در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بسیاری از بازیگران مشهور سینما در تلویزیون دیده شدند بعد به عالم سینما ورود کردند مثل شهاب حسینی یا امین حیایی اما تو ابتدا در سینما بازی کردی بعد به تلویزیون آمدی. این تجربه دارای چه امتیاز یا احیانا کم شانسیای برایت بود؟
واقعیت این است که حرفهام بازیگری است و یک بازیگر در درجه اول به دنبال یک فیلمنامه خوب است و نوع مدیوم چندان برایش فرقی نمیکند. من چون فارغالتحصیل تئاتر بودم، کارم را از آنجا شروع کردم و در اولین جشن خانه تئاتر جایزه دوم بهترین بازیگری را دریافت کردم. به واسطه همان تئاتر توسط پرویز پرستویی و حبیب رضایی وارد سینما شدم. اولین جایی که دیده شدم در فیلم مارمولک بود. بعد از آن چندین پیشنهاد داشتم که به همین کاراکتر شباهت داشت. اما من آنها را نپذیرفتم چون آن وقت در ورطه تکرار و کلیشه شدن میافتادم.
البته در شاعر زبالهها به خاطر نقش محوری قصه بیشتر دیده میشدید اما عدم اکران فیلم مانع این اتفاق شد... .
بله متاسفانه همین وقفه موجب شد تا دوباره از سینما دور شوم. البته همچنان پیشنهاد کار سینمایی داشتم ولی غالب آنها براساس پرسوناژ سرباز در مارمولک بود.
انگار مارمولک به ضررت تمام شد؟
نه برعکس در مارمولک دیده شدم و به همین علت هم پیشنهادهای زیادی داشتم منتها به دلیل تکراری بودن پیشنهادها از آنها گذشتم.
چطور برای نقش حمزه در پرانتز باز انتخاب شدید؟
یک روز جمعه احسان بیگلری، دستیار آقای پوراحمد تماس گرفت و گفت که آقای پوراحمد میخواهد سریالی بسازد. وقتی اسم آقای پوراحمد میآید برای هر بازیگری وسوسه انگیز است و او بازیگران خوبی را به سینما معرفی کرده است. مثلا محمدرضا فروتن با بازی در سریال «سرنخ» دیده شد یا مهدی باقربیگی در «قصههای مجید» همچنین لادن طباطبایی در سریال آقای پوراحمد مطرح شدند. قصههای مجید، نوستالژی دوران کودکی من بود و از اینکه برای سریال آقای پوراحمد انتخاب شدم خیلی خوشحال بودم. وقتی به دفتر آقای پوراحمد وارد شدم، گفت حمزه خود همین فرد است و اینطوری بود که برای پرانتز باز انتخاب شدم. امیدوارم حضور در این سریال برای من سکوی پرش در این حرفه باشد تا بتوانم وجوه دیگری از بازیگری را تجربه کنم. البته تلویزیون این بدی را هم دارد که اگر مدام در آن دیده شوید دیگر سینماگران سراغ شما نمیآیند چون احساس میکنند که تماشاگر او را دائم در تلویزیون میبیند و از بازیاش اشباع شده است.
نگاه و رویکرد شما کاملا حرفهای است یعنی به خاطر شهرت هر کاری را قبول نکردی و نقشهای پیشنهادی را گزینش کردی.
به نظرم میانهروی در اینجا مثل هر جا و کار دیگری منطقیترین رفتار است. شهرت چیز بدی نیست ولی نه به قیمت تنزل حرفهای کار. در واقع ماندگاری در بازیگری مهمتر از شهرت و محبوبیت است. ابتدا باید دیده شد تا انتخاب شویم و بعد از دیده شدن بازیگر در موقعیت حق انتخاب قرار بگیرد.
به نظر میرسد علاوه بر نام کیومرث پوراحمد که به قول شما برای هر بازیگری میتواند وسوسهانگیز باشد، ساختار خود سریال و شباهت آن به فضای تئاتری هم در انتخاب شما موثر بوده است، بالاخره شما سالها در تئاتر کار کرده بودید.
ولی بازیهایی که در سریال انجام میشد مبتنی بر ویژگیهای مدیوم تلویزیون است و اصلا تئاتری نیست. شاید به خاطر تک لوکیشن بودن، این دیدگاه وجود داشته باشد. حتی نماهایی که در این سریال میبینید بیشتر نماهای سینمایی است که کمتر در سریالهای تلویزیونی اتفاق میافتد. مثلا شما کمتر نمای کلوزآپ در تلویزیون میبینید اما در پرانتز باز شاهد نماهای بسته از چهره بازیگر هستید. از اینرو خیلی موافق با این نظر نیستم که پرانتز باز فضای تئاتری دارد.
خودت بین نقشهایی که در مارمولک، شاعر زبالهها، یک تکه نان، شکلات داغ و پرانتز باز داشتی کدامیک را بیشتر دوست داری؟
مارمولک به دلیل اولین تجربه کاریام و همکاری با پرویز پرستویی برای من خیلی ارزشمند و خاطرهانگیز است. اما شاعر زبالهها را بشدت دوست دارم. در مارمولک با یک اثر کمدی روبهرو بودیم اما در شاعر زبالهها شخصیت آدمی را بازی کردم که به شخصیت آدمهای دهه 40 نزدیک بود. ضمن اینکه حضور پرویز پرستویی به عنوان مشاور بازیگری برای من یک فرصت عالی بود تا بازیگری را جلوی دوربین آموزش ببینم. در شاعر زبالهها بازی با چشم و نگاه پررنگ بود و من فرصت داشتم که این مهارتها را یاد بگیرم. بازی در شاعر زبالهها خیلی کنترل شده بود و نکتههای خوبی را ازآن یاد گرفتم.
درباره نقش حمزه چه نظری داری؟
حمزه تجربه جدیدی در کارنامه بازیگریام بود و با فرصت بداهه نوازیای که داشتم توانستم توانایی خود را در تلویزیون محک بزنم. آقای پوراحمد نیز با راهنمایی خود کمک زیادی به من کرد. همچنین احساس میکنم که در پرانتز باز نقش حمزه دارای ویژگیهای درونی و بیرونی بود که برای من خیلی جذابیت داشت.
میخواهم یک سوال بپرسم که امیدوارم ناراحت نشوی. خیلیها بازیگر شدن را منوط به چهره زیبا و فیزیک مناسب میدانند ولی تو بازیگری هستی که بدون داشتن این ویژگیها، بازیگر شدی. فکر میکنی اگر مثلا تیپ گلزار را داشتی الان در عرصه هنرمندی مشهورتر بودی و اساسا چقدر داشتن چهره زیبا را در موفقیت بازیگر موثر میدانی؟
من زیبایی را رد نمیکنم و نمیگویم سینمایی که محمدرضا گلزار را بخواهد، سینما نیست و نباید باشد. آن نوع از سینما نیز مخاطبان خاص خود را دارد اما معتقدم اگر یک بازیگر در عین زیبایی دارای توانایی و استعداد بازیگری هم باشد موفقتر است. مثلا پارسا پیروزفر ظاهری زیبا دارد، اما به سینمایی که صرفا بخواهد به زیبایی او تکیه کند، تن نداده است. خودم قبول دارم که چهره زیبایی ندارم و مثلا مخاطبان به خاطر چهره من به سینما نمیآیند. آقای پرستویی، کیانیان و انتظامی هم دارای چهره زیبایی نیستند اما از بهترین بازیگران ما هستند و اصلا در سن بالا وارد سینما شدند. این بازیگران ماندگارترند و من هم سعی میکنم در همین مسیر حرکت کنم. مگر آل پاچینو یا گافمن دارای چهرههای زیبایی هستند، اما بهترین بازیگران سینما در سطح جهانی محسوب میشوند. متاسفانه خود رسانهها به این الگو دامن میزند و انگار کسانی میتوانند وارد بازیگری شوند که چشمهای آبی دارند یا زیر ابرو برمی دارند.
اغلب نقشهایی که بازی کردی در ژانر کمدی بوده، این از سر اتفاق بود یا شخصا به این ژانر علاقه داری؟
نه من نقش جدی را هم دوست دارم. اتفاقا دوست ندارم به عنوان بازیگران طنز شناخته شوم. صادقانه این را میگویم که دوست دارم کار بعدیام کاملا با پرانتزباز فرق داشته باشد. بویژه در آثاری که مبتنی بر طنز موقعیت باشد. مثلا خیلی دوست داشتم در فیلم «هیچ» به جای صابر ابر بازی میکردم.
آیا نقدهایی که درباره بازیهایت مینویسند، میخوانی؟
بشدت. مثلا نقد امیر پوریا درباره شاعر زبالهها را خیلی دوست داشتم یا چند سال پیش منتقدی با تیتر فرزین محدث آنتی گلزار مطلبی درباره بازیام در مارمولک نوشته بود که برایم آموزنده بود.
ناراحت نشدی؟
نه، اصلا. در ضمن نقد مثبتی هم بود. یادم میآید در آن مطلب از قول آقای انتظامی آورده بود من بازیگری هستم با ابروهای پاچهبزی یا درباره من نوشته شده بود فرزین محدث گلزار نیست و زیبایی ندارد اما بازیگر خوبی است. نوشته بود در آسمان هنر همه ستارهاند اما قرار نیست همه ستارهها شبیه هم باشند.
دوست نداری ستاره باشی؟
من دوست دارم بازیگر خوبی باشم. به نظرم ستاره بودن به زیبایی نیست، به بازی خوب است. اگر ستاره بودن را به معنای گلزاری آن در نظر بگیریم من هیچ وقت ستاره نمیشوم. در واقع من سوپراستار نخواهم شد. دوست دارم مخاطبان بگویند من بازی فرزین محدث را دوست دارم نه قیافهاش را.
در اغلب نقشهایی که بازی کردی یک نوع سادگی دیده میشود به نظرت این باعت نمیشود که مخاطب تصویر کلیشهای از تو در ذهنش بسازد؟
در حمزه تقریبا این تصویر شکسته میشود. حمزه در عین سادگی دارای زرنگیهای خاصی است. به نظر من همه نقشهایی که داشتم تماشاگر آن را دوست داشته است و این برایم خیلی مهم است. البته دوست دارم دائم نقشهای مختلف را بازی کنم تا تکراری و کلیشهای نباشم. اتفاقا فرصت خوبی شد تا کمی از مطبوعات کشور گله کنم. در مصاحبههایی که با آقای احمدی کارگردان شاعر زبالهها شد، برخی همکاران شما میپرسیدند چرا ریسک کردید و فرزین محدث را برای این نقش انتخاب کردید. انگار من گوژپشت نتردام هستم که این نقش را بازی میکنم! یا برخی میگفتند چرا از یک نابازیگر استفاده کردید یا فرهنگسرای انقلاب جلسه نقد و بررسی شاعر زبالهها را گذاشت اما مرا دعوت نکرد.
از حضور در پرانتز باز راضی هستید؟
به نظر من پرانتز باز میتواند یک سکوی پرش برای من در بازیگری باشد و امیدوارم کارگردانهای سینما مرا برای نقشهایی متفاوت از کاراکتر مارمولک انتخاب کنند.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: