در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همکاریهای علمی بینالمللی همانند شرکت در پروژههای سزامی و سرن از جمله مهمترین فعالیتهای مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری محسوب میشود. آقای دکتر همکاریهای این چنینی اصولاً با چه اهدافی شکل میگیرند؟
درطرح سزامی ( SESAME ) که در واقع طرح استفاده از تابش سینکروترون برای علوم تجربی و کاربردهای آن در خاورمیانه است و با مشارکت تعدادی از کشورهای منطقه اجرا میشود، قرار است یک دستگاه سینکروترون (شتاب دهنده الکترون) مستعمل بهینهسازی شده و براساس آن نخستین شتابدهنده خاورمیانه در نزدیکی شهر امان ـ پایتخت اردن ـ طی چند سال آینده به بهرهبرداری برسد. این دستگاه الکترونها را با سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور به حرکت درمی آورد و پرتو نوری که از آنها ساطع میشود زمینه بررسی ساختار مواد را فراهم میکند. این پرتو علاوه بر تحقیقات بنیادی کاربردهای متنوع دیگری هم در پژوهشهای کاربردی محیط زیست، شیمی، فیزیک، داروسازی، زمینشناسی، زیستشناسی، نانومکانیک و حتی در بخشهای مختلف پزشکی نظیر آنژیوگرافی دارد. اما سرن نوعی شتابگر متفاوت است و در واقع برخورددهنده بزرگهادرون که توسط سازمان مطالعات اتمی اروپا راهاندازی شده است و در واقع بزرگترین ماشین آزمایشگاهی جهان به شمار میرود و میتواند شرایطی مشابه آنچه چند میلی ثانیه پس از انفجار بزرگ در جهان رخ داد را شبیهسازی کند. دانشمندان در این آزمایشگاه به جستجوی نشانههایی از ذرات غیر الکترونی که در درک درست از فیزیک بسیار حیاتی به شمار میروند، خواهند بود. بنابراین سزامی یک پروژه مشترک با چند کشور خاورمیانه است ولی سرن پروژهای اروپایی است که فقط کشورهای اروپایی حق عضویت در آن را دارند و البته در کنار کشورهای عضو بعضی از کشورها یا سازمانهای بینالمللی که عضویت آنها امکان پذیر نیست یا تا کنون عملی نبوده عضو ناظر این پروژه محسوب میشوند و علاوه بر این، دانشمندان 220مؤسسه و دانشگاه از کشورهای غیرعضو، از جمله جمهوری اسلامی ایران هم میتوانند از امکانات این آزمایشگاه بزرگ به عنوان همکار استفاده کنند و در کل این گروهها میتوانند با پرداخت هزینههای مشخص در انجام آزمایشات یا ساخت قطعات آزمایشگاههای سرن مشارکت کنند. به عنوان مثال در حال حاضر کشور ما در زمینه ساخت برخی اجزای این پروژه در آزمایشگاه CMS همکاری میکند. در نتیجه سعی میکنیم در مراحلی که میتوانیم و نیاز داریم بودجه را بیشتر کنیم و هر جایی که مهمتر است سرمایهگذاری کنیم تا به این طریق تجربیات و اطلاعات بیشتری دریافت کنیم.
در واقع حضور در پروژههای این چنینی را باید فرصت مغتنمی برای کسب تجربیات علمی مهم در مرزهای دانش دانست.
بله. در بحث سزامی مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی عهدهدار پیگیری فعالیتهای مربوط به عضویت ایران است و مرکز فعالیتهای مربوط به ایران به خصوص فعالیتهای کمیته آموزش آن را دنبال میکند. به این منظور سالانه بودجهای را برای همکاری در این پروژه و اعزام دانشجویان به مراکز علمی دنیا برای تحقیق در زمینههای کاربردی مرتبط با سینکروترون اختصاص میدهد. به طور کلی درخصوص همکاری با سزامی میتوانیم چند جور عمل کنیم. اول اینکه بگذاریم دستگاه ساخته بشود که در این حالت فقط حداقل بودجه را در حد پرداخت حق عضویت میپردازیم و پس از راهاندازی پروژه نیز مانند سایر کشورهای عضو با توجه به زمانبندیهایی که انجام خواهد شد از دستگاه برای انجام آزمایشات و تحقیق استفاده کنیم. حالت دیگر آن است که از این مرحله فراتر برویم و در مراحل ساخت شرکت کنیم که البته این موضوع خیلی مورد نظر جمهوری اسلامی قرار دارد و علت این توجه این است که اگر در مراحل ساخت این پروژه حضور داشته باشیم، تکنولوژیهای لازم را هم کسب میکنیم و در ضمن در زمینه مدیریت عالی پروژه بزرگ چند ملیتی نیز صاحب تجربه میشویم.
آقای دکتر، یکی از مزیتهایی که شما برای حضور در سزامی برشمردید کسب تجارب مورد نیاز است تا ما بتوانیم شتابگر ملی را شروع کنیم، آیا ما میتوانیم به این ترتیب در ساخت شتابگرها از جمله شتابگر ملی خودکفا شویم؟
بله. همانطور که اشاره کردم در حال حاضر در پروژه سزامی علاوه بر همکاری و حضور 10 ـ 8 کشور خاورمیانه کشورهایی همچون ژاپن، آمریکا و... به عنوان ناظر پروژه، کمکهایی را ارائه میدهند. حضور در سزامی علاوه بر کسب تجربیات ارزشمند و امکان استفاده از دستگاه برای انجام آزمایشات و تحقیق به علت همکاریهای بینالمللی شروعی برای کسب اطلاعات فنی و افزایش توانعلمی داخلی ماست. ضمن آنکه مطمئناً تجربیات حاصل از مشارکت در سزامی در ساخت شتابگر ملی یک پروژه ملی بسیار مؤثر خواهد بود.
اما حالا که حضور در پروژهای همچون سزامی را میبایست پلی در راستای رسیدن به امکان ساخت شتابگر ملی دانست، آیا این طرح کلان ملی در مقایسه با نمونههای مشابه جهانیاش مترقیتر خواهد بود؟
حداقل کمتر از سزامی نخواهد بود.
در این میان این سوال مطرح میشود، حالا که شرایط استفاده از چنین امکانی را در همکاری بینالمللی داریم اصولاً چه لزومی دارد شتابگر ملی داشته باشیم؟
پاسخ به این سوال به این موضوع برمیگردد که آیا حضور ما در سزامی جواب تمام نیازهایمان را میدهد یا نه؟ در حال حاضر اگرچه برداشتهای اولیه در این باره شکل گرفته اما براساس آنها هم پاسخ این سوال منفی است. چراکه به دلیل حضور چند کشور در این پروژه، زمانها باید تقسیم شود و در نتیجه فرصتها محدود است و این شرایط جوابگوی نیازهای ما نخواهد بود. هرچند ممکن است بعد از مطالعات اولیه به این نتیجه برسیم که همین سزامی جوابگوی ما هست. مطمئناً اظهار نظر قطعی بعد از آیندهنگریهای دقیق باید انجام شود و در حال حاضر نمیتوان پاسخ قطعی به این سوال داد.
به این ترتیب در حال حاضر چنین پروژهای که به عنوان یکی از طرحهای کلان کشور چند سالی است که بر سر زبانها افتاده هنوز در مرحله مطالعات اولیه است؟
بله. پروژه شتابگر ملی جزو طرحهایی است که هم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و هم معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری خیلی بر آن تاکید دارند و به همین دلیل هم بودجهای برای مطالعات اولیه شتابگر ملی اختصاص پیدا کرده است. اما برای اینکه ما شتابگر ملی داشته باشیم میبایست تمام ملاحظات سیاسی، علمی و بودجه را در نظر بگیریم. بنابراین ناگفته پیداست که این مطالعات، مطالعاتی همهجانبه است وتنها یک یا چند بخش را در بر نمیگیرد. ممکن است ما به این نتیجه برسیم که ساخت این مورد برای ما به صرفه نیست و ما میتوانیم تغییر حوزه بدهیم و از کشورهای دیگر استفاده کنیم.
درست است که حساسیت و اهمیت موضوع باعث میشود که این مطالعات زمانبر باشد، اما به زمان موکول کردنش هم اتفاق خوبی نیست.
بله باید توجه داشت که با توجه به اینکه بحث شتابگرها در دنیا در حال اختصاصیتر شدن است مطالعات امکانسنجی نباید خیلی طول بکشد در غیر اینصورت تصمیمگیری در مورد انتخاب شتابگر دشوار خواهد شد. هر شتابگر در دنیا تعدادی باریکه نور ـ Beam line ـ دارد که هر کدام در یک حوزه تخصصی مورد استفاده قرار می گیرد ولی اخیراً دنیا به سمت تخصصی کردن شتابگرها و ساخت شتابگرهای پرتال که تنها در یک حوزه تخصصی کاربرد دارد، حرکت میکند.
شتابگر سزامی یک سال بعد از تصویب از یونسکو جدا شد و به عنوان یک پروژه مستقل کار میکند، به همین دلیل برای عضویت در سزامی نیاز داشتیم مصوبه مجلس را بگیریم. آقای دکتر کبکانیان در زمان مسوولیت زحمت زیادی در این زمینه کشید و در زمان آقای دکتر مهدینژاد نیز اتفاق خوبی افتاد. چراکه تا آن زمان ما دائماً مشکل پرداخت حق عضویت داشتیم که همیشه عقب میافتاد؛ یکی به دلیل اختلاف سال و دیگر به خاطر پیچیدگیهای اداری که در این میان وجود داشت. خوشبختانه در نهایت بهترین کار پرداخت حق عضویت انجام شد یعنی این کار به خود معاونت پژوهشی موکول شد و بودجهای برای آن کنار گذاشته شد. در حال حاضر موفق شدیم حق عضویت عقب افتاده و حق عضویت سال 2010 را پرداخت کنیم و این دغدغه برطرف شد.
اما حالا که به پرداخت حق عضویت در سرن اشاره کردید بد نیست به سهمی که در این پروژه داریم هم اشاره کنید؟
به نظر میرسد که سرن همانند یک کتابخانه است که ما با پرداخت این حق عضویت میتوانیم از اطلاعاتش بهرهمند شویم. به دلیل اینکه هیچ کشوری به جز کشورهای اروپایی نمیتوانند عضو سرن شوند، سایر کشورها مانند ایران با توجه به میزان بودجهای که به این پروژه اختصاص میدهد میتواند از امکانات پروژه استفاده ببرد. در حال حاضر تعدادی از اساتید و دانشجویان ما در سرن فعال هستند و اگر امکانات داده شود دانشجویان دکترا و اساتید شرکتکننده به خوبی عمل میکنند. درباره سزامی فعلاً به مرحله استفاده نرسیدهایم، اما با وجود 2 ایرانی حاضر در این پروژه خوب پیش میرویم به علاوه این که ایران از نظر علمی جزو کشورهایی است که توان علمی بالایی دارد و میتواند از آن خوب استفاده کند.
چرا کشورهای مختلف حق عضویتهای یکسان ندارند؟ و در این میان سهم ایران چقدر است؟
با توجه به توان اقتصادی و علمی کشورها، حق عضویتها را تعیین میکنند. ایران بالاترین سهم را دارد. مثلاً فلسطین چون درگیر مشکل است حداقل سهم را میپردازد.
با توجه به این که بالاترین سهم را میدهیم، چرا مدیریت سزامی به ما داده نمیشود؟
مدیریتها به صورت آزاد صورت میگیرد. به این صورت که نیازهای مختلف آگهی میشود، هر فرد از کشور عضو میتواند تقاضا بدهد و بعد از انجام مذاکرات و یکسری مراحل انتخاب شود، اولویت ما مزیت خاصی را ایجاد نمیکند. در مدیریت آموزش ما در حال حاضر دکتررحیقی را داریم، نه به خاطر این که از طرف ایران هست فقط به خاطر اینکه همزمان با برخی دیگر کاندیدا و با توجه به رزومه شخصیاش انتخاب گردید.
اما شما در جایی اعلام کردهاید که در اغلب کشورهای عضو به خصوص در ایران، قابلیت و توانمندیهای شخصی دانشمندان بسیار بالا و قابل مقایسه با بسیاری از کشورهای پیشرفته است؛ ولی متأسفانه از حیث زیرساختها و مدیریت کلان علمی در سطح پایینی قرار داریم و به همین دلیل نیز مثلاً در سطوح بالای مدیریتی، سزامی ناچار به استفاده از متخصصان سایر کشورها میشود.
حرف بنده این است ما افراد توانمندی داریم و وظیفه ما این است افراد را ترغیب کنیم که در این پروژه شرکت کنند. در هر حال اولین موردی که مطرح هست عدم آشنایی با پروژه است. ما باید کاری کنیم که دانشجویان، متخصصین و دانشگاهیان ما با این پروژه آشنا شوند. تنها به این صورت است که میتوان افراد بیشتری را برای مشارکت در مدیریتهای سزامی شناسایی و معرفی نمود.
ممکن است این سوال برای خیلیها مطرح باشد که اصولا همکاریهای علمی بینالمللی چقدر مهم هستند؟
چند سالی است که همکاریهای علمی و بینالمللی از بحث شعاری بیرون آمده است. در مباحث علمی، جامعه علمی دنیا یک جامعه جزیرهای نیست و یک خانواده بزرگ محسوب میشود، حالا ممکن است در این خانواده بزرگ جایی زمینه علمی یا فناوری بهتری در یک یا چند مورد خاص داشته باشد و جایی در زمینههایی دیگر. باید دید اولویتهای کشور ما در چه زمینههایی است که التهاب این اولویتبندی توسط مسوولان ذیربط تعیین میشود. مثلاً بیوتکنولوژی، نانو و IT جزو اولویتهای علمی ماست. ممکن است در زمینههایی ما نیازمند استفاده از توانمندیهای کشورهای دیگر باشد.
بهاره صفوی / گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: