در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از فلسفه شکلگیری شورایاریها شروع میکنیم. فکر میکنم تعریف یک خطیاش این باشد که شورایاریها حکومتهای محلی هستند که بر اساس اداره مردمی پایهریزی شدهاند.
بله... اینطور هم میشود تعریفش کرد. ببینید... بحث مشارکت در جوامع امروز بحثی قطعی است. همه قبول دارند که امروزه شهر را بدون مشارکت نمیتوان اداره کرد. از طرفی طبع انسان هم مدنی است. در این هم تردیدی وجود ندارد. یعنی به تعبیر دیگر انسان با مدنیت انس دارد. در احادیث و روایات ما هم شهر به عنوان گستردهترین و کامل ترین ظرف برای قیاس عنوان شده است. مثلا پیامبر میفرمایند: انا مدینه العلم یعنی اینکه من شهر علمم... نمیفرمایند که مثلا من دریای علمم... یا من آسمان علمم. پس ما ظرفیت شهر را در همین نکته که حضرت رسول(ص) اشاره فرمودند میتوانیم مشاهده کنیم.
این مدنیت و انسانیت یک امر به هم پیوسته است. بالاترین جلوههای مدنیت هم در شهر دیده میشود. از قدیم هم اینطور بوده که کارها و مسائل مربوط به اداره شهر با خود مردم بوده و حکومت بیشتر مسوولیت مرزها و امنیت را داشته است. حضور و مشارکت مردم خیلی بیشتر از آن چیزی بوده که الان ما میبینیم و میشنویم. قدیمها حتی امنیت محلات به افراد امین و خوشنامی سپرده میشده که پهلوان محل هم بودهاند و از اهالی محافظت میکردند. هنوز هم اسامی بعضی از آنها بر کوچهها یا محلههای شهرمان باقی مانده است. به تازگی این مسوولیت به پلیس محلات سپرده شده.
از نظر رفع نیازهای مردم محل هم خیلی مسائل در خود محله و توسط بزرگان و متمولان آن محل رفع و رجوع میشده... یعنی در واقع حیثیت اجتماعی افراد آنها را مجاب میکرده که به نیازهای محلهشان رسیدگی کنند. البته پاداش هم میگرفتند و در افکار عمومی هم صاحب مشروعیت و مقبولیت و محبوبیت میشدند. مثلا در تامین آب آشامیدنی محل که در آبانبارها ذخیره میشده و از نامشان مشخص بوده که متولی آن چه شخصی بوده است. مثلا میگفتند آبانبار حاج علی... یا آبانبار سید محمد و...
منظورم از این مقدمه این است که اداره شهر به دست خود مردم امری نیست که تازگی داشته باشد اتفاقا این نوع اداره شهر در تهران خیلی هم قدیمی و سابقهدار است. اصلا ذات زندگی جمعی و زندگی مشارکتجویانه چنین امری را میطلبد.
در قدیم محلهها اغلب ذیل نام هیاتهای عزاداری شکل میگرفتند و آن هیات انسجام بخش مناسبات اهالی محل بوده. تا جایی که حتی محلات برای خودشان سازمانها یا دفاتری هم داشتهاند که به امور مردم و محله رسیدگی شود. تاسیس صندوق قرضالحسنه محلی از جمله این اقدامات است که هنوز هم در شهرمان نمونههایش را میبینیم.
یعنی در واقع خود مشارکت وجه مشترک مردم یک محله بوده است...
دقیقا... این مشارکت به اشکال مختلف و با رسوم متفاوت وجود داشته و خیلی هم وسیع و گسترده بوده است. حالا متناسب با وضعیت جدید شهرها، این ظرفیتها باید بازسازی و امر مشارکت باید بازتعریف شود. الان رشد جمعیت شهرها زیاد شده و رفته رفته آن بافت قدیمی و سنتی بر هم خورده و تا حدود زیادی از بین رفته است. ولی روح مشارکت و دخیل بودن مردم در اداره امور شهر و محله همچنان وجود دارد. هنوز هم زندگی جمعی در شهر، خصوصا شهرهای بزرگی مثل تهران به این روحیه نیازمند است. البته در قالبی جدید و سبکی تازه. به این جهت است که امروز میبینیم که ادارهکنندگان و متولیان محلات به صورت سازماندهی شده و با نظارت مدیران شهری، کاملا رسمی و قانونی در یک انتخابات که با حضور اهالی اتفاق میافتد، برگزیده میشوند و در هر محله یک شورای محلی و در هر منطقه هم یک شورای منطقهای تشکیل میشود و کارها به سبک جدید پیش میرود. اما در کل میبینیم که روح و هدف کار تغییری نکرده و همان رویکرد وجود دارد، البته در ابعاد و شکلهای جدید.
این ابعاد جدیدی که میگویید شامل چه چیزهایی میشوند؟ و اصولا انتخابها بر چه مبنایی صورت میگیرد؟
در حقیقت الان مهمترین چیزی که باید مد نظر شورایاران باشد تعامل با ارگانهای مختلفی است که هر کدام به نوعی در اداره شهر دخیل هستند و سهم دارند. انصافا هم کار دشواری است و نیاز به پیگیری و سختکوشی دارد. چون یک مجموعه مشخص و واحدی ندارد. ما الان در شهرمان یک شهرداری داریم، یک وزارت نیرو داریم، یک وزارت آموزش و پرورش داریم و... گواینکه از وجود اینهمه سازمان و وزارتخانه اینطور به نظر میرسد که در مجموعه شهر ما بههیچ عنوان به مدیریت واحد شهری اعتقادی وجود ندارد و ظاهرا فقط شعارش را میدهیم؛ چون حتی زمینه دسترسی به این شرایط آرمانی هم فراهم نیست. بنابراین یک مجموعه شورایاری باید ظرفیت گفتگوی بالایی داشته باشد و بتواند با این دستگاهها و سازمانها و وزارتخانهها ارتباط مستمر و مطلوب برقرار کند، نیازها را تشریح کند و از ظرفیت آنها به نفع محله بهرهبرداری کند. ولی در این مورد تنها ظرفیت گفتگو و برقراری ارتباط سازنده با دستگاههای مختلف هم کافی نیست... چرا که برای رسیدن به این نقطه باید پشتوانه هم وجود داشته باشد. پشتوانهاش هم این است که باید در بین مردم مقبولیت داشته باشد. به همین دلیل است که انتخابات برگزار میشود تا افراد منتخب بتوانند با پشتوانه اکثریت اهالی وارد عرصه خدمتگزاری بشوند. بعد اینکه حرفی که این افراد قرار است بزنند باید مشروعیت قانونی هم داشته باشد. از این رو چارچوب ضابطهمند و بوروکراسی خاصی هم در این حوزه قرار داده شده است تا درخواستها قانونی و پخته، ارائه و پیگیری شود. در طول این مدتی که این شوراها با شهرداری کار میکنند، میتوان گفت که تقریبا به یک زبان مشترک با شهرداری رسیدهاند و مسائلشان با این سازمان اجمالا راحتتر قابل حل است. ولی با دستگاههای دیگر به این راحتیها قابل حل نیست... اصلا ممکن است دستگاههای دیگر شورایاران را نپذیرند. اما شهرداری چون بر اساس گفتگو و تعامل و همیاری مردم پایهریزی شده خیلی راحتتر برخورد میکند. بنابراین در سایر موارد ما آن همیاری و همکاری را نداریم. اما در این حوزه خوشبختانه همکاری و تعامل وجود دارد. گواینکه باید قاعدهمند شود. ما سال گذشته یک طرحی را دادیم با عنوان سرای محله که کانون گفتگوها و تعاملات در حوزههای اجتماعی و با اولویت محلی باشد. چون خیلی از اتفاقاتی که الان در حال انجام است اگر در قالب و ظرف محلی گنجانده شود، هم اعتبار معنوی و مادیاش بالا میرود و هم اینکه سلامت اجرایش بیشتر میشود. از سوی دیگر امروزه اگر مدیریتها کوچکتر شوند و در چارچوبهای مشخص و معنادار ارائه شوند، هم انسانیترند، هم تاثیرگذارترند و هم اعتمادبرانگیزتر... از همه اینها گذشته از آسیبها هم مصونند.
اینطور مکانها هم پیشینه تاریخی دارند؟
بله... از گذشته هم چنین مکانهایی داشتهایم... حالا به شکل قهوهخانه. این اشتباه است که تصور کنیم در گذشته فقط در قهوهخانهها چای و غذا صرف میشده؛ اتفاقا قهوهخانهها نقش بسیار مهمی در اداره محلات داشتهاند. تازه محل اجتماع فرهنگی مردم هم بوده. مثلا برنامههای شعرخوانی میگذاشتند، تعزیهخوانی و پردهخوانی و... اگر بخواهیم قهوهخانهها را در قالبهای امروزی ببینیم میشود گفت چیزی شبیه انجمنهای شعر یا نمایش البته از نوع تکاملیافتهاش بوده است. در عین حال افراد دور هم جمع میشدند و گفتگو میکردند. در همین گفتگوها مسائل مطرح میشده و از دل آنها راه حلها ارائه میشده. حالا یا به شکل صنفی یا قومی. الان یک چنین نهادها و نمادهایی در شهر توسعه یافتهای مثل تهران مابهازا ندارد. اینجاست که نیاز به مجمعهایی همچون سرای محله بیش از پیش احساس میشود. شاید این سرای محله بتواند مابهازای خوبی برای قهوهخانههای قدیمی باشد.
چرا میگویید «شاید»؟ مگر اطمینان ندارید...
نه... به این دلیل میگویم «شاید» که معمولا کاربری هر نهاد و نمادی را خود مردم تعیین میکنند. ما بر حسب وظیفه و ایدههایی که برای شهر داریم طرحهایی را ارائه میدهیم، اما اینکه از این طرحهای فرهنگی یا از این مکانهای اجتماعی مردم چه برداشتی داشته باشند و از آن در چه مسیری استفاده کنند دیگر دست ما نیست.
در کل از حرفهای شما اینطور میشود نتیجه گرفت که استعداد اداره شهر به صورت مردمی از قبل در ذات مردم وجود داشته...
بله... این مساله در وجود مردم نهادینه شده است.
این بحث خاطرهجمعی هم بحث جالبی است که متاسفانه در تهران خودش در حال تبدیل شدن به خاطره است...
دقیقا همینطور است... متاسفانه در تهران احترامی برای حافظه و خاطره جمعی باقی نمانده است. در حالی که خاطره جمعی حس همبستگی را تقویت میکند. مثلا وقتی سر صحبت با یک شخص غریبه در اتوبوس باز میشود و او برای شما از خاطراتش تعریف میکند و بعد متوجه میشوید که او در همان مدرسهای درس خوانده که شما در آن درس خواندهاید، قطعا احساس خوبی به شما دست خواهد داد. این یعنی همان خاطره جمعی... حالا این اتفاق را در ابعاد یک ملت ببینید. ملتی که از یک خیابان، یا یک میدان، یا یک مسجد و... یک خاطره مشترک دارند.
بحث مهمی که مطرح است در مورد تخلفات شورایاران است... در شورای شهر دستگاهی برای رسیدگی به این مساله وجود دارد؟
اول این را بگویم که تخلف در همه جا هست. چیزی نیست که مختص یک ارگان یا سازمان باشد. من گاهی احساس میکنم در مورد شورایاران این مساله خیلی حساستر شده و با بزرگنمایی مواجه شده است. در حالی که ممکن است مردم از یک شهردار یا حتی از یک کارمند هم ناراضی باشند. بالاخره در هر نظام اجرایی نارضایتی وجود دارد. اما در مورد تخلفها، اگر تخلفی صورت بگیرد ما یک دستگاه رسیدگی به تخلفات داریم که ماجرا را تا عزل فرد پیگیری میکند. در این شوراها گروههای زیادی رقابت دارند و این رقابتها ممکن است منجر به نارضایتی هم بشود که سعی میکنیم با شیوههای آموزشی و مشارکتی آن را حل کنیم.
و سوال آخر اینکه آیا شورایاران فعال که کارنامه یکساله خوبی دارند، در صورت انتخاب نشدن در انتخابات شورایاریها از چرخه فعالیت خارج میشوند؟
نه... هیچکسی خارج نمیشود. ما در واقع یک سرمایه برای مدیریت تولید کردهایم که قرار نیست هدر برود. محلات بهوجود آدمهای ایدهپرداز و خلاق و کاری نیازمند هستند. ما امیدواریم روزی برسد که تک تک مردم شهرمان نقش مهمی در اداره آن بازی کنند تا این روح مشارکت نیرویی باشد برای پیشرفت و توسعه محلات.
یاسر شیخلو / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: