در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس ، عصر اول مرداد 83 ، خبر کشف جسد زنی در منزل خود واقع در شهرستان پاکدشت به مأموران پلیس این شهرستان مخابره شد.
مأموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند که جسد متعلق به زنی به نام طیبه است که به نظر میرسید بر اثر ضرب و شتم به قتل رسیده است.
خواهر مقتول که در صحنه قتل حضور داشت و خود وی موضوع را به پلیس خبر داده بود، به مأموران گفت: قرار بود به همراه خواهرم برای خرید بیرون برویم. وقتی خواهرم در ساعت مقرر در محل حاضر نشد به خانه او رفتم ولی هرچه در زدم، کسی در را باز نکرد. موضوع را با شوهرم در میان گذاشتم و به همراه او وارد خانه شدیم و با جسد خواهرم روبرو شدیم.
با انجام تحقیقات اولیه ، شوهر مقتول به عنوان مظنون اصلی دستگیر شد ولی منکر ارتکاب قتل همسرش شد. تناقضگوییهای مرد میانسال ادامه یافت تا اینکه وی مدعی شد با همسرش بر سر موضوعی درگیر شده است و بعد از اینکه او را مورد ضربوجرح قرار داده است، از خانه بیرون رفته است.
نظریهپزشکی قانونی نیز بر این موضوع تأکید داشت که همسر این مرد، بر اثر ضربات و جراحات وارد شده بر بدنش به قتل رسیده است.آخرین محاکمه این مرد 2 سال قبل برگزار شد و با وجود ادعای این مرد مبنی بر اینکه در زمان خروج از خانه، همسرش زنده بوده است، دادگاه بر اساس شواهد موجود و با توجه به تقاضای قصاص از سوی اولیای دم، وی را به قصاص محکوم کرد.
رأی برای اجرا به واحد اجرای احکام ارجاع شد ولی اولیایدم در نهایت رضایت خود را اعلام کردند و این مرد از اعدام نجات یافت.پرونده این مرد دوباره به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد و امروز از جنبه عمومی جرم، در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی حسن تردست به آن رسیدگی شد.
مرد میانسال در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه تابع دستور دادگاه است، گفت: اشتباه بزرگی مرتکب شدم و به خاطر آن زندگیام نابود شد.
بعد از اظهارات متهم، قاضی و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و متهم را از جنبه عمومی جرم، به تحمل 7 سال حبس با احتساب ایام بازداشت شده و تعلیق ایام باقی مانده محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: