در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی یکی از دلایل آشنا نبودن مردم با گروه کر را نبود آموزش صحیح میداند و ادامه میدهد: «به عقیده من مردم در این خصوص که با کر آشنایی ندارند مقصر نیستند؛ چرا که یک بخش از این موضوع به آموزش و یک بخش دیگر به تبلیغات درست برمیگردد که متاسفانه ما هیچ کدامشان را نداریم».
یک بخش از موسیقی کرال ما به وجود گروههای حرفهای و کار کردن آنها در سطح خوب بستگی دارد در حالی که در شرایطی که مخاطبان موسیقی نسبت به گذشته افزایش یافتهاند، ما شاهد کم بودن گروههای کر و اجراهای آنها هستیم.
شفقینژاد در این خصوص میگوید: «اغلب گروههای ما ازجمله گروه کر نوری در سطح بسیار بالایی کار میکنند، به طوری که حتی به جرات میتوان گفت که از گروههای کر اکراین، ارمنستان، آذربایجان و کشورهای همسایه به مراتب بهتر هستند».
او ادامه میدهد: «اما در مقابل افرادی هم هستند که با دانستن یک مقدار سلفژ و نت وارد گروه کر میشوند و بعد از مدتی خودشان گروه تشکیل میدهند. در حالی که گروه کر متشکل از خوانندگانی است که همه باید آواز و سلفژ بدانند و از کودکی با موسیقی آشنایی کامل پیدا کرده باشند».
متاسفانه تشکیل گروههای 6 ـ 5 نفره با نام کر و نابلدی خوانندگان آن و اجراهای ضعیف آنها به ساختار کرال لطمه وارد کرده است به گونهای که رهبر کر فیلارمونیک ایران در این باره میگوید: «هماکنون 4 نفر که با هم میخوانند لقب گروه کر را به خود میدهند، در حالی که کر حداقل باید 80 نفر خواننده داشته باشد که همگی در فضای موسیقی رشد یافته باشند نه این که به صرف داشتن صدای خوب وارد گروه کر شوند».
شفقینژاد آواز را سختترین، پیچیدهترین و مشکلترین هنر دنیا میداند و معتقد است: «در همه جای دنیا آواز، نوازندگی، آهنگسازی و رهبری رشتههای عملی موسیقی محسوب میشوند که آواز به عقیده من سختترین آنهاست چراکه اگر سیمساز بریده شود یا بدنهاش آسیب ببیند میتوان مشکل را به راحتی حل کرد، در صورتی که تار صوتی انسان وقتی آسیب ببیند، درمانش چندین سال طول میکشد».
نبود ادبیات ایرانی در کر
وقتی به دیدن اجرای یک گروه کرال میروید، آثاری را با لحن آوازی خاص میشنوید که بیشتر کلاسیک و بعضا محلی هستند، مخاطب در لابهلای این اجرا به دنبال واژگانی میگردد که در ادبیات فارسی موجود است، اما کنکاش او بینتیجه است؛ چراکه در بخش کرال چیزی به عنوان ادبیات ایرانی وجود ندارد.
مهدی قاسمی رهبر سابق گروه کر بزرگ تهران در این خصوص میگوید: «یکی از مشکلات بزرگی که پدیده کر در ایران دارد، نبود ادبیات ایرانی برای آن است و تنها چیزی که در این زمینه به صورت مجموعه چاپ شده وجود دارد، ترانههای روستایی ایران است که در سال 1310 ساخته شده است. ما میتوانیم بسیاری از آثار کلاسیک ازجمله باخ، بتهوون و... را بخوانیم، اما آن چیزی که برای ایران باشد، در دست نداریم بر این اساس من شخصا ترجیح میدهم، مدتی از کار رهبری فاصله بگیرم تا بتوانم آثاری را برای گروهای کر ایران بنویسم که به عقیده من آهنگسازی در این زمینه انجام دادن یک کار زیربنایی است».
فرهاد هراتی رهبر گروه کر نامیرا نیز کمبود رپرتوار برای کر را یکی از دلایل کم بودن گروههای کر میداند و میگوید: «در حال حاضر اکثر گروههای فعال کر در ایران کارهای دیگران را میخوانند که البته این مساله تا حدی امکانپذیر است. چراکه گروههای کر بیشتر به این نیاز دارند که آهنگساز و خوراک برای کار کردن داشته باشند».
وی به وجود چنین معضلی در ارکستر ملی هم اشاره میکند و ادامه میدهد: «نبودن خوراک لازم معضلی بود که ارکستر ملی بعد از یک مدت کوتاهی به آن دچار شد، اما کمکم فخرالدینی به این فکر افتاد که برای رفع این مشکل آهنگسازان جوان را به کار گیرد و فضایی را برای ساخت قطعات جدید به آنها اختصاص دهد که خوشبختانه با این تدبیر مشکل حل شد و ما امروزه شاهد اجرای قطعات جدید در ارکستر هستیم».
کمبود رهبر کر
میزان تقریبی گروههای کر بین 40 تا 100 خواننده است که این تعداد مشکلات زیادی را به جهت اجرا و تمرین به همراه دارد.
رهبر سابق گروه کر بزرگ تهران با تایید این مطلب میگوید: «جمع کردن 40 نفر آدم دور هم برای تمرین و اجرا، فراهم کردن محیط مناسب و تنظیم وقت برای این تعداد کار آسانی نیست و اینها از عوامل ذاتی است که گروههای کرال با آن روبهرو هستند.»
قاسمی در ادامه صحبتهای خود به مقایسه اجراهای صحنهای گروههای کر با گروههای سازی میپردازد و ادامه میدهد: «متاسفانه بیشتر گروههای کر ما توانشان در زمینه خوانندگی است تا سلفژ و دانش موسیقی و اگر گروه کر به سلفژ اشراف نداشته باشند، پیشرفت کار کند خواهد شد در حالی که ارکسترها نت میدانند و وقت کمتری برای اجرا میبرند. به عقیده من زمان یکی از عواملی است که اجرای صحنهای گروه کر را نسبت به گروههای سازی کم میکند؛ چون وقتی یک ارکستر به روی صحنه میرود، تنها نت را میزند و اجرایش را تمام میکند، در حالی که در گروه کر علاوه بر نت، متن و تکس نیز باید اجرا شود که این خود زمان بیشتری میبرد. بر این اساس برگزاری کنسرت برای گروه کر معمولا زمان بیشتری میبرد».
فرهاد هراتی رهبر کر نامیرا نهتنها تعداد خوانندگان را دلیل کمبود گروههای کر نمیداند، بلکه معتقد است نبود رهبران کر باعث شکل نگرفتن گروههای کرال میشود.
او میگوید: «جمع کردن یک تعداد آدم برای خواندن آواز دستهجمعی به یک رهبر نیاز دارد که شاید کم بودن رهبران کر باعث شده ما امروزه شاهد گروههای کرال کمتری باشیم. چراکه وقتی رهبر با تسلط وجود داشته باشد، مشتاقان این هنر را دور هم جمع میکند. البته حضور تقریبا 28 گروه کرال در جشنواره موسیقی فجر و اختصاص یک بخش از این رویداد مهم موسیقی به کرال اتفاق خوبی است و این نوید را میدهد که در شهرستانها اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است».
مردم با کر آشنایی ندارند
جذب مخاطب یکی از دلایل موفقیت کنسرتهای موسیقی است، با این حال گروههای کر هم برای موفقیت و ادامه کار نیاز به مخاطب دارند. این اتفاق (جذب مخاطب) نه از راه تبلیغات، بلکه از طریق تلاشهای رهبر گروههای کر و اجراهای موفق آنها صورت میگیرد.
هراتی درخصوص تعداد مخاطبان گروههای کرال در ایران میگوید: «یکی از مسائل دردسرساز موجود در جامعه ما عدم آشنایی مردم با کر است و متاسفانه شنیدن آواز دستهجمعی برای مردم ناشناخته است، در حالی که تاثیر این همه صدای انسان روی ذهنشان به مراتب بیشتر از یک ارکستر بزرگ است و این عدم شناخت خود باعث کم شدن مخاطب میشود. به عقیده من مردم از زمان کودکی تا بزرگسالی با صدای ساز به عنوان موسیقی آشنایی دارند و اولین چیزی که از موسیقی میفهمند صدای ساز است، اما قطعا شنیدن صدایی شبیه آنچه خود دارند برایشان جذابیت بیشتری دارد. با این دید و برای آشنایی بیشتر مردم با کر، ما باید تا آنجا که میتوانیم با انگیزه بیشتر فعالیتهایمان را ادامه دهیم».
وی ادامه میدهد: «ما و برخی گروههای کر دیگر در طول سالهای گذشته مخاطب خود را جذب کردهایم که به نظر من دلیل عمده این اتفاق این است که من و تمامی رهبران کر 90 درصد بلیتهای کنسرت را خودمان میفروشیم و کمتر بلیت در گیشه تالار میگذاریم. در واقع با این کار قصد داریم خودمان مخاطبانمان را پیدا کنیم و سالنهای کنسرتمان همیشه پر باشد».
قطعه خوب مخاطب را جذب میکند
هراتی اجرای قطعات خوب را یکی دیگر از عوامل جذب مخاطب میداند و معتقد است: «زمانی که مردم به دیدن اجرای یک گروه کر میآیند، منتظر ارائه یک برنامه خوب از سوی گروه هستند بر این اساس اگر آن گروه نتواند در هر اجرا به واسطه خواندن قطعات جدیدتر نیاز مخاطب را برطرف کند در همان اجرا نیمی از مخاطبانش را از دست میدهد.»
مهدی قاسمی نیز به رابطه قطعات اجرایی و میزان مخاطبان اشاره میکند و میگوید: «یک ارکستر هر چیزی میتواند اجرا کند. هم میتواند آثار کلاسیک و محلی ایران را که مخاطبش بیشتر است را اجرا کند و هم میتواند قطعات قرن 20 یا مدرن را که مخاطب کمتری دارد اجرا کند، اما در نهایت انتخاب این قطعات اجرایی به رهبران گروهها بستگی دارد.»
رهبر گروه کر نامیرا به تفاوت میزان مخاطبان گروههای سازی و کرال اشاره میکند و میگوید: «خیلی از اجراهای گروه سازی نیز مخاطب ندارد، اما از آنجایی که گروه کر تعداد برنامههایش کم است این تصور ایجاد میشود که کرالها نیز مخاطب ندارند در حالی که چنین نیست. هرچند مخاطبی که به دیدن کنسرتهای کرال میرود انتظارش از یک برنامه موسیقی سازی به مراتب بیشتر است. بر این اساس گروههای کر باید از طرفی دانش خود را بالا ببرند و از طرف دیگر از موسیقیهای خوب برای ارائه به مخاطب استفاده کنند.» در این میان نیز آهنگساز باید این اندیشه را داشته باشد که بتواند در دل مردم رسوخ کند و زوایای احساسی مردم را آن طور که خودش دوست دارد، بیرون بکشد تا مردم از دیدن آن برنامه لذت کامل را ببرند.
کر گیشه ندارد
گیشه و میزان فروش آن در همه کنسرتها حرف آخر را میزند، اما متاسفانه گروههای کر به واسطه اینکه بسیار بزرگ هستند، هیچ وقت فروش گیشه بالایی ندارند. همچنین این گروهها اغلب تبلیغات مناسبی هم نمیتوانند انجام دهند تا بتوانند مخاطب کافی جذب کنند.
علیرضا شفقینژاد در این خصوص میگوید: «کسی که وارد این کار میشود باید بینیاز باشد و حساب مالی روی این کار نکند؛ چرا که ممکن است تا مدتها کارش برگشت مالی نداشته باشد.»
عدم برگشت مالی گروههای کر بعضی مواقع در حدی است که حتی نمیتوان دستمزد گروه را نیز پرداخت کرد. به گفته شفقینژاد اغلب اعضای گروه ما علاوه بر اینکه به طور حرفهای آواز را دنبال میکنند خودشان موزیسین هستند و به واسطه تدریس درآمد لازم را دارند، اما درآمد کلی ما از برگزاری کنسرتهایمان تنها در حد پرداخت دستمزد و دادن یک هدیه به اعضاست. از آنجایی که اکثر گروههای کر به صورت خصوصی تشکیل میشوند و فعالیت خود را انجام میدهند، هیچگونه حقوق ثابتی دریافت نمیکنند که البته تعلق نگرفتن حقوق ثابت علاوه بر خصوصی بودن، به واسطه اعضای زیاد این گروههاست.
رهبر گروه کر فیلارمونیک ایران در این خصوص میگوید: «گروه ما 100 نفر عضو دارد و اگر قرار به پرداخت حقوق ثابت 200 هزار تومان باشد ماهانه بایستی 20 میلیون از سوی رهبر گروه پرداخت شود که چنین چیزی امکان ندارد. البته من فکر میکنم این مساله فقط مختص گروههای کرال خصوصی نیست، بلکه فکر میکنم ارکسترهای دولتی نیز چنین مبلغی را دریافت نمیکننشد.»
فرهاد هراتی رهبر کر نامیرا نیز معتقد است: «گروه کر معمولا از پرحجمترین گروههاست در حالی که گروههای موسیقی با تعداد کمی از نوازندگان تشکیل میشوند و وقتی کنسرتی را برگزار میکنند نهتنها هزینههایشان تامین بلکه نوعی درآمدزایی نیز دارند و این در حالی است که گروههای کر هیچ برگشت مالی بعد از برگزاری کنسرت ندارند.»
وی ادامه میدهد: «به واسطه وجود مسائل مالی در گروههای کر فقط بچههایی دور هم جمع میشوند که عاشق کار کردنشان هستند و بدون چشمداشت مالی کار میکنند، البته این مساله تا حدی قابل قبول است؛ چرا که تا یک زمان میتوان بدون دریافت پول کار کرد. وقتی از یک مرحله گذشت نگه داشتن اعضا و دادن انگیزه به آنها مشکل است.»
مهدی قاسمی رهبر کر بزرگ تهران نیز در این خصوص میگوید: «متاسفانه من گروه کری را ندیدهام که از گیشه موفق باشد، اما در مقابل نیز کنسرتهایی بودند که گیشه خوبی داشتهاند.»
وی زیاد بودن تعداد اعضای کر را یکی دیگر از دلایل گیشه خوب میداند و ادامه میدهد: «هر چقدر هم فروش گیشه خوب باشد و استقبال از کنسرتها بالا باز هم نمیتوان جوابگوی هزینهها و دستمزد اعضای گروه بود.»
با وجود تمام این مشکلات گروههای کر با وجود تمام مشکلاتی که بر سر راهشان هست همچنان فعالیت خود را هرچند اندک در جهت شناساندن کر به عنوان یک بخش از موسیقی آوازی ادامه میدهند.
امیر سعید بورنگ / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: