در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کریستوفر والکن و مورگان فریمن در قصه این فیلم، دو مامور ویژه یک گالری هنر محلی هستند. شغل آنها بهگونهای است که وقت بسیار زیادی را در طول شبانهروز دارند و به همین دلیل میتوانند بارها و بارها به تماشای آثار هنری داخل گالری بپردازند. به همین دلیل است که آنها با گذشت زمان، دلبستگی عجیبی نسبت به آثار هنری داخل گالری پیدا کردهاند و این آثار برای آنها، حکم یک عضو خانواده را پیدا کرده است. برای همین، زمانی که به آنها گفته میشود بخشی از آثار هنری گالری باید به کشور دانمارک فرستاده شود، این دو وحشت کرده و شوکه میشوند.
کاراکتر والکن پیشنهاد دزدیدن این آثار را مطرح میکند، تا مانع از دور شدن آنها از این دو شود. اما کاراکتر فریمن به او میگوید آنها برای انجام چنین کاری ساخته نشدهاند. با ورود کاراکتر ویلیام اچ میسی، آنها تصمیم میگیرند طرح خود را عملی کرده و آثار هنری گالری را به سرقت ببرند. آنچه در دنباله ماجرا میآید، مربوط به تلاش خندهدار آنها برای عملی کردن اقدام خود میشود.
درباره فیلمی مثل «سرقت از موزه» و قصه آن چه میتوان نوشت؟ خط اصلی قصه فیلم سرراست و صادقانه است و در این رابطه بحث میکند که علاقه مفرط به هر چیزی میتواند دردسرهای بدی برای آنها درست کند و عاقلانهتر این است که آدمها همواره منطقی فکر کنند و از افراطیگری بپرهیزند. انتخاب زبان کمدی هم برای آن است که بتوان چنین تحلیلی را راحتتر به بیننده آن ارائه کرد. پیتر هویت کارگردان فیلم از دوستداران سینمای کمدی است و تلاش کرده در سرقت از موزه به نوعی از تمام کمدیسازان قدیمی قدردانی کند. به همین دلیل است که در این فیلم، صحنههای آشنایی از تعدادی از فیلمهای مطرح سینمای کمدی را میبینیم. یکی از اقدامات خوب هویت بهنوع انتخاب بازیگران نقشهای اصلی آن برمیگردد. برخی از منتقدان سینمایی با توجه به حضور ویلیام اچمیسی در ترکیب این بازیگران، به سیاه بودن کمدی سرقت در موزه اشاره میکنند و به همین دلیل، به مقایسه آن با کمدیهای سیاه برادران کوئن میپردازند، اما این نکتهای است که گروهی دیگر از منتقدان آن را قبول ندارند.
بهترین سکانس فیلم همانا سکانس سرقت آثار هنری است. هویت در این فصل نشان میدهد که فیلمساز دقیقی است و کار خود را خیلی خوب میداند. زمانبندی، نوع انتخاب زوایای دوربین، دکوپاژ و حتی تدوین به گونهای است که توجه تماشاچی را کاملا به خود جلب و حتی نفسها را در سینه حبس میکند. با این حال، سرقت از موزه، در کلیت خود یک چنین سکانسهای جاندار و نفسگیری را کم دارد و شاید همین مساله نقطه ضعف اصلی آن باشد. گروهی از منتقدان سینمایی از «سرقت از موزه» به عنوان فیلمی اسم میبرند که بیشتر شبیه آن دسته از فیلمهای سینمایی است که شبکههای تلویزیونی تهیه میکنند و از آنها به عنوان فیلمهای سینمایی تلویزیونی اسم برده میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: