سرقت اموالم جلوی چشم خودم

این ماجرا را به نقل از یکی از دوستانم برایتان تعریف می‌کنم. او گفت: یک ماه پیش پسرم تشنج‌های مکرری می‌کرد، به‌طوری که مجبور شدم بعد از عکسبرداری از سرش که وجود یک تومور مغزی را نشان می‌داد با ماشین خودم همراه همسرم او را به بیمارستان بقیه‌الله الاعظم تهران انتقال دهم. بعد از چند روز بستری شدن عمل با موفقیت انجام شد و دو سه روز مانده بود که پسرم را مرخص کنند ‌تمام وسایل ، پرونده پزشکی و وسایل شخصی پسرم و حتی صدوچند بسته آبمیوه و ده‌ها قلم وسایل را در ماشین گذاشتم و برای چند ساعت استراحت به خانه یکی از اقوام که در طبقه ششم یک مجتمع قرار داشت رفتم.
کد خبر: ۳۲۱۸۱۷

 ماشین را در کوچه جلوی ساختمان پارک کردم و از پله‌ها به طرف طبقه ششم رفتم، چون آسانسور خراب بود. یک ساعت بعد ناخودآگاه به طرف پنجره رفتم تا کوچه و ساختمان‌های اطراف را تماشا کنم که متوجه شدم شخصی که پاهایش بیرون از ماشین و نیم‌تنه‌اش داخل ماشین است با ماشینی که همرنگ و هم‌مدل ماشین من است ور می‌رود. از طبقه ششم داد زدم دزد دزد و بلافاصله با دمپایی و بسرعت از پله‌ها پایین رفتم. زمانی که به ماشین رسیدم دزد در فاصله 50 متری سوار موتورسیکلتی شد و با ساک بزرگی که همراه داشت بسرعت از محوطه و کوچه فرار کرد. دیگر داد و فریاد فایده‌ای نداشت.

داشبرد ماشین خالی شده بود، هر چه مدارک شخصی و پزشکی بود و هر چه پول بود دزدیده شده بود و بدتر از همه اینها قفل فرمان را بریده بودند و برای سرقت ماشین پدال‌بند (قفل پدال) را تخریب کرده بودند که تنها شانس من و لطف خدا به من و پسر مریضم و خانواده‌ام همان قفل پدال بود والا ماشین را هم سرقت کرده بودند. آنها کلاچ، ترمز و گاز را تخریب کرده بودند به طوری که مجبور شدم ماشین را به تعمیرگاه انتقال دهم.

با این اتفاق فهمیدم که زندگی و ماشین‌داری در تهران و کلانشهرها هنر است و هر کسی که این هنر را نداشته باشد ممکن است نه تنها اموال و ماشین، بلکه جانش را نیز از دست بدهد و تازه ارزش زندگی در شهر کوچک و امن خودم را پی بردم که سرقت و ماشین‌دزدی یک در هزار است و گاهی صفر در هزار و حتی اگر ماشین بدون آژیر خطر و قفل‌های ایمنی باشد.

بهرام فرهوی ـ بندرانزلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها