انتقال پایتخت یا مهاجرت معکوس

بحث انتقال پایتخت و مهاجرت معکوس از تهران سال ها است که مطرح است و هر از چند گاهی اقداماتی صورت گرفته و برنامه ریزی هایی هم در این رابطه انجام شده و این بار هم این مسئله در ابتدای سال 1389 توسط دولت مطرح شد.
کد خبر: ۳۲۴۹۹۷

 ظرفیت پایتخت تکمیل شده و به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ، تهران دیگر جای یک زندگی راحت و آرام برای بسیاری از  افراد ، با توجه به شرایط سنی و سلامتی شان نیست ولی همچنان این جمعیت عظیم در تهران و در پایتخت کشور روبه افزایش است و با  برنامه ریزی های انجام شده  چندان موفقیتی نصیب نشده که این مهاجرت معکوس صورت بگیرد.

رادیو گفت و گو در نشستی خبری با محمد حسین مقیمی ،  رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی ، علی اکبر آقایی ، نایب  رئیس  کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی، لطفعلی بخشی ،استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و حسن بیادی، نایب رئیس شورای شهر تهران این موضوع را مورد بررسی قرار داده است.

مشروح این گفت و گو به این شرح است: 

رادیو گفت و گو :آقای دکتر بخشی  ممکن است در این رابطه توضیحاتی را بفرمایید ؟

بخشی : بحث جمعیت تهران و مهاجرت معکوس و انتقال پایتخت بحث طولانی است و به دفعات در این باره در دولت های مختلف  صحبت شده ولی ظاهرا اراده جدی برای عملی کردن این ایده خیلی نبوده است . همانطور که شما فرمودید تهران در واقع خیلی بالاتر از جمعیتش ظرفیت را قبول کرده و این جمیعت مسائل متعددی را به دنبال خواهد داشت .

همانطور هم که می دانید تهران بر روی گسل هایی قرار گرفته است و احتمال خطر را می دهد و عقل حکم می کند که تلاش کنیم که جمعیت تهران را در واقع متعادل تر نگه داریم که اگر اتفاقی افتاد گرفتاری ها کمتر باشد. در این مورد  صحبت زیاد است  ولی می شود از این دیدگاه نگاه کرد که اگر دولت ها در این مورد جدی باشند می شود این کار را به چندین فاز تقسیم کرد.

 فاز اول، چه بکنیم که در واقع جمعیت بیشتری به تهران جذب نشود و بعد از آن فکر کنیم که چه کارهایی می توانیم انجام دهیم که روند مهاجرت را از تهران معکوس کنیم.  حقیقت این جاست که تهران جذابیت هایی داشته و  به دلیل همین جذابیت ها  است که یک چهارم جمعیت کشور یک چهارم درآمد کشور و امثال ان  در تهران جمع شده اند.

به عبارتی دیگر این مقیاس جمعیتی در تهران معلول سیاستگزاری هایی است که در طول ده ها سال گذشته انجام شده و اگر بخواهیم این معلول را از بین ببریم باید به دنبال علت هایش باشیم . اگر بتوانیم علت ها را از بین ببریم در واقع خود به خود معلول هم ار بین خواهد رفت. در واقع باید ببینیم که این انگیزه ای که این جمعیت را به تهران جذب کرده و این جمعیت کثیری که در تهران جذب شده چه چیزهایی بوده است.

اگر بتوانیم این انگیزه و آن امکانات را در جای دیگر فراهم کنیم ، طبیعتا می توانیم انتظار داشته باشیم که حداقل روند مهاجرت تا حدودی ثابت بماند و بیشتر از این نشود و روند معکوس را هم به مرور زمان در آن شاهد باشیم .

رادیو گفت و گو: شما اشاره فرمودید که اولین قدم شاید این باشد که ما مانع جذب بیشتر مردم به تهر ان شویم،  بعضی از این مواردش را بفرمایید که دولت چه باید بکند که اولا مهاجرت موجود را جلویش را بگیرد تا ببنیم چه کار باید بکنیم که مهاجرت معکوس را پیگیری کنیم ؟

بخشی: ساختار سیاسی  و ساختار تصمیم گیری ما، ساختار متمرکز است. تقریبا تمام تصمیمات در تهران گرفته می شود، به اضافه اینکه در واقع تهران پایتخت سیاسی ،اقتصادی ،صنعتی ،اجتماعی ؛هنری و بهداشتی کشور است. یعنی در هر مورد که نگاه کنیم تهران در واقع مرکز است. از نظر امکانت بهداشتی تهران اصلا با هیچ شهر دیگری قابل مقایسه نیست ، از نظر امکانات بیمارستانی آموزشی هم به همین ترتیب است.

بانک ها و سرویس خدمات همه این ها تمرکز بالایی را شکل داده است و این تمرکز باعث  شده که در تهران شغل زیاد باشد ، پول زیاد باشد  که  در واقع این یک فاکتور اصلی  جذب جمعیت  در این جا  است . حالا باید  ببینیم که کدامیک از این عوامل می توانند در تهران نباشند و کارشان را هم انجام دهند.

این دولت در اوایل دولت قبلی اعلام کرده بود که  می خواهد سازمان های مختلفی را که می توانند در تهران نباشند ، به شهرستان بفرستد و بحث هایی هم در این مورد شد ولی خیلی پیگیری نشد. شما هر کارخانه بزرگی که در اقصا نقاط این کشور می بینید در تهران یک دفتر مرکزی دارد که اصلا هیچ توجیهی ندارد.

بیادی : این چند روزه در رادیو بحث های زیادی بوده،  متاسفانه این بحث ها به صورت موج می آید و می رود. چندین سال است که این بحث ها وجود دارد و کسی به فکر عملی کردن این بحث ها نیست. یکی اینکه بیرون بردن 5 میلیون جعیت از تهران به شوخی بیشتر شبیه است تا یک طرح مطالعاتی، چون تهران بر اساس مطالعات انجام شده تا افق 1400 و حتی 1404 نزدیک به 11 میلیون جمعیت برایش در نظر گرفته شده ، اما با برنامه نه بدون برنامه، با یک مدیریت واحد نه با چند مدیرتی .

موارد غیر مترقبه که همیشه وجود داشته و خواهد داشت ما که از دست مرگ نباید خودکشی کنیم، ما باید با برنامه حرکت کنیم و اگر حوادثی قابل پیش بینی است ما پیش بینی کنیم، اگر محدودیت هایی وجود دارد نواقص را برطرف کنیم و اگر ناهماهنگی وجود دارد هماهنگ کنیم .اما آن چه  مهم است اینکه تهران باید ساماندهی شود.  ما یک پایتخت سیاسی داریم و یک شهر دولتی داریم ، این دو موضوع است.

الان تهران هم یک شهر دولتی است و هم پایتخت است. ما می توانیم پایتخت را داشته باشیم اما دولت یک شهر دیگری نزدیک تهران دارد می تواند یک شهر مخصوصی باشد و متصل به تهران باشد و بتوانیم از امکانات تهران برای دولت هم استفاده کنیم . اما ساماندهی ادارات دولتی که وجود دارد این ها می تواند بسیار کار ارزنده ای باشد و هیچ ربطی به حوادث غیر مترقبه هم ندارد. دنیا هم این تجربه را داشته و بسیاری از کشورهای اسیایی حتی این کار را انجام دادند .

رادیو گفت و گو: بحث های زیاد و جدی  در مورد مهاجرت معکوس مطرح شده و بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان معتقدند که باید تهران به عنوان پایتخت بماند ولی به عنوان یک شهر دولتی بسیاری از نهادهای دولتی و وزارتخانه ها به خارج از تهران منتقل شوند و بعضی ها هم همین بحث انتقال پایتخت را مطرح می کنند شما بفرمایید که به هر حال امکان پذیر است یا خیر؟

بیادی :من مثال زدم در کشور های دنیا  این کار را انجام دادند و کشور های آسیایی هم توانستند به این موفقیت دست پیدا کنند. مخصوصا کشوری مثل مالزی که یک شهری درست کرده به نام پوتروجایو که شهر دولت است و این شهر را آنقدر زیبا درست کردند که یکی از محل های گردشگری است.ما باید با توجه به اقلیم و فرهنگ خودمان کارهایمان را انجام دهیم و با مدیریت خودمان کاری ندارد. یک اداره گازی که در یک خیابان بزرگ قرار دارد ایرادی ندارد که به شهر بوشهر انتقال پیدا کند.

 ما در همان دستگاه های دولتی هم توانستیم این کار را تجربه کنیم ؛ سازمان هواشناسی تقریبا 9 تا محل علمی دارد و یک مرکز اقلیم شناسی در مرکز دارد. مرکز آب وهواشناسی در مرکز است ،مرکز اقیانوس شناسی در بندر انزلی است و آلودگی هوا در اصفهان است این ها را می تواستند توزیع کنند و توزیع هم کردند .اگر سازمان های عریض و طویل به استان ها بروند آن جا هم سازمان پیدا می کنند .

اینکه ما بگوییم مردم بروند مردم به کجا بروند، مهاجرت معکوس به کجا بشود؟ آیا واقعا این امکان پذیر است؟ مطالعه شده یا نشده؟ آن جایی که می خواهند بروند آن امکانات را دارد حداقل امکانات را دارد ؟  این ها سئوالاتی است که پیش می اید و اگر پاسخ داده شود شاید بشود .اما یک روزه و یک ساله نمی شود.

رادیو گفت و گو: پس برنامه ریزی  بسیار گسترده می خواهد و شما می فرمایید که ممکن است با انتقال وزارت خانه ها و اجزایی از این ها به شهرستان ها هم شرایط  مهاجرت رابرای مهاجرت معکوس فراهم کنیم و هم شرایط را فراهم کنیم برای توسعه آن شهرها. پس بحث انتقال پایتخت یکی دیگر از گزینه ها است .

مقیمی :این بحثی که در مورد انتقال تهران است یک سیاستگزاری کلانی است که مسئولین نظام و کارشناسان باید بر رویش کار کنند و مسئولین اصلی نظام هم باید تصمیم گیری نهایی را انجام دهند . تا ان جایی که یادم است مجمع تشخیص مصلحت نظام سه چهار ماه پیش در این زمینه مصوبه ای داشت که ده سال اینده پایتخت انتقال پیدا کند و در واقع کار کارشناسی انجام شده و ان ها هم طرح کلی را گرفته اند و اینکه چه قسمتی از تهران انتقال پیدا کند . اما بحثی که راجع به تهران و مهاجرت معکوس الان مطرح است ،یک بحث بسیار مهم است و ما باید ببینیم که چرا مردم به تهران و یا شهرهای بزرگ می آیند و علت حضور مردم در تهران و شهرهای دیگر
چیست. اگر شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که مردم همین آمال و آرزوهایشان را درشهرهای دیگر پیدا کنند، طبیعی است که دیگر به شهرهای بزرگ نخواهند آمد و مهاجرت معکوس را الان ما خیلی فکر نکنیم .

برای کسانی که الان دارند فکر می کنند تا فردا به تهران بیایند برای این ها باید فکری کنیم تا نیایند .الان کسانی که به دنبال شغل هستند به شهرهای بزرگ می ایند و بالاخره کاری را پیدا می کنند. اینکه تهران بر روی گسل است و زلزله می اید این یک واقعیتی است ،ولی بالاخره تهران باید برای کسانی که دارند در ان زندگی می کنند امن باشد . ما در قانون برنامه چهارم توسعه ماده 30 در برنامه چهارم داشتیم که دولت موظف است طی دو برنامه کشور و شهرهای کشور را در مقابل حوادث غیر مترقبه و زلزله ایمن سازی کند؛ این جزو تکالیفی است که در قانون برنامه چهارم آمده بود.

پس ما باید الان تمام تلاشمان را به کار بگیریم  و همه تلاش کنیم شهرها و روستا ها را درمقابل زلزله ایمن کنیم. همان کاری را که ژاپن انجام داده است .یک برنامه ده ساله داریم که این کار ایمن سازی را انجام دهیم ؛ما باید ظرف چهار و نیم سال آینده این کار را سامان دهیم. خوشبختانه در روستا ها خوب انجام می شود. در شهرها هم ساخت و سازهایی که انجام می شود دقت ها نیز انجام می گیرد .این برنامه وسیعی است که باید انجام شود.

می خواهم بگویم که زلزله را بحث رفتن و آمدن مردم نکنیم تهران روی گسل است برای هر تعداد شهروندی که در ان زندگی می کند باید مسائلی را فراهم کنیم. برای اینکه ما مردم را علاقمند کنیم که در روستا ها و شهرهای خودشان بمانند باید سه تا کار را انجام دهیم : 1 - شغل برایشان ایجاد کنیم، 2-  درآمد برایشان ایجاد کنیم  3- آن جایی که هستند برای ماندن مطلوبیت داشته باشد.

 یعنی از نظر رفاهی اجتماعی بهداشت و درمان ،طوری باشد وقتی فردی در شهر و یا روستای خودش می ماند خیلی احساس فقر و محرومیت نکند بتواند در آن جا به دانشگاه برود تحصیلات را ادامه دهد از تسهیلات خوبی برخوردار باشد ،مریض که شد بتواند از سیستم درمانی خوبی برخوردار شود.

ما بایستی برای برگرداندن مردم برنامه داشته باشیم ، اگر این کار شود مردم برمی گردند.  اگر بگوییم که ما  زمین می دهیم ، زمین را می گیرند و چند وقت می مانند و دوباره برمی گردند. ما بایستی برای برگرداندن مردم برنامه داشته باشیم.

یادم است در سال 83 شورای شهرداری و معماری کشور در ارتباط با تهران طرح مجموعه شهرداری تهران را تصویب کرد و این طرح به تصویب دولت هم رسید و دو سه تا محدودیت هم ما داشتیم: محدودیت آب ،  محیط زیست و اشتغال که همه این مسائل آن جا مطرح شد و برای اینکه این مشکلات حل شود تصمیماتی گرفته شد. از جمله اینکه 250 هزار فرصت شغلی از تهران بیرون برود، نه اینکه شغل جدید ایجاد شود.

 علاوه بر اینکه در این اینجا شغل جدید نباید ایجاد کنیم 250 هزار فرصت شغلی هم باید از این جا برود . مثالی بزنیم در شهرهای مرزی  هم اشتغالمان کم است و هم در آمدمان کم است و چه اشکالی دارد که ما مراوداتمان را از طریق همین شهرهای  مرزی  انجام دهیم .

 سیستم بانکی باید در ان جا تسهیلات بدهد وام دهد هر چه که نیاز دارند بدهند  اگر ما این ها را حل کنیم خیلی از این ها می روند آن جا و کار می کنند. خیلی از دانشگاه های ما نیازی ندارند که در تهران باشند. دانشگاه ها را برویم در شهرهای دیگر مستقر کنیم به تبع آن مردم هم می روند.

خیلی ازاماکن عمومی و بزرگی را که داریم می توانیم  از تهران ببریم .تمام شهرک هایی که در خود تهران است اگر ما مجموع کارخانه هایی که در اطراف تهران داریم بریم در شهرهای دیگر مستقر کنیم و یا اگر از امروز ما تصمیم بگیریم که دیگر این واحد ها بروند و در آن جا مستقر شوند  اشتغال را به همراه خودشان می برند ، در آمد را به همراه خودشان می برند دیگر کسی به تهران نمی آیند.

 اگربه تهران و یا مراکز استان ها می آیند به دلیل آن سه تا موضوع است اشتغال ؛درامد ؛مطلوبیت زندگی این ها را اگر در شهرهای کوچک برایشان فراهم کنیم مطمئن هستم که اصلا به تهران نمی آیند. اگر شغل و در آمد را حل کند این مسئله خیلی مهم است اما اگر آنها را حل نکنیم می روند و مسکن را می گیرند و بعد می بینند که روی مسئله اشتغال مشکل دارند و بعد برمی گردند. باید یک نظامی ایجاد کنیم و مردم علاقمند شوند و برگردند و علاقمندی هم با برنامه ریزی که دولت خواهد داشت انجام خواهد شد .

رادیو گفت و گو  :آقای مقیمی مواردی را مطرح فرمودند که باید در تهران انجام شود تا برای مردم انگیزه رفتن به شهرستان ها ایجاد شود و در شهرستان ها هم باید اقداماتی صورت بگیرد که مردمی که مهاجرت معکوس می کنند بتوانند انجا بمانند. بفرمایید که دولت در این زمینه چه کارهایی برای ایجاد زیر ساخت ها و برای ایجاد انگیزه هایی که در شهرهای کوچک و بزرگ لازم است  و همین طور درقالب شوراها چه فعالیت هایی انجام داده که بتوانند سرمایه گذاری های بیشتر اشتغال بیشتر ،امکانات بیشتر توسعه صنایع در جهت افزایش در آمد و همین طور افزایش زندگی مطلوب در شهرستان ها  ایجاد شود .  شما چه اطلاعاتی دارید که به ما بدهید ؟

بیادی :من هنوز هم اعتقاد  برای مهاجرت معکوس ندارم و طبق برنامه جمعیت تهران افزایش پیدا خواهد کرد ،اما اینکه تهران ظرفیت این کار را دارد ؟،بله دارد اما با برنامه .اگر برنامه داشته باشیم ما نیاز نداریم اما اینکه دولت در مناطقی که قرار است فعالیت کند تا ببینند مهاجر پذیر باشند خیلی کارها را می تواند بکند .واقعیت این است که ما باید روستا هایمان را مقاوم کنیم روستاهای ما مقاوم نیستند .

رادیو گفت و گو  : اینکه ما فقط دافعه های شهر ها را مطرح می کنیم شاید درست نباشد  می توان گفت شهرها غیر از تهران جاذبه هایی هم دارد و دولت ها هم کارهایی را انجام داده اند. شما از دید مثبت بفرمایید که الان چه شرایطی مهیا است برای کسانی که علاقمندند ؟

بخشی : به بحث اولم برگردم . ما اول روند مهاجرت به تهران را متوقف کنیم بعدا در مورد بحث هاش پیگیری
می کنیم . با توجه به اینکه تهران پایتخت سیاسی اجتماعی ،پزشکی ،صنعتی و همه چیز کشور است این در واقع این نگرش را عوض کرده است.

 این ساختار متمرکز ، ساختار اداری کشور را عوض کرد .این جمعیتی که الان در تهران متمرکز شده است معلول سیاست های ما در گذشته است اگر آن سیاست ها درست نیست باید آن سیاست ها را عوض کنیم .یکی از پایه های آن همان تمرکزی است که در نظام اداری کشور ما وجود دارد  همه چیز برمی گردد به تهران و تصمیم گیری در تهران .

اگر این تنفیض اختیار به شهرستان ها و به استان ها بشود ، مساله مهاجرت به تهران کم می شود.  خودش یک گام خیلی بزرگی است . در واقع دولت باید آن تناقض هایش را در سیاست هایش رفع کند. مثلا سال ها بود که در محدوده 120 کیلومتری در تهران حق هیچ گونه کارخانه ای در تهران نبود ولی الان هم در عمل تاسیس شده و دولت این را تخفیف داده و به صنایعی اجازه داده و همین انگیزه می شود برای تاسیس شرکت ها و کارخانجات جدید و خود جذب جمعیت ولی به عبارت دیگر اگر ما بیاییم تلاش کنیم و این تناقض هایی را که در سیاست است  یکدست کنیم آن وقت خیلی می توانیم انتظار داشته باشیم که حداقل بیایند در شهرستان های دیگر این روند را تا حدودی متوقف کنیم و بعد بتوانیم سراغ مسائل دیگری برویم .

رادیو گفت و گو  :آقای مقیمی شما در صحبت هایتان بیشتر دافعه های استان ها و شهرستان ها را فرمودید در حالیکه در سال های اخیر دولت کارهایی را در رابطه با توسعه برخی از زیر ساخت ها در شهرستان ها وامکانات رفاهی انجام داده است ،آیا جاذبه های رفاهی هم در این شهرها و استان ها وجود دارد که اگر این قول ها و وعده های دولت را در بهار امسال به آن اضافه کنیم ممکن است شرایط را فراهم کند و در همین شرایط هم عده ای از مردم عزیز ما مایل باشند که به شهرستان ها مهاجرت کنند ؟

مقیمی : من عرض کردم در تهران و شهرستان های بزرگ، مردم  آن سه موضوع را خیلی راحت به دست
می آورند یعنی شغل را راحتر به دست می آورند، جذب در آمد خیلی راحت تر انجام می شود و مطلوبیت زندگی در شهرهای بزرگ فراهم تر است. این یک واقعیت است دولت ها خیلی کارها کردند .با تمام مشکلاتی که تهران است شغل در تهران راحتر به دست می اید،  درآمد راحتر به دست می آید شما در شهرهای بزرگ چه سرمایه گذاری هایی می کنید در روستا ها چه سرمایه گذاری دارید اگر شما بیایید در مناطق دهستان ها صنایع تبدیلی کشاورزی ایجاد کنید که کشاورز ما که زمینش درآمدش از زمین به دست می آورد تکاپوی هزینه هایش را نمی کند از محل آن کارخانه سهام داشته باشند ما ببریم در آن جا برای همین روستایی سرمایه گذاری کنیم این محصولات را که تولید می کند همین محصولات را تبدیل کند به محصولات صنعتی کشاورزی تبدیلشان کند به محصول ارزش افزوده بالاتر در آمد می رود بالا و وقتی در آمدش بالا رفت نیازی ندارد بیاید خودش توی این شلوغی و دود گرفتار کند.
اگر دولت قصدش این است که مردم در شهرهایشان  بمانند و نیایند باید  آن بحث هایی را که راجع به تمرکززدایی داریم  حل شود و در برنامه سوم و برنامه چهارم بحث تمرکز زدایی به طور جدی پرداخته شده است. ما امروز برای گرفتن موافقت از یک شهر و استان بلند نمی شویم و نمی آییم تهران ؛همان جا موافقت اصولی را می دهند ولی این موافقت اصولی به نتیجه نمی رسد چون آن امکاناتی که در شهرهای بزرگ وجود دارد در این شهرها نیست.

در مراکز استان هم از شهرهای کوچک وروستا ها به مراکز استانی می روند. اگر ما بتوانیم اشتغال را به روستاها ببریم با کشاورزی تنها زندگی مان تامین نمی شود با کشاورزی و خدمات تنها هم زندگی مان تامین نمی شود صنایع کشاورزی و صنایع تبدیلی مان را به روستا ها ببریم و از طرفی دیگر در شهرهای کوچکترما صنایع دیگری را ایجاد کنیم گردشگری را فعال کنیم خدمات را فعال کنیم .

رادیو گفت و گو :با توجه به امتیازاتی که دولت اعلام کرده ، الان بستربرای افرادی که علاقمند هستند که به شهر های خود برگردند اماده است اما چند تا سئوال دارند یکی اینکه ما از چه مسیری حرکت کنیم آیا فقط باید تقاضا به سازمانشان بدهند و یا باید مسیر دیگری را طی کنند ؟

آقایی : متاسفانه در قانون برنامه چهارم یک محدودیتی بود برای سرمایه گذاری دولت از نظر تولید و کارخانه در مناطق محروم یعنی با توجه به اینکه اصل 44 اجرا می شد یعنی دولت کارخانه ها را واگذار می کرد و
سرمایه گذاری در مناطق محروم یک ضرورت بود و عاملی بود که می شد مردم و مناطق محروم را با سرمایه گذاری کوچک در منطقه حفظ کرد .

این امر باعث شد که دولت سرمایه گذاری نکرد و همه عزیزانی که تولیداتی در منطقه داشتند رها کنند هم از جهت الویت های خدماتی که در شهرها و روستا ها داشتند و هم از نظر در آمد اشتغال زایی.  به نظر من که خوشبختانه قانون برنامه سال 88 تمام شد بایستی در برنامه پنجم آن پیش بینی های لازم بشود که ما ترتیبی اتخاذ کنیم که در مناطق محروم روستایی سرمایه گذاری های دست دولت را باز بگذاریم تا مردم با اشتغالی که خواهند داشت یک در آمدی را تامین کنند و با این در آمد خدماتی را که می رسانیم می شود امیدوار بود که بالاتر از تولیدش باشد و الا مهاجرت به شهرها بیشتر خواهد بود و در نتیجه تولیدمان آسیب خواهد دید .

بخشی : بحث به نقطه خوبی رسیده که حالا در شهرها و روستاهای ما چه امکاناتی در آن است . سرمایه گذاری در شهرها و روستا ها مهم است  وقتی به اندازه کافی انجام نمی شود ولی یک واقعیتی داریم که چرا این روستاها و شهرهای کوچک ما اینقدر عقب ماندند. یکی از دلایل بارز این امر عدم وجود تخصص ها در این مناطق است .چون این مناطق از نیروهای متخصص سطح بالا کمتر دارد بنابراین روند توسعه در آن جا با مشکل روبه رو می شود.

 چه کار می شود کرد. با توجه به سیاست هایی که دولت های ما دارند  خیلی از کارشناسان ما در سنینی که هنوز قادر به کار هستند بازنشسته می شوند این بازنشستگان ما هم توان ذهنی خوبی دارند و هم توان جسمی خوبی دارند و با توجه به حقوق هایی که دارند در شهرهای مثل تهران واقعا حقوقشان کفاف زندگیشان را نمی دهد و از طرفی این افراد مشتاق انجام کار هم هستند توان کار را هم دارند و این ها حیف است که خانه نشین شوند و کم کم تخصص هایشان از بین برود. می شود با یک تمهیداتی این بازنشستگی را برایشان امکانات برقرار کرد که بروند به شهرستان ها و روستا ها . وجود یک مهندس بازنشسته که در روستا ها باشند اصلا سطح دانش روستا را بالا می برد.

سطح تخصصی روستا که بالا بیاید آن امادگی ایجاد می شود برای جذب سرمایه گذاری ها ، یعنی تخصص ها آنجا به وجود می آید. به عبارت دیگر قشرهایی که به نسبت راحتر می توانند تهران را ترک کنند بازنشستگان هستند و جوانان معیارهایشان با بازنشستگان فرق می کند. بازنشسته ها به دنبال آرامش هستند به دنبال جایی هستند که ساکت باشد آرامش باشد و در آن جا هزینه های زندگی هم کمتر است.

 پس بنابراین ما می توانیم به عنوان مثال برروی قشرهایی  تمرکز کنیم که برایشان راه را باز کنیم که بتوانند مهاجرت معکوس را شروع کنیم و بروند به روستا ها و شهرهای کوچک بازنشستگان ماهستند که با رفتنشان
می توانند سطح سواد شان را ببرند بالا ،با افزایش سطح سواد و دانش زمینه پذیرش سرمایه گذاری هم فراهم
می اید و این امکانات هم در آن جا ایجاد می شود .

مقیمی :در مورد بازنشسته ها درست است. یعنی بازنشسته ها علاقمندیشان بیشتر از غیر بازنشسته ها است اما در مورد جوانان الان ما در همه شهرهای کشور دانشگاه های خوبی را داریم رشته های فنی تخصصی و تعداد دانشجویان ما در شهرستان ها بسیار زیادند، فارغ التحصیلان بسیار زیادی در شهرستان ها داریم. باید از این قشر جوان استفاده کنیم و افراد بازنشسته که علاقمند هستند و برگردند اگر شرایطی فراهم کنیم که بیایند آن ها
می توانند به عنوان راهنمای این ها عمل کنند و در واقع زمینه فعالیت در روستا و در شهر را بیشتر کنند این اتفاق اگر بیفتد ما به آن هدفمان که در واقع اشتغال و بالا رفتن درآمد در سطح روستا است نزدیک می شویم .

رادیو گفت و گو : دولت سی بنیاد را در سی استان ایجاد کرده از جمله در تهران به نام توسعه کار آفرینی و تعاون که بیش از یک و نیم میلیون نفر در سفرهای استانی ثبت نام کردند برای کار . می خواهم از آقای آقایی این سئوال را بپرسم که ایشان این سیاست را تا چه اندازه مثبت تلقی می کنند ؟

آقایی: قطعا همین طور است که می فرمایید من عقیده ام این است که اولا الان بایستی آن ممنوعیتی که دولت در جهت سرمایه گذاری دارد مطابق قانون برنامه در برنامه پنجم مناطق محروم و کمتر توسعه یافته را باید ممنوعیت را برداریم دوم اینکه الان ما در روستاهامان واقعا در دهستان هامان مشکلات بسیاری داریم بنابراین الان طرح های طوبی که در مناطق و اراضی طبیعی زمین های کشاورزی را به چند گروه تقسیم کرده  اگر ما در بخش صنایع هم همین کار را بکنیم قطعا امکان کار آفرینی  به صورت تعاون فراهم خواهد شد بنابراین این ها عمدتا بدون سرمایه است، عمدتا این جوان های تحصیل کرده ما فاقد سرمایه هستند.

ما بازنشسته ها را هم می توانیم سوق دهیم قطعا این می تواند یک مهاجرت معکوسی باشد ولی در شرایطی که جوانان ما به سن ازدواج می رسند و جوانان ما در شرایطی هستند که نان آور خانواده می شوند اگر ما نتوانیم برای این ها کار لازم ،چه در صنعت چه در کشاورزی و حتی خدمات را فراهم کنیم مهاجرت به سوی شهرها خواهد بود.

آنهایی که در شهر واقعا کارهایی را انجام میدهند که نیازمند جامعه مان نیست جوانان ما در شرایطی هستند که مشاغل کاذب را می توانیم به یک تولید مولد تبدیل کنیم با کمکی که دولت در این  بخش های کم در آمد می کند برگردند به شهرهای خودشان و در بحث های مختلفی انجام بدهند به خصوص اینکه ما بتوانیم یک تعادل در آمدی در این بخش ها فراهم کنیم.

بخش خدمات چندین برابر بخش کشاورزی در آمد کسب می کند بنابراین دیگر هیچ کسی رغبت پیدا نمی کند برای بخش کشاورزی و صنعت و بخش های دیگر. به خصوص که الان بالای 65 درصد جمعیت ما شهرنشین شده اند و آن 35 درصد وحشتناک است که شهرنشین شوند و دست از تولید بردارند بنابراین تا دیر نشده بایستی  امکانات را برای بخش های روستایی  فراهم کنیم تا جلوی مهاجرت را بگیریم و بعد مهاجرت معکوس کمک خواهد کرد که این عزیزان در مناطق خودشان به بخش تولید و صنعت ادامه دهند .

رادیو گفت و گو : من فکر می کنم در این بنیادهای توسعه کار آفرینی  اگر دولت بیاید امکانات خوبی را که همیشه در نظر گرفته ، هدفمند کند  و برای افرادی که ثبت نام کرده اند  جهت گیری های مرتبی داشته باشند  و بعد این ها را در مسیر دادن وام و ایجاد کارگاه های تولیدی راهنمایی کنند ، به ویژه با امتیازاتی که دولت اعلام کرده برای  خانواده ای که بخواهد از تهران مهاجرت کند  و باتوجه به آب و هوای مناسب  در شهرهای  خارج از تهران و جاذبه های زیادی که در این شهر ها است و هزینه بسیار پایین  ، انشاءالله افرادی هستند که در این مسیر حرکت کنند.  آیا محدودیت سنی دارد ؟ من شنیدم که بسیاری از اساتید دانشگاه علاقمند شدند که این کار را انجام دهند .

بخشی : من یک توضیحی اضافه کنم در مورد بحثم در مورد بازنشسته ها . بازنشسته ها در واقع انباشتی از تخصص و دانش هستند که قادر به کار هم هستند . یک دبیر بازنشسته می تواند در آن جا مدرسه غیر انتفاعی بزند. با این کارها می توان هسته ای را ایجاد کرد ما خدمات را کم داریم خدمات هم پول ساز است هم شغل ساز است و در روستاهای ما خلاء خدمات است این می تواند انگیزه ای باشد که به شهرهای بزرگ مهاجرت نکنند

رادیو گفت و گو: یک سئوالی برای شنوندگان ما مطرح شده در رابطه با صحبتی که آقای بیادی و همین طور آقای مقیمی بیان کرده بودند که فرمودند  هر کسی از شهرهای دور و نزدیک همین که خودش را به تهران برساند
می تواند به راحتی کاری را پیدا کند و زندگی نسبتا راحتی را داشته باشد یکی از شنوندگان گفته اند که من اصلا با این موافق نیستم . گل فروشی و سیگار فروشی سر چهار راه و از این قبیل کارها زندگی راحتی نیست و گفتند که چرا این صحبت مطرح شده است ؟

مقیمی : من اصلا نگفتم که شغل کاذب. پیدا کردن شغل در شهرهای بزرگ و تهران هم نگفتم به مراتب راحتر در شهرهای کوچکتر است چرا ؟شما همین ساختمان ها ی چندین طبقه ای که دارد ساخته می شود برای ادارات و وزارتخانه ها و مردمی که در این ادارات هستند پس زمانی یک شهر کوچک می تواند مثل شهر بزرگ شود که در آن جا کارخانه احداث شود من سیگارفروشی را شغل نمی دانم .

رادیو گفت و گو  :اینکه  می فرمایند  هر کسی به تهران بیاید سریع می تواند به کار برسد و زندگی راحت  این واقعیت دارد ؟

آقایی: نه اینگونه نیست چه بسا کسانی هم می آیند و با در آمد بسیار کم چگونه مشکلات زندگی را می خواهد به پیش ببرد. در قانون بودجه امسال شاید هم تدابیر مقام معظم رهبری بود که ما در بودجه صندوق توسعه ملی را تاسیس کردیم . صندوق توسعه ملی 20 درصد فروش نفت برمی گردد به این سرمایه شاید دولت اگر بتواند اساسنامه این صندوق را طوری تنظیم کند که این سرمایه گذاری ها و استفاده بخش خصوصی از این منابع را بیشتر ببرد به مناطق محروم به نظر من بخش عظیمی از جوانان جامعه ما مشکلی که در تهران برایشان است در آن جا  با کار خوب و با سرمایه گذاری بخش خصوصی و امکان تامین زندگی به نظر من کمک خواهد کرد .

بخشی :حقیقت این جاست که ما الان فرصت های خیلی خوبی داریم که بتوانیم سیاست گزاری هایی را بکنیم که انشاءالله در آینده بتوانیم از آن بهره ببریم. به عنوان مثال الان بحث هدفمندسازی یارانه ها مطرح است خیلی
می تواند خوب باشد که ما به عنوان مثال بگوییم که یارانه ای که می پردازیم در شهرهای کوچک دو برابر شهرهای بزرگ است. اگر ما بیاییم یارانه را در روستا و شهرهای کوچک که می خواهیم جمعیت در آن بماند بیشتر کنیم خیلی انگیزه ایجاد می کند در آن جا بمانند .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها