در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او سال 1341 متولد شد و وقتی به 21 سالگی رسید با دختری 17 ساله که برادرش به او معرفی کرده بود ازدواج کرد این مرد هیچ گاه شغل ثابتی نداشت و در کارهای شیشه بری و پیمانکاری ساختمان فعالیت میکرد البته درآمدش چندان بد نبود چرا که توانست خانهای دو طبقه در کوی امیرالمومنین اجاره و از یک پسر و دو دخترش بخوبی مراقبت و نیازهای مالی آنها را تامین کند. بنا به محتویات پرونده، سعید حنایی از مدتها قبل به بیماری عصبی مبتلا و پزشک معالجش به او سفارش کرده بود باید تحت نظر بماند اما سعید این توصیه را جدی نگرفت. این مرد زمانی به فکر کشتن زنان خیابانی افتاد که یک راننده مسافرکش همسر او را با زنی فاسد اشتباه گرفت و به او پیشنهادی غیراخلاقی داد. زن جوان پس از درگیری لفظی با راننده از اتومبیل به بیرون پرید و مجروح شد. سعید وقتی علت جراحت همسرش را شنید به گفته خودش تصمیم گرفت جامعه را پاکسازی کند. او در حالی که سوار بر موتورسیکلت بود در حوالی جاده قدیم قوچان - مشهد به دنبال طعمه میگشت و پس از آنکه زنان را به بهانه برقراری رابطه به خانهاش میکشاند با روسری خفه میکرد.
سعید حنایی یکی از مخوفترین قاتلان ایران است که پروندهاش همچنان توسط جرمشناسان مورد بحث قرار میگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: