در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از ختم مجلس، پیاده به طرف محل پارک اتومبیل برگشتم ولی در کمال تعجب ماشین را که از پسانداز 25 ساله کارمندی خریده بودم در محل پارک مشاهده نکردم. دهها بار آن محدوده را بالا و پایین رفتم و از هر کسی سوال کردم ولی کسی جواب خوشحالکنندهای به من نداد. عرق سردی وجودم را فراگرفته بود و استرس و اضطراب هم وجود و روح و روان خانوادهام را به هم ریخته بود. همسر و فرزندانم گریه میکردند و من آنها را به آرامش دعوت میکردم. به کمک یک شهروند با پلیس راه تمام شهرهای اقماری ارومیه تماس گرفتم، با کلانتریها تماس گرفتم ولی همچنان ناامید بودیم تا یک راننده تاکسی که با دیدن وضع و شرایط و اضطراب ما در کنار خیابان متوجه موضوع شده بود ترمز کرد و مرا به طرف خودش فراخواند و گفت: «آقای غریبه، حدود ساعت 4 یک پراید نقرهای شماره جدید توسط جرثقیل راهنمایی و رانندگی به طرف پارکینگ... حمل میشد. نگران نباشید و حتما خودتان را به اداره آگاهی یا راهنمایی و رانندگی برسانید، بیا من خودم شما را میرسانم، خانوادهات همینجا منتظر باشند.»
حرفهای راننده بارقه امید را در وجودم بود و اشک شوق از چشمانم سرازیر شد.
ساعتی بعد در اتاق سرهنگ مسوول در اداره راهنمایی و رانندگی بودم و زمانی که با دلواپسی شماره ماشینام را اعلام کردم سرهنگ تایید کرد که ماشین در پارکینگ است و به علت عدم توجه به تابلوی با جرثقیل حمل میگردد ماشین جلب و به پارکینگ حمل شده است.
من که روح و روانم به هم ریخته بود، گفتم: «جناب سرهنگ در شهر شما با مسافر و غریبه که 9 ساعت رانندگی کرده تا خود و خانوادهاش را به مجلس ترحیم برساند و به خاطر اضطراب و عجله و ناخودآگاه متوجه تابلویی که پشت شاخههای درخت پنهان شده و قابل رویت نبود چنین رفتار میکنند؟ میدانید ما چه استرس و دلهرهای را در این چند ساعت کشیدهایم و حتی تا مرز ایست قلبی پیش رفتهایم!»
سرهنگ جواب داد: «این قانون است و من هم مجری قانون و این قانون در همه کشورها اعمال میشود.»
من جواب دادم: «درست است که این قانون، خوب و جهانی و بازدارنده ترافیک و غیره است ولی جناب سرهنگ در خارج زمانی که خودروی کسی را با جرثقیل حمل میکنند، اولا در حضور صاحب ماشین این کار را میکنند نه در غیاب او، در ثانی بعد از حمل ماشین علائم هشداردهندهای در محل پارک ماشین حمل شده نصب میکنند یا سربازی یا ماموری را در محل میگمارند تا صاحب ماشین را از شرایط و موضوع مطلع سازد تا راننده و خانوادهاش مثل من ساعتها در استرس، اضطراب و دلهره و نگرانی که فاصلهای با ایست قلبی و امراض روحی و روانی ندارد مواجه نگردد.
بهرام فرهودی از بندر انزلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: