روایت نادر طالب‌زاده از شهید آوینی و شخصیت‌ هنری‌اش

امانتی که از دست ما رفت

17 سال از زمانی می‌گذرد که سیدمرتضی آوینی به آرزوی دیرینه‌اش رسید و چند سال پس از پایان جنگ به قافله شهیدانی پیوست که لحظه‌های نابی را از زندگی‌شان ثبت و ضبط کرده بود.
کد خبر: ۳۲۰۵۵۸

در تمام این سال‌هایی که از سفر همیشگی سید شهیدان اهل قلم می‌گذرد، گفتن و شنیدن از او برای نسلی که او را ندیده جذاب بوده و هست. آنهایی که او را دیده‌اند و روزها یا ماه‌هایی در کنارش بوده‌اند، همیشه با لذتی خاص از او و ویژگی‌هایش سخن می‌گویند و کسانی هم که توفیق دیدار این هنرمند را نداشته‌اند، هر جا سخن از او به میان می‌آید، با اشتیاق به حرف‌های گوینده، گوش می‌سپارند. شخصیت چند وجهی آوینی و تسلط و دانش به روزش در حوزه فرهنگ و هنر هنوز هم نقل محافل هنری است.

امسال در سالروز شهادت این هنرمند، رادیو گفتگو میزبان نادر طالب‌زاده کارگردان سینما و مستندساز بود که بخش‌هایی از این گفتگو را می‌خوانید:

آقای طالب‌زاده! شما از دوستان صمیمی شهید آوینی بودید، راز ماندگاری شهید آوینی در چیست؟

خصوصیت بارز شهید آوینی حضورشان بود. یعنی حال دائمی داشت و یک حضور در لحظه داشت، حالی که هر روز نو به نو می‌شد و انسان آرزو می‌کرد ای کاش صحبت‌های هر لحظه ایشان را یک کسی ضبط می‌کرد تا ماندگار شود. این برای من که یک مستندساز هستم و تصور نمی‌کردم ایشان به این زودی از جهان برود یک حسرت است که از زمانی که شنیدم ایشان شهید شد اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که کاش این همه وقتی که با ایشان بودیم همه را ضبط می‌کردیم. تقریبا حرف‌هایش تکراری نبود، یک حالی و یک سروری داشت و یک حکمت جاری که هر روز نو می‌شد و مثل یک دارویی بود برای هر کسی که با او بود و آنچه نیاز داشت از آن می‌گرفت. این ویژگی مرتضی بود و هیچ اغراقی هم نیست. وقتی ایشان شهید شد تازه متوجه شدیم که یک امانتی بود که مدت محدودی با خیلی از ماها بود و پرید.

چه چیزهایی اندیشه شهید آوینی را ماندگار می‌کرد؟

شاید مهم‌ترین مطلبی که در رابطه با شهید آوینی بتوان گفت این است که او زمان را بهتر از هر کسی در این رسانه تفسیر کرد. جنگ تحمیلی به معنای واقعی اولین یورش شیطانی بود که علیه انقلاب اسلامی و این حکومتی که امام معماری کرد و مردم از آن حمایت کردند و بزرگ‌ترین واقعه‌ای بود که بلافاصله بعد از انقلاب اتفاق افتاد ولی کسی نمی‌توانست تفسیرش کند. یعنی تلویزیون شاید 50 تا گروه داشت، ولی هیچ گروهی نمی‌توانست این زمان را بهتر از مرتضی و با بهانه و این مرکب جنگ بتواند تفسیر و تحلیل کند. ترکیب کلماتش و حالی که او القا می‌کرد با این گویش بسیار خاص، منحصر به فرد بود. یعنی تمام کسانی که امام را دوست داشتند انقلاب را دوست دارند و آن جنگ را می‌فهمیدند که چه اتفاقی دارد می‌افتد خلاصه با زبان ایشان همه چیز حی و زنده می‌شد و کسی نیست چه در آن زمان بتواند تکرار کند و چه در این زمان که هنوز جایگزین برایش نیامده است.

مهم‌ترین دغدغه شهید آوینی، در دوران دفاع مقدس و پس از آن، یعنی پس از جنگ را حضرتعالی چه طور ارزیابی می‌کنید؟

برای فردی مثل آوینی یک غایتی برای انقلاب اسلامی وجود داشت و ایشان به آن وفادار بود و بیش از هر کس دیگری آن هدف را که امام خمینی ترسیم و رهبر معظم انقلاب هم تجلیل کردند تحت عنوان بصیرت، یعنی افق را دیدن، این را در جمله جمله متن‌هایش می‌شد شنید و برای کسی که بخواهد امروز مستند بسازد هر کسی که باشد هر مساله‌ای که مساله روز است و دغدغه روز است و در عین حال انسان هم باید این را نشان دهد و هم آن افق را بتواند ترسیم کند، این خواست آن روایت بود، آن نریشن بود. یعنی روایت او، متن او ورای متن فعل و حال بود.

مرتضی سلوک جدی و معنوی خودش را داشت. یعنی برای کسی نمی‌گفت، لزومی نداشت که بگوید. امروز هم واقعا مکشوف نیست، پنهان است. چون این سلوک را داشت و این مسیر را طی کرده بود و خداوند هم به او نبوغ عظیمی را داده بود، یعنی آدم عادی نبود. این در متنش جاری است. فکر نمی‌کنم کسی از ماها بتواند آن را تقلید کند، یعنی هر کسی هم بخواهد تقلید کند یک مقدار مضحک می‌شود.

یک خانمی که اصلا نسبتی با انقلاب نداشت، می‌گفت من هر وقت صدای این آقا را می‌شنیدم انگار صدای یکی از فرشتگان خدا را دارم می‌شنوم که دارد صحبت می‌کند. آن طور تفسیر می‌کرد. انگار و واقعا هم حال مرتضی متفاوت بود با حال هر کسی که من دیدم چه در زمان عادی و چه در زمانی که متن می‌خواند. یک‌بار سر متن خنجر و شقایق که مربوط به بوسنی بود، متنی بود که خودش نوشته بود و من یادم است که سه، چهار بار ضبط را متوقف کردیم، گریه‌اش گرفته بود. متنی که می‌خواند منقلب می‌شد و این حال جدی‌اش بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها