگی استفاده کنند تا هم وجوه سرگرم‌کنندگی برنامه حفظ شود و هم آموزش به شیوه جذاب‌تری صورت بگیرد. در غیر این‌صورت هیچ تفاوتی بین برنامه شبکه آموزش و برنامه‌های خانواده وجود نخواهد داشت. برنامه‌های خانواده باید نشاط و شور زندگی را در مخاطبان برانگیزند و به آنها امید بدهند. ضمن این‌که باید به تفاوت‌های فرهنگی و بومی نیز توجه و مسائل و ضرورت‌های محلی را در چیدمان برنامه لحاظ کنند.

برنامه‌های خانواده بهانه خوبی هستند تا از برخی محذورات اخلاقی عبور کرده و خیلی شفاف و بی پرده از مشکلات و چالش‌های خانوادگی و زناشویی سخن بگویند. به این نکته هم باید توجه داشت که مخاطب این برنامه‌ها فقط زنان خانه‌دار نیستند و محتوای آن باید به‌گونه‌ای باشد که همه اعضای خانواده را جذب کنند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر