در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلخیها و شیرینیهایی که بسرعت به زندگی ما میآیند و میروند و دیگر هرگز تکرار نمیشوند، اما یاد و خاطره شان روزها، ماهها، سالهای سال با ما باقی میماند.
درست مثل این یادداشت کوتاه آخر سال که انگار همین دیروز بود. در چشم بر هم زدنی یکی از 8های 88 به 9 تبدیل میشود و عمرمان زود میگذرد.
حالا که غوغای بهاردر خانهها و خیابانها پیچیده است، خوب است نگاهی به پشت سرمان بیندازیم، چه کردیم، قلب چند نفر را شکستیم و دل چند نفر را به دست آوردیم؟
چقدر به جای بوییدن گلهای همیشه بهار زندگی، خود را اسیر خودخواهیها و قدرناشناسی ها
کردیم؟
باور کنید درست مثل یک چشم بر هم زدن و سر کشیدن یک جرعه آب خنک در یک نیمروزی داغ تابستانی، نوشیدن یک فنجان چای داغ در شبی زمستانی، دوباره با هم از عبور تند زمان سخن خواهیم گفت و 89 را به 90 تبدیل میکنیم. پس به قول دوست مهربانی که همیشه این دو بیت سعدی را زمزمه میکند:
گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیکنامی رفت
نوبت عاشقی است یک چندی
عاشق باشید و بهاری زندگی کنید
*مسوول ضمیمه چاردیواری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: