در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عبدالباری عطوان، مدیر مسئول روزنامه فرامنطقهای القدس العربی، در تحلیلی تحت عنوان "ماموریت جنگ نه صلح" نوشته است:
«معادلههای استراتژیک در منطقه عربی ما تغییر کرده است. در گذشته اسراییل زمانی تهدید به جنگ میکرد که از این سو و یا آن سو هدف حملات موشکی قرار میگرفت، اما اکنون تهدیدهایش علیه سوریه مبنی بر بازگرداندن این کشور به "عصر حجر"، تنها به بهانه انتقال موشک به حزبالله لبنان توسط این کشور مطرح شده است.
عجیبتر این که آمریکا به عنوان بزرگترین کشور جهان، از اسراییل در این موضع رعبانگیز حمایت میکند و آماده است تا به اسراییل برای حمله جدید به سوریه و لبنان چراغ سبز نشان دهد.
حمایت سوریه از حزبالله، مربوط به این زمان نیست که کشف آن همچون کشف ارشمیدس ( قانون وزن مخصوص که امروزه چگالی نامیده میشود)، مستحق این همه هیاهو و جنجال باشد. آنچه که جدید است، موضعگیری تحریک آمیز آمریکا و اسراییل علیه سوریه و بهانه جوییهای آنان برای حملهای جدید و یا اعمال فشار علیه این کشور برای انجام مذاکرات بر اساس شرطهای اسراییل است.
واشنگتن در بیانیهای رسمی اعلام کرد که سوریه، حزبالله را به مقادیر زیادی موشک مجهز کرده است و احتمال این که موشکهای اسکاد را در اختیار حزبالله قرار داده باشد، موضوعی است که در حال بررسی است. این اولین باری است که میشنویم در دست داشتن موشک اسکاد نقض خطوط قرمز است که موجب نگرانی واشنگتن و تل آویو شده است. گویا که این موشکها موازنه قدرت نظامی در منطقه را تغییر خواهد داد و یا به برتری استراتژیک اسراییل در منطقه پایان میدهد.
چنانچه این نگرانی زمانی ایجاد میشد که سوریه کلاهک و یا بمب هستهای در اختیار حزبالله قرار میداد، قابل درک بود، اما فهم این مساله برای ما دشوار است که این جنجال و هیاهو برای موشکهایی باشد که تا به امروز عملا ثابت نشده سوریه آنها را در اختیار حزبالله قرار داده و به علاوه، این موشکهای قدیمی خطری برای موجودیت اسراییل ایجاد نمیکند. صدام در جنگ کویت در سال 1991، 43 موشک از این نوع شلیک کرد که هیچ گونه ضررمادی و یا انسانی حقیقی به همراه نداشت.
سوریه کشوری همسایه با کشورهای اسکاندیناوی نیست که مرزهایی مشخص داشته باشد، بلکه به اجبار گرفتار یک همسایه متخاصم است که این وضعیت تنها منحصر به آن نیست، بلکه در خصوص لبنان و دیگر کشورهای عربی نیز صدق میکند.
اسراییل سرمنشاء تجاوز و حمله به سوریه و لبنان است که بارها به بهانههای واهی همچون هدف قرار دادن پایگاههای هستهای به خاک سوریه حمله کرده و به لبنان نیز به همین بهانههای واهی حمله نموده که آخرین آن جنگ ژوئیه سال 2006 بود. کاملا آشکار است که آمریکا در دوره رئیس جمهور باراک اوباما، از اسراییل میخواهد که سوریه را به عصر حجر بازگرداند، همانطور که نخست وزیر اسراییل نیز بارها چنین تهدیدهایی را مطرح کرده بدون آنکه سوریه ابزارلازم برای دفاع از خویش را داشته باشد.
احساس تلخی است وقتی که میبینیم سوریه به تنهایی با چنین موضع تروریستی آمریکا و اسراییل روبرو شده، بدون آنکه ولو به صورت شفاهی دوستان عربش با آن ابراز همدردی کنند. ما حتی یک پیام همبستگی از سوی مصر، عربستان، سودان و یا لیبی برای سوریه نخوانده و نشنیدهایم و بدتر از آن، این که عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب، ترجیح داده برای ایجاد راهکاری جهت خروج از بحران جنگ داخلی، به سومالی برود. در چنین شرایطی ما چگونه میتوانیم از او که راضی به خشمگین کردن هم پیمانان آمریکا در منطقه نیست، چنین توقعی داشته باشیم.
سفر جرج میچل، فرستاده ویژه آمریکا به اراضی اشغالی و افزایش حرف و حدیثها مربوط به قرارداد آمریکا برای احیای مذاکرات صلح فلسطین - اسراییل و در مقابل افزایش موضع افراطی در قبال سوریه و حزبالله، موجب میشود که ما دستهایمان را بر قلبمان بگذاریم، زیرا این سفر در سایه تداوم شهرک سازیهای اسراییل در قدس و عدم پاسخگویی نتانیاهو به درخواستهای آمریکا، هشدار شومی است که میتواند یکی از مقدمات جنگ علیه سوریه، لبنان و غزه باشد.
تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلیس، در اظهارات خود در کمیته تحقیقاتی جنگ عراق، تاکید کرد "برای آمریکا و هم پیمانانش انجام جنگ علیه عراق در سال 2003 پیش از متوقف ساختن انتفاضه فلسطین و احیای فرآیند صلح دشوار بود". میچل نیز با این هدف به منطقه آمد و پیشنهاد تشکیل کشور با مرزهای موقت و تاخیر در مذاکرات مربوط به آینده قدس اشغالی و آوارگان فلسطینی را با خود آورد.
به نظر ما درخواست از اعراب برای جانبداری از سوریه بیفایده است، زیرا اکثریت آنها با آمریکا و اسراییل در هر نوع حمله آتی آنها هم دست خواهند بود. ما این مساله را با درد و حسرت بیان میکنیم و میگوییم همانطور که آنها عراق را در برابر جنگ و اشغال تنها گذاشتند، همین کار را با سوریه به عنوان یک کشور عربی مسلمان و هم پیمانان آن انجام میدهند.
اسراییل هرگز موفق به بازگرداندن سوریه به عصر حجر نمیشود و نمیتواند ولو با برتری نظامیاش، مقاومت در لبنان و غزه را به زانو در آورد. اگر آمریکا به عنوان یک کشور بزرگ تاریخ نتوانسته در عراق و افغانستان پیروز شود، آیا اسراییل میتواند در یک منطقه ملتهب زندگی کند. کسانی که با ملودی سرمستی از پیروزی در عراق و افغانستان پایکوبی کردند، اکنون از آتش این پیروزی میسوزند که همزمان انگشتان و جیب دولتهایشان را سوزانده است و به دنبال راهکاری برای حفظ آبرویشان هستند.
سوریه و گروههای مقاومت در لبنان و غزه گزینه جنگ را انتخاب نمیکنند و هیچ گونه اقدام تحریک آمیزی علیه اسراییل و آمریکا انجام نمیدهند، اما اگر اسراییل و آمریکا خواهان جنگ هستند، دفاع از خویش حق قانونی آنها بر اساس پیمانها، ادیان و قوانین الهی است. بار دیگر تکرار میکنیم ژاپن با وجود بمباران هستهای بزرگترین شهرهایش، از نقشه محو نشد، آلمان با وجود شکست و تقسیم بار دیگر یکپارچه شد، عراق به رغم اشغال و جنگ، همچنان عراق است، اما آیا اسراییل بعد از جنگ آتی در صورتی که این جنگ شعلهور شود، اسراییل باقی خواهند ماند؟ این سوالی است که باید طی ماههای آینده به آن پاسخ داده شود.»
ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: