در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سعید معروف بود اما بعد از بردن جایزه ارزشمندترین بازیکن آسیا، معروفتر شد. اتفاقی که از آن به عنوان شیرینترین حادثه زندگیاش یاد میکند: لحظهای که داشتند جایزهها را اعلام میکردند من منتظر بودم که نامم به عنوان بهترین پاسور اعلام شود. بعد از اینکه یک بازیکن ژاپنی جایزه بهترین پاسور را برد من ناامید شدم و مطمئن بودم دیگر جایزهای نمیبرم. اما در کمال ناامیدی به عنوان آخرین نفر اسم من اعلام شد.
سعید بعد از بردن این جایزه که برای خودش غیرمنتظره بوده بسیار خوشحال میشود و همتیمیهایش خوشحالتر از او. او به شوخی میگوید: همه بچهها ریختند سرم و فکر کنم همانجا بود که کتفم آسیب دید.
بدترین حادثه اما، برای این والیبالیست جوان، در مسابقه آخر بازیهای جام بین قارهای در دیدار با کوبا رخ داده است: در بازی با کوبا کتف من به شدت آسیب دید. وقتی به تهران برگشتیم به پزشک مراجعه کردم و چهار پنج روزی درگیر بیمارستان، آزمایش و عکس بودم. پزشک معالجم گفت باید کتفم را عمل کنم و یکی دو سالی قید والیبال را بزنم. خیلی ناراحت بودم اما ناگهان ورق برگشت.
پزشکان معمولا اختلاف نظر دارند. این اختلاف نظر به نفع سعید معروف شده است: من به پزشک دیگری مراجعه کردم که نظر متفاوتی داشت. او گفت نیازی به عمل ندارم و مشکلم با فیزیوتراپی حل میشود. خدا را شکر مشکلم حل شد و الان مشکلی ندارم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: