در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«دموکراسی تو روز روشن» به تهیهکنندگی محمد علی زم از مدیران سابق حوزه هنری ، اثری پربازیگر است که خود این موضوع عاملی برای جذب گیشه این فیلم محسوب میشود.
گفتگویی که میخوانید درباره مراحل تولید و شکلگیری این فیلم است.
چطور تصمیم گرفتید این فیلم را با همکاری آقای زم بسازید. البته این فیلمنامه متعلق به مسعود احمدیان بود و پیش از این قرار بود، توسط فیلمسازان دیگری ساخته شود.
افشین رضایی یکی از دوستانم که در جریان ساخت «پوست موز» بود، پیشنهاد این فیلمنامه را داد. او معتقد بود که فیلمنامه «دموکراسی تو روز روشن» به قلم آقای مسعود احمدیان شباهتهایی به «پوست موز» دارد. من بعد از مدتی متن این کار را خواندم و احساس کردم فضای خوبی دارد و با احمدیان درباره ساخت آن صحبت کردم.
بله، من نیز شنیدم که قرار بوده حتی فیلمسازان برجسته سینمای ایران آن را بسازند که این امر به دلایلی صورت نگرفته بود.
بعد از این که فیلم «پوست موز» توسط سرمایهگذار کار به دفتر آقای زم فروخته شد ایشان به من پیشنهاد دادند که اگر فیلمنامهای دارید برای همکاری ارائه کنید. فیلمنامه «دموکراسی...» را دادم و مدتی بعد فیلمنامه را با اجازه دخل و تصرف کامل؛ آقای زم از احمدیان خریداری کردند.
این فیلمنامه در حال حاضر چقدر با فیلمنامه اولیه آقای احمدیان متفاوت است؟
فکر میکنم حدود 40 درصد همان فیلمنامه اولیه است. کاراکترها و پایه اصل داستان که همان است. به طور نمونه نحوه ترور و فضاسازیهای برزخ عوض شده است و طنز و دیالوگهای روز به آن اضافه شده است.
بازنویسی فیلمنامه به چه شکل بود؟
اول آقای زم مسائلی را درباره متن عنوان کردند که من فیلمنامه را 3 بار با توجه به این موارد بازنویسی و تغییراتی را در آن اعمال کردم. عنوان کردن مسائل مذهبی در یک فیلم نیاز به مشاور مذهبی دارد. در کشور ما همه اعتقادات و باورهای مردم در گرو مسائل مذهبی آنهاست.
وقتی قرار بود به مباحثی چون مرگ، برزخ، زندگی یک شهید و... بپردازیم قطعا نیاز به یک مشاور مذهبی است تا خطوط قرمز چنین موضوعاتی را بخوبی بشناسد و مشخص کند. آقای زم در دیالوگهای مذهبی نظرات زیادی داشتند. ما چند روز یکبار با هم جلسههای طولانی میگذاشتیم و دوباره فیلمنامه را میخواندیم و بحث میکردیم.
پرداختن به چنین موضوعاتی و به تصویر کشیدن فضای برزخ که مخاطب از آن آشنایی کمتری دارد کار پر خطری محسوب میشود، اما فکر میکنم حضور آقای زم به عنوان مشاور مذهبی کار به نوعی در کنار تهیهکنندگی یک نوع قوت قلبی برای شما بود. زیرا اگر قرار بود این کار در زمان اکران هم به لحاظ دینی بازخوردهایی در جامعه داشته باشد، قطعا ایشان پاسخگو خواهد بود.
آقای زم سبقه فرهنگی بسیار خوبی دارند، اما به دلایلی مدتی در این حوزه کار نمیکردند. به هر حال باید این موضوع را هم مدنظر قرار میدادیم که وقتی «دموکراسی تو روز روشن» اکران شود، خیلیها منتظر هستند تا ببینند که ایشان با چه اثری بعد از این سالها به سینما بازگشتهاند. همین موضوع باعث میشد که من احساس کنم بیشتر زیر ذرهبین قرار دارم.
من واقعا به ایشان تکیه کردم. در بخش مذهبی فیلم پشتم به وی بسیارگرم است. آقای زم برای بحث دینی فیلم خیلی زحمت کشیدند.
قبلا در گفتگوهایی عنوان کرده بودید که عواملی چون تدوینگر و مدیر فیلمبرداری از همان ابتدای پیش تولید در کنار شما حضور داشتند. فکر میکنم این فیلم به لحاظ فضاسازی صحنههای مربوط به برزخ به یک طراح صحنه و لباس هم از همان ابتدا نیاز داشته است.
آقای علی مربی، طراح صحنه و لباس تقریبا بعد از این دو نفر جزو اولین افرادی بودند که در پیشتولید به ما ملحق شدند. من به وی عنوان کردم، برای صحنه برزخ نیاز به یک سالنی داریم که در آن ستونهای بزرگی وجود دارد. او در انتخاب لوکیشنها به ما کمک کرد. به هر حال در فصل پاییز پیدا کردن لوکیشنهایی برای صحنههای بهشت خیلی سخت بود.
یکی از مواردی که من احساس میکنم هنوز فیلم جای کار دارد بخش طراحی صحنه و لباس بود که ای کاش برای آن وقت بیشتری میگذاشتیم. شاید آقای مربی وقت نداشتند. فکر میکنم جای کار بیشتری داشت. طراحیهای صحنهها میتوانست خیلی منطقیتر باشد.
در فیلمنامه شرح صحنه نیز داشتید؟
نه، به این کاملی نبود و بیشتر انتخاب ذهن خودم بود. طراحیهای فضای برزخ در پیش تولید انجام شد. ما برای پیدا کردن صحنههای برزخ خیلی سختی کشیدیم. آن سالن بزرگ سفیدی که شما در این صحنه میبینید یک انباری نامرتب مربوط به کارخانه چیتسازی بود. چند روز طول کشید تا به فضای فعلی رسیدیم و آن را بازسازی کردیم.
به نظر میرسد با توجه به فضای تکنیکی «دموکراسی تو روز روشن» و حتی کار قبلی شما «پوست موز» بیشتر علاقهمندید که از تکنولوژیهای روز دنیا در مراحل تولید استفاده کنید و به لحاظ استانداردسازی بالاتر از سطح کیفی سینمای ایران حرکت کنید. گویا انتخاب فیلمنامههایی چون «دموکراسی و...» به شما فرصت استفاده از این گونه تکنیکها را به جهت فضاسازی میدهد، به همین دلیل سراغ ساخت چنین فیلمی رفتید؟
من علاقهمندم در تمام کارهایم از تکنیکهای روز دنیا استفاده کنم. البته قرار نیست در فیلم بعدی من اگر رئال باشد و در شهر تهران میگذرد پر از کاتهای 7 ثانیهای باشد. در این فیلم من به دلیل فضاسازی از تکنولوژیهای روز دنیا استفاده کردم، اما در فیلم بعدیام «شش نفر زیر باران» قطعا فضا کاملا تغییر میکند و ما قطعا از تکنولوژیهای دیگری استفاده میکنیم.
برای من فرقی نمیکند. علاقهمندم برای هر فیلمنامهای که در دست ساخت دارم، از تکنولوژیهای روز دنیا استفاده کنم و به نوعی به روز باشد. این به روز بودن میتواند یکبار گرتهبرداری از «24» باشد یا یکبار مثل «بابل» یا... .
مخاطب ما امروز با فیلمهای روز دنیا در ارتباط است و علاقهمند است ما نیز به روز باشیم. باید با امکاناتی که داریم، سعی کنیم بهترین کار را ارئه کنیم. من حتی تلاش میکنم در فیلمهای تلویزیونی هم از استانداردهای روز دنیا استفاده کنم.
شما معتقدید که برای رسیدن به چنین ساختار تکنیکی، سعی میکنید مدام فیلمهای روز دنیا را ببینید. با توجه به این موضوع چقدر معتقدید در بخشی از صحنهها به نوعی گرتهبرداری کردید. گویا شما با کلمه الگوبرداری مخالف هستید؟
من در زمان دیدن فیلمهای روز دنیا دفترچهای در دست نمیگیرم تا صحنههایی که مورد علاقهام است یا از نوع فیلمبرداری لذت میبرم را به طور کامل بنویسم تا در فیلم بعدیام از آنها به طور مستقیم استفاده کنم.
فیلمهای خوب دیدن به عقیده من از سالها دانشگاه رفتن در بخش فیلمسازی بیشتر به ما کمک میکند. وقتی یک فیلم را با دقت میبینم این نحوه ساخت آن فیلم در ذهنم شکل میگیرد و این موضوع باعث نمیشود وقتی فیلمی میسازم از آن ساختار کاملا استفاده کنم یا الگوبرداری کنم.
من از دیدن این فیلمها نوع نگاه آنها را یاد میگیرم. سعی میکنم در زمان ساخت از ذهنیتم و از چیزهایی که دیدهام استفاده کنم و هرگز کاملا صحنه یا پلانی مشابه فیلم دیگری نمیگیرم. من سعی میکنم سبک و سیاق را یاد بگیرم. بعضی فیلمهای خارجی واقعا مانند یک کلاس درس است.
در زمان فیلم دیدن، عمدتا سعی میکنم در ابتدا آن را کامل ببینم، بار دوم زیرنویس را خاموش میکنم و برای بار سوم هم صدای فیلم را کاملا قطع میکنم. در این مراحل احساس میکنم جور دیگری فیلم را میبینم یا با عینک سهبعدی به تماشای آن نشستم. با این گونه فیلم دیدن همیشه جنبههای دیگری از فیلم را مورد توجه قرار میدهم.
شما فضایی که از برزخ به تصویر کشیدید به نوعی برزخ امیر ستوده است و این نگاه و زاویه دید وی از فضاست.
ذهنیت همه ما نسبت به برزخ به یک گونه خاص است، زیرا ما کاملا تصور دقیقی ازآن فضا نداریم. برزخ هر شخصی بازخورد اعمال خود اوست. حتی میگویند مرگ برای افرادی شیرین و برخی دیگر تلخ و زجرآور است.
آن چیزی که ما در فیلم نمایش دادیم تصویر ذهنی امیر ستوده از برزخ است و خود اوست که دارد خود را محاکمه میکند و اشتباهاتش را یادآوری میکند.
این فیلم ترکیبی از چند ژانر است.
این فیلم به عقیده من دینی، طنز، دفاع مقدس و خانوادگی است و فکر میکنم همه اینها خیلی خوب کنار هم قرار گرفتهاند. خیلی سعی کردیم در این فیلم دچار شعارزدگی نشویم و به همین دلیل تا حدودی به سمت فضای فانتزی و طنز رفتیم.
من وقتی فیلم را شروع کردم خیلی علاقهمند بودم، به استانداردهای روز دنیا نزدیک باشد. به همین دلیل از همان ابتدا تدوینگر را شاهین یارمحمدی و مدیر فیلمبرداری را ابراهیم غفوری انتخاب کردم. البته باید تاکید کنم، آقای زم هم قصد داشتند اثر خوبی از هر جهت تولید شود.
ایشان به من اعتماد کرده بودند. جا دارد از وی تشکر کنم چون تا همین امروز هیچ چیزی کم نگذاشتند و تمام امکاناتی که در توانشان بود برای ما مهیا کردند. من برای اولین بار از تدوینگرم خواستم که باید مانند تمام عوامل از پیش تولید و تمام زمان فیلمبرداری در کنار ما باشد.
البته ما برای کل فیلم استوریبرد سهبعدی طراحی کردیم و واقعا از این تکنیک استفاده هم کردیم. تعداد پلانهای این فیلم بسیار بالاتر از حد نرمال است. خوشبختانه هیچ کسی از این همه کات زدن در طول فیلم خسته نمیشود و به نوعی تو چشم نبوده است. این موضوع برای من اهمیت داشت.
به ریتم خیلی اهمیت دادیم و براساس فضای هر سکانسی دکوپاژ کردیم. ما حتی در انتخاب دوربین، باکس تدوین و... دقت کردیم و آقای زم هم اصلا دریغ نکردند.
در حال حاضر فکر میکنید «دموکراسی تو روز روشن» چند درصد با معیارهایی که شما در ذهن داشتید همخوانی دارد؟
60 درصد آن چیزی که در ذهنم بوده، محقق شده است و این خیلی عدد بالایی است. بخشی از 40 درصد مابقی به خاطر نبود امکانات گرفته نشده است و شاید هم تا حدودی باید بیشتر دقت میکردم. مطمئن باشید من برای کار بعدیام شماره عینکم بالاتر میرود. من همین حالا هم با تمام درگیریهای اکران عمومی «دموکراسی...»، شبی 2فیلم میبینم. فیلم دیدن برای من مثل غذا خوردن است.
بهتر است درباره انتخاب بازیگران صحبت کنیم که تقریبا حاشیههای فراوانی برای فیلم به وجود آورد. به طور نمونه چطور احساس کردید شخصی همچون امیر ستوده که فرمانده جنگ بوده میتواند دختری مانند فاطمه داشته باشد (نیوشا ضیغمی) که کاملا متعلق به جامعه امروزی است و خصوصیت جوانان همین دوره را دارد.
من امیر ستوده را این گونه میبینم. به نظر من فرزندان فرماندهان ما همین گونه هستند که شما در فیلم میبینید. دید من این بود و فکر میکنم انتخاب درستی انجام دادم. یکی از گزینههایی که انتخاب درستی بود به نظر من خانم ضیغمی بودند.
چقدر حضور یک فیلمساز زن در فیلم (نیکی کریمی) نیاز بود؟
به عقیده من نقش نیکی کریمی خیلی کلیدی است. ما باید توسط یک ریسمانی داخل جامعه میرفتیم و نظرات مردم را درباره امیر ستوده میپرسیدیم. این دوربین فیلمساز بود که زوایای دیگری از شخصیت وی را برای ما مشخص میکند. وجود این فیلمساز در آن فیلم کمک بسیار زیادی به کاملتر شدن شخصیت امیر ستوده برای مخاطب میکند.
این شخصیت از ابتدا در فیلمنامه بود که البته برای آن نقش مرد در نظر گرفته شده بود و من تصمیم گرفتم از حضور یک بازیگر زن استفاده کنم. من در زمان بازنویسی، دیالوگها را براساس کارنامه فیلمسازی خانم کریمی نوشتم.
شما در این فیلم از حضور بازیگران چهره سینما استفاده کردید و در این ترکیب پربازیگر همه تقریبا چهره هستند. وقتی از آنها برای بازی دعوت کردید، بازخوردشان نسبت به نقش و این ترکیب چگونه بود؟
برای همه بیشتر فیلمنامه در ابتدا مورد توجه قرار گرفت و شاید یکی از دلایل قبول نقش همین موضوع بود. ما هیچوقت با آنها درباره کوتاهی نقش صحبت نکردیم.
فکر میکنید چند درصد از بازیگران فعلی کار انتخابهای درست شما بوده است.
یکی از نقشهایی که فکر میکنم درست انتخاب شده، نقش حسن جوادی است که آن را وحید رحمانی بازی کرده است. من میخواستم از شخصی استفاده کنم که مخاطب از وی شناختی ندارد.
آن جایی که نمیخواهیم چیزی را به مخاطب القاء کنیم و او خودش انتخاب کند، چهره معرفی کردیم. فکر میکنم این چیدمان خیلی درست انجام شده است. از انتخابها حدود 90درصد راضی هستم.
به هر حال این فیلم توسط سرمایه بخش خصوصی ساخته شده است و باید به برگشت سرمایه هم فکر میکردیم به همین دلیل گیشه را در نظر قرار دادیم.
اما از ابتدا نگران بودم جمع کردن این همه بازیگر دور هم که هر کدام تضمین فروش یک فیلم است، یک مدیریت میخواهد. خدا را شکر هیچ مشکلی هم به وجود نیامد.
انتخاب لباس محمدرضا گلزار شباهتهایی به یکی از فیلمهای خارجی دارد، این انتخاب توسط چه کسی صورت گرفت و آیا خود بازیگر هم در نوع گریم یا لباس خود نظر ارائه کرد؟
طراح لباس ما چند اتود برای نقش فرشته مرگ زد. باور کنید اگر لباسهای دیگری هم انتخاب میکردم قطعا ایراد دیگری میگرفتند. من بین اتودهایی که دیدم اصلا یاد فیلم «ماتریکس» نبودم. این لباس را با توجه به ذهنیتی که برای فرشته مرگ داشتم، مناسبتر دیدم.
محمدرضا گلزار از شبی که فیلمنامه را خواند، درگیر شده بود و نظرهای متعددی برای این نقش به ما میداد. سر صحنه هم این تعامل را با هم داشتیم. وی بازیگر بسیار باهوشی است. اگر بستری مناسب برای گلزار ایجاد شود، قطعا نقشهای متفاوتی بازی میکند.
فکر میکنید این فیلم کارگردان است یا تهیه کننده؟
این فیلم، فیلم تهیهکننده ـ کارگردان است. یک سری وظایف بر عهده تهیهکننده و یک سری بر عهده کارگردان است. البته آقای زم مشاور مذهبی فیلم نیز هستند.
«شش نفر زیر باران» کار بعدی شما در چه فضایی میگذرد؟
در فضا برزخ و مرگ نیست. ذهنیت من این نیست که دنبال فیلمنامههایی مانند «دموکراسی...» و «پوست موز» باشم. من خودم را در قید و بند این که حتما در یک گونه کار کنم، نمیبینم و دوست دارم دست به تجربههای تازهای بزنم.
بیتا موسوی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: