آقاخانی اگرچه به عنوان یکی از کارگردانان و نویسندگان مطرح عرصه تئاتر به شمار میرود، اما در رادیو نیز توانسته نمایشهایی همچون کودک مدفون، مصاحبه، پزشک نازنین، مسافران، باجه تلفن، هملت و برخی دیگر را به نام خود در مقام کارگردانی، بازیگری و نویسندگی به ثبت برساند. یکی از ماندگارترین آثار ایوب آقاخانی در رادیو که یکی از بزرگترین نمایشهای رادیویی از لحاظ تعدد بازیگر هم به شمار میرود، سریال فرار از زندان است که سال گذشته در رادیو تولید شده و آماده پخش است. گفتگوی ما را با او درباره وضعیت مرکز نمایش رادیو و نمایشهایی که او تولید کرده است، میخوانید.
شرایط کار در حوزه نمایش رادیو چطور است؟
اصولا کار در حوزه نمایش رادیویی همیشه کار پرمخاطرهای است. بخشی از این مخاطرات به دلیل شرایط ویژهای است که تولید یک نمایش خاص رادیو دارد و این شرایط کاملا فنی و با امکانات دیجیتال قابل حل است. در عین حال مشکلات موجود در زمینه تولید نمایش هم مشکلاتی نیست که بتواند مانع کار یک هنرمند در این زمینه شود. گاهی این شرایط به سیاستگذاریهای خرد و کلان مدیران برمیگردد و گاهی به بودجه و امکانات دیگر.
مهمترین مشکلات گروههای تولید نمایشهای رادیویی چیست؟
مشکلات همیشه بوده و خواهند بود. اما گاهی نوسانات بهینهای هم رخ داده که بیتاثیر نبوده، مثل شرایط ویژهای که باعث شد گاهی زمان بیشتری به تولید نمایش اختصاص داده شود و گاه تولید بسیار محدود شده که آن هم در نوع خودش امتیازاتی داشته است، البته مرکز نمایش رادیو امروز با تمام مشکلاتی که دارد شرایط مطلوبتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. امروز مرکز نمایش ، پویاتر از گذشته است و ما اکنون کمتر با مدیرانمان درباره جایگاه نمایشهای رادیویی بحث میکنیم. چون آنها خودشان به این مساله واقف هستند. این مهمترین نکتهای است که من از آن به عنوان امتیاز یاد میکنم. بدون شک این به این معنی نیست که مشکلاتمان در مرکز نمایش کاملا حل شده باشد.
نباید از این نکته بسادگی گذشت که شرایط فرهنگی جامعه ما اکنون شرایط خاصی دارد که دست ما را در خیلی از حوزهها بسته است. مضامینی که در نمایشها مطرح میشوند گاه لزوما مورد طبع مخاطبان نیستند و مخاطبان دوستشان ندارند، بنابراین ما با مشکلات ویژهای در این زمینه روبهرو میشویم.
بعضی مواقع شرایط برای تولید نمایش فراهم است، اما نه در مسائلی که هم برای مخاطب جذاب باشد هم برای خودمان. ما الان در حوزههای مختلف، نمایش تولید میکنیم که بخشی از آنها به نفع ما و انطباق شرایط سلیقهای ماست، اما بخشهای زیادی هم وجود دارند که دوستشان نداریم و بناچار آنها را تولید میکنیم و مخاطب هم دوستش ندارد و به هر حال میشنود و همین طور ماجرا ادامه پیدا میکند، اما در نهایت باید این نکته را یادآوری کنم که چون مردم از نمایشهای رادیویی استقبال بیشتری میکنند، ما هم پویاتر عمل میکنیم. در واقع مردم به ما انرژی میدهند.
امیدواریم همچنان تبلیغات در این حوزه وسیعتر شود تا نمایشهای رادیویی مخاطبان بیشتری پیدا کنند.
اطلاعرسانی و تبلیغات در حوزه تولیدات برنامههای نمایشی رادیو تا چه حد در جذب مخاطب تاثیرگذار است؟
ما مخاطبانی داریم که به طور رسمی پیگیر نمایشهای رادیویی هستند و این مساله ما را راضی و خوشحال میکند و اگر واقعا در این زمینه تبلیغ خوبی شود، قطعا مخاطبان نمایشهای رادیویی بیشتر خواهند شد.
در بعضی مواقع ما شاهدیم که همین مخاطبان چطور سراغ اثری را میگیرند که میدانند ما آن نمایشها را ضبط کردهایم، اما هنوز از رادیو پخش نشده است. اینها امتیازاتی است که نمیتوان نادیده گرفت. ما همچنان فکر میکنیم تبلیغات در این زمینه ضعیف است. ارتباط گرفتن و ارائه این آثار در عرصههای فرهنگی پرمخاطب ضعیف است و مخاطبشناسی و تقویت مخاطب آن طور که باید از طرف سازمانهای مربوط جدی گرفته نمیشود.
بودجه محدود رادیو و بازتابهای آن چقدر در زمینه افت کیفیت تولیدات نمایشی تاثیرگذار است؟
بودجه که خیلی کم است، ولی بهتر از قبل شده اما با وجود تلاشهایی که شده، توفیقی در کم کردن آن فاصله نجومی بودجههای تلویزیونی به وجود نیامده است. واقعیت این است بزرگترین ضعف نمایشهای رادیویی متن است که این هم برمیگردد به بودجه. وقتی یک نویسنده صاحبنام برای تلویزیون فیلمنامه مینویسد و دقیقهای 20 هزار تومان میگیرد، چطور ممکن است همان نویسنده متقاعد شود برای رادیو نمایشنامه بنویسد و دقیقهای 3 هزار تومان بگیرد.
خب، این تفاوت زیادی است و این اختلاف باعث میشود بسیاری از نویسندگان توانا را در رادیو نداشته باشیم و آنها هم که میمانند افرادی هستند که خودشان خیلی عاشق کارند.
با این اوصاف پس تکلیف نویسندگی نمایش رادیو چه میشود؟
با این شرایط، رادیو مرکز تجمع نویسندگانی است که در عرصههای دیگر شکست خورده باشند، مثلا چون تلویزیون اثر او را نپذیرفت آن نویسنده در رادیو حضور دارد یا چون به تئاتر و سینما راه پیدا نکرده است.
اینها برای رادیو کارآمد نیستند. این نویسندگان در درازمدت بار قابلقبولی را از دوش رادیو بر نمیدارند. مشکل ما هنوز هم مشکل متن و بودجه است و من فکر میکنم باید مسوولان بکوشند این فاصله را واقعا بردارند.
در حال حاضر بیشتر شبکههای رادیویی باکس نمایش دارند. آیا با راهاندازی رادیو نمایش باز نیاز است که همه رادیوها نمایش پخش کنند؟
نمیتوانم با اعتماد درباره این موضوع صحبت کنم، چون تا وقتی رادیو نمایش شروع به کار نکرده باشد، حرف زدن دربارهاش دشوار است. باید این رادیو با مخاطب روبهرو شود و بازخوردهایش را ببینیم و بر حسب آن قضاوت کنیم. به هر حال تصورم این است اگر نمایش هم رادیوی مخصوص خود را داشته باشد، اتفاق خوبی است.
اگر رادیو نمایش فعالیت خود را آغاز کند، آیا پخش نمایش از دیگر رادیوها ضرورت دارد؟
به عقیده من کارآمدترین عنصر تاثیرگذار در روان و ناخودآگاه مخاطب در عصر حاضر نمایش است. این نمایش میتواند در رادیو، تئاتر، سینما و... باشد. تجربه ثابت کرده است اگر بزرگترین مضامین از پشت تریبون به شکل مستقیم به مخاطب القا شود، او آنها را قبول نخواهد کرد، همان طور که وقتی پدر فرزندش را نصیحت میکند فرزند خیلی سخت قبول میکند، اما وقتی در تجربه مشترک قرار میگیرند، فرزند خودبهخود آموزه پدر را میپذیرد. مساله ما هم همین است. نمایش، غیرمستقیم و تجربی مفاهیم را به مخاطب منتقل میکند. بنابراین نمایش همیشه تاثیرش از هر نظر از برنامههای آموزشی قویتر و غنیتر است. ما به این مساله اعتقاد داریم و مدیران و تصمیمگیرندگان هم به این نتیجه رسیدهاند. از طرف دیگر این حرفه ماست و من خوشحال میشوم حرفه ما طرفدار داشته باشد، اما وقتی نمایش تخصصی شود و ما یک شبکه نمایش داشته باشیم، دیگر واقعا نیازی نیست تمام شبکهها نمایش داشته باشند، اما در عین حال مدیریت این شبکه و ویژگیهایی که باید برای مخاطب داشته باشد، کاری سخت و دشوار است. در عین حال با راهاندازی رادیویی مخصوص نمایش مخاطب در هر ساعتی از روز که بخواهد میتواند در موجی مشخص و در شبکهای ثابت با آثار رادیویی مواجه شود. به نظرم این برخورد حرفهای در هر صورت اتفاق مبارکی است.
با توجه به رسانههای گسترده تصویری برای جذب جوانان به نمایش رادیویی چه کار باید کرد؟
بزرگترین اقدامی که در این حوزه باید انجام شود، توجه ویژه به متن است. بدون شک این متن است که این جاذبه را تامین و تضمین میکند. باید حتما به این موضوع توجه ویژهای شود. منتها این توجه در چند شاخه قابل طرح است؛ شاخه اصلی توجه ویژه به بحث بودجه تولید متن و دعوت از افراد صاحبنام و صاحبسبک به حوزه نمایش است.
البته من نمیدانم که چرا هنوز هم مدیران اصرار دارند نمایشنامههای وطنی بیشتر از نمایشنامههای خارجی کار شوند. این درست است که ما مضامین بسیار جذابی در فرهنگ خودمان داریم، اما تعداد نویسندگانی که این مضامین را بخوبی در قالب و ساختار صحیح نمایش بنویسند بسیار اندک هستند. بنابراین نمایشهای رادیویی ما پر شده از مضامینی که به فرهنگ خودمان مرتبط هستند، اما از لحاظ ساختار نمایشی ضعیفند. این کار خوبی نیست و در درازمدت بازتاب منفی پیدا میکند.
باید در این مقوله اجازه دهیم نمایشهای خارجی، با کیفیت مطلوب و اجراهای خوب به مخاطب عرضه شود. از نویسندگان چیرهدست رادیو و حتی نویسندگان جوان هم بخواهیم دست به بازتولید این آثار بزنند و در کنار این مساله بررسی کنیم و ببینیم آثار بزرگ جهان چطور توانستهاند در دل مخاطب جا باز کنند و چگونه توانستهاند ماندگار شوند، اما اکنون با اصرار روی بومیسازی و با نویسندگانی نهچندان توانا عملا نمایشها بیکیفیت و ضعیف تولید میشوند و مخاطب این نوع نمایش را نه گوش میکند، نه دوستش دارد. منظورم درباره همه نمایشهایی که در این زمینه تولید میشوند نیست. گاهی هم در این زمینه ممکن است کارهای شاخصی تولید شود. منظورم بیشتر کارهایی است که به این شکل تولید میشوند و این به نفع مرکز نمایش رادیو نیست.
در سال جدید تصمیم دارید چه نوع نمایشهایی را در مرکز نمایش رادیو تولید کنید؟
مشغول تولید 10 نمایشنامه و کارگردانی آنها برای مرکز نمایش هستم. تمام هدفم این است که در این نمایشنامهها، این موضوع را اثبات کنم. فرم، ساختار و محتوای یک نمایش همگی در کنار هم مهم هستند و باید به همه آنها توجه شود. این را هم اضافه کنم که امسال پیگیر پخش نمایش بزرگ فرار از زندان هستم که نمایش رادیویی آن سال گذشته ضبط شد.
در این سریال بیشتر از 85 بازیگر ایفای نقش کردهاند. من نیز نویسندگی، کارگردانی و اجرای یکی از نقشهای اصلی آن را به عهده داشتهام. امیدوارم بتوانم این نمایش را به پخش برسانم و تصمیم دارم چند فیلمنامه ترجمه شده خودم را که چاپ هم شدهاند از کتاب به نمایش رادیویی برگردانم که سال پیش اولین کارم به نام «باجه تلفن» تبدیل به نمایش رادیویی شد و در جشنواره فجر هم مورد توجه قرار گرفت.
چه ضرورتی دارد سریالهایی مثل «فرار از زندان» که جذابیتهای تصویری ویژهای دارند، تبدیل به نمایش رادیویی شوند؟
من همیشه مخاطبان رادیو را از مخاطبان تلویزیون متفاوت میدانم و اطمینان دارم مخاطبی که سریال فرار از زندان را در قالب دیویدی میبیند، پای اثر رادیویی این کار نخواهد نشست. رادیو مخاطبان خودش را دارد.
تمام رسانهها مخاطبان خودشان را دارند. تلویزیون شاید مخاطب وسیعتری به خاطر جاذبههای تصویری داشته باشد. اما رادیو از نظر آماری و سهلالوصول بودن، قطعا بزرگترین مخاطبان را دارد و باید در حوزه نمایش مخاطبانش را حفظ کند. به نظر من سریالهایی مانند فرار از زندان میتواند به مخاطب یادآوری کند که نمایش رادیویی هم میتواند جذاب باشد.
برخی میگویند نمایشهای امروزی رادیو، جذابیتهای سابق را ندارند. به نظر شما این نظر از کجا نشأت میگیرد؟
این به دلیل آثار کمجاذبهای است که پشت سر هم به شنونده ارائه میشوند و آثار موفق سینمایی و تلویزیونی به شکل نمایش رادیویی کمتر مورد استفاده قرار میگیرند. غافل از این که مخاطبان رادیو، پای تلویزیون نمینشینند و دوست دارند فیلمها و سریالهای جذاب جهان را از رادیو بشنوند.
البته هنوز هم میشود آثار جذاب تولید کرد و مخاطب را پای رادیو نشاند. برای آشتی دادن دوباره مخاطب با رادیو، باید به نیازشان بیشتر توجه کرد. من از سال گذشته تا به امروز شاهد پیگیری مخاطبان برای سریال رادیویی فرار از زندان هستم.
آقای آقاخانی اشاره کردید به سریال فرار از زندان؛ اما این سریال با درصد بالای جذابیتهای تصویری، چطور به شکل رادیویی میتواند مخاطبانش را راضی نگه دارد؟
به همین سبب میگویم که کار سختی انجام شده است و مشتاقم مخاطب این نمایش را بشنود، چون برای تهیه این نمایشنامه از تجربیات یک نسل رادیو استفاده شده است که امیدوارم هر چه سریعتر این نمایش به گوش مخاطبانش برسد.
به فکر تولید کار ویژه دیگری در رادیو نیستید؟
بعد از فرار از زندان آن طور که باید به این موضوع فکر نکردهام، ولی به دنبال علاقهها و سلیقههای مردمپسند هستم. شاید اگر میتوانستم ترجمه 3 رمان «هویت برن»، «برتری برن» و «اولتیماتوم برن» را به پایان ببرم، آنها را به شکل نمایش رادیویی تولید میکردم. این رمانها درباره فردی است که شرایط روحی ـ روانی خاص دارد. او در یک موقعیت سیاسی و نظامی قرار میگیرد و همکارانش بعد از هر ماموریتی حافظه قبلی او را پاک میکنند. مرد پس از مدتی در برهوتی گم میشود. آنجا پر است از نشانههایی نامآشنا که برای او غریبند و ... .
از مخاطبان و شنوندگان رادیو چه توقعی دارید؟
دوست دارم مخاطبان رادیو همچنان پیگیر آثار نمایش رادیویی باشند تا ما در بهبود کیفیت نمایشنامهها بیشتر تلاش کنیم.
زینت پستادست
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم