در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سال 2002 هم روایتی غیرانیمیشن از این داستان ماندگار توسط کمپانی میراماکس عرضه شده که محصول مشترک ایتالیا، فرانسه، آمریکا و آلمان است و بازیگر و کارگردان آن سازنده فیلم تحسین شده «زندگی زیباست» یعنی روبرتو بنینی است. اما آن پینوکیوی کارتونی که سابقه ذهنی ما از شخصیت پینوکیو، پدر ژپتو، پری مهربان، گربهنره، روباه مکار و... بیشتر با آن مناسبت دارد و شکل و شمایل بهتری هم نسبت به پینوکیوی والت دیسنی داراست سریالی است 52 قسمتی محصول 1976 ژاپن، آلمان غربی، استرالیا و سوئیس به کارگردانی شیجیو کوشی و هیروشی سایتو که بهطور مفصل داستان مولودی را به تصویر کشیده است. پینوکیو داستانی برای همیشه و همهجاست و نه فقط نوشتن درباره آن کاری تکراری و بیمناسبت نیست بلکه دوبارهسازی آن نیز با وجود نسخههای مختلف موجود از آن در تاریخ سینمای انیمیشن و غیرانیمیشن جهان خالی از لطف و فایده نیست. مواردی هم که فیلمسازی قصد داشته به مضمون این داستان بپردازد اما مستقیما به بازسازی این اثر اقدام ننماید در قالب آرایه هنری «تضیمن» که ما در سینما آن را با نام «ارجاع» میشناسیم به مضمون این داستان پرداخته است. از جمله فیلم «هوش مصنوعی» اسپیلبرگ که مضمون کلی آن همان ایده «آدم شدن یک عروسک» است که در همین راستا اسپیلبرگ در فیلم خود صراحتاً به داستان پینوکیو و شخصیت پری مهربان اشاره مستقیم مینماید.
از آنجا که نسخه سریالی انیمیشن پینوکیو، هم کاملتر از دیگر نمونههاست و هم از جوانب بسیاری خوشساختتر، هنرمندانهتر و ارزشمندتر از آنها؛ و نیز از آنجا که این نمونه بخصوص با سابقه ذهنی مخاطب ایرانی بیشتر همخوانی دارد، ما در اینجا اگرچه مرکز توجهمان اساساً محتوای داستان پینوکیو است نه ساختار آن، اما وقتی از داستان، موقعیتها و شخصیتهایش ذکری میکنیم همین انیمیشن بخصوص را مدنظر داریم و همان چهرههای کارتونی آشنایی را که نه فقط در رسانه ملی بلکه در کتابهای داستانی تصویرمحور کودکان هم به وفور آن را دیدهایم و از کودکی با آن انس گرفتهایم.
در انیمیشن «پینوکیو» ما هیچ جا عشقی که شائبه جنسی در آن وجود داشته باشد یا به عبارت دیگر عشقی که بزرگسالانه باشد نه کودکانه، نمیبینیم. مثل انیمیشنهای «آناستازیا»، «سیندرلا» و غیره رقص و آواز و بوسه عاشقانه هم نداریم. تمرکز اثر بر زیباییهای ظاهری دخترانه یا پسرانه و زرق و برقهای اشرافی و شاهزادگی هم نیست. قرار هم نیست شخصیتی اگر فقیر است آخرش با شاهزادهای ازدواج کند و از این راه به اصطلاح خوشبخت شود. در پینوکیو همهچیز بدون استثنا کودکانه است و پاک و روحانی و بخصوص ساده و بیآلایش. در پینوکیو فقر مادی ریشه در بداقبالی ذاتی و به دنبالش بیعدالتی حاکم بر نظام هستی و دورافتادگی از چشم مبدأ وجود و در نتیجه فراموششدگی ندارد. بلکه مستقیما ریشه در فقر فرهنگی دارد و فقر اخلاقی و تربیتی. از این گذشته در داستان پینوکیو فقر به خودی خود مذموم شمرده نمیشود بلکه آن فقری که ریشهاش لذتطلبی، عدم قناعت، فرار از کار و تلاش و زحمت و همچنین فرار از درس و مدرسه و دانش و به طور کلی رذایل اخلاقی و شخصیتی باشد تنها آن فقر است که ملازم با تیرهبختی است و الا پینوکیو همینکه تغییر کند، مدرسه برود و برای کمک به پدر ژپتو زحمت بکشد و کار کند و از تنآسایی دست بردارد و در یک کلمه «خطا نکند» شایسته انسان واقعی شدن است و میتواند به معنای واقعی خوشبخت باشد. نیازی نیست از آسمان برایش پول نازل شود یا ثروتمندی سر راهش قرار گیرد و به زندگی او و پدرش سر و سامان اقتصادی بدهد یا اینکه وقتی بزرگ شد شاهزادهای پیدا شود و با او ازدواج کند تا او از این طریق مثلاً خوشبخت و سعادتمند شود. اگرچه تغییر وجودی او بهخودی خود شرایط زندگی او و پدر ژپتو را عوض میکند و آنها را از فقر مادی میرهاند اما این تنها پاداشی است برای او و زحماتش نه اینکه هدف و غایت کار و تلاش پینوکیو بوده باشد.
پدر ژپتو ژاکتش را میفروشد و تن خود را با سوز و سرمای زمستان در رنج و تعب میاندازد تا برای پینوکیو کتاب بخرد و او بتواند درس بخواند و سواد بیاموزد یعنی اینکه فقر فرهنگی در نظر او بدتر از فقر و نداری مادی است اما پینوکیو این کتاب را به قیمت ارزانی میفروشد تا با پول آن بلیت بخرد و تئاتر عروسکی ببیند. یعنی درست در مقابل موضع پدر، او خوشگذرانی را به دارایی فرهنگی ترجیح میدهد. وقتی هم که چند سکه طلا به صورت بادآورده نصیبش شده باز در راستای همان خوشگذرانی و تنآسایی طمع میکند و میخواهد از سکههایش درخت طلا برویاند. بعد از آشنایی با آن دوست ناباب هم وسوسه سرزمین جادویی -که در آن جز تفریح و لذت چیزی نیست او را میفریبد و از درس و مدرسه و کار و تلاش بازش میدارد. جایی که در آن نه درس و مشق است نه کار و زحمت و رنج بلکه فقط لذت و سرگرمی و بازی است. جایی که بچهها در آنجا «خر» میشوند! همین خطاهاست که پینوکیو را دم به دم وادار به تحمل تاوانهای سختی میکند که در واقع آثار وضعی همان اعمال نادرست است. بدینسان داستان پینوکیو داستان حرکت دائم در مسیر کمال فرهنگی و تربیتی است که البته این مسیر آکنده است از موانع بازدارنده و وساوس شیطانی که رهایی از آنها نیازمند عزم و اراده جدی و تلاش و تکاپوی درخور است.
پینوکیو دروغ میگوید حال آنکه نباید بگوید. باید درس بخواند اما از مدرسه گریزان است چون به قول خودش کاری که سختی در آن باشد را دوست ندارد برای همین هم از خوردن داروی تلخ پری مهربان سر?باز میزند تا اینکه نتیجه این نافرمانی که مرگ است را پیش چشم میبیند و تنها آن موقع از لجبازی دست میکشد. پینوکیو گوش به حرف بزرگترش نمیدهد و هر طور خودش میخواهد رفتار میکند حال آنکه این همان ویژگی رفتاری دوست ناباباش لئوناردو است که سرانجام به هلاکت او میانجامد. در یک کلام، پینوکیو گرایش به تنبلی و تنآسایی و خوشگذرانی دارد و از تحمل سختی و رنج فراری است در حالی که هیچوقت نابرده رنج گنج میسر نمیشود. اینها همه موانع رشد و تکامل شخصیتی پینوکیو است که برای آدم واقعی شدن باید با آنها مقابله کند و با غلبه بر آنها بتواند همان بچه خوبی بشود که پری مهربان میگفت. او اگرچه فعلا بچه بدی است، بازیگوش و لجباز و نافرمان است و دائماً اشتباه میکند اما به گفته پری، قلب پاک و مهربانی دارد و همین ویژگی اصلی است که باعث شده پری به سر به راه شدن او امیدوار باشد و از او مأیوس نشود.
پینوکیو نمادی است از همه بچههایی که به اقتضای کودکی، هم ارزشهای بیبدیل سازنده در وجودشان است و هم گرایشهای نادرست ویرانگر. همه چیز بستگی دارد به اینکه در این مواجهه کدامیک از این دو وجه درونی بر دیگری غلبه پیدا میکند. اگر بدیها غلبه کند در نتیجهاش کودکی انسانی و واقعی مثل لئوناردو خر میشود و به شکل دردناکی در اوج پشیمانی و حسرت میمیرد؛ و اگر خوبیها غلبه کند عروسکی چوبی مثل پینوکیو یک انسان واقعی میشود و به پاداش زحماتش، تولدی دوباره مییابد.
و بالاخره اینکه پینوکیو داستانی است یکسره در اثبات این مهم که کودکان بیشتر از همه در معرض تغییر و تبدیلاند. اگر درست هدایت نشوند هم به خود آسیب میرسانند هم به دیگران و اگر رشد یابند و وجودشان با نیکیها عجین شود قادرند جهانی را دگرگون کنند. به قول پدر ژپتو بچهها که تغییر کنند و خوب بشوند این قدرت را دارند که همه چیز را تغییر بدهند.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: