اهدافتان را جذب‌کنید!

تاکنون شده به چیزی فکر کنید و بعد از مدتی دقیقا به آن برسید و پس از کنکاش در اعماق ذهن خود دیده باشید که عینا همان فکر اولیه شما بوده است؟ بله این واقعیت دارد و یک قانون است: قانون جذب! به هر چه فکر کنید، به سمت شما جذب می‌شود.
کد خبر: ۳۲۶۲۶۲

اگر این طور باشد باید همگان به همه اهداف و آرزوهایی که به آنها فکر می‌کنند برسند. اما در عمل می‌بینیم اغلب افراد از این که به اهداف خود نمی‌رسند شکایت دارند و مدام در حال شمردن مشکلات خود بر سر راه اهدافشان هستند. در واقع همین باورها موجب ایجاد موانع بر سر راه آنها شده و ناکامی‌شان را تضمین می‌کند. این‌گونه افراد اغلب از واژه‌ها و اصطلاحات زیر استفاده می‌کنند:

من نمی‌فهمم... من ناامیدم از این که... من متنفرم از... من نمی‌توانم... را حل کنم. من در مورد... استرس دارم. من درمورد... نگرانم. ای کاش می‌توانستم اما نمی‌توانم... چرا من این همه مشکل دارم؟

این هم به واقع نوعی از فهرست تمایلات است و دقیقا چیزی است که شخص در نهایت با آنها روبه‌رو می‌شود.

مسوولیت زندگی چیزی است که هرگز از ما سلب نمی‌شود البته اکثر ما در اغلب اوقات آن را نادیده می‌گیریم. شما می‌توانید کنترل امور را در دست نگیرید اما هرگز نمی‌توانید از این مسوولیت برهید. مسوولیت چگونه زیستن‌ همواره با شماست و شما در این راه تنهایید، نه دوست، ‌نه آشنا، نه خانواده،‌ نه والدین، نه جامعه،... هیچ‌کسب با شما نیست. شما می‌توانید هر کسی را که می‌خواهید مقصر بدانید اما شما تنها کسی هستید که باید نتایج حاصله را تجربه کنید.

اغلب افراد می‌خواهند خود را از رویارویی با پذیرش مسوولیت این نتایج ‌خلاص کنند.

قانون جذب آنچه را که به آن فکر می‌کنید برایتان به ارمغان می‌آورد. فکر کردن، خواستن است هر فکر، یک هدف است. قانون جذب کاملا بی‌طرف است و آنچه را که می‌خواهید،‌ فیلتر نمی‌‌کند و در مورد هر آنچه فکر کنید، به آن می‌رسید. حتی اگر راجع به آنچه که نمی‌خواهید هم فکر کنید باز با آن مواجه خواهید شد.

اگر شما بخواهید خواسته‌هایتان را عینی کنید، منطقی نیست که از جملات و عباراتی که گفته شد استفاده کنید. حتی وقتی که خواسته‌هایتان عملی نشده، امیدوار و مثبت‌اندیش باقی بمانید. با مثبت بودن، به قانون جذب اجازه دهید که به نفع شما کار کند. در زمان حال زندگی کنید. مراقب باشید. اگر احساس ناامیدی می‌کنید، سریعا شروع به قدم زدن کنید تا این حس را از خود برهانید وگرنه باعث خنثی شدن خواسته‌هایتان خواهید شد.

کلید مدیریت قانون جذب، مسوولیت‌پذیری است. شما باید مسوولیت شخصی هر چیزی را در زندگی خود بپذیرید، همه چیز را. اگر شما این موضوع را درک کنید،‌ خواهید دید به هر چیزی که توجه نشان دهید،‌ گسترش خواهد یافت.

اما چگونه باید یاد گرفت که به آنچه نمی‌خواهید فکر نکنید، پاسخ این است، سعی کنید مسوولیت جذب آن را بپذیرید. این موضوع باعث افزایش آگاهی شما می‌شود و باعث می‌شود توانایی بیشتری برای به کارگیری موفقیت‌آمیز جذب آنچه می‌خواهید داشته باشید.

با به عهده گرفتن مسوولیت خلق واقعیت‌های خود، قدرت تغییر آنها را نیز به عهده خواهید گرفت. شما باید سعی کنید به طور آگاهانه، انرژی بیشتری روی تفکر در مورد آنچه می‌خواهید صرف کنید. شما باید به این توانایی برسید که در صورت ورود افکار منفی، بلافاصله آنها را با افکار مثبت جایگزین کنید. اما چه روی می‌دهد اگر مسوولیت خود را در قبال تجربیاتمان انکار کنیم و بگوییم که یک عامل خارجی موجب مشکلات من شده و من تنها ناظر آنچه رخ داده هستم؟ در این صورت قدرت تغییر واقعیت در ما کاهش می‌یابد و افکار ما روی شرایط فعلی که مورد درخواست ما نیست متمرکز شده و ناخواسته قانون جذب درخصوص شرایط فعلی ادامه می‌یابد و شرایط بد ما هرگز به طور پایه‌ای تغییر نمی‌کند.

در این حالت هیچ‌کس توان نجات شما را ندارد به جز خودتان. این افکارتان هستند که تعیین‌کننده‌اند. اگر شما قانون جذب را باور نداشته باشید،‌ از این فکر برای خنثی کردن این قانون استفاده کرده و با نفی آن مشکلات و مسائل بد را به سوی خود جذب می‌کنید.

بهتر است به جای این که سعی کنید کنترل چگونگی دستیابی به اهداف را به دست گیرید، به خود آنها فکر کنید چون با این کار، آنها به سمت شما جذب شده و راه‌های رسیدن به آن هم خود به خود جذب خواهند شد؛ امکانات، فرصت‌ها و موقعیت‌های مناسب، به صورت غیرقابل پیش‌بینی به سمت شما می‌آیند و شما را در رسیدن به هدف کمک می‌کنند.

اما در استفاده از قانون جذب، اکثر مردم دچار یک اشتباه رایج می‌شوند و فکر می‌کنند تنها تفکر در خصوص هدف ناکافی است. باید دانست که هرگاه شما یک خواسته را شکل می‌دهید این خواسته 2 جزء اولیه دارد. اولین بخش آن، محتوای خواسته است. محتوا در واقع بخش اطلاعاتی خواسته شماست،‌ چیزی که شما تصمیم به داشتن آن می‌گیرید مثل یک شغل جدید، یک ارتباط بهتر، یا مثلا 50 میلیون تومان پول بیشتر. این بخش، قسمت آسان قضیه است.

دومین بخش یک خواسته، انرژی‌ای است که شما برای این خواسته با خود به همراه می‌آورید. برخی افراد از آن به عنوان یک حس یاد می‌کنند، اما احساس در واقع نتیجه این انرژی است، نه خود انرژی. به هر حال وقتی که احساسات قوی‌ای را به خواسته خود مربوط می‌کنید، در واقع می‌دانید که انرژی بزرگی در پشت هدف شما نهفته شده است.

اغلب دیده می‌شود افراد شکایت می‌کنند که قانون جذب را به خوبی اجرا می‌کنند، اما به اهداف خود نمی‌رسند، اما ایشان نمی‌دانند که دچار یک اشتباه رایج در به‌کارگیری این قانون شده‌اند. آنها محتوا را به عنوان کل هدف خود تصور می‌کنند. مشکل اینجاست که محتوا به تنهایی کافی نیست چراکه انرژی نیز در هر خواسته، جزیی ضروری است.

محتوای عالی بدون انرژی مساوی است با خواسته‌ای که جز ناامیدی چیزی برایتان به ارمغان نمی‌آورد. محتوای موجود در اینترنت را در نظر بگیرید، آیا این محتوا به خودی خود می‌تواند همه جا پخش شود؟ البته که نه. این الکتریسیته است که آن را به سمت شما حمل می‌کند و بدون آن، این محتوا هیچ است.

فکر کنید مطلبی نوشته‌اید و می‌خواهید آن را در وب‌سایت خود قرار دهید. در همین لحظه برق می‌رود. پس شما قادر به فرستادن آن برای خوانندگان نخواهید بود. حال چه باید کرد؟ آیا باید به محتوای مطلب دست زد و آن را بهبود داد؟ خیر. این کار بی‌فایده است. این کاری است که اکثر افراد درخصوص اهداف و خواسته‌های خود انجام می‌دهند که کار بی‌فایده‌ای است. در اینجا به انرژی برق نیاز است تا مطلب روی وب‌سایت قرار گیرد. در مورد اهداف افراد هم انرژی لازم است، اما این انرژی چیست؟ انرژی یک خواسته، مثل الکتریسیته نیست، اما می‌توان از آن برای توضیح مطلب استفاده کرد.

اغلب افراد از انرژی به عنوان چاشنی احساسی یک خواسته استفاده می‌کنند، اما احساسات نتیجه هستند نه انرژی.

مترجم: الهه عیوض‌زاده
منبع: Stevepavlina.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها