در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هوشیاری شهروند تهرانی، راز گشود
درپی این سرقت، ماموران مشخصات اموال مسروقه شاکی را در اختیار مغازهدارانی که در زمینه خرید و فروش اشیای قدیمی فعالیت میکردند، قرار دادند و از آنها خواستند به محض مشاهده فروشنده این اموال، موضوع را به پلیس اطلاع دهند. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه هفته گذشته مرد مغازهداری با پلیس تماس گرفت و گفت مردی جوان چند قلم از اموال مسروقه شاکی را به قصد فروش به مغازه وی آورده است.
با تماس این شهروند، ماموران پایگاه یکم آگاهی تهران به محل کار مرد مغازهدار در خیابان منوچهری مراجعه و فروشنده اموال دزدی را دستگیر و به اداره پلیس منتقل کردند. مرد جوان در بازجوییهای پلیسی اظهارات متناقضی را بیان کرد تا اینکه در ادامه تحقیقات به جرم خود اعتراف کرد.
اعتراف دزد جوان
متهم به سرقت در اظهاراتش به پلیس گفت: یک روز که برای دیدن عمویم ـ که سرایدار شاکی پرونده است ـ به خانهاش رفته بودم، پی بردم صاحبخانه و اعضای خانوادهاش در سال چند بار به سفر میروند. بنابراین تصمیم به سرقت اموال قیمتی صاحبخانه گرفتم و چند روز قبل از آخرین سفر آنها، بیآنکه عمویم متوجه شود، نمونهای از کلیدهای خانه را تهیه کردم. متهم ادامه داد: پس از آن، یک روز که عمویم در خانه نبود، اموال قیمتی شاکی را که اغلب ظروف قدیمی ایرانی و خارجی بود، سرقت و به خانهام در شهر قدس (قلعه حسنخان) شهریار منتقل کردم و تصمیم گرفتم آنها را بتدریج بفروشم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: