همواره گفته می شد که در آلمان ، مربیان فوتبال امنیتی بیشتر از دیگر کشورها دارند ، اما اگر وقایع اخیر را مبنا قرار دهیم ، می بینیم کار بعکس بوده و یکی از کشورهایی که در این فصل بیش از دیگران دست به تغییر گسترده مربیانش زده ، آلمان است .
کد خبر: ۳۲۵۰۲
شاید عده ای استدلال کنند که اصولا در هر جای جهان مربیگری فوتبال مثل شناکردن در یک استخر کنار کوسه های درنده است ؛ اما در آلمان طی این فصل بحثهایی جنبی را نیز داشته ایم که بر ابعاد این قضیه افزوده است . تا این لحظه 4مربی در بوندس لیگا سرنگون شده اند که آخرین شان فریدهلم فونکل در کلن بوده است و این رقم با احتساب 18تیمی بودن لیگ ، عدد کمی نیست . مساله دوم این است که به نظر می رسد در هفته های آینده و تا پایان فصل ، تعداد دیگری نیز کنار خواهند رفت و باز بدتر آن که هر ساله وضع در استادیوم ها نیز بدتر می شود و اگر در سالهای گذشته احترام اجتماعی افراد تا حدی حفظ می شود، امروز حتی در صورت نزول بازیکنان و ارائه نمایش هایی بد از سوی آنان و بی تعصبی و بی همتی بازیگران ، آن کس که روی سکوها دشنام می شنود و بی آبرو می شود، مربی است . شاید برخورد با هاب استیونس ، مربی هلندی هرتابرلین در هفته های اخیر، خوب نبوده باشد. به وی بصراحت گفته شد که فقط دو بازی وقت دارد صلاحیت و لیاقتش را برای ماندن در تیم ثابت کند و از قضا هر دو نیز مقابل هانساروستوک و اولی در لیگ و دومی در جام حذفی آلمان بود. هرتا هر دو بازی را برد اما با کمترین اختلاف و پس از خردشدن کامل اعصاب استیونس کنار زمین .
حرفهای بی اعتبار
با این همه آنچه بر سر کورت یارا ، مربی اتریشی هامبورگ (تیم مهدوی کیا) آمد ، از این هم بدتر بوده است . پس از نزول هامبورگ تا رده های 13 و 14 جدول رده بندی لیگ آلمان و حذفش در همان مرحله اول جام یوفا ، برند هافمن ، رئیس باشگاه مدعی شد که خیال برکناری یارا را ندارد و او فعلا ماندنی است ؛ اما فقط 3روز بعد همین مقام اعلام کرد که یارا برکنار شده و کلاوس تاپ مولر معروف جای او را گرفته است . این که تاپ مولر در هفته های نخست نتوانست تحول لازم را در زمینه کسب نتایج شامل حال هامبورگ کند، مهم نیست و آنچه اهمیت دارد بی اهمیت و باد هوا بودن حرفهای سران باشگاهی است که مربیان اساس زندگی شغلی خود را روی آن استوار می کنند. وقتی خبرنگاران از هافمن پرسیدند چرا چنین کرده است ، فقط گفت : ما قولمان را زیر پا نگذاشتیم و فقط تغییر عقیده دادیم . توضیحات دیتر هوینس ، مدیر اجرایی هرتا درخصوص هاب استیونس همین قدر بی منطق و بیرحمانه بوده است . از او پرسیدند دادن اولتیماتوم و مهلتی دو مسابقه ای به مربی هلندی آیا یک اقدام تند و بدون روح ورزش نبوده است . وی گفت : این اولتیماتوم نبود ، بلکه یک فرصت و شانس مجدد برای مربی ای بود که طبق معیارهای اولیه و محاسبات نخستین می بایست به طور قطع اخراج می شد.
سیاه یا سفید؛
اگر قدری عمیق تر ببینیم ، متوجه می شویم مربیانی نامدارتر مثل یوپ هاینکس از شالکه نیز در این فصل نسیم برکناری را از دور حس کرده اند. درست است که شالکه ، شنبه شب 10 آبان در یک مسابقه بوندس لیگا صاحب پیروزی با ارزش صفر 2 بر بایرن مونیخ شد ؛ اما این تیم تنها 4
شب پیش از آن واقعه در رویدادی باورنکردنی در دور دوم جام حذفی آلمان 7 گل از هانوفر خورده و حذف شده بود و نزول تیم تا رده های هشتم تا دهم جدول لیگ ، اصلا چیزی نبوده است که سران شالکه با استخدام هاینکس در ابتدای تابستان امسال در پی آن بوده اند. هاینکس می گوید: اینجا فقط یا برد را داریم و یا باخت و همه چیز یا سفید است و یا سیاه و هیچ چیزی در وسط وجود ندارد و حد میانه ای متصور نیست . شاید هم تجربه هاینکس در این موارد زیاد باشد. زیرا وی پس از رساندن رئال مادرید اسپانیا به مقام قهرمانی باشگاه های اروپا در سال 1998
شاهد اخراج خود از مقام مربیگری این تیم بود و استدلال سران رئال این بود که چرا نتوانسته است تیم را در لیگ اسپانیا هم به رتبه نخست نایل کند.
یک رسم بد
فلیکس ماگات که در سالهای اخیر بارها از پستهای مربیگری تیمهای مختلف کنار گذاشته شده اما در این فصل همانند فصل گذشته در اشتوتگارت بسیار موفق بوده است . با حمایت از یارا و آدمها و مواردی شبیه به وی گفته است : این یک رسم شده است که تا در باشگاهی کار بد پیش می رود و مشکلی پیش می آید، مربیان را کنار می گذارند. شاید قضیه در ظاهر صحیح به نظر آید، اما به واقع این روسای باشگاه های در معرض تهدید و اعتراض اند که با اخراج مربیان پست و موقعیت خود را حفظ می کنند.
تضمینی در کار نیست
از طرف دیگر تضمینی نیست که برکناری مربیان و آوردن افرادی تازه باعث حل مشکلات یک باشگاه شود و این را نتیجه یک مطالعات و بررسی تازه نیز نشان داده است . تحقیقی که گفتیم از سوی محققان دانشگاه مونشتر آلمان صورت گرفته است و از آن حکایت دارد که در 35سال اول برپایی رقابت های بوندس لیگا یعنی از سال 1963 تا 1998 در 206
مورد مربیان شاغل در این لیگ کنار گذاشته شده اند ، اما آثار مثبت این قضیه بندرت دیرپا بوده است . الکساندرا تیپن هاور، یکی از محققان می گوید: تا سه ، چهار بازی پس از برکناری می توان آثار مثبت و نتایجی خوب را حس کرد، اما معمولا دوام نمی آورد. ما نتایج 12بازی پیش از برکناری مربیان و 12دیدار پس از این واقعه را مقایسه کرده و متوجه شده ایم که تفاوت ها آنقدرها هم زیاد نیست .
نمی شود تیم ساخت
و باز هم مطالعات ثابت می کند که 70درصد باشگاه هایی که مربیان خود را برکنار کرده اند، در پایان فصل تنها در 6 رده ته جدول جای گرفته اند. 59درصد باشگاه هایی نیز که با نیت ابقاء در لیگ اقدام به تعویض مربیان خود کرده اند، در نهایت از لیگ خارج شده و به خواست خود نرسیده اند. به حرفهای ماگات که پست نایب رئیسی اتحادیه مدرسان فوتبال آلمان را نیز دارد باز می گردیم که می گوید: آثار منفی تغییردادن دایمی مربیان را دست کم نگیرید؛ زیرا هر بار که مربی تازه ای می آید، بنا بر سلیقه او تعدادی بازیکن جدید نیز بتدریج به وسیله وی استخدام می شوند و گروهی بناچار می روند. به این ترتیب به دشواری و بندرت می توان یک سیاست درازمدت و منطقی را برای ساختن تیمی قوی رعایت و اجرا کرد و همه چیز گذراست . اما همه اینها نیز مدیران باشگاه های آلمان را متقاعد به حفظ مربیان خود نخواهند کرد و کوسه هایی که گفتیم ، در استخر خواهند ماند.