در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیماری والدین
وقتی یکی از والدین بیمار میشود باید بداند که چگونه با فرزندش مواجه شود و بیماری را چطور برایش توضیح دهد. پدر و مادر باید بدانند که بیماری آنها بر فرزندشان چه تاثیری دارد. دکتر غزال زاهد روانپزشک و فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و خانواده درمانگر، در این باره میگوید: کودکان بخصوص در سنین پایینتر وابستگی کامل عاطفی به مادر و پدر داشته و نیازهای جسمانی و روانی کودکان از سوی والدین برطرف خواهد شد. در صورت بیماری یک یا هر دو والد، تاثیرات عمیق و گاه شدیدی در روند زندگی کودک پیش میآید که این تاثیرات بر حسب سن کودک، شدت بیماری و ناتوانی والد، سرشت کودک و وجود آسیبپذیری روانی قبلی وی، حمایت محیطی و حمایت خانواده در جهت بر آوردن نیازهای کودک متفاوت خواهد بود.
دکتر زاهد ادامه میدهد: در مواردی که یکی از والدین بیمار باشند، ممکن است والد بیمار و یا هر دو والدین از موضوع مراقبت جسمی و عاطفی فرزندشان به درجات مختلف غافل شوند و کودک به حال خود رها شود و یا بالعکس به واسطه جبران بیماری والد، توجهات بیش از حد و غیرضروری به کودک شده و به لحاظ تربیتی اثرات منفی بر کودک بگذارد.
دکتر زاهد در مورد اینکه چگونه بیماری والدین را برای بچهها توضیح دهیم میگوید که متناسب با سطح شناختی و تکاملی کودک بیماری والدین را برایش توضیح میدهیم و باید احساس کودک را راجع به آن بپرسیم و در صورتی که در کودک احساس ترس، ناامنی و یا احساس گناه در مورد بیماری والدین وجود داشت آن را برطرف کنیم.
این متخصص ادامه میدهد که والد غیربیمار باید توجه کافی و منطقی و متناسب با سن کودک را به فرزندش داشته باشد و مشکل طبی والد بیمار را برای او توضیح دهد و از کودک در زمینه امور روزمره و شراکت در پرستاری از والد بیمار کمک بخواهد تا او نیز احساس کند عضوی از خانواده است، چرا که مشارکت در امور خانواده به فرزندان آرامش میدهد.
دکتر زاهد معتقد است که بیماری مادر تاثیر بیشتری روی فرزندان خواهد گذاشت که به واسطه ارتباط تنگاتنگ و خطی مادر و کودک، وظیفه حساس مادری و تامین نیازهای جسمانی و عاطفی و روانشناختی کودک می باشد و طبیعتا احساس ناامنی و بیپناهی و کمبودهای شدید در زندگی روزمره به دنبال بیماری مادر وجود دارد. اما بیماری پدر نیز با اثرات منفی دنبال میباشد که گرچه بشدت تاثیر بیماری مادر نیست ولی میتواند مهم باشد.
بیماری فرزندان
وقتی فرزند خانواده بیمار میشود پدر و مادر بشدت از این موضوع ناراحتاند و تمام تلاششان را برای بهبود فرزندشان انجام میدهند. اما بیماری چه تاثیری بر روح و روان بچهها میگذارد و آنها چه برخوردی با بیماری خودشان میکنند ؟ پدر و مادر باید چگونه با بیماری فرزندشان کنار بیایند؟
دکتر زاهد میگوید: حدود 2 تا 3 درصد کودکان در جامعه دچار اختلالات طبی شدیدی هستند و عملکرد اجتماعی و تحصیلی آنها تداخل قابل توجهی دارد. عواملی که در پاسخ کودک به بیماری و برخورد او تاثیرگذار میباشد، شامل حاد یا مزمن بودن بیماری، مرگبار بودن بیماری، ایجاد معلولیت دائمی یا قابل رویت، سن کودک، فاکتورهای شخصیتی نظیر اضطراب یا مقابله جویی، عملکرد خانواده، ارتباط با همسالان و عقاید فرهنگی است.
دکتر زاهد ادامه میدهد که واکنشهای کودک به بیماری و بستری شدن میتواند شامل اضطراب، پس رفت رفتاری، تغییرات خلقی و تغییر در خواب و اشتها باشد.
بچهها در سنین مختلف برخورد خاصی با بیماری دارند و در هر مقطع سنی بیماری را با مفهوم متفاوتی درک میکنند به طوری که کودکان 3 ساله فهم ناچیزی از مفهوم بیماری در ذهن دارند و بیماری را به عنوان یک عامل خارجی میبینند که باعث ناراحتی و درد میشود، بچهها در این سن کاملا از درد و ناراحتی به مراقبانشان پناه میبرند.
کودکان 3 تا7 ساله در رویارویی با بیماری ممکن است، احساساتی نظیر طرد شدن و نادیده گرفته شدن و یا تنبیه شدن بخاطر خطاهایشان را تجربه کنند.
کودکان 7 تا12 ساله بیمار، سعی میکنند بر ترس از مرگ یا از دست دادن کنترل غلبه کنند، این گروه از کودکان آگاهی بیشتری از مفهوم بیماری دارند، اما کماکان ممکن است معتقد باشند که کارهای خطایی انجام داده اند که دارند تاوان آن را میدهند که باید برایشان در مورد بیماری توضیح بیشتری داده شده و آنها را از مفهوم بیماری و بیمار شدن آگاه کرد.
نوجوانان 13 تا18 ساله عمدتا در ارتباط با شکل ظاهری و فاصله گرفتن و از دست دادن دوستان و همسالان و ترس از وابستگی ممکن است نگرانیهایی داشته باشند و با اینکه نسبت به کوچکترها درک و توانایی بیشتری در ارتباط با تجزیه و تحلیل و پذیرش بیماری دارند اما کماکان بروز رفتارهای نامتناسب با سن و یا اعتقاد به اینکه تاوان اشتباهی را بپردازند ممکن است وجود داشته باشد که باید رفع شود.
دکتر زاهد معتقد است که در صورت وجود بیماری در کودک والدین باید متناسب با سن و سطح انتزاع فکری کودک باید آن را برای وی توضیح داد و به او اطمینان داد که والدینش تمام تلاششان را در جهت برخورد با بیماری خواهند کرد و به این ترتیب حس اعتماد و اطمینان را به کودک بازگرداند.
دادن اطلاعات راجع به بیماری و نوع گفتن آن به توانمندیهای ذهنی کودک بستگی دارد. در چنین مواردی سعی بر این است که نیازهای کودک در حد معقول بر آورده شود و تعادل در زمینه تربیت فرزند به واسطه پدید آمدن بیماری فعلی به هم نخورد.
وی بیتوجهی والدین به خواهر و برادرهای کودک بیمار را نکته مهمی میداند که سرمنشأ مشکلات ارتباطی بعدی در بافت خانواده است. والدین باید حواسشان به همه فرزندانشان باشند و همه وقت خود را برای فرزند بیمار خود نگذارند و به تمام فرزندان توجه نشان داده و نگذارند این حس برای هیچکدام از فرزندانشان ایجاد شود که والدینشان به آنها بیتوجهتراز بقیه خواهر برادرهایشان هستند.
رویارویی والدین با بیماری فرزندان
تاثیری که بیماری فرزندان روی والدین میگذارد به گفته دکتر زاهد میتواند احساس خشم، ناباوری و حتی وحشت شدید باشد. بعضی از والدین از اینکه کودکشان بیمار شده احساس شرمندگی میکنند، گویی کار اشتباهی انجام دادهاند یا اینکه بیماری نوعی مجازات است و حتی در مواردی ممکن است منکر وضعیت کودکشان شوند. بعضی از اینکه دوستان و اقوامشان بچهای عادی دارند رنج میبرند و به آنها غبطه میخورند و یا به آنها بیعلاقه میشوند که این واکنشها تا حدی طبیعی است. در این موارد ارتباط بیپرده و آزاد و رو راست صحبت کردن زن و شوهر با هم در مورد ترسها، احساسات و ناکامیها بسیار مهم است و زن و شوهر باید برای یکدیگر شنونده خوبی باشند و به یکدیگر دلداری دهند و در این امر هر دو باید به هم کمک کنند تا بار این مشکل تنها بر دوش یکی از آنها نباشد.
همراهی زن و شوهر، متهم نکردن یکدیگر، از بین بردن احساس گناه در خود و همسر میتواند در این راه بسیار کمک کند، البته همه باید در این مسیر صبر و تحمل داشته باشند چرا که روند پذیرش بیماری توسط خود بیمار و والدین او زمان میبرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: