در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما زمانی به کار در رادیو علاقهمند شدید که رسانهها به اندازه امروز فراگیر نشده بودند. این علاقه چگونه در شما شکل گرفت؟
در آن زمان جز رادیو سرگرمی دیگری نبود. رادیو تنها دلخوشی ما بود و ما کاملا از زمان پخش برنامههای مختلف آن خبر داشتیم و از اطلاعاتی که رادیو به ما میداد، لذت میبردیم. این دریافت اطلاعات برای ما بسیار جذاب بود چون بیزحمت مدرسه و کتاب اطلاعات جدیدی دریافت میکردیم.
کار کردن در یک رسانه منحصر به فرد مثل رادیو چه حسی داشت؟
زمانی که من کارم را در رادیو شروع کردم، دیگر رادیو رسانه منحصر به فردی نبود، چون رقیب بزرگی مثل تلویزیون به میدان آمده بود، در آن زمان هم همه گمان میکردند که با آمدن تلویزیون، رادیو مهجور میشود، شاید حتی در سالهای اول حضور تلویزیون خیلیها دیگر حتی «داستان شب» رادیو را گوش نمیکردند، چون همزمان میتوانستند فیلمی را در تلویزیون تماشا کنند ولی رفتهرفته علاقهمندان به رادیو به سراغ برنامههای دلخواهشان در رادیو آمدند. چون تلویزیون اصلا نیامده بود که جای رادیو را بگیرد. تلویزیون آمده بود کار دیگری انجام دهد. حالا اگرچه در ردیف رسانهها قرار داشت، اما وظیفه آن و نگاهش به مخاطب چیز دیگری بود. تلویزیون همیشه به خاطر این که با تصویر همراه است، مورد توجه مخاطبان قرار میگیرد. معمولا درآمد تلویزیون از طریق آگهی و تبلیغات تامین میشود، البته در ایران این رسانه دولتی است و از این شرایط به شکل نسبی بهرهمند است اما با همه اینها هرچه برنامه جذابتر بود بازار رقابتی آنها در مقابل تبلیغات گرمتر میشد. گرچه در ایران به دلیل دولتی بودن رسانه دیداری و شنیداری هیچ وقت برای رادیو آگهی درآمدزا نبود و نیست. بنابراین رادیو همیشه تلاش کرده است که دست اولترین اطلاعات و اخبار را به مخاطبان خود بدهد و هدفش همیشه آگاهی بخشیدن به مردم بوده است.
در شرایط فعلی شاید چنین به نظر برسد که رادیو در هجوم رسانههای دیگر مهجور مانده است و کمتر مورد توجه قرار میگیرد ولی من بشدت معتقدم که این طور نیست. در جامعه امروزی بیشتر وقت ما در اتومبیلمان میگذرد، بنابراین وقت بیشتری داریم که به رادیو گوش کنیم و چهبسا در همین زمانهاست که برنامههایی هم مورد توجه ما قرار گیرد و آنها رادر منزل یا محل کار هم از طریق رادیو دنبال میکنیم. رادیو رسانه بیزحمتی است چون فقط با گوش مخاطبش سروکار دارد. مخاطب رادیو میتواند در حالی که کارهای روزانه خود را انجام میدهد، به رادیو نیز گوش کند. به هر حال رادیو به دلیل ارزانی، در دسترس بودن و خیالانگیزی براحتی در همه زمانها مورد استفاده است.
رادیو در آستانه 70 سالگی، با چه امتیازی توانسته هنوز هم جایگاه خودش را در بین مخاطبان حفظ کند؟
مهمترین امتیاز همان در دسترس بودن رادیوست. رادیو رسانه ارزانی است چون هنوز هم خرید یک دستگاه رادیو، ارزانتر از تلویزیون است. از همه مهمتر این که رادیو با مخاطبانش همواره در تعامل است، یعنی یک دادوستد ناپیدایی بین مخاطب و رادیو در جریان است. رادیو مثل خوابهای دم صبحی است که ما میبینیم. گاهی صدا را از بیرون میشنویم ولی تصویر را در خواب میبینیم. بعد از بیداری متوجه میشویم که این چند جملهای که در خواب شنیدهایم، در بیداری از سوی یکی از اعضای خانواده ما گفته شده است. در رادیو هم چنین اتفاق میافتد؛ شنونده قیافه مجری رادیو را در ذهن خودش مجسم میکند یا صحنه نمایشی را که در رادیو اجرا میشود در ذهنش تصویر میکند. همه اینها باعث میشود که شنونده رادیو پویاتر باشد. رادیو شنوندهاش را آزاد میگذارد تا در حین انجام هر کاری که دوست دارد به برنامههای رادیو نیز گوش دهد و هرگونه تصویر ذهنی که تمایل دارد در ذهنش برای آن برنامه مجسم کند. گاهی هم مخاطب برنامهای را از رادیو گوش میکند و به موضوع آن علاقهمند میشود و بعد از طریق کتاب یا مجله آن موضوع را پیگیری میکند. بنابراین به جرات میتوان گفت که رادیو صمیمیترین، بیادعاترین و متواضعترین رسانهای است که هنوز هم مورد توجه مردم قرار میگیرد.
با همه اینها برخی بر این باور هستند که رادیو از جایگاه اصلی خود دور شده است.
به نظر من رادیو همواره در جایگاه خودش قرار داشته و دارد. این جایگاه را برنامهسازان و عوامل رادیو به آن نمیدهند بلکه ذات رادیو و کاربردهایش باعث میشود که این رسانه همیشه در جایگاه خوبی قرار بگیرد. شاید هیچ رسانهای سریعتر از رادیو نتواند اطلاعرسانی کند و اطلاعات شهری، اجتماعی و سیاسی را خیلی سریع به گوش مردم برساند و همین مساله باعث جذابیت رادیو میشود. استفاده از رادیو هم هیچ زحمتی ندارد و روشن کردن آن فقط با پیچاندن یک پیچ میسر است. اما با همه اینها، رادیو باید جذابیتهای خاص خود را داشته باشد تا شنونده مشتاق به شنیدن برنامههایش شود و ناگزیر فقط برای اطلاع از آب و هوا و وضع جادهها و ترافیک به رادیو مراجعه نکند. مردم میتوانند اطلاعات زیادی از رادیو به دست آورند و این وظیفه ما رادیوییهاست که با ایجاد جذابیت در رادیو که فقط با صدا سروکار دارد، این جذابیتها را ایجاد کنیم. مخاطبان رادیو از طیفهای مختلف جامعه هستند و سازندگان برنامههای رادیویی باید تلاش کنند این اقشار را از رادیو راضی نگه دارند.
به نظر شما مهمترین عاملی که میتواند رادیو را جذاب کند، چیست؟
مهمترین جذابیت رادیو موسیقی آن است. موفقیت رادیو پیام در بین همه رادیوها خود گواه این مساله است که این رادیو به خاطر تنوع موسیقی توانسته به جایگاه خوبی دربین مخاطبانش دست پیدا کند. ذهن مخاطب تا یک حد مشخصی میتواند مطالب محتوایی دریافت کند و بعد از آن به استراحت کوتاه مدتی نیاز دارد که این استراحت را در رادیو میتوان با پخش موسیقی به وجود آورد. البته درپخش موسیقی هم باید گونههای مختلف موسیقی را در نظر گرفت چون طیف مخاطبان رادیو متنوعند و هر گروهی به یک نوع موسیقی علاقهمند هستند. مثلا نباید فقط موسیقی سنتی و ایرانی پخش کرد و یا فقط روی موسیقی کلاسیک متمرکز شد، به همین دلیل تنوع موسیقی در رادیو مهم است، رادیو باید موسیقیهای متنوعی را برای شنوندگانش تدارک ببیند، متاسفانه این که ما هر روز با مشکلاتی در انتخاب و نوع موسیقی روبهرو شویم برنامهسازی رادیویی را با مشکل روبهرو میکند. به نظر من باید پرکارترین واحد در رادیو، اداره کل موسیقی باشد تا گذشته از موسیقی با کلام، موسیقی پاپ، حتی موسیقی رپ سالم هم برای پخش آماده کند، چون جوانان به این نوع موسیقی علاقهمند هستند، ما اگر بخواهیم جوانان را جذب رادیو کنیم و آنها را به مخاطبان ثابت رادیو تبدیل کنیم، باید موسیقیهای مورد علاقه آنها را که با هنجارهای جامعه همخوانی دارد نیز پخش کنیم.
باید چارچوبی برای موسیقی و هنرمندان جوان در نظر گرفته شود که آنها به بیراهه نروند، به هر حال در عرضه موسیقی در رادیو و هر رسانه دیگر به تحلیل و کارشناسی نیاز است و باید به این مقوله مهم توجه جدی شود، ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم موسیقی که یک فرد،
70-60 ساله میپسندد حتما یک جوان 18 ساله هم به آن علاقه نشان دهد. موسیقی در رادیو باید از حیطه سلیقه بیرون بیاید و قانونمند شود.
تصمیمات و برنامهریزی مدیریتی چقدر در جذب مخاطب رادیو موثر است؟
خیلی از افراد وقتی به رادیو میآیند و بر کرسی مدیریت تکیه میزنند فکر میکنند که رادیو از همان روز که آنها به رادیو آمدهاند اختراع شده است، در صورتی که رادیو در ایران 70 ساله شده است و دهها سال است که در دسترس مردم است بنابراین مدیران جدید باید یک سری از اصول را رعایت کنند. مثلا یک برنامه هفتگی که سالها از رادیو پخش میشود و مخاطبان خاص خودش را دارد نباید با ورود یک مدیر جدید خیلی راحت تعطیل شود و برنامه دیگری جایگزین آن شود، چون ممکن است آن برنامه جایگاه خاص خودش را در بین مخاطبان داشته باشد، اگر هم قرار است به هر شکل تغییراتی در آن برنامه ایجاد شود، حتما باید دربارهاش فکر شود، تحلیل و بررسی انجام گیرد و بعد در ردیف همان برنامه، برنامه دیگری با کیفیت مطلوبتر ارائه شود. هر شبکهای باید جامعهشناسان، روانشناسان و کارشناسان ویژه خودشان را داشته باشند و مدیران رادیو با نظر آنها و تحقیق خود به نتیجه درستی در برنامهسازی رادیو برسند. نه این که یک مدیر بدون کمترین بررسی جدول برنامه یک شبکه را تغییر دهد، حتی اگر چنین اتفاقی بخواهد در رادیو بیفتد باید حداقل 6 ماه تمام برنامههای یک رادیو را گوش کند و ببیند که کدام بخش از برنامههای این شبکه با نظر مشاوران و همکارانش و حتی نظر مخاطبان نیاز به تغییر دارد تا چنین اقدامی صورت گیرد. اگر چنین نباشد با تصمیمات عجولانه و بدون فکر در این زمینه مخاطبان خیلی از برنامههای رادیویی را از دست میدهیم.
شما سالهاست در رادیو فعالیت میکنید و اکنون به یکی از چهرههای شاخص این رسانه تبدیل شدهاید. راز این ماندگاری و موفقیت را در چه میدانید؟
در زمانی که من کارم را در رادیو شروع کردم، گروههای برنامهسازی برای رادیو و تلویزیون به طور مشترک برنامه تولید میکردند. مثلا یک مدیر گروه اجتماعی هم برنامه رادیویی تولید میکرد و هم تلویزیونی. آن زمان مرحوم نادر نادرپور مدیر گروه ادب بود و به اصرار او برنامهای را در تلویزیون اجرا میکردم، اگر آن زمان تجربه امروز را داشتم، هرگز به تلویزیون نمیرفتم، چون بهتر است مردم چهره گوینده را نبینند. بهتر است او را در ذهن خود با استفاده از تخیل خود از گوینده، چهرهسازی کنند.
من با اجرای تلویزیونی این تخیل شنونده را دگرگون کردم، چون با این کار او با شنیدن صدایم فورا تصویرم را در ذهنش مجسم میکند، نه این که من از شرایط ظاهری خود گلهمند نیستم، بلکه میخواستم وجهه خیالانگیزی رادیو همیشه حفظ شود، قبلا هم گفتم رادیو رسانهای در دسترس و مردمیتر از همه رسانههاست و من هم دلبستگی خاصی به رادیو دارم، چون در سازمان شروع کارم با رادیو بود، خود به خود کار در رادیو برایم لذتبخش است و با علاقهمندی بیشتری گویندگی میکنم. البته گهگاهی در تلویزیون کارهایی با شرایط خاص به من پیشنهاد میشود که به دلیل معذوریتها آنها را میپذیرم. وگرنه به هیچ وجه علاقهمندی برای حضور در تلویزیون و اجرای برنامه در تلویزیون ندارم، همیشه طی این چند سال به ضرورت و محدودیت در تلویزیون کار کردم.
بعد از گذشت این همه سال، وقتی امروز صدای خودتان را در برنامههای تولیدی رادیو میشنوید چه حسی پیدا میکنید؟
من همیشه گفتهام، شنیدن برنامههایی که با صدای خودمان از رادیو پخش میشود بهترین آموزش است، هنوز هم وقتی برنامههایم را از رادیو میشنوم، متوجه میشوم که مثلا یک جایی از برنامه را میشد بهتر اجرا کرد یا بخشهایی را باید رساتر ادا میکردم و هنوز اشکالاتی در کارم وجود دارد که باید بهتر از این باشم، من فکر نمیکنم که کار بزرگی در رادیو انجام میدهم، گویندگی یک کار معمولی است و من مثل همه آدمهایی که برای گذراندن زندگیشان باید کار کنند، این کار را انجام میدهم، تنها ویژگی کار ما نیاز به علاقهمندی خاص است که درآمد کم و خستگی کار و مسائل دیگر نمیتواند از انرژی که باید در کار گویندگی بگذاریم، کم کند.
اجرای چه نوع برنامههایی را دوست دارید؟
من برنامههای فرهنگی، ادبی، هنری و معارفی را بیشتر از برنامههای دیگر میپسندم، چون بهتر از عهدهاش برمیآیم، صدای من ویژگیای دارد که ممکن است بتوانم از اجرای برنامههای شاد و مفرح هم برآیم؛ اما ترجیح میدهم این کار را انجام ندهم، چون این نوع برنامهها را دیگران خیلی خوب دارند انجام میدهند، اما در اجرای یکسری برنامهها احساس میکنم که با دلسوزی و حساسیت بیشتری میتوانم کار کنم و احساسم این است این نوع متن با اشکال کمتری به گوش مردم میرسد، برای همین همیشه داوطلب و آماده اجرای برنامههای ادبی، هنری، معارفی و فرهنگی هستم.
با این شرایط چه چیزی باعث شد اجرای برنامه ویژه تحویل سال شبکه 4 را برعهده بگیرید؟
اجرای من برای برنامه تحویل سال شبکه 4 قبلا ضبط شده بود و بعد در لابهلای برنامه زنده تحویل سال مونتاژ و پخش شد. در شرایط سنی که هستم بیشتر دوست دارم لحظه تحویل سال در کنار خانوادهام باشم. به همین دلیل تهیهکننده برنامه هم قبول کرد که اجرای من به شکلی تولیدی ضبط شود و همچنین پذیرفت که در اجرا به متن متکی نباشم، به همین دلیل برایم متنی هم نوشته نشد؛ بلکه من به شکل ساده و با اطلاعات خودم آن را اجرا کردم تا صمیمیتر و سادهتر با مخاطبانم صحبت کنم تا بتوانم با مخاطبان برنامه ارتباط بهتر و صمیمیتر برقرار کنم.
اکثر ویژهبرنامههایی که مربوط به امام رضا(ع)است، با صدای شما پخش میشود. این مساله به درخواست خودتان است یا این اجراها اتفاقی است؟
این امر باعث سعادت من است. جالب است بدانید اصل و نسب من به نوعی به امام رضا(ع)میرسد. شاید تهیهکنندهها و سازندگان برنامهها هم متوجه این نکته شدهاند و اجرای آنها را به من میسپارند. البته این را هم بگویم که در انتخاب شدنم در این نوع برنامهها اصلا دخیل نیستم. شاید مواقعی برخی پیشنهادها برای اجرا را بپذیرم و اما تمام تلاشم را میکنم تا برنامه را خوب اجرا کنم و به این وسیله خاکساری و کوچکی خودم را به ساحت مقدس ائمه اطهار به نمایش بگذارم.
در اینگونه برنامهها باید احساس قلبی زلال باشد تا مخاطب آن را باور کند؟
البته خود من براین باورم که عنایت امام رضا(ع)نیز شامل حال من است که اجرای برنامههای مناسبتی ایشان به من واگذار میشود؛ ولی درکل باید در اجرای چنین برنامههایی از احساس و عاطفه شخصی استفاده کرد و باید در بیان آنها چنان مهارت و صداقت داشت که شنونده آنها را قبول کند. من گاهی اجرای برنامههایی را قبول نکردم، چون متنی که برای آن برنامه در نظر گرفته بودند، متنی نبود که برازنده آن موضوع باشد. حتی زمانی که قرار است دعایی را بخوانم باید با متن آن ارتباط برقرار کنم، مثلا وقتی دعای خمس عشر را با آن نثر بسیار زیبای مهدی شجاعی به من دادند که بخوانم با جان و دل پذیرفتم که موقع اذان ممکن است بخشهایی از آن را شنیده باشید، من از آنجا که در خانواده مذهبی بزرگ شدهام، این باور و اعتقادم به من کمک میکند که برنامههای ویژه ائمه اطهار را با فروتنی و خاکساری بیشتری اجرا کنم که شاید مورد قبول واقع شود.
شناسنامه کار اجرای شما چه نوع برنامههایی است؟
من از آغاز جوانی برنامههای فرهنگی و ادبی اجرا میکردم و این بستگی به تشخیص برنامهسازان داشت. البته خودم هم علاقهای نداشتم که در زمینههای دیگری برنامه اجرا کنم، چون این کار را دیگران بخوبی انجام میدهند، زمینههای مورد علاقه خودم تقریبا مشکلتر و پیچیدهتر است، زمینههایی است که به جنس صدای من نزدیکتر است.
ما به صورت تخصصی صداها را باید متناسب موضوع و حال و هوای برنامه انتخاب کنیم و در رادیو بهتر است صداها به باور مطلب کمک کنند.
شاید من مواردی بخواهم شوخی کنم و برنامه طنز اجرا کنم، اما این نوع اجرا برای شنوندگان خیلی باورپذیر نیست. از من اجرای چنین برنامههایی را توقع ندارند، صدایم کمی سنگینتر شده و مخاطبان توقع دارند من با این صدا کارهای سنگینتری انجام دهم.
با توجه به سالها تجربهای که دارید آینده رادیو را چگونه میبینید؟
رادیو از نظر موسیقی ضعیف است و من به عنوان دلسوز رادیو از همه مدیران و مسوولان تقاضا دارم، برای افزایش شنوندگان بالقوه رادیو تمهیداتی بیندیشند که به نظر من در قدم اول تدارک موسیقی مناسب است و نباید در قرن 21 در سال 1389 موسیقی 8 دهه پیش را گوش کنیم، پس موسیقی امروز رادیو چه میشود؟ موسیقی در هر زمانی پیشرفت خودش را دارد و باید سعی شود در تکنیکهای نوموسیقی تجدیدنظر شود، حتی در ساخت سازها و ملودیها و جزئیات ترانهسرایی و ترانهگویی هم اتفاقات جدیدی بیفتد، حیف است ذهن و روان و جان شنونده را درگیر موسیقی خیلی ضعیف و یا قدیمی کنیم، البته ناگفته نماند در مواقعی صدای خوانندگان و موسیقی گذشته میتواند برای مخاطب جذابیت داشته باشد، اما این که تمام روز شنونده را وادار کنیم که موسیقی 70 سال پیش را بهطور مداوم گوش کند، ممکن است مخاطب را از رادیو دور کنیم. اینها واقعیتهای جامعه است و این مسائل وجود دارد، رقیبان ما در رسانههای فارسیزبان آن سوی مرزها در تلاشند که تماشاگران و شنوندگان ما را به سوی خود جذب کنند، ما نباید از این عرصه غافل شویم، دلسوزان رسانههای ما باید خیلی عمیقتر به وضعیت موسیقی رسیدگی کنند. در این زمینه مخاطب به هیچ عنوان تحمل شنیدن بیش از 4دقیقه گفتگو را از رادیو ندارد و این موسیقی است که شنونده را به گوش دادن رادیو تشویق میکند، ما باید با پخش موسیقی مطلوب خستگی شنونده را از شنیدن برنامههای رادیو رفع کنیم و نگذاریم هیچوقت پیچ رادیو بسته شود و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی بیفایده برای او برنامهسازی کنند.
رادیو باید شنیده و تلویزیون دیده شود، بعد از مخاطب آمار بگیریم تا از علاقهمندیهای آنها باخبر شویم و بنا به نیازها و سلیقههای آنها برنامه بسازیم.
چه آرزویی برای آینده رادیو دارید؟
امیدوارم که خیلی جدی مسائل و مباحث رادیو مورد بررسی قرار بگیرد و بتوانیم در درازمدت برای رسانهها برنامهریزی کنیم تا با هر تحولی روند برنامهسازی تغییر پیدا نکند و این روند متوالی و هدفمند ادامه داشته باشد.
شما گوینده رادیو البرز کرج هم هستید، چه صحبتی برای شنوندگان کرجی دارید؟
من چون ساکن کرج هستم، وظیفهام دانستم برای شنوندههای خوب کرج هم برنامه اجرا کنم. در کرج شنوندگان خوب و حرفهای داریم، این مسائل ما را ملزم میکند که با شنوندگان خود در همه شبکهها همراه باشیم. من هفتهای یک شب در رادیو البرز برنامه دارم، اگر شنوندگان کرج با این یک برنامه بنده را به عنوان گوینده رادیو کرج میدانند این موضوع باعث افتخار من است و خوشحالم، چون هیچگاه در رادیو شبکه خاصی برایم مهم نبود این که تهران باشد، فرهنگ یا شبکه دیگر، چون اصلا آدم متکبر و مغروری نیستم که بگویم برنامهای در شان و اندازه من نیست بلکه من هر برنامهای را که اجرا میکنم تلاش میکنم به بهترین شکل و با کیفیت مطلوب و در شان خودم اجرا کنم.
حالا خوب یا بد نمیدانم و نگران نیستم که اینجا چهرادیویی است. من در رادیو تهران برنامه قصه شب را دارم، برای رادیو فرهنگ برنامه «سیری در منظومه ما» را اجرا میکنم، کتاب شب رادیو تهران با صدای من به روی آنتن میرود، اگر باز اجازه داشته باشم از هر وقتم برای ارائه یک برنامه رادیویی استفاده میکنم.
زینت پستادست/ گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: