روزانه ها

محل عبرت

آخرین بار که به گورستان رفتید چه زمانی بود؟ مطمئنا در میان پاسخ‌ها اولین گزینه شرکت در مراسم ترحیم یا خاکسپاری عزیزی بوده است که چندی پیش به دیار باقی کوچ کرده است یا انسان خوبی بوده است ... فرقی نمی‌کند به هر حال جام مرگ را سر کشیده و به عاقبت دنیوی خویش این گونه تن داده و از میان تمامی خانه‌های دنیا، عاقبت گوری تاریک و کوچک را برگزیده است. راستی تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا در تعالیم دینی ما اینقدر سفارش شده است که در طول زندگی هر از چند گاهی سری به گورستان بزنید. گورستان براساس همین آموزه‌ها نوعی آموزشگاه است. اصلا مدرسه است و آدم‌های زنده در کلاس‌هایش درس می‌آموزند.
کد خبر: ۳۳۰۹۸۱

این نگاه سمبلیک به مرگ می‌تواند در دیگر امور زندگی ما نیز جاری باشد. بد نیست گاهی اوقات قبل از آن که مسیری را به انتها برسانیم به مقصد سری بزنیم و عاقبت کار را ببینیم. ته‌ته جاده تنها برای رسیدن نیست تا ما قدم رنجه کنیم و به آنجا برسیم. بعضی مواقع می‌توان چشم انداخت و در آغاز جاده، انتهایش را دید.

روز گذشته در کنار دادگاه خانواده میدان ونک تهران دختر نوجوانی همراه با پدر و برادر کوچکش گریان ایستاده بود و چشم هر رهگذری را به خود مشغول می‌داشت.

انگار می‌خواست همه بدانند که از امروز بر پیشانی‌اش نوشته می‌شود: کودک طلاق. گوله گوله اشک بود که شکوفه می‌شد در چشمانش. تکیه داده بود به دیوار و مرد مانده بود که کودکش را چگونه آرام کند.

دقایقی گذشت و در انتها مرد که مستاصل شده بود تنها به این جمله بسنده کرد: به خدا اینجایش را ندیده بودم وگرنه به خدا....

دادگاه خانواده هم می‌تواند مانند گورستان محل عبرت باشد، یا به تعبیری دیگر مدرسه‌ای دیگر که مردودی‌هایش بیشتر از قبولی‌هایش است. شاید بعضی اوقات سر زدن به دادگاه خانواده هم همان ثوابی را در دل پنهان داشته باشد که در سر زدن به گورستان آن را می‌توان جستجو کرد. شاید باید زودتر انتهای جاده اختلافات را دید.

مهدی نور علیشاهی / گروه فر هنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها