حمید جبلی: جنس صدا مهم نیست

حمید جبلی هنرمندی است که بازی‌هایش همیشه دیدنی است. از بازی او در جاده‌های سرد گرفته تا کلاه قرمزی و سروناز، دلشدگان، دختر شیرینی‌فروش و ریحانه. همه نوع فیلم و همه نوع نقش بازی کرده است. او فعالیت خود را در سال 1351 در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در سال 1357 نیز در تئاتر مشغول به کار شد. فعالیت در تلویزیون را از سال‌های اول دهه 60 با بازی در مجموعه محله برو بیا آغاز کرد.
کد خبر: ۳۱۶۰۱۶

حمید جبلی سالیانی است که در تئاتر، تلویزیون و سینما کار می‌کند، اما کمتر کسی از زندگی او می‌داند. حالا هر طور که خودتان دوست دارید درباره این که کجا به دنیا‌ آمدید، در چه خانواده‌ای رشد کردید، اصلا چرا بازیگری را انتخاب کردید و ... برایمان بگویید.

من متولد 1337 تهران هستم. در میدان عشرت‌آباد سابق (میدان سپاه)‌ به دنیا آمده‌ام. همان جا هم مدرسه رفتم. دوره دبیرستان را هم در منطقه نارمک گذراندم. فرزند دوم خانواده هستم و از همان دوران کودکی و قبل از دبستان بشدت به بازیگری علاقه‌مند بودم.

و سینما هم زیاد می‌رفتید؟

بله. پدر من از مطبوعاتی‌های قدیمی است. بنابراین من در یک فضای فرهنگی بزرگ شده‌ام. از همان دوران دبستان هم تئاترهای دبستانی کار می‌کردم و به سینما می‌رفتم.

با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چطور آشنا شدی؟

آن زمان من دوم دبستان بودم و به خاطر کم‌سوادی برای خواندن کتاب مشکل داشتم. خیلی طول می‌کشید تا یک کتاب را به پایان برسانم. اما کانون کتاب‌هایی مخصوص کودکان و با حروف چاپی درشت منتشر می‌کرد.

خواندن کتاب‌های کانون که عکس‌های رنگی هم داشت،‌ برای من خیلی جذاب و در عین حال ساده بود. من از همین دوران با کانون آشنا شدم.

البته کانون بعدها کلاس‌های تئاتر و فیلمسازی هم تاسیس کرد.

بله. حدود سال‌های 50 بود که کانون علاوه بر کتابخانه کلاس‌هایی هم تشکیل داد. در ابتدا من در کلاس فیلمسازی ثبت‌نام کردم و بعد تئاتر و بعدتر هم کانون هر کلاسی که تاسیس می‌کرد، من در آن حضور پیدا کردم.

صدای شما روی بسیاری از عروسک‌ها بویژه کپل و کلاه قرمزی خیلی ماندگار است و پرطرفدار. می‌شود کمی جزیی‌تر و با زبانی ساده از چگونگی شخصیت‌پردازی این عروسک‌ها و پرورش صدای آنها برایمان بگویید.

من فکر می‌کنم جنس صدا، مهم نیست. شاید اگر من با همین صدای خودم هم به جای این عروسک‌ها صحبت می‌کردم،‌ بعد از مدتی این صدا برای تماشاگر جا می‌افتاد. در مورد کلاه‌قرمزی، این که کلمات را اشتباه تلفظ می‌کرد برای تماشاگر جذاب است. صدایش هم با ظاهرش هماهنگ بود. شخصیت او هم جذاب است.

حالا قبل از این که تماشاگر شخصیت را ببیند شما برای باوراندن آن چه می‌کنید؟

ما همان کارهایی که به عنوان یک بازیگر برای نقشی که برعهده ما گذاشته شده انجام می‌دهیم، برای عروسک‌ها هم همان کار را می‌کنیم، در واقع ما باید همه حس‌های یک بازیگر را به صورت مشکل‌تر و پیچیده‌‌تر به این عروسک منتقل کنیم.

به خاطر این که در مورد عروسک این نکات تفکیک می‌شود. یعنی یک نفر به حرکت آن فکر می‌کند، یک نفر به صدا و یک نفر هم به موقعیت عروسک.

در خونه‌ مادربزرگه هم حضور داشتید؟

بله به عنوان عروسک‌گردان نه گوینده.

در هادی و هدی هم؟

بله عروسک‌گردان بودم.

برای کسی که گویندگی عروسک می‌کند سخت نیست در نمایشی فقط گرداننده عروسک باشد؟

چرا، البته من وقتی که گوینده عروسک نیستم، همزمان دیالوگ‌هایشان را برای خودم می‌گویم تا بتوانم بر او مسلط باشم و با او حرکت کنم. در واقع همه عروسک‌گردان‌ها چنین کاری را انجام می‌دهند. عروسک‌گردانی کار پیچیده و مشکلی است. ما صدایی را می‌شنویم، باید آن را تبدیل به احساس کرده و بعد به یک شیء منتقل کنیم. شاید حرفی که می‌زنم خیلی هم قشنگ نباشد، ولی واقعیت این است که عروسک‌ها اشیاء ‌بی‌جانی هستند که اگر ما از هم جدایشان بکنیم فقط تکه‌هایی پارچه‌ و اسفنج و نخ باقی می‌ماند. این اشیاء به تنهایی احساس ندارند اما به محض این که شکل می‌گیرند و تبدیل می‌شوند به شخصیت، ما را هم به طور احساسی و عاطفی با خود درگیر می‌کنند.

شما در بین عروسک‌هایی که به جای آنها صحبت کرده‌اید کدام یک را بیشتر دوست دارید و نگران احوالاتش هستید؟

واقعیت این است که من هم مثل همه کلاه قرمزی را خیلی دوست داشتم. کلاه قرمزی برای خودش تبدیل به یک شخصیت شده بود.

شما از همان زمانی که عروسک‌گردانی می‌کردید کار صدای آنها را هم انجام می‌دادید؟

بازی عروسکی یعنی مجموعه حرکت و صدا، حالا وقتی حرفه‌ای‌تر بشوید، می‌توانید این دو وجه را از هم تفکیک کنید، به طوری که گوینده یک نفر باشد و حرکت‌دهنده شخص دیگر.

محمدحسن قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها