در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم:میسپارمت به «بهار»
«میسپارمت به بهار»عنوان سرمقالهی روزنامهی جام جم به قلم بیژن مقدم مدیرمسئول است که در آن میخوانید؛
در خواب عقل بودیم، در زیر سایه گل / باد بهار عشقت، بیدار کرد ما را(صائب)
خداحافظی نمیکنیم؛ فقط چند روزی نیستیم. خستگیهای یک سال پرجنب و جوش، یک سال پرحادثه و یک سال سرشار از اشکها و لبخندها را به در میکنیم و دوباره برمیگردیم تا سال 89 را با نگاهی نو ، ذهنی سرشار از امید و «همتی» دوچندان آغاز کنیم.
استشمام بوی بهار، شکوفههای نویدبخش حیات و سرزندگی، تماشای شادیهای مردم و محبتهایی که گل میدهند و فضای تکتک خانههایمان را عطرآگین میکنند، کافی است تا حرکتی دوباره داشته باشیم.
آری! در هر جا که هستیم، هر مسوولیتی که داریم و هر باری که بر دوش گرفتهایم باید بکوشیم تا به مقصد برسانیم. داشتن خوانندگانی صمیمی، مهربان و اندیشهورز، بزرگترین سرمایهای است که به آن میبالیم. «جامجم» خود را «زبان شما» میداند و در غمها و شادیها، همراه شما بوده و خواهد بود. امروز در آخرین شماره سال 88 - با آرزوی برکت، شادی و موفقیت روزافزون- خوانندگان گرامی خود را به «بهار» میسپاریم.
مردم سالاری:از نوروز الهام می گیریم...
«از نوروز الهام می گیریم...»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم سهیلا صفایی است که در آن میخوانید؛و باز هم بهار. شاید هم گاهی اوقات تاریخ را ورق می زنیم، به زندگی نسل های گذشته می نگریم و می اندیشیم یا شاید پرنده خیال را به پرواز در می آوریم و با یک همذات پنداری آنان را حس کرده و با زمان و مکانشان همدلی می کنیم، نوروزها; جشنها، شادی ها و آزادگی ها، مبارزات و همه افت و خیزهای این ملت در ادوار کهن و جدید.
همچون سکانس های یک فیلم، به دوران باستان می رویم، ایرانیان را با لباس های خاص آن دوران به یاد می آوریم، دوران قرون میانه و ایرانیان آن عصر، هموطنان ما در دوران مغولان چگونه این روزها را از سر می گذراندند. دوران صفویه، بازارهای شاه عباسی، افشاریه، زندیه، قاجار، لباس های آن زمان، گویشها، جشنها، آیینها، مشروطیت آن سالها و شادی های مرسوم در آن عصر، قس علیهذا.
هنگامی که به دورههای تاریخی نظر می افکنیم، داستان های آن دوران را می خوانیم یا فیلمهای متعلق به آن عصر را می بینیم، کنجکاو می شویم و می خواهیم بیشتر بدانیم راجع به آداب و رسوم، لباس ها، نحوه جشن ها و حال و احوال ایرانیان گذشته تر از خود. ما اکنون چه میراثی داریم، چه وجه تمدنی در رفتار و گفتار و کردار اکنون است تا برای نسلهای پسین به یادگار بماند؟ حال و احوال و گپ و گفت وگو و سلام و علیک ما در آستانه سال 1389 چگونه است؟ یکی دو روز پیش هنگام عزیمت به دانشگاه برای تدریس به سمت میدان تجریش می رفتم. با کنجکاوی مردم را نظاره می کردم.
رفت و آمد تاکسیها، مترو، اتوبوس ها، مردم شتابان در حال خریدهای عید، اسفند ماه و کمبود وقت، گرانی، تورم و شکوه و شکایت مدام خلق از این همزاد دو قلوی خود، ناگهان نگاهم به کوه دماوند افتاد، این کوه ستبر تاریخی که تهران را در دامنه خود پرورانده بود. احساس کردم خسته و کسل است; گویی بار خستگی و دلزدگی مردم این شهر به همراه دود و ترافیک و آلودگی و خیابان های قفل تهران بر دوش او سنگینی می کرد. او نیز خسته بود و رنگ پریده.
تهران در آستانه سال 1389 چه رنگ و بویی دارد؟ مردم پر شکوه و شکایت از گرانی و تورم، قیافههای عبوس و گاه متفکر مردان و زنان میانسال، خستگی روحی بازنشستگان از رفت و آمد مکرر به بانکها و صف های طویل آن، نگاه های پرسان مردم در مقابل مغازهها که لختی در مقابل آن درنگ می کنند و قیمت ها را بالا و پایین کرده و با تکان دادن سری دو باره به مسیر خود ادامه می دهند.
خیابان های تهران مملو از جمعیت به هم فشرده، ترافیک سرسام آور، نرخهای عجیب و غریب و نا هم آواز با جیب خلایق! انتظار و بی صبری مردم برای دریافت عیدی هایی که فکر می کنند اندک است و تکافوی مخارج عیدانه آنها را نمی دهد. سطح خیابان های تهران پر است از انواع حراجیها و کارهای حداقلی، از دست فروش ها و لباس های حراجی گرفته تا تحفههای روستاها یا افرادی که مقداری هویج و سیب زمینی مقابل خود ریخته و تا شب آنها را در مقابل چشمان مردم به طرق مختلف خرد می کنند تا بلکه کسی نظر به آنها نیز بیفکند و از این سیب زمینی خردکن ها بخرد تا پیکهای موتوری که پیتزا و ساندویچ از این سو به آن سوی شهر می برند یا شاید ماهی نیز، مسافری سوار کنند. اتوبوسها، خطوط ویژه، مترو و داستان آن در زیرزمین و البته زحمات و تلاش قابل تقدیر شهردار وقت که در اینهاگیر و واگیر حداقل به فکر زیباسازی شهر تهران است، خیابان های تهران در آستانه سال نو رنگ و بوی تازه به خود گرفته اند.
بزرگراههای در حال احداث، تونل ها، زیرگذرها و گل های مخملی که میدانهای شهر را دلربا و زیبا کرده اند و البته موتورهای شهر تهران که دشمن خونی این زیبایی اند و همچون اجل معلق بر سر شهر تهران، مداوم تردد می کنند. بگذریم، از شهر و هر آنچه درون آن است سخن می گوییم. از اندیشه، تفکر، مطالعه، دکههای روزنامه فروشیها. قدری کنار آنها درنگ می کنیم، اخبار ضد و نقیض.
پاره ای از روزنامهها در مدح و ثنای دولت و پاره ای دیگر در ذم و نقد آن. جنگ مداوم اصولگرایی و اصلاح طلبی; این دعوای زمانه ما که گویی تمامی ندارد و همچنان التهابات پس از انتخابات که به گونه ای هر چند کمرنگ اما حضور دارد. از آن سو، هشدارهای ایمنی برای چهارشنبه سوری، آماده باش پلیس، نیروهای انتظامی، بیلبوردهای متعدد در سطح شهر که مردم را به یک چهارشنبه سوری آرام دعوت می کنند و این هم از عجایب روزگار تهران ماست که برخلاف نسلهای گذشته که چهارشنبه سوری را شادی و آرامش و یادآوری جشنهای کهن می دانستند و کوزه شکسته و قاشق زنی را نمادهای آن، ما باید از انفجار و احتراق و قطع دست و پا و آسیب چشم به عنوان نمادهای چهارشنبه سوری نگران باشیم.
اما سرانجام در کنار این دل خستگیها، غمها و افت و خیزها، شکوهها و شکایتها از دوران، ما نیز همچون ایرانیان دوران های پیشین و نیز همچون اسلافمان در دوران باستان، در تب و تاب نوروز به وجد می آییم، انگیزه و رمق می گیریم، بوی نظافت و خانه تکانی و پاک کردن زوایای خانه ها از دود و دم دوران و خاک و غبار غم، بوی عیدی و عیدانه، بوی ماهی، سفره هفت سین پهن در کوچه و بازار، از بازار قائم تجریش تا میلاد نور و مجتمعهای تجاری، هفت حوض و نارمک و سید خندان، ماهی فروشی ها و سبزه فروشیها، ذوق و شوق و جیغ و داد بچهها برای عید و چشم های دو دو زده آنها برای خرید و التماس به پدر و مادرها هم از زیباییهای دوران ماست. ما نیز همچون گذشتگان خود از نوروز الهام می گیریم، به شور و شوق می آییم و شور و شوق خلق، ما را نیز به وجد می آورد.
به یادمان می آورد که با همه خستگی، دلزدگی و آزردگی ها، باز هم زندگی جاری است و به قول سپهری تا شقایق هست، زندگی باید کرد. نوروز به یادمان می آورد که ما ملتی هستیم در اوج; باید به بلندی ها بنگریم و به فتح آن فکر کنیم.
کیهان:سال برکت ، ولایت و قهرمانی ملت
«از نوروز الهام می گیریم...»،«سال برکت ، ولایت و قهرمانی ملت»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان است که در آن میخوانید؛پایان سال 1388شاید موضوع خوبی برای نوشتن نباشد، چرا که بسیاری موضوعات مهم در این سال تازه آغاز شده است. زمانی شاید صحیح بود که این سال را سال فتنه بنامیم اما اکنون که در روزهای آخر این سال ایستاده ایم و منظر و نمای کلی از همه آنچه در این مدت رخ داد، پیش چشمانمان است شاید بتوان گفت که عنوان «سال فتنه» کمی عجولانه بوده است. سال 88 را باید سال «مرگ فتنه» خواند، فتنه ای که قدمت آن لااقل به 20 سال قبل می رسد.
در میانه سال 88 آن هنگام که ندای مظلومیت و حق خواهی از هر سو بلند بود و مدعیان عرصه را برای جولان خود فراخ می دیدند، ما در کیهان در این اندیشه بودیم که چه کسی از مظلومیت اسلام و انقلاب دفاع خواهد کرد؟ روایت حوادث و وقایع صدر اسلام را بسیار شنیده بودیم و هر بار شاید از دل هامان این اندیشه گذشته بود که «چطور ممکن است؟ چگونه عده ای چنین آسان در تشخیص حق از باطل بازماندند و جانب جبهه ای را گرفتند که تا تاریخ تاریخ است مایه ملامت و ریشخند خلایق خواهند بود»؟
پاسخ این سؤال ها را به رای العین و با جزئیات می شد دید که در آن دوران چه اتفاقی رخ داده است و البته با یک تفاوت؛ تفاوتی که بهتر از هر جای دیگر در کلام امام(ره) جلوه کرده است، آنجا که فرمود: «مردم ما بهتر از مردم صدر اسلام هستند.»
توصیف آنچه در سال 88 رخ داد، هدف این نوشته نیست. این کار با دقت و به طور مستمر در شماره های یک سال گذشته کیهان انجام شده است. کیهان تمامی مراحل فتنه را قبل از وقوع آن پیش بینی کرده بود. برای کیهان روشن بود که کسانی به رای مردم گردن نخواهند نهاد، دروغی به نام تقلب را به دروغ های دیگر ضمیمه خواهند کرد، بخشی از مردم را با سوءاستفاده از اعتماد آنان به خیابان خواهند کشاند، از امکاناتی که دشمن خارجی در انواع مختلف برای آنها فراهم آورده استفاده خواهند کرد، صفی از خواص غافل یا آلوده پشت سر خود ایجاد خواهند کرد و مهم تر از همه به بهانه دولت و انتخابات اصل نظام و ارزش های انقلاب و خط امام را هدف خواهند گرفت.
تمامی این مراحل بی کم و کاست واقع شد. علت این نبود که کسی در اینجا از نعمت غیب گویی برخوردار بود یا الهامات ویژه ای از راه می رسید؛ بلکه همه چیز به یک روش شناسی خاص در پیش بینی رفتار جریان فتنه و دیدگاهی مستند درباره ماهیت آنها بازمی گشت. کیهان فرمولی در اختیار داشت که می دانست همه آنچه رخ می دهد در چارچوب همان فرمول است و خواهد بود و این فرمول را هم سران داخلی فتنه ننوشته بودند چون اساساً در موقعیتی نبودند که قادر به خط مشی گذاری در این حدود باشند.
این فرمول را کسانی که نام و نشانشان ناشناخته نیست و در محیط هایی که دسترسی به آن برای همگان- غیر از آنها که تصمیم گرفته اند چشم های خود را ببندند و حقیقت را نبینند- مقدور بود عرضه کرده اند و مهم تر از آن در چند مورد به طور عملی به اجرا گذاشته اند. کیهان آشکارا می دید که بازی همان بازی است، بازیگران همان بازیگرانند و قواعد هم همان قواعد است، پس دیگر جایی برای شبهه و تردید باقی نمی ماند و نماند. با این وجود فتنه اکنون گذشته و رفته است کیهان اکنون و پس از گذشت چند ماه سخت و دشوار عقیده دارد تازه زمان آن فرا رسیده که آنچه زمانی فتنه ای خوفناک نامیده می شد برکات خود را نشان دهد تا معلوم شود «و مکروا و مکروالله، والله خیرالماکرین.»
این داستانی بلند است که خیرات و برکات فتنه88 چه بوده است که کیهان در آینده به تفصیل و با اسناد و قرائن بسیار به آن خواهد پرداخت.نتیجه اما از هم اکنون روشن است: برکت آنچه در سال 88 رخ داد بی گمان از خسارات و آفات آن بیشتر است. اگر فقط بخواهیم فهرستی ارائه کنیم شاید نقطه شروعی مناسب تر از این نباشد که در این سال قدر نعمت ولایت و معنای حقیقی واژه تدبیر- که عموماً از آن سخن گفته می شود ولی درک عینی زیادی از آن علنی نبوده است- برای همگان، هم خواصی که برخی از آنها امتحان خوبی در این سال پس ندادند و هم برای عموم مردم که به راستی باید آنها را قهرمانان سال 88 نامید آشکار شد.
جهانیان در این سال همگی دیدند و مکرراً شهادت دادند که نعمت ولایت فقیه در ایران برای همه آنها رشک برانگیز است، نعمتی که هم علامت ثبات و پایداری بی نظیر است و هم مهم ترین ضامن حرکت ایران در مسیر تعالی و شکوه به رغم همه کینه توزی ها و دشمنی هایی که هر روز تازه تر و پیچیده تر می شود. برکت دوم مربوط به دشمنانی است که خداوند مکر آنها را به خیر و نیکی برای مردم ایران تبدیل کرد. دشمنان ایران در آن روزهای نخست فتنه سخت به طمع افتاده بودند که مجالی برای عملی کردن بسیاری از آن اوهام و رأیاهای خام که سال هاست در سر داشتند فراهم آمده است.
درست به دلیل همین طمع خام بود که تمام سرمایه خود اعم از نیروهایی که آشکارا پیاده نظام دشمن بودند و هم شبکه پنهانی که طی سال های طولانی ساخته و ذخیره شده بودند تا روزی به کار گرفته شوند را به میدان آورند و مقابل چشمان تیزبین و دستان توانایی قرار دادند که با گمنامی نگهبان ایران عزیز در کوران فتنه بوده اند. نظام جمهوری اسلامی در سال 88 و در مدتی کوتاه توانست بخش اعظم شبکه های دشمن را شناسایی و خنثی کند و چهره حقیقی بسیاری از کسانی را که همواره تلاش می کردند نیات شوم خود را در پشت ظواهر فریبنده پنهان کنند برملا نماید.
لطف خداوند در به طمع انداختن دشمنان ایران بود که موجب شد پروژه های پیچیده اطلاعاتی نظیر دستگیری ریگی یا برخورد با شبکه بزرگ جاسوسی سایبری آمریکا در ایران به سرانجام برسد. در واقع بی مبالاتی اطلاعاتی و اشتباه محاسبه های پی در پی دشمن شرایطی بوجود آورد که نظام جمهوری اسلامی بتواند خلأهای امنیتی خود را پر کند و ضمن مستحکم تر کردن هرچه بیشتر پیوند خود با مردم در حماسه انتخابات 88 و وقایع پس از آن- به عنوان مهم ترین عامل امنیت بخش- پروژه های دشمن را که برخی از آنها برای سال ها بعد ذخیره شده بود به تمامی خنثی و مستهلک نماید.
به جز مباحث مربوط به فتنه البته در این سال بسیاری اتفاقات دیگر هم رخ داده است. در عرصه فناوری های پیشرفته اکنون ایران در حال رسیدن به قله های دانش است. فناوری لیزر به مجموعه دارایی های فناورانه ما اضافه شده و در مورد فناوری هسته ای هم گام های بزرگی در حال برداشته شدن است که در کنار مقاومت جانانه و مدبرانه در مقابل پروژه های دشمن به زودی به شگفتی های بزرگ تبدیل خواهد شد، ورود به باشگاه فضایی جهان، دسترسی به سلاح های مدرن و دوربرد و...
سخن آخر اما، این است که روشن شدن اقتدار نظام، تجدید محبوبیت مردمی آن، جوان شدن سرمایه اجتماعی آن و غربال نفاق جدید، دستاوردهای کوچکی نیست که آسان به دست آمده باشد و دوام و بقای آن جز به شکر مداوم خداوند و پاس داشتن نعمت ولایت و استمرار خدمت به مردم که بحمدالله دولت کنونی در این بستر است، میسر نخواهد بود...
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هداناالله...
ابتکار:نوروز،فرصت پاکشویی تن و روان
«نوروز،فرصت پاکشویی تن و روان»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن میخوانید؛نوروز این عید باستانی،کهن و ملی که مقارن با تجدید حیات طبیعت پس از خواب عمیق زمستانی است برای ایرانیان عیدی بس بزرگ و ملی است و در کمال خوشوقتی با مصوبه سازمان ملل از این امسال نیز جهانی شد به غیر از اتصال و پیوند نوروز با طبیعت که جلوه ای از زنده شدن مجدد طبیعت است این عید فرخنده دارای آداب خاص خود است.تطهیر، نظافت، پاکیزگی و آلایش فردی و اجتماعی، محیط و نیز منازل در قالب " خانه تکانی " پایان سال از جمله آدابی است که در درون باستان وجود داشته است اما نکته ای که براهمیت فر هنگی نوروز افزوده اینست که مجموعه آداب باستانی زمینه پاکشویی تن را فراهم آورده است و نوعی هارمونی در پاکیزگی بین پوست انداختن طبیعت و تجدید حیات آن با پاکیزگی و تغییر وضع ظاهری آدمها برقرار است.
برخی از آداب اجتماعی بعدها برآداب نوروزی اضافه شد و در فرهنگ ایرانی نهادینه گردید این آداب بر بعد معنوی نوروز افزوده است مجموعه آدابی که به روان شویی معروف هستند.روان آدمی همچون تنش نیاز به پاکشویی دارد،حسادت و دروغ دو ویژگی هستند که کم و بیش در بین ما ایرانیان رواج دارد و روح ایرانی را مکدر کرده است و اگر بپذیریم که دروغ یعنی کتمان و پوشاندن حق است آنگاه معلوم می شود که دروغ از نظر اخلاقی مساوی با کفرمی باشد کفر یعنی پنهان سازی "راست و حق" می باشد و شکر یعنی آشکارسازی هرچیز "درست" می باشد.
همه عهد کنیم که هنگام تحویل سال در آن لحظه ای که دست ها را به آسمان می گیریم و دعای یا محوالحول سر می دهیم با تمام وجود شکر بجا آوریم و از کفر بیزاری بجویئم و از خداوند مقام شکر طلب نمائیم و آنچنانکه گفته شد شکر یعنی اظهار هر نوع "راستی و درستی"و کفر یعنی پنهان کردن " راستی ها " می باشد و همگان بخواهیم که سال جدید را با شکر شروع کنیم و ملت شاکر باشیم. ملت شاکر از هر گونه نادرستی و ناراستی بیزار است و در هر کجا باشد در مسیر راستی و درستی قرار دارد.
در سالی که گذشت اتفاقات زیادی در پیرامون هر کدام از ما رخ نمود تشخیص راه درست و انتخاب مسیر صحیح،کار مشکلی شده است.اگر یاد گیریم که زبان شکر بکار بریم و به مقام شکرگذار دست یابیم، نعمت شکر افزون خواهد شد شکر افزون به تشخیص" درستی و راستی ها" در فضای غبار آلود و مه گرفته خواهد بود خود را با صفت شکر نو کنیم،ذهن خود را از اندیشه های ناپسند پاک نمائیم اندیشه درست را تمرین کنیم و نسبت به همدیگر حسن ظن پیدا نمائیم.
خلاصه این بهار را چون بهاران گذشته به عادت نگذاریم و تصمیم بگیریم که تن و روح خود را شست و شو دهیم و با پاکشویی تن و روان آدمی دیگر شویم و بهاری متفاوت آغاز کنیم.فرصت را غنیمت شمرده عید را به همه ایرانیان تبریک گفته توفیقات همگان را از خداوند خواهانیم.
جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛بوی عید می آید و بهار بر شهرها و روستاها کوهها و دامنه سرسبز دشت ها خیمه زده است . این روزها که به پایان سال نزدیک می شویم همه از سال 88 به عنوان سال کهنه یاد می کنند و در انتظار آمدن سال نو و آغاز سال 89 لحظه ها را می شمارند .
از امروز ساعت به ساعت به نوروز نزدیک تر می شویم و با آمدن سال جدید همان ضرب المثل قدیمی در گوشها طنین انداز می شود که هرگاه پدیده نو ظهوری به بازار عرضه شود قدیمی ها دل آزار می شوند ولی علیرغم این تمثیل و لحظه شماری ها ساعتها دقیقه ها و عمر کالای پربهایی است که قدر و قیمتی همسنگ آن نیست و اگر رفت دیگر قابل بازگشت نخواهد بود.
از این که بگذریم امسال بهار بسیار زودتر از سالهای گذشته آمد و درختان را خیلی زود به گل نشاند. امسال سرسبزی طبیعت مژده فرا رسیدن بهار را یک ماه زودتر از هر سال دیگر به ارمغان آورد و همه را به بیقراری و تکاپوی تحول در حالات و احوال وادار کرد. پس چه نیکوست اکنون که در آستانه سال نو و تجدید طبیعت و نو شدن احوال و روزگاران قرار گرفته ایم یادی نیز از شهدای انقلاب و رادمردانی کنیم که با مجاهدت های خویش بهاران توام با آزادی را برای ملت ایران به ارمغان آوردند و زمینه ساز اقتدار و خلق حماسه هایی بزرگ در عرصه های مختلف شدند.
بی مناسبت نیست امروز که آخرین روز کاری را در سال 88 سپری می کنیم از خدای رحمان و رحیم مسئلت نمائیم که از خزانه بی منتهای لطف و عنایت خویش مقدرات سال جدید این ملت را با شادکامی و مسرت توام با موفقیت رقم بزند. قطعا اگر هر یک از ما برای روزها هفته ها ماهها و سالهای نو اندیشه ای برای نیکو احوالی نداشته باشیم طبعا مشمول آن حدیث شریف خواهیم شد که « اگر کسی دو روز از عمرش شبیه به هم و در یک موقعیت باشد دچار خسران شده است . » پس بیائیم در لحظه تحویل سال جدید از حضرت حق عاجزانه بخواهیم که ملت ایران را در راه تحقق حکومت عدل الهی و ظهور عدالت گستر گیتی حضرت مهدی موعود(عج ) موفق بدارد و تحول در برخوردهای اجتماعی و تخلق به آداب و اخلاق اسلامی را که فلسفه بعثت انبیا و تحول در اشخاص و احوال بوده نصب العین ما قرار دهد . امید آنکه با دعای خیر ابرار نوروز سال 89 که با ولادت یازدهمین خورشید عالمتاب هدایت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام مقارن شده توفیق تحول در رفتارهای فردی و اجتماعی و تخلق به اخلاق محمدی (ص ) را در ما ایجاد کند. قطعا این فقرات از ادعیه معصومین (ع ) راهگشای ما در سال جدید خواهد بود.
بارالها! بر محمد و آل محمد (ص ) درود فرست و باران رحمت خود را برجان و جهان ما بباران تا هم جان ما و هم جهان ما از خشکسالی به بهار رویش و نیایش برسد.
خدایا! ما را بر صراط مستقیم هدایت ثابت قدم بدار تا از فتنه ها و نامردمی ها و خدا ندیدن ها به هوای تازه وحدت و برادری برسیم .
پروردگارا! روز و شب ما را چنان تدبیر کن که جانها همه از نور سرشار و سفره ها از نان حلال انباشت و خانه ها از آرامش لبریز و لحظه های مردمان این دیار فرح انگیز باشد.
معبودا! بر همه منیت ها و جدل ها نقطه پایان بگذار و ما را به لطف خویش چنان بنواز که زندگی هامان بر طریق معرفت با انسان دوستی آغاز و به حیات طیبه تبدیل شود.
نکته ای که در روزهای پایانی سال ضرورت ارزیابی آن بیش از هر چیز دیگر احساس می شود بررسی عملکردها در نحوه تحقق یک شعار حیاتی و اساسی یعنی اصلاح الگوی مصرف است که امسال از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان سال آغاز حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف اعلام شد و از همه مردم و مسئولین خواستند با توجه به اهمیت مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور سال 88 در همه زمینه ها سال اصلاح الگوی مصرف باشد تا مصداق برجسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حالها باشد.
این رهنمود سر آغازی روشن بود برای اینکه مخاطبین پیام نوروزی رهبری با ارائه راهکار و برنامه های مناسب مردم را به سمت الگوهای واقعی مصرف و استفاده بهینه از منابع دعوت کنند و برای نهادینه کردن آن تدابیر لازم را اجرا نمایند. از این رو هر چند امسال اقداماتی در راستای تحقق این رهنمود و فرهنگ سازی مصرف بهینه پایه گذاری شد ولی قطعا اجرای کامل این امر نیازمند فرهنگ سازی است که باید در سالهای بعد هم شاهد استمرار و تکمیل آن بود.
لایحه بودجه سال 1389 کشور در این هفته به تایید شورای نگهبان قانون اساسی رسید و تبدیل به قانون شد . امسال ماجرای بودجه پرحاشیه تر از همیشه بود و این حاشیه ها علیرغم تایید شورای نگهبان همچنان ادامه دارد.
بسیاری از ناظران و در راس آنان دولت معتقدند مخالفت چهره های سرشناس اصولگرای مجلس در حوزه اقتصاد با لایحه پیشنهادی دولت خصوصا درباره درآمد حاصل از هدفمندی یارانه عامل اصلی رای منفی نمایندگان مجلس به پیشنهادهای اصلی مندرج در بودجه دولت است . این مخالفتها از سوی دولت سیاسی کاری تعبیر می شود و در مقابل نمایندگان و به ویژه مخالفان بودجه با بیان استدلالهای اقتصادی خود مخالفت با درآمد 40 هزار میلیارد تومانی مورد نظر دولت را دارای خاستگاه کارشناسی ارزیابی می کنند و اتهام سیاسی کاری را بی انصافی می دانند. در این مجادلات حق با هر کدام از دو طرف باشد نتیجه یکی است آن هم ادامه کشمکش و عدم وفاق در اجرای بودجه است که چندان مورد رضایت مجریان و ناظران نیست .
در حوزه مسائل خارجی نیز طی یک هفته گذشته شاهد رخدادهای مختلفی بودیم . در عراق شمارش آرای انتخابات سراسری این کشور ادامه یافت که براساس تازه ترین گزارش ها از حدود 80 درصد آرا فهرست العراقیه متعلق به ایاد علاوی نخست وزیر سابق عراق و شرکای سنی وی نسبت به دیگر ائتلاف ها پیشی گرفت که نتیجه ای غیرمترقبه بود چرا که تا پیش از آن فهرست دولت قانون به رهبری نوری مالکی در صدر قرار داشت و اکثر منابع عراقی نیز فهرست مالکی را حائز اکثریت نهایی معرفی می کردند.
در واکنش به این رویداد نوری مالکی معترض شده و ادعای تقلب توسط ائتلاف ایاد علاوی را مطرح کرده است .
اگر این نتیجه یعنی پیش بودن فهرست ائتلاف العراقیه تا پایان شمارش آرا حفظ شود و شکایت های احتمالی نیز بی نتیجه باشد باید آنرا رخدادی غیرمنتظره در صحنه سیاسی عراق تلقی کرد. در آن صورت ائتلاف نوری مالکی که در رتبه دوم قرار خواهد داشت ابتکار عمل در تشکیل دولت را از دست می دهد و ائتلاف العراقیه مسئول تشکیل کابینه خواهد شد که البته این ائتلاف نیز به تنهایی قادر به تشکیل دولت نبوده و باید با یک یا چند گروه ائتلاف کند.
درصورت تحقق چنین مسئله ای یعنی کسب اکثریت توسط ائتلاف ایاد علاوی جناح نوری مالکی در برابر گزینه دشواری قرار خواهد گرفت . این گروه یا باید ائتلاف با علاوی را بپذیرد که در آن صورت ابتکار عمل و نقش تصمیم گیری در دولت آتی در اختیار ایاد علاوی خواهد بود و نوری مالکی به رتبه دوم باید رضایت دهد و یا اینکه ائتلاف با ایاد علاوی را نپذیرد بلکه با سید عمار حکیم ائتلاف کند که در این حالت به سبب اینکه ایادی علاوی امکان گردآوری نصف بعلاوه یک کرسی ها را نخواهد داشت در نتیجه از تشکیل دولت عاجز خواهد ماند و طبعا جناح نوری مالکی به عنوان اکثریت دوم مامور تشکیل دولت خواهد شد. قطعا شق دوم مسئله هم به نفع نوری مالکی خواهد بود و هم به سود جناح شیعه . بهرحال فعلا باید منتظر ماند تا نتیجه نهایی انتخابات و سهم قطعی گروهها مشخص شود.
با اینحال آنچه تاکنون مسجل شده این است که دو فهرست شیعه یعنی مالکی و حکیم مشترکا بیش از نیمی از کرسی های مجلس آینده را در اختیار خواهند داشت که پیروزی چشمگیری و قابل قبولی برای شیعیان محسوب می شود. چرا که از مدتها قبل تلاش ها و برنامه ریزی های گسترده ای از سوی آمریکا عربستان و برخی دیگر از کشورهای غربی صورت گرفته بود که شیعیان نتوانند رای قابل ملاحظه ای کسب کنند که با نتیجه های به دست آمده این تلاش ها کاملا ناکام ماند.
این هفته همچنین در فلسطین شاهد تحرکات و توطئه های گسترده صهیونیستها در بیت المقدس بودیم . کابینه نتانیاهو که از افراطی ترین کابینه های تاریخ موجودیت منحوس 60 ساله رژیم صهیونیستی محسوب می شود در ادامه سیاستهای خود برای اسلام زدایی از هویت بیت المقدس مکانی موسوم به « الخراب » را به عنوان معبد متعلق به یهودی ها در مجاورت مسجدالاقصی افتتاح کرد و به این بهانه صدها یهودی افراطی را به این منطقه کشاند. نقشه صهیونیستها این است که همانگونه که مسئولان فلسطینی نیز اعلام کرده اند صهیونیستها از این معبد به عنوان پایگاهی برای اجرای توطئه بعدی خود علیه مسجدالاقصی و افتتاح « معبد هیکل » بهره برداری کنند.
صهیونیستها مدعی هستند معبد هیکل در زیر مسجدالاقصی قرار دارد و برای بیرون آوردن این معبد باید مسجدالاقصی ویران شود. توطئه شوم علیه مسجدالاقصی گام به گام درحال پیگیری و اجرا از سوی کابینه کنونی رژیم صهیونیستی است و درصورت تعلل جهان اسلام و دولتهای مسلمان صهیونیستها قطعا در اجرای توطئه پلید خود درنگ نخواهند کرد. طی چند روز گذشته فلسطینی های غیرتمند علیه این توطئه وارد عمل شدند و در این راه نیز تاکنون هزینه هایی داده اند از جمله دهها نفر در زد و خورد با صهیونیستها مجروح شده و شمار زیادی نیز بازداشت شده اند. آنچنانکه رهبران فلسطینی هشدار داده اند این بار توطئه بسیار جدی است و کابینه نتانیاهو با توجه به اقداماتش در طول یکسال گذشته نشان داده است که عزم خود را برای تخریب مسجدالاقصی و تغییر هویت اسلامی بیت المقدس جزم نموده است .
در چنین شرایطی مسئولیت صیانت از مسجدالاقصی تنها بر دوش فلسطینی ها نمی باشد بلکه این رسالت بر عهده تک تک مسلمانان جهان است . در این میان دولتهای مسلمان و همچنین مجامع اسلامی وظیفه سنگین تری دارند تا مقابل این توطئه شوم بایستند چرا که هرگونه اهمال و غفلت تبعات غیرقابل جبرانی خواهد داشت و سکوت کنندگان امروز در پیشگاه تاریخ ننگین خواهند بود و آیندگان از آنها به عنوان خائن یاد خواهند کرد.
در هفته جاری همچنین در مسائل افغانستان نیز تحولات تازه ای رخ داد. سفر حامد کرزای به پاکستان برای مذاکره پیرامون مصالحه با طالبان و اعتراف وزیر دفاع آمریکا دایر بر دشوار بودن آینده برای آمریکایی ها در افغانستان از جمله تحولات این کشور بوده است . کرزای که از چندی قبل از سوی کشورهای غربی مامور به مذاکره با طالبان شده است . برای تحقق این امربه پاکستان سفر کرد. پاکستان هم پایگاه برخی سران طالبان است و هم اینکه گفته می شود برخی جناح ها در پاکستان بر طالبان اشراف دارند. مذاکره با طالبان بخشی از استراتژی تازه غرب در افغانستان است تا از این طریق بتوانند بر بحران افغانستان چیره شوند و خود را از باتلاق این کشور نجات دهند.
اوایل هفته جاری وزیر دفاع آمریکا اعتراف کرد روزهای دشواری پیش روی ناتو در افغانستان قرار دارد. آمریکا و متحدانش پس از اینکه کلیه تلاش ها و طرح های خود را برای مهار بحران افغانستان بی نتیجه یافتند از یکسال قبل یعنی از زمان روی کار آمدن باراک اوباما استراتژی تازه ای را در پیش گرفته و امیدوارند این استراتژی برای خروج آنها از باتلاق افغانستان کمک کند. براساس این استراتژی همزمان با تشدید عملیات نظامی علیه شورشیان طالبان مذاکره با جناح میانه رو این گروه نیز در دستور کار قرار گرفته است . در اولین مرحله از اجرای این استراتژی ناتو ماه قبل حملات سنگینی را علیه پایگاه اصلی طالبان در « منطقه فرجاه » صورت داد و همزمان حامد کرزای نیز از طالبان خواست به مذاکره و مشارکت در دولت روی آورند. کرزای حتی در اظهارات خود ملاعمر و طالبان را برادران خود نامید و از سازمان ملل خواست اسامی سرکردگان طالبان را از فهرست تروریسم خارج سازد.
دنیای اقتصاد:سال سخت و امیدهای پیشرو
«سال سخت و امیدهای پیشرو»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن میخوانید؛سال 1388 با امید آغاز شد و با امید پایان یافت؛ اما حد فاصل این دو امیدواری، روزگاری سخت و تلخ بر ملت ودولت گذشت.
ماهیت امیدهای آغازین و واپسین و تلخکامی میانه چه بود و سال پیشرو چگونه خواهد بود؟
سالی که تنها سه روز از آن باقی مانده است، بنا به سنتی چند ساله، توسط رهبری نظام، سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شد. این نامگذاری، برای فعالان اقتصادی و علمای علم اقتصاد، معنایی خاص داشت که اگر دولت خواسته بود یا توانسته بود آن را سرلوحه کار خود قرار دهد آثار و برکات فراوانی به بار میآورد. وجهی از الگوی مصرف که توجه بسیاری به آن شد، صرفهجوییهای اختیاری یا اجباری بود که در تبلیغات و توصیهها بازتاب فراوانی یافت، درباره نتایج این فرهنگسازی هنوز آمار جامعی منتشر نشده است؛ اما براساس پارهای قراین و امارات، در این زمینه کامیابیهایی حاصل شده است. اما وجه اصلی و مهمتر اصلاح الگوی مصرف، به صرفهجویی در هزینههای کلان دولت مربوط میشود که نشانههای زیادی دال بر تحقق آن دیده نمیشود.
سال 1388، سال رکود بود و اگر هزینه دولت در جاهایی کاهش یافته باشد، بیشتر محصول رکود بوده است تا اصلاح الگوی مصرف. بررسی لایحه هدفمندسازی یارانهها و بودجه سال 1389 در دولت و مجلس، وقایع اقتصادی دیگری بودند که آثار آنها را باید در سال آینده دید. اما دست کم یک بخش این برنامه اقتصادی؛ یعنی جرح و تعدیل یارانهها که منطقیترین ترجمان اصلاح الگوی مصرف است، هنوز محل بحث و تردید است. دولت امیدوار بود با اخذ مجوز از مجلس، از محل حذف یا کاهش یارانهها، چهلهزار میلیارد تومان به کف آورد و آن را در قالب یارانه نقدی بین گروههای درآمدی و به تناسب درآمد خانوارها توزیع کند؛ مجلس با این استدلال که چنین رقمی، تورم سرسامآور به دنبال خواهد آورد، رقم پیشنهادی دولت را نصف کرد و اقتصاددانان مستقل، فارغ از هر دو رقم، موفقیت این طرح را در گرو الزامات دیگری دانستند.
به اعتقاد اقتصاددانان طرفدار اقتصاد رقابتی، حذف یارانهها وقتی مفید، اقتصادی، عقلایی و موثر است که مقدمات و لوازم آن؛ یعنی آزادسازی اقتصادی، واقعی کردن قیمتها (از جمله قیمت ارز) و حذف مقررات دست و پاگیر در زمینه سرمایهگذاری، فراهم شده باشد. به اعتقاد این دسته از منتقدان، کاهش اندک یارانهها و بازگرداندن عایدات آن به دست مصرفکنندگان، ممکن است برای مدتی، برخی قشرهای کمدرآمد را خرسند سازد، اما تاثیر درازمدت آن؛ یعنی اصلاح نظام اقتصادی محل تردید است.
ایرانیان در سال 1388، علاوهبر دست و پنجه نرم کردن با رکود اقتصادی و آثار آن؛ یعنی فرسایش داراییها، نکول بدهکاران بانکها از بازپرداخت دیون، بیکاری و کاهش آهنگ سرمایهگذاری با فشارهای بیرونی بر اقتصاد هم مواجه شدند. فشارها که در قالب تحریمهای آمریکا و متحدانش به ایران وارد شده است، عمدتا نظام بانکی و تکنولوژی را هدف گرفته است. دولت ایران در دو دهه اخیر کوشیده است خود را با تحریمها تطبیق دهد و آثار آن را رقیق کند؛ اما به هر حال از عوارض آن مصون نمانده است.
در حوزه سیاست، تحولات با شتابی بیشتر شکل گرفت و البته با همان شتاب هم فروکش کرد. وجه عاطفی تحولات پس از انتخابات، کشته و زخمی شدن شماری از مردم و وجه سیاسی آن، تخریب روابط فعالان و بازیگران سیاسی بود. آنچه در ماههای پس از انتخابات رخ داد برای کشور و نظام سیاسی آن پرهزینه؛ اما جبرانپذیر بود. تحولات هفتههای اخیر در سپهر سیاسی ایران، از تقویت خط تدبیر و تمشیت خبر میدهد و این امیدواری را در بسیاری پرورانده است که همزمان با غبارروبی خانههای ایرانیان، سیاستمداران نیز غبارروبی دلها و دور شدن از تخاصم و رادیکالیسم و روی آوردن به رقابت و اصلاح امور را پیشه کردهاند.
آنچه در حوزه اقتصاد در ایران سال 1388 رخ داد، به لحاظ کیفی تفاوتی با سالهای قبل نداشت و تنها میتوان گفت کمیت رکود و آثار آن افزایش یافت؛ اما آنچه در حوزه سیاست رخ داد، پدیدهای جدید، تکاندهنده و دلآزار بود. تقارن رکود اقتصادی، پریشانیهای سیاسی و فشار بینالمللی در سال 1388 تجربهای است که لاجرم، رفتار دولت و ملت ایران را در سال 1389 شکل خواهد داد. منطقیترین و محتملترین وضعی که برای سال جدید متصور است، این است که دولت برای غلبه بر این دشواری سهوجهی، بر کارآمدی خود بیفزاید.
زیرا کارآمدی، تنها وجهی از دولت است که در پس هر حادثه سیاسی، بودن آن میتواند ابزار نجات و نبودن آن اسباب هلاک باشد. تجربه سه دههای جمهوری اسلامی نشان میدهد که قابلیتها و ظرفیتهای آن برای عبور از بحرانها فراوان است؛ مشروط بر آنکه دست و زبان سیاستمداران، با تدبیر و تمشیت امور، بیشتر آشنا باشد تا خردهگیری بر منتقدانی که کاستیها را گوشزد میکنند. امید که ایرانیان، سال نو را با قبول و تکریم یکدیگر آغاز کنند و سال پیش رو از سال پشت سر فرخندهتر باشد. انشاءا...
ایران:کوله بار تجربه از سالی تمدنساز
«کوله بار تجربه از سالی تمدنساز»عنوان سرمقاله روزنامهی ایران به قلم مرتضی قمریوفا است که در آن میخوانید؛ سال 88 دورهای ویژه، هویتپرور و تمدنساز از عمر پربرکت و جریانساز انقلاب اسلامی و کشورمان بود؛ این واقعیت اکنون به باور تکتک مردم ایران تبدیل شده است.
امسال همه اقشار ملت و ارکان جامعه و نظام، محک سختی خوردند و چه بسا در این کوره نابشدگی، ریزشهایی رخ داد، اما به اعتراف دوست و دشمن، رویشهای انقلاب، نظام و کشور آنچنان بود که همه را برای جهشهای استثنایی و رسیدن به اوج شکوفایی و تعالی به آمادگی کامل رساند و از این جهت راه پرافتخار آینده ایرانیان را بیمه کرد.
البته عبور از این دوران سخت و سرنوشتساز با عبرتها و درسهایی همراه بود که بهرهگیری از این تجربیات گرانقدر وظیفه آحاد جامعه است. در اینباره به چند نکته اشاره میکنم.
1- مدیریت همهجانبه بحران، اتخاذ تدابیر به موقع و گفتمانسازی هوشمندانه، در کنار صبر و تحمل الهی و انقلابی، مختصات ویژه اقدامات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 88 بود که همچون گذشته قوت قلبی برای ملت و مسئولان کشور در کشاکش فتنههای رنگارنگ شد و آنها را قادر ساخت تا حق را از باطل بازشناسند. بدینگونه ولیفقیه زمان - دام عزه الشریف - به معیار اساسی بصیرت و قضاوت مردمان تبدیل شدند.
در این میان، به واقع آن عده قلیل از خواص که این معیار را در غفلت خود ندیدند - و یا نخواستند ببینند - به انحراف رفتند و در میان صفوف ملت انگشتنما شدند و بیگانه. اکنون واقعیت ظرفیت الهی ولایت فقیه برای رهبری و هدایت جامعه اسلامی بیش از پیش آشکار شده است.
2- سال 88 دورهای جدید از بازشناسی ابعاد و ظرفیتهای نهفته ملت ایران بود. گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، طلب میکرد که مجدداً این مردم در بستر ابتلائات و آزمایشهای سرنوشتساز قرار گیرند و در قبال انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و مردمسالاری دینی، دست به انتخاب گزینههای «آری یا نه» بزنند. نتیجه این رفراندوم تاریخی به گواه همه ناظران سیاسی، آری اکثریت مطلق ملت به این 4 گانه تمدن ساز بود. از این رهگذر اقشار مختلف مردم به فتنهگران، ساختارشکنان و ضد انقلاب و دشمن بیگانه «نه افسانهای» گفتند و آنها را در سه کنج نابودی و هلاکت قرار دادند.
حالا به جرأت میتوان گفت که وحدت ملی و انسجام اجتماعی و سیاسی ایرانیان به اوج رسیده و در سال آینده نتایج سازنده خود را بیش از پیش در مسیر شکوفایی و تعالی ایران اسلامی نشان خواهد داد.
3- دولت دهم، نتیجه یک انتخابات آزاد، عادلانه و استثنایی در طول دوران حیات جمهوری اسلامی ایران است. مشارکت 85 درصدی مردم و رأی بسیار بالای 25 میلیونی ایرانیان به رئیس جمهور عدالتخواه - حتماً و باید - پشتوانه پرصلابت این دولت برای پیشرفت و تعالی است و انشاءالله به مدد خداوند متعال، امدادهای غیبی امام زمان(عج)، حمایتهای داهیانه رهبر معظم انقلاب از دولت مکتبی و کوشا و مشارکت و یاری آحاد مردم، جمهوری اسلامی ایران در سالهای آینده گامهای بزرگی را در عرصههای داخلی و خارجی خواهد برداشت تا ظرفیتهای تمامنشدنی خدمت، تلاش، سازندگی، پیشرفت و آبادانی در پهنه ایران اسلامی ایجاد شود.
4- رویدادهای سال 88 تأثیر حیاتی فقدان و یا بیتفاوتی نسبت به ترسیم و اجرای سیاستهای جامع و کارساز فرهنگی و اجتماعی را برای مردم و مسئولان نظام آشکار ساخت و ثابت کرد هرگونه سستی در قبال این مهندسی و یا انفعال در قبال تهاجم دشمن در این حوزهها آسیبهای غیرقابل جبران وارد میکند. جالب اینکه راه برونرفت از حوادث و فتنههای اخیر باز هم از فعال کردن ظرفیت فرهنگی اسلام و تشیع امکانپذیر شد.
بر این اساس سرمایهگذاری استراتژیک در حوزههای فرهنگی و اجتماعی، تدبیری فعالانه برای تضمین آینده جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
اکنون که چند روزی بیشتر به پایان سال نمانده، آرامش و شوقی وصفناپذیر سراسر ایرانزمین را فراگرفته، همه ایرانیان با اقتدار کامل آماده ورود به سال جدید هستند و طلب تحول همهجانبه و جلب رضایت حضرت دوست، زمزمه دلهای همه مؤمنان است: «یا مقلبالقلوب والابصار، یا مدبراللیل والنهار، یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسنالحال.»
جوان:بدعاقبتی در مالیخولیای اسراف
«بدعاقبتی در مالیخولیای اسراف»عنوان سرمقالهی روزنامهی جوان به قلم رسول سنایی راد است که در آن میخوانید؛رواج پدیده زشت مصرفگرایی و اسراف در جامعه ما و کمرنگ شدن روحیه قناعت و سادهزیستی به عنوان یک آسیب جدی که در سطوح مختلف خرد و کلان مطرح است، تبدیل به یکی از دغدغههای اساسی مسؤولان و در رأس آنان مقام معظم رهبری شده است. به گونهای که معظمله، در پیام ابتدای سال 1388، اسراف را تهدیدی برای آینده کشور دانستند که در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قابل توجه است.
بنابراین معظمله ضرورت صرفهجویی و رعایت الگوی مصرف را مطرح فرمودند که متأسفانه این پیام اساسی در میان جنجالهای سیاسی ناشی از رقابتهای انتخاباتی و اغتشاشات پس از آن رنگ باخت. امّا واقعیت این است که همانگونه که روحیه مصرفگرایی در فرآیندی تدریجی اتفاق افتاده و جایگزین روحیه قناعت و معنویتگرایی دینی و ملّی شده است، اصلاح الگوی مصرف و بازگشت به مصرف عقلانی و متناسب نیز محتاج حرکتی منطقی و معتدل میباشد که بهناچار باید در طول زمان هم به آن پرداخت. از اینرو، در پایان سال جا دارد مسؤولان و مردم با ارزیابی عملکرد خویش، میزان مصرف و دلایل آن را با معیارهای زیر تطبیق نمایند.
1 نیازها و ضرورتهای واقعی: طبیعی است که نیازها طیف گستردهای از نیازهای اولیه و جسمانی تا نیاز به شکوفایی و تعالی را شامل میشود که البته با توجه به منابع و ارزشها باید اولویتگذاری شود. مثلاً زمانی که هنوز بسیاری از کوچهها و خیابانهای شهرها نیاز به تأمین زیرساختهای اولیه دارند، آیا صرف هزینههای گزاف تحت پوشش زیباسازی با اولویتها انطباق دارد؟
2 کار ویژه اساسی مصرف: درحالی که هر نوع مصرفی باید معطوف به برآوردن یک نیاز واقعی باشد امّا تأثیرپذیری از تبلیغات بنگاههای تولیدی و رواج ارزشهای مادّی، در پارهای موارد مصرف کارکردی ابزاری برای نمایش و ابراز وجود و حتی پرستیژ به حساب میآید که حاکی از درغلتیدن به فرهنگ مادّی و مصرفگرایی است. چنین پدیدهای در سطوح شخصی زشت و در سطوح دولتی که از بیتالمال هزینه میشود، زشتتر خواهد بود.
3 اولویت مصرف به تولید داخلی: گرچه در پارهای موارد توجیه مصرف کالای وارداتی به دلیل تفاوت کیفیت با مشابه داخلی، منطقی بهنظر میرسد امّا حداقل در مورد آندسته از اقلامی که کیفیت یکسان دارد، باید اولویت به خرید و مصرف کالای داخلی داده شود.
4 تناسب مصرف با منابع درآمدها: طبیعی است که نمیتوان نوع و میزان مصرف را بدون نگاه به منابع و درآمد انتخاب کرد و لذا باید رابطه متناسب و منطقی بین این دو متغیر برقرار کرد. چه بسا مصرف یک نوع کالا برای یک فرد و یا دولت اسراف باشد، درحالی که برای فرد و دولتی دیگر یک مصرف طبیعی به حساب آید. همانگونه که در روایات و احادیث دینی نیز به آن اشاره رفته و مصرف را با شأن و منزلت مرتبط دانسته است.
با توجه به معیارهای فوق است که امکان بازبینی و تجدیدنظر در نوع و میزان مصارف و حرکت بهسوی اصلاح الگوی مصرف جاری به سمت مصرف بهینه و منطقی فراهم میآید والّا چه بسا تحت تأثیر سلطه فرهنگی کمپانیهای تولیدی بزرگ بهویژه کارتلها و بنگاههای جهانی که بهدنبال اعمال فرهنگ مصرفی حتی برخی از کارگزاران و مسؤولان در تشخیص مسأله و تعریف اولویتها به اشتباه عمل نمایند.
بهنظر میرسد برای اصلاح وضعیت موجود یک اهتمام ملی بهویژه از سوی اصحاب فرهنگ لازم است تا با تقویت بنیه فرهنگی و هویت معنوی افراد، امکان عبور از فرهنگ مصرفی زاییده تبلیغات اغواکننده فعلی و روحیه مادی و شیفتگی به مصرف متأثر از آن را فراهم آورد.
مشکل اساسی از آنجا شروع میشود که متأسفانه بعضی افراد مصرف را نه برای برآوردن یک نیاز واقعی بلکه ابزاری برای نیل به اهداف کاذب از جمله ابراز شخصیت و حتی هویت از راه نمایش مارک، مد و تجمل تلقی کرده و به نوعی مالیخولیا گرفتار آمدهاند که هویت انسانی آنان را مسخ کرده است. شرایط ناهنجاری که حل آن، عمل به توصیهای از سوی امام صادق (ع) است که از زبان لقمان به پسرش فرمودهاند: «ای پسر... در این دنیا همچون گوسفندی مباش که در کشتزاری سرسبز رها شده و چندان از آن خورده که نیک فربه شده و همین فربگی باعث کشته شدن او شده است.»
(1) الحیات. ج3 ص49
تهران امروز:ما امیدواریم
«سالی که گذشت»،«ما امیدواریم»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم سیدجواد سیدپور است که در آن میخوانید؛ما امیدواریم، ما بهرغم همهچیز، امیدواریم، ما به فردایی که بهار میآید، به روزی که شکوفهها میرسند، ما به لحظههای باد و باران، به دقایق شکوفایی و رویش، به طراوت و پاکی و صفا، ما به نسیم بهار که بر این آب و خاک میوزد و آدمیان سرمازده را سرگرم میکند، ما به رویش و زایش زمان و زندگی امید و ایمان داریم.
ما بهرغم همه تلخیها، همه غصهها، همه ناراحتیها، همه تاملها و توقفها، همه افتادنها و برخاستنها، همه ترشروییها و تلخزبانیها، همه غیبتها و دروغها، همه کاستیها و تنبلیها و همه آنچه باید میشد و نشد و همه آنچه شد که نباید میشد، به آیندگان و روندگان این لحظه از زمان و این لحظه از تاریخ امیدواریم. هیچکس نمیتواند امید ما را در محاق قرار دهد. هیچکس نمیتواند دل امیدواری که برای ایران اسلامی میتپد را تحریم کند.
هیچکس نمیتواند امید را در حصار قرار دهد، هیچکس نمیتواند امید را بدنام کند، هیچکس نمیتواند به امید خیانت بورزد، هیچکس نمیتواند دل امیدوار را تخریب نماید، هیچکس نمیتواند با امید درآویزد و علیهاش بشورد چراکه امید ذات زندگی است و نمیتوان بدون آن به حیات پرتلاطم چشم دوخت و چشم بست. اگر بشود گلها و شکوفهها را از عطرافشانی باز داشت، میتوان امیدها را از زندگی برید و تبعید کرد.
چه بسیاران دستها، صداها، حلقومها، نفسها کوشیدند، تلاش کردند، نقشهها چیدند تا در سال پرهیاهو و پرگفتوگو و پراتفاق، خانه امید را خراب کنند تا از پس آن دلمردگی بهجای سر زندگی، رخوت بهجای تلاش، نفرت به جای رفاقت، تفرقه بهجای وحدت، تخریب بهجای سازندگی، توهین بهجای احترام، تهمت بهجای شفافسازی، خیانت بهجای خدمت، گریه بهجای خنده و دروغ بهجای راستی بنشیند.
ما بهرغم همه این توطئههای شیطانی و افسار گسیختن نفس اماره در بازار مکاره سیاست همچنان به سلوک، منش و روش جاودان اخلاق اسلامی و «تخلقوا باخلاقالله» رسول گرامی اسلام(ص)، امید و ایمان داریم. اخلاق هم درد ماست و هم دوای ماست.
ما به انرژی الهی این درد و درمان امید و ایمان داریم. در برابر یأس کهنه سال و بیباوری پیشینیان خسته، دلفسرده و مغموم باید اذعان کرد که در این هیاهوی پرقیل و قال میتوان دل امیدوار به کار و کار و کار برای ایران و اسلام داشت چراکه فرزندان فردای این دیار از ما انتظار توأمان توسعه و تعالی، آزادی و بندگی، رفاه و تقوا، ثروت و عدالت، دنیا و دین، ایران و اسلام را میطلبند و میخواهند. ما میتوانیم – و باید بتوانیم- ایرانی در خور و شایسته ایرانی بسازیم تا از هر کنگرهاش صدای یکتاپرستی به گوش برسد چراکه دیدگاه عینی تاریخ به ما آموخته که قدرت واقعی بر سودمندی حیات انسان در راه پویش، پیمایش و بهینهسازی سجایای محیطی خویش روان خواهد شد.
از پی چنین رویشی است که جامعه امید تولید میکند و تولید ثروت میآورد، ثروت فراغت میبخشد، فراغت تفکر را پویا میکند، تفکر خدا را میخواند، خدا نجات میدهد، نجات امید میبخشد، امید جامعه را میسازد، جامعه امید تولید میکند و تولید ... در این صیرورت است که هویت تاریخی ما نیز معنا مییابد و تجلی میکند.
ما امیدواریم، ما هنوز پرتلاشیم که تلاش و امید، آب و نان ما هستند. باید اراده کرد و تحول را سامان داد که نه سال به سال «دریغ» از پارسال که سال به سال «بهتر» از پارسال شود و این میسر نمیشود مگر آنکه بارقه امید همچنان پرفروغ باشد. سال 1388 با امید بسیاری شروع شد و با امید بیشتری باید ختم شود، امید بیشتر به توسعه بیشتر، رفاه افزونتر، تلاش فراوانتر، قانونگرایی کاملتر، احترام فزونتر، اقتدار بیشتر، اخلاق متعالیتر، اقتصاد پررونقتر، سلامت شادابتر، فرهنگ پویاتر، هنر جذابتر، ورزش سالمتر و سیاست اخلاقیتر.
امید رمز ماست، راز ماست، رمز و راز ما در برابر تباهی، سیاهی، کدورت و فرسایندگی سهمناک زندگی است تا اسیر دیو پلیدی و تنبلی و وادادگی و خستگی نگردیم تا هر روز و هر لحظه بهیاد داشته باشیم که هستیم، به کجا روانیم، به کجا باید برویم و از کجا نباید برویم. ما هنوز امیدواریم، به فردا که بهتر از امروز است و باید بشود. ما هنوز امیدواریم به زندگی، به زایش، به رویش و به بهار. بهارتان پرامید و امیدتان همیشگی باد.
رسالت:سالی که گذشت
«سالی که گذشت»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پیشه است که در آن میخوانید؛آخرین سرمقاله سال1388 را در حالی می نویسم که بخش عمده وقت و فکر خود را به آماده سازی هیئت ایرانی برای شرکت در اجلاس بین المجالس دنیا در “بانکوک”، تایلند اختصاص داده ام. یک سال پیش این اجلاس در آدیس آبابای اتیوپی برگزار شد و جالب آنکه پیام نوروزی آقای اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به مردم و دولت ایران درآن اجلاس خیلی جدی گرفته شده بود. طوری که ما با درخواست های مکرر هیئت آمریکایی و واسطه های عمدتا اروپایی یا عرب آنها بویژه آقای جانسون دبیر کل بین المجالس برای نشستن پای میز مذاکره مواجه شدیم و رئیس هیئت آمریکایی نیز سخنرانی خود را تقریبا به ایران و پیام تازه اوباما و دور تازه روابط خوب با ایرانیان اختصاص داد.
به عبارتی بهترین تحول ابتدای سال1388 پیام آقای اوباما به مناسبت نوروز بود که در آنجا وی بر خلاف اسلاف خود، لفظ رهبران و “دولت” ایران را به کار برد و گفت با توجه به نقش تاثیرگذار ایران به دنبال رابطه ای بهتر هستیم و ... البته همان طور که مقام معظم رهبری در اشاره به پیام اوباما فرمودند، رئیس جمهور جدید سعی کرد در لفافه، اتهامات گذشته را مطرح نماید و ایرانیان طبق تجربیات تاریخی خود در تشخیص تفاوت میان چراغ سبزهای تاکتیکی و تداوم استراتژی های قرمز و خصومت آمیز خبره شده اند.
لذا در سخنرانی خود به نمایندگی از هیئت ایرانی این تغییر لحن را دیرهنگام ارزیابی کرده و ابراز امیدواری نمودم سال آینده در نطق بانکوک مجبور نشوم تناقض های رفتار و گفتار آمریکا را بار دیگر مطرح نمایم. و اکنون بخشی از سخنرانی خود را به این موضوع اختصاص داده ام که در آخرین سال حکومت بوش که به زعم خود سه بار طرح حمله به ایران را روی میز گذاشت،24 طرح و قطعنامه و قانون ضد ایرانی در کنگره تصویب شد در یک سال اول دموکرات ها و اوباما حدود 70 قطعنامه و قانون ضد ایرانی تصویب کردند که موارد مختلف سیاست های ضد منشور ملل متحد از تحریم تا مداخله و نقض حاکمیت ملی جمهوری اسلامی را در بر می گیرد. در واقع اوباما نیز به توصیه واقع گرایان توجه نکرد و راه بی نتیجه اسلاف خود را می رود.
در پایان سال1388 روابط ایران و آمریکا به طور کم سابقه ای خصمانه است. شرایط فوق فضای رابطه5+1 با ایران را نیز خصمانه کرده است. البته در طول سال88 جمع مزبور نتوانستند قطعنامه تحریم تازه ای را در شورای امنیت به تصویب برسانند. چین و روسیه کماکان استراتژی تاخیر زمانی و تعدیل محتوایی قطعنامه ها را دنبال می کنند لذا اعضای غربی5+1 به رغم آگاهی از عدم کاربرد اهرم “وتو” توسط این دو قدرت شرق سابق، نسبت به ناکارآمدی تحریم ها نگرانند. شرایط جمهوری اسلامی ایران با قربانیان گذشته شورای امنیت متفاوت است. همسایگی با14 کشور جهان، توجیه ناپذیر بودن قرار گرفتن نام ایران ذیل فصل هفتم منشور، با توجه به فقدان مولفه های ضد امنیتی آن، و بویژه سیاست تهاجمی و فعال ایران در قبال اقدامات تحدیدی و تحریمی، علل اصلی تعلل در جمع آن شش کشور است.
به همان میزان که موضع با صلابت خارجی کشور افتخارآمیز بوده برخی حوادث داخلی روزهای تلخی را در تقویم سیاست ایرانیان به وجود آورد. مشارکت سیاسی40 میلیون نفری مردم در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال جاری افتخارآمیز بوده اما برخی حدودشکنی های غیر اخلاقی و غیر عقلانی هنگام رقابت های انتخاباتی، فضا را بیش از آنچه که مقتضی مشارکت سیاسی نهادمند باشد ملتهب و مهیج ساخت.
برخی رفتارهای افراطی و عدم تمکین به قانون به عنوان فصل الخطاب مشاجرات، به حلقه واسطه “التهاب” و “اغتشاش” تبدیل شد و متاسفانه مداخله بیرونی و سوءاستفاده گروه های محارب رانده شده در مسیر تحولات انقلاب، شرایطی را به وجود آورد که اعتراض به نتیجه انتخابات تبدیل به اعراض از اصول اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی شد و لذا ایرانیانی که حماسه های دی و بهمن امسال را آفریدند همراهان همیشگی نظام بودند که شکست یا پیروزی یک جناح رقیب، تنها دغدغه دوم آنها است.
و اکنون انتظار می رود با پرهیز از افراط دامنه تنش را محدود ساخت، روح جمعی و وحدت گرا با محوریت منافع و امنیت ملی را تقویت ساخت و با ایجاد فضای اغماض به ترمیم خدشه به اعتماد عمومی پرداخت و با حل و هضم درونی تعارضات، طالبان الگوهای مداخله جوی بیرونی را نومید ساخت. ده ها بزم شادی و دوستی لازم است تا آن خاطرات تلخ و کدورت های برجای مانده را پاک نماید.
در پایان سال چند رویداد برجسته مولفه های قدرت جمهوری اسلامی را تقویت کرد. دستگیری عبدالمالک ریگی در عملیاتی کم نظیر، محدودسازی اهرم های ناامن ساز بیگانه در داخل ایران وغلبه بر هجمه سایبرنتیکی دشمنان جمهوری اسلامی و امضای موافقت نامه امنیتی با قطر در تقابل با راهبرد ایران هراسی اقدماتی اساسی بود.
دستگیری ریگی پیروزی ایران بر چند دستگاه امنیتی داخل و خارج از منطقه بود. برخی بازیگران در طول چهار دهه اخیر از “تروریسم” استفاده دوگانه می نمایند. از حضور نظامی در منطقه به بهانه مقابله با تروریسم تا حمایت از فهرست های سیاسی- انتخاباتی تروریست های گذشته در انتخابات عراق، هر روز مصداق تازه ای از عدم صداقت آمریکا و برخی دوستان منطقه ای و فرا منطقه ای آنها را در جنگ علیه تروریسم نشان می دهد.
پیروزی های ایران در مقابله با تروریسم سخت و نرم نشان داد که هیچ تروریستی در مواجهه با ایرانیان از حاشیه امن برخوردار نیست.
و سرانجام زمانی که به همراه آقای نجار وزیر محترم کشور جهت امضای موافقت نامه امنیتی با قطر به دوحه رفتیم، خشم رسانه های وابسته به کشورهای مرتجع منطقه از این رویداد آشکار بود. در اوج پروژه “ایران هراسی” قطری ها با کشوری موافقت نامه امنیتی امضا می کردند که آن کشور به ادعای اصحاب آن پروژه، تهدید امنیتی برای همسایگان به شمار می رفت. یکی از مقامات قطری که در قبال روابط خوب دوحه با ایران مورد انتقاد همتایان عرب خود قرار می گیرد در پاسخ آنها می گوید: روزی را می بینم که همه شما برای دست دادن با طرف ایرانی صف ببندید.
به هر حال یک سال دیگر نیز در حالی گذشت که فضای اطراف ما متلاطم بود و ایرانیان به لطف استراتژی توسعه خود اتکا، کماکان از مولفه های امنیت برتری برخوردارند. اما این امر به منزله انکار نواقص، کاستی ها و اشتباهات نیست. طرح آ ینده آنها ایجاد مثلث فشار “تحریم خارجی”، “اختلاف سیاسی داخلی” و “نارضایتی اقتصادی” در ایران است. براساس تجربه تاریخی، وحدت در داخل، راهبرد فعال سیاست خارجی در عین تاکید بر “تنش زدایی” و حل مشکلات مدیریتی و معیشتی و ارتقای شاخص “امید به زندگی” در میان مردم بهترین ابزار مقابله با هجمه های بیرونی است. به هر حال تا زمانی که دشمنان انقلاب1357 جمهوری اسلامی ایران و مولفه های قدرت آن را به عنوان یک واقعیت نپذیرند این رقابت ادامه دارد. ضمن آنکه ایرانیان به رغم اختلافات گوناگون نمی خواهند حاصل31 سال تلاش خود را با پذیرش جایگاه درجه دوم در منطقه خاورمیانه به هدر دهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: