مصرف‌گرایی ؛ داشتن به جای بودن

مهاجرت و زندگی در شهرهای بزرگ سلیقه‌ها و سبک زندگی افراد را تغییر می‌دهد. اگرچه مهاجرت از نوع برنامه‌ریزی نشده آن زمینه‌های شکل‌گیری و ظهور مجموعه گسترده‌ای از آسیب‌های اجتماعی را در جامعه فراهم می‌کند، اما بخشی از این آسیب‌ها کمتر در کانون توجه تحلیلگران و برنامه‌ریزان قرار گرفته است.
کد خبر: ۳۲۷۵۲۱

نتایج یک تحقیق دانشگاهی در پنسیلوانیا نشان می‌دهد افرادی که از شهرهای کوچک به کلانشهرها مهاجرت می‌کنند در صورت برخورداری از درآمد مناسب تقریبا 2 برابر بیشتر از زمانی که در شهرهای کوچک زندگی می‌کردند، مصرف می‌کنند و این مصرف‌گرایی بیش از آن‌که ناشی از فرآیند‌های اقتصادی باشد تابعی از شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر این شهرهاست که بر نیازها، انتخاب و سبک زندگی آنها تاثیرگذاشته است. زندگی در شهرهای بزرگ و در محاصره پاساژ‌ها و مراکز خرید و زیر سایه بازار پر رونق مدها و برندها که هر روز ایده‌ای خلاقانه و محصولی جذاب رو می‌کنند، برای انسان شهرنشین نیازهایی فراتر از نیازهای واقعی او تولید کرده است؛ آنچه جامعه شناسان از آن به عنوان لذت‌های آنی یاد می‌کنند. لذت‌هایی برآمده از نیازهایی که پاسخگویی به آنها کیفیت زندگی افراد را در کوتاه مدت تغییر می‌دهد اما تاثیر ماندگاری ندارد. این روزها اما همین لذت‌های آنی است که به عنوان ملاک و معیاری برای سنجش میزان خوشبختی افراد به کار می‌رود و به عبارتی احساس خوشبختی آدم‌ها تابعی است از قدرت خرید آنها.

به گفته جامعه‌شناسان، مصرف‌گرایی، زاییده زندگی در شهرهای بزرگ است. پدیده‌ای که نه تنها در ایران که در همه شهرهای جهان  شیوه زندگی انسان‌ها را تغییر داده است. جامعه‌شناسان در بسیاری از مطالعاتشان به مصرف‌گرایی به عنوان یک آسیب اجتماعی پرداخته‌اند، این‌که مصرف صرفا یک روند اقتصادی نیست بلکه روندی اجتماعی ـ فرهنگی است؛ به عبارتی فرهنگ مصرفی یک فرهنگ لذت‌گراست که با نگاه اقتصادی و به منظور برداشت سود بیشتر از بعد اجتماعی و فرهنگی شیوه زندگی انسان‌ها را تغییر داده است.

نیازهای غیرواقعی

ساکنان شهرهای بزرگ همچنان به طور فزاینده‌ای خرید می‌کنند و خرید رفتن بدون هدف مشخص بخشی از برنامه زندگی آنها شده است. جامعه‌شناسان در تحلیل این شرایط به عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تاثیر جدی رسانه‌ها و تبلیغات اشاره می‌کنند. آنها می‌گویند بسیاری از افراد در جریان زندگی روزمره، تحت‌تاثیر تبلیغاتی که سعی دارد مصرف بیشتر را به عنوان شیوه‌ای از زندگی بهتر در اذهان آنها نهادینه کند، انتخاب‌ها، رفتارها و سبک زندگی شان را به طور ناخودآگاه تغییر می‌دهند.

فریبا ذاکر، جامعه‌شناس شهری با بیان این‌که بسیاری از افراد در مواجهه با تبلیغات تحت‌تاثیر رسانه‌ها و نیز مدگرایی به طور ناخودآگاه و تدریجی شیوه زندگی خود را تغییر داده‌اند اما به ابعاد این تغییرات و تبعات آن آگاه نیستند، می‌گوید: در بسیاری از موارد افراد متوجه نیستند که تحت تاثیر تبلیغات دچار مصرف‌گرایی به عنوان یک آسیب شده‌اند. آنها به طور مداوم نیازهایی دارند که باید برآورده شوند. همیشه در حال خرید کردن هستند و اگر به هر دلیل در این زمینه محدود شوند اعتماد به نفسشان را از دست می‌دهند و میزان رضایتمندی شان از زندگی کاهش می‌یابد و احساس ناامیدی و بی‌انگیزگی می‌کنند. به نوعی برداشت آنها از خوشبختی به قدرت خریدشان وابسته شده است. ذاکر با بیان این‌که در دهه‌های اخیر در همه شهرهای کشور مراکز تجاری و پاساژها بسرعت توسعه یافته و در هر محله و منطقه‌ای فروشگاه‌های زنجیره‌ای تاسیس شده است تاکید می‌کند که ضعف در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و سیاستگذاری‌های اجتماعی مردم را به انتخاب یک زندگی مصرفی هدایت می‌کند.

او ادامه می‌دهد: آیا به اندازه یک دهم فضاهای تجاری شهرها بر سرانه فضاهای فرهنگی نیز افزوده شده است؟ این همه فروشگاه زنجیره‌ای پوشاک تاسیس شده آیا یک مورد کتابخانه یا مرکز فرهنگی ـ زنجیره‌ای به راه انداختیم که نوآوری داشته باشد، فضای عمومی آن مردم را جذب کند و آنها بتوانند زمان فراغتشان را به جای پرسه زدن در مراکز خرید جای بهتری سپری کنند؟

منشاء آسیب های اجتماعی

مصرف‌گرایی یک آسیب اجتماعی مادر و مولد مجموعه‌ای از آسیب‌های اجتماعی دیگر است. توجه به لذت‌های آنی، نوع نگاه و جهان بینی افراد را تغییر داده و نگاه آنها را به ظواهر زندگی معطوف کرده است.

مصرف‌گرایی صرفا از این بعد که منجر به تفاخر بیشتر و نوعی زندگی تظاهرگونه در جامعه شده نگران کننده نیست بلکه چون بختکی بر بدن بیمار جامعه، ‌سنگینی می‌کند

به گفته ذاکر «زندگی برای کار» و فشاری کاری سنگین برای پرداخت هزینه‌های یک زندگی مصرفی، اعضای خانواده‌ها را از هم دور کرده است چرا که اعضای خانواده به ویژه اگر عضوی از یک خانواده طبقه متوسط یا ضعیف جامعه باشند ناگزیرند برای تامین هزینه‌های یک زندگی مصرفی بیشتر کار کنند و فرصت کمتری برای با هم بودن دارند. نگاه مصرفی به زندگی بر میزان اعتماد و دلبستگی‌های آنها تاثیر می‌گذارد.

خوشبختی کاذب

 اگرچه به نظر می‌رسد مصرف‌گرایی پدیده‌ای است که بیشتر قشر مرفه جامعه را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد اما چنان که ذاکر می‌گوید این پدیده در گروه‌های مختلف جامعه بروز و ظهوری متفاوت دارد و به نوعی می‌توان گفت افراد با شرایط اقتصادی و پایگاه‌های اجتماعی متفاوت درگیر مصرف گرایی بیمارگونه شده‌اند. اگر مصرف‌گرایی و میل به «داشتن» به جای «بودن» در طبقه مرفه و ثروتمند به شکل خرید کالاهای گران قیمت و لوکس (به زبان رایج این روزها کالاهای اصل در مقابل کالاهای مشابه و تقلبی) دیده می‌شود، در طبقه متوسط جامعه نمود دیگری دارد.

این همه مصرف‌گرایی صرفا از این بعد که منجر به تفاخر بیشتر و نوعی زندگی تظاهرگونه در جامعه شده نگران کننده نیست، آنچه در این میان در سایه مانده و چون بختکی بر بدن بیمار جامعه سنگینی می‌کند، رشد خزنده آسیب‌ها و بیماری‌های اجتماعی دیگری است که پابه پای این روحیه مصرفی آمارشان بالا و بالاتر می‌رود.

مهرانه کارآموز، روان‌شناس اجتماعی معتقد است بخش قابل توجهی از آسیب‌های اجتماعی که در کلانشهرها بیشتر به چشم می‌خورد و در نهایت به بیماری‌های روانی چون افسردگی، پرخاشگری، کمبود اعتماد به نفس و ... منجر می‌شود، وابسته به همین سبک زندگی است که مصرف بیشتر را ترویج می‌کند.

او می‌گوید: همه افراد هنگام سفر به روستاها و شهرهای کوچک احساس آرامش بیشتری می‌کنند. این آرامش تنها به دلیل هوای پاک و خیابان‌های بدون ترافیک نیست، بخشی از آن به این دلیل است شما در شهرهای کوچک کمتر در معرض نیازهای کاذب قرار می‌گیرد. افراد اغلب به این موضوع کم توجه‌اند که چه نیازهایی در زمره نیازهای کاذب آنها قرار می‌گیرد و چه نیازهایی واقعی است. شاید باید بگوییم فراموش کرده‌اند. واقعیت این است که وقتی در جامعه ماشین خوب، لباس مارکدار و جلوه‌های ظاهری زندگی مبنای ارزش‌دهی و اعتبار افراد می‌شود تعداد کسانی که به تبعات منفی این شیوه زندگی توجه می‌کنند محدود است و اغلب افراد نیازهایی مشابه پیدا می‌کنند و اگر نتوانند آن را برآورده کنند، سرخورده، افسرده و از جمع گریزان می‌شوند و در شرایط خاص حتی ممکن است راه‌های پر خطری را انتخاب کنند، دست به سرقت بزنند، نقشه کلاهبرداری بکشند.

به گفته کارآموز، سبک زندگی مصرفی، آرامش را از  انسان شهرنشین امروزی ربوده است همان حلقه مفقوده‌ای که همه چه در طبقه مرفه، چه متوسط و چه ضعیف جامعه در پی آنند؛ آرامشی که در شهرهای بزرگ نیست. این ناآرامی اما تنها ناشی از هجوم همیشگی آلاینده‌های صوتی و نفس کشیدن در هوای مسموم شهرهای بزرگ نیست. ناشی از  تلاطم همیشگی درونی ناآرام است که دچار مصرف‌گرایی مزمن شده است... شاید بی‌آن‌که خودش بداند.

شیده لالمی 
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها