دختر دانشجو از تجربه ناموفق‌اش در ازدواج می‌گوید

دنیا به پایان نرسیده است

با یک شکست دنیا به پایان نمی‌رسد در هر شرایطی زندگی ادامه دارد و آدم باید بتواند ناکامی‌اش را جبران کند. این عقیده دختر جوانی است که فقط چند ماه بعد از ازدواج متوجه انتخاب نادرستش شد و به ناچار به حک شدن مهر طلاق بر شناسنامه‌اش رضایت داد. طوبی در شهرستانی دور از محل سکونتش تحصیل می‌کند. او سال دوم دانشگاه بود که تصمیم به ازدواج گرفت. خودش ماجرا را این‌طور تعریف می‌کند: «یک روز یکی از دخترهای همکلاسی‌ام که با من رابطه صمیمانه‌ای داشت به من گفت یکی از پسرها به اسم افشین از من خوشش آمده و با او درباره خواستگاری از من صحبت کرده است. من افشین را زیاد نمی‌شناختم و فقط دورادور او را دیده بودم و به نظرم پسر آرام و منظمی می‌آمد ولی به هر حال آن موقع به دوستم جوابی ندادم و گفتم قبل از هر اقدامی باید خانواده‌ام را در جریان قرار بدهم.
کد خبر: ۳۱۸۰۹۰

زمستان آن سال در فاصله تعطیلی دو ترم به خانه‌ام رفتم و با خواهرم که 10 سال از من بزرگ‌تر است مشورت کردم.»

نتیجه این مشاوره چندان خوشایند طوبی نبود چون او احساس می‌کرد به افشین چندان هم بی‌میل نیست. دختر جوان توضیح می‌دهد: خواهرم به من گفت نباید با کسی که او را نمی‌شناسم ازدواج کنم. من سر این موضوع با او مشاجره و قهر کردم. وقتی موضوع به گوش مادرم رسید او هم همان حرف‌های خواهرم را تکرار کرد. دیگر ناامید شده بودم و فکر می‌کردم نمی‌توانم خانواده‌ام را راضی کنم.

طوبی دلشکسته و ناامید به دانشگاه برگشت و از دوستش شنید خانواده افشین هم با این وصلت مخالفت کرده‌اند البته افشین در تلاش است تا به هر طریق ممکن والدینش را راضی کند: «افشین با اصرار توانست رضایت خانواده‌اش را بگیرد. من هم همین کار را کردم و تابستان سال بعد مراسم خواستگاری برگزار شد. مادر و پدرم برای این که مطمئن شوند در آینده مشکلی برایم پیش نخواهد آمد دامادمان را به شهرستان فرستادند تا درباره افشین تحقیق کند. او وقتی از سفر برگشت گفت دوستان افشین درباره او خوب می‌گویند اما همسایه‌ها وی را تایید نمی‌کنند به هر ترتیب که بود من خانواده‌ام را راضی کردم و بالاخره مراسم عقد برگزار شد. اما وقتی برای سال تحصیلی جدید به دانشگاهمان رفتم برای مدتی خبری از شوهرم نبود و مادرش هم جواب سر بالا می‌داد تا این که یکی از همکلاسی‌هایم خبر داد افشین را در پارک همراه دختر دیگری دیده است. با پیگیری موضوع فهمیدم او در همان مدت کوتاه با اصرار والدینش با دختر دیگری عقد کرده است.

طوبی وقتی با افشین صحبت کرد پسر جوان تفاوت‌های فرهنگی و اختلاف سلیقه را بهانه کرد و بالاخره آن دو راهی دادگاه خانواده شدند و طلاق گرفتند اما طوبی که به اشتباه خود پی برده ناامید نشده و می‌گوید از این به بعد می‌خواهد بیشتر درس بخواند تا در زمینه دیگری موفق شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها