در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در هفتههای اخیر خبرگزاریها اظهارنظرهای مختلفی در این خصوص منتشر کردهاند. رسول صدرعاملی نیز در گفتگو با مهر گفته: «در سالهای اخیر شاهد حاکمیت فیلمهای مبتذل و سخیفی هستیم که تولیدشان روند رو به شتابی گرفته است. من فرد یا جریانی را متهم به حمایت از این سینما نمیکنم، شرایط بیرحم اقتصادی این فضا را به وجود آورده است. ساخت فیلم خوب منافاتی با داشتن تماشاگر زیاد ندارد، میتوان فیلم پرفروش ساخت و به قواعد و اصول سینما وفادار بود، اما از راههای سخیف مخاطب جذب نکرد، این تمهیدها مدتی است فراموش شده است».
به نظر میرسد عمده اعتراضها به نگاه سطحی برخی فیلمسازان به چنین سوژههایی معطوف است، حال آن که سینمای ایران شاهد فیلمهای کمدی خوبی همچون: لیلی با من است، اجارهنشینها، مارمولک و... نیز بوده است. آیا ساخت طنز فاخر کار سختی است؟ این سوالی است که «اصغر هاشمی» کارگردان سینمای ایران درخصوص آن اظهارنظر جالبی را مطرح میکند. او سازنده فیلمهای زیادی در قالب کمدی ـ اجتماعی بوده است. زیر بامهای شهر، در آرزوی ازدواج، مهریه بیبی و مجردها برخی از آثار مطرح او در این زمینه است. او در پاسخ به این سوال که «چرا دیگر از فیلمهای فاخر کمدی خبری نیست»؟ میگوید: «علت عرضه نشدن فیلمهای فاخر کمدی این است که دیگر سازندگان فیلمهای فاخر کمدی فیلمی در این زمینه نمیسازند. وقتی داریوش مهرجویی اجارهنشینها نسازد، کمال تبریزی سراغ ساخت لیلی با من است نرود و سایر فیلمسازان هم در این عرصه فعالیتی نکنند، دیگر چنین فیلمهایی تولید نمیشود. در سینمای ایران هر کارگردانی در زمینه ساخت فیلم خاصی تخصص دارد و مثلا فیلم سیاسی را کارگردانی میسازد که اندیشه سیاسی داشته باشد. فیلم طنز را هم کارگردانهایی باید بسازند که توانایی و نگاه طنز دارند ولی اینکه افراد زیادی خود را در این عرصه آزمایش میکنند، بحث دیگری است. فیلمهای کمدی که این روزها ساخته میشوند، فیلم کمدی نیست، بلکه رفع تکلیف است و آنچه که ما میبینیم، «ادا درآوردن» است که تماشاگر را شاد کند».
هاشمی درخصوص انگیزههای پنهان چنین فیلمسازانی هم توضیح جالبی دارد. او میگوید: «فیلمسازانی که مجبور به تولید چنین آثاری میشوند، فاقد درک درست از فیلمسازی نیستند، بلکه آنها میدانند فیلمی که ساختهاند، 40 تا 50 درصد نسبت به یک اثر قابل قبول فاصله دارد، اما یا آنها از نظر اقتصادی توانایی تولید فیلم بهتری را ندارند و یا اینکه شرایط بازار به گونهای نیست که پذیرای محصول باکیفیتی باشد. چنین اتفاقی درخصوص «جنس چینی» هم رخ میدهد. اجناس چینی نصف قیمت اجناس دیگر عرضه میشوند، اما کیفیت بالایی ندارند، اما همین اجناس به دلیل ارزانقیمت بودن به دیگر اجناس اجازه رقابت نمیدهند. در چنین شرایطی اگر من به عنوان کارگردان تصمیم به تولید فیلم خوبی بگیرم، باید 700 میلیون تومان هزینه کنم، اما وقتی همین فیلم وارد بازار میشود، با رقبای ارزانقیمتی مواجه میشود که اجازه عرضاندام به او را نمیدهند؛ چون همه به خرید آن جنس بدلی عادت کردهاند و آن جنس هم ارزانتر و سادهتر تولید میشود و درآمدش هم بیشتر است. در چنین شرایطی سینمادار و تهیهکننده هم با این فیلمهای ارزان سود بیشتری میبرند».
فیلم کمدی از نظر مسوولان فاخر نیست
کارگردان دیگری که این روزها در اظهارنظرهایش میتوان ردپایی از این مشکل را پیدا کرد «محمد درمنش» است. وی در گفتگویی با خبرگزاری فارس گفته است: «قرار بود فیلم «خاک خوب» را در ژانر معناگرا بسازم که به علت عدم حمایت بنیاد سینمایی فارابی، تولید آن را معلق نگه داشتهام و در این فرصت در بخش خصوصی یک فیلم کمدی مفرح را به نام «آژانس ازدواج» که نیاز به حمایت دولتی ندارد، پیشتولید میکنم». در همین زمینه «رضا درمیشیان» فیلمنامهنویس جوان سینما و دستیار کارگردانی که سابقه همکاری با داریوش مهرجویی، فریدون جیرانی و نگارش چندین فیلمنامه را دارد نیز حرفهایی برای گفتن دارد. درمیشیان قرار بود سال گذشته اولین فیلم بلند خود را بسازد که با وجود صدور پروانه ساخت، تاکنون به دلیل عدم حمایت بخش دولتی موفق به این کار نشده است. او درخصوص رواج فیلمهای سطحی و کمدی به ذکر مثالی پرداخته و میگوید: «فیلمهای سخیفی که این روزها ساخته میشود فیلم کمدی نیستند و نباید به هر اثر ضعیفی کمدی بگوییم. علت ساخت چنین فیلمهایی این است که نگاه مسوولان سینمایی به سینمای کمدی، نگاهی سخیف است. در چنین شرایطی وقتی از تهیهکنندگان کمدی حمایت مادی نمیشود، آنها به سراغ کارگردانهایی میروند که بتوانند فیلم سینمایی را 20 روزه بسازند.کارگردانهای علاقهمند به فعالیت در این زمینه هم سراغ آن دسته از دفاتر بخش خصوصی میروند که از فیلمساز توقع دارند در مدتی کوتاه فیلمی سطحی و عادی بسازند».
فیلمگرانقیمت درسینماجواب نمیدهد
وقتی همین موضوع را با «ایرج تقیپور» تهیهکننده در میان میگذارم، به ارائه آمار و اطلاعات جالبی در این زمینه میپردازد. او سابقه تهیهکنندگی فیلمهای رقص در غبار، شهر زیبا و نگین را در کارنامه کاری خود دارد. تقیپور با تاکید بر این مطلب که «به دلیل کمبود سالن و فیلم خوب عادت مردم به رفتن به سینما از بین رفته است» میگوید: «در سال 1355 باوجود فیلمهای خارجی در سینمای ایران، جمعیت 36 میلیونی ایران در طول یک سال 80 میلیون بلیت سینما خریدند. این آمار در حدود سالهای 1371 و 1372 با جمعیت 55 میلیونی ایران به 80 میلیون بلیت سینما رسید. در این دوره دیگر فیلم خارجی در سینمای ایران رقیب مهمی برای سینمای ایران نبود. اما در حال حاضر با جمعیت 70 میلیونی، مردم تنها 20 میلیون بلیت سینما فروخته میشود»؟
تقیپور با تاکید بر این مطلب که «متاسفانه برخی مسوولان از فیلمسازی آسانپسند حمایت میکنند و همین نوع فیلمسازی را ترجیح میدهند» میگوید: «ساختن فیلم ارزانقیمت مخصوص دورانی است که نمیتوان با فیلمهای خوب دیگر مقابله کرد و از طرفی مردم ترجیح میدهند فیلمها را در خانه ببینند. ساخت فیلمهای ارزانقیمت در سینمای ایران در این سالها، بشدت یادآور فرمولی است که پیش از انقلاب نیز از سوی فیلمسازان به کار گرفته میشد. در آن سالها فیلمهای آمریکایی بسادگی موفق به تسخیر گیشههای سینما میشدند. در آن شرایط تنها راه مقابله با سینمای آمریکا و فیلمهای پر و پیمان آن ساختن فیلمهای ارزانقیمت ایرانی بود که فروش متوسطی پیدا میکردند و بالانس تجاری آنها هم درست از کار درمیآمد».
تقیپور در ادامه با اشاره به استقبال مردم از فیلمهای شبکه سینمای خانگی در این سالها میگوید: «سال گذشته با قیمت 1500 تومان هر CD، فروش شبکه ویدئویی به 300 میلیارد تومان رسید. در همین زمینه آمار رسمی از فروش 700 تا 1000 میلیارد تومانی CD در شبکه غیرمجاز و قاچاق خبر میدهد. در نقطه مقابل، سینما با بلیت متوسط 2 تا 3 هزار تومانی، در سال گذشته تنها 10 میلیون تماشاگر داشته است! به نظر میرسد مردم روحیهای برای به سینما رفتن ندارند و ترجیح میدهند فیلمها را در خانه ببینند و وسایل این کار را هم با وجود تکنولوژیهای جدید در خانه برای خود فراهم کردهاند. قوانین موجود هم حمایتی از حضور مردم در سینماها نمیکنند. در چنین شرایطی که عادت رفتن به سالن کم و اشتیاق به تماشای فیلم در خانه زیاد شده، افرادی میتوانند از طریق سینما درآمد کسب کنند که فیلم ارزانقیمت و عامهپسند تولید کنند؛ زیرا فیلم گرانقیمت در سالن سینما اصطلاحا «جواب» نمیدهد».
به اعتقاد تقیپور سینما متکی به فعالیتها و تصمیمگیریهای دولت است و وقتی در این عرصه برنامهای وجود نداشته باشد، سینما خود به خود به سمت کمترین سطح تمایل پیدا میکند. این تهیهکننده سینما معتقد است در مجموعه برنامههای دولت رغبت چندانی به ساخت فیلمهای فاخر احساس نمیشود، و الا اگر در این زمینه برنامهریزی خوبی وجود داشت، شرایط برای فیلمهای ارزانقیمت سخت و برای فیلمهای خوب و ارزشمند آسان میشد. او درخصوص وضعیت آینده سینما نیز هشدار میدهد و میگوید: «معاونت سینمایی اعلام کرده پروانه نمایش فیلمها فقط در تهران اعتبار دارد و نمایش فیلم در شهرستانها با نظر مسوولان ارشاد صورت خواهد گرفت. وقتی فروش فیلمها در شهرستانها کم شود و اکران شهرستان برای مخاطب قابل اتکاء نباشد، تمایل به ساخت فیلم ارزانقیمت زیاد میشود. در گذشته نیمی از فروش فیلم از طریق فروش شهرستان تامین میشد اما با تمهیدهای معاون سینمایی، حالا فروش فیلم در شهرستان کمی بیش از فروش فیلم در تهران است، ولی با محدودیت احتمالی در سر راه اکران فیلمها در شهرستانها، کسانی که به دنبال گیشه هستند باید فیلمهای ارزانتری بسازند و به همین دلیل فیلمهای ارزانقیمت به ستارههای سینمای ایران تبدیل شدهاند».
حوصله فیلمهای خوب را ندارند
«ارزان، سریع و زودبازده. این نقطهای است که سینمای ایران این روزها به آن رسیده است». این تعبیر اصغر هاشمی از شرایط این روزهای سینمای ایران است. در چنین شرایطی تهیهکننده هم ترجیح میدهد تا با کمک عوامل ارزان و زودبازده، فیلم را ظرف 25 روز بسازد و با ساخت یک محصول ارزان، در مدت زمانی کوتاه حاصل آن را برداشت کند. طبیعی است که در چنین شرایطی فضایی برای فیلمهای اندیشمندانه وجود ندارد و کمدی سازهای خوب به حاشیه میروند و هیچ کس حوصله آنها را ندارد. البته ممکن است تهیهکنندهای بگوید فیلمنامه خوب و کارگردان خوب نداریم، اما در سینمای ما همه چیز رشد داشته و این رشد نیز محسوس است اما شرایط برای عرضه آن وجود ندارد».
هاشمی به این نکته هم اشاره میکند که ساخت فیلم کمدی سعهصدر میخواهد و دولت باید تحمل چنین فیلمهایی را داشته باشد. به همین دلیل است که درباره برخی فیلمها که فیلمساز این امکان را داشته که به سمت خطوط قرمز جامعه برود و مثلا جنگ را به گونهای به تصویر بکشد که خلاف تصاویر پیش از آن بوده، فیلم با استقبال مواجه شده است و این «رانت» که فیلمساز در اختیار داشته، به سود فیلم او تمام شده است. به گفته هاشمی این سینمای سطحی مشتریان زیادی هم دارد، زیرا بسیاری از تماشاگران ترجیح میدهند محصولی را ببینند که فکر و ذهن آنها را از گرفتاریها و مشکلات روزگار خلاص کند و آنها را به دنیایی پر از خنده و شادی و خالی از تفکر ببرد؛ نه فیلمهایی که بخواهد او را به تفکر ببرد!
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: