در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او فیلمهایی همچون این ترانه عاشقانه نیست، ساقی و سریالهای تلویزیونی«جایزه بزرگ »، «شبهای برره»، «باغ مظفر» و «چارخونه» را در کارنامه خود دارد. اما دختر شیطان برره در طول زندگی حوادث بسیاری را از سر گذرانده که مهمترین آنها را اینگونه تعریف میکند: «شب عید سال 1379 بود. من به همراه خواهر و برادرم برای سال تحویل به امامزاده صالح تجریش رفته بودیم. هنگام برگشتن، وقتی پل «پارک وی» را با سرعت طی میکردیم، راننده یک ماشین دنده عقب گرفته بود و میخواست پل را تا آخر با دنده عقب برگردد. برادرم نتوانست ماشین را کنترل کند و...»
بختیاری ادامه میدهد: «من جلو نشسته بودم و خواهرم عقب ماشین! خلاصه این که با راننده خلافکار آن ماشین تصادف وحشتناکی کردیم. حادثه به قدری وحشتناک بود که من صدمه جدی دیدم. برای لحظهای احساس کردم در آسمانها پرواز میکنم. در واقع مرگ را با چشم خودم دیدم. صورتم متلاشی شده بود. طوری که وقتی پدرم مرا با آن سرو وضع خون آلود دید، نشست روی زمین و زار زار گریه کرد. او فکر میکرد من دیگر خوب نخواهم شد.»
در این حادثه خواهر و برادر بهنوش بختیاری آسیب جدی ندیدند. او ادامه میدهد: «خودم هم فکر نمیکردم حالم خوب شود. بینیام شکسته بود، دندانهایم هم همین طور و از ضربه شدیدی که خورده بودم، چشمهایم چپ شده بود. من مرگ را در این حادثه تجربه کردم. چرا که تا یک ربع هیچ چیز نفهمیدم. من فکر میکنم زنده ماندنم یک معجزه بود. خواهر و برادرم بلافاصله مرا به بیمارستان رساندند، که پس از مداوای پزشکان با رضایت پدر و مادرم به خانه منتقل شدم. مادرم یک ماه از من پرستاری کرد تا حالم بهتر شد وگرنه معلوم نبود حالا چه حالی داشتم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: