زنم مرا کتک می‌زند

سرانجام عشق خیابانی

خود کرده را تدبیر نیست. این ضرب‌المثل شاید بیش از هر جمله و گفته دیگری اهمیت تصمیم‌گیری درست در لحظات حساس زندگی را نشان بدهد. فرشاد جوان 25 ساله‌ای است که احساس می‌کند در زندگی به بن بست رسیده و به همین خاطر به یک مرکز مشاوره نیروی انتظامی مراجعه کرده تا چاره‌جویی کند. او وقتی داستان زندگی‌اش را به زبان می‌آورد مرتب همان ضرب‌المثل را تکرار می‌کند و می‌گوید می‌داند این خودش بود که با تصمیم نادرست بختش را سیاه کرد: من یک زندگی ساده و معمولی داشتم. خانواده‌ام همه بااخلاق و مهربان و خودم اهل کار و ورزش و پسری سر به راه بودم تا این که با دختری به اسم سمانه آشنا شدم.
کد خبر: ۳۳۰۸۲۲

فرشاد یک روز تعطیل به کوه رفته بود که سمانه را دید و به طور اتفاقی گفتگویی با او انجام داد. مرد جوان توضیح می‌دهد:همان چند جمله کوتاه باب آشنایی من و سمانه را باز کرد و ما بقیه مسیر را با هم رفتیم او دختر زیبا و خوش صحبتی بود و آن طور که می‌گفت خانواده‌اش وضع مالی خوبی داشتند پس از آن روز ما چند بار دیگر هم قرار ملاقات گذاشتیم و کم کم احساس کردم به او علاقه‌مند شده‌ام. سمانه هم همین احساس را داشت و می‌گفت پدر و مادرش او را در انتخاب همسر آزاد گذاشته‌اند.

پسر جوان که خود را اسیر عشقی آتشین می‌دید، تصمیم گرفت موضوع را با والدینش درمیان بگذارد تا هر چه زودتر مراسم خواستگاری برگزار شود. پدر و مادر فرشاد اگر چه نسبت به عشق خیابانی دیدگاه مثبتی نداشتند، اما پذیرفتند به خانه سمانه بروند. مرد جوان می‌گوید: بعد از آن دیدار بود که هر دو خانواده با این وصلت بشدت مخالفت کردند آنها می‌گفتند ما از نظر فرهنگی با هم خیلی تفاوت داریم و من و سمانه گوشمان به این حرف‌ها بدهکار نبود و می‌خواستیم با هم ازدواج کنیم برای همین خانواده‌هایمان را تحت‌فشار گذاشتیم و وقتی به نتیجه نرسیدیم از خانه فرار کردیم بعد از چند روز وقتی برگشتیم، والدین هر دویمان چاره‌ای نداشتند جز این که از مخالفت دست بردارند.

به این ترتیب مراسم عروسی دختر و پسر جوان خیلی زود و با عجله برگزار شد اما از همان زمان می‌شد فرجام چنین عشقی را پیش‌بینی کرد. فرشاد که حالا بعد از سه ماه زندگی مشترک تصمیم به جدایی گرفته است، می‌گوید: بعد از عروسی بود که فهمیدم زنم مواد روانگردان مصرف می‌کند و دوستان نابابی دارد هر کاری در این مدت کرده‌ام نتوانسته‌ام رفتار او را تغییر بدهم سمانه بعد از مصرف مواد دچار توهم می‌شود و مرا به باد کتک می‌گیرد حتی یک بار با چاقو به جانم افتاد من دیگر نمی‌توانم به این زندگی ادامه بدهم. فرشاد در پایان حرف‌هایش بار دیگر آن ضرب‌المثل را تکرار می‌کند: خود کرده را تدبیر نیست. من دارم تاوان تصمیم نادرستم را پس می‌دهم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها