در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم:خود اخراجیها
«خود اخراجیها»عنوان سرمقالهی روزنامهی جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن میخوانید؛رابطه انقلاب و فرزندانش، ماجرایی قدیمی است که در ادبیات سیاسی برخی با این جمله غلط که «انقلاب فرزندان خود را میخورد» تلاش کردهاند این رابطه را تبیین کنند.
اما آنچه غیرقابل انکار است «ریزشها و رویشها» در انقلابها و از جمله انقلاب اسلامی ایران است. ریزشها و رویشها به لحاظ اجتماعی از شاخصههای پویایی و میرایی جریانات فکری و سیاسی است. ریزشهایی که در مسیر تداوم انقلاب اسلامی از زمان پیروزی تاکنون رخ داده است، بعضا تعبیر به «حذف» جریانی یا عدهای از انقلاب شده است و حال این پرسش مهم مطرح میشود که آیا واقعا انقلاب و نظام اسلامی به حذف نیروهای خود یا فرزندان انقلاب اقدام کرده است؟
این پرسش در وقایع پس از انتخابات شکوهمند ریاست جمهوری دهم نیز یکبار دیگر مطرح شد و عدهای تلاش دارند اینگونه وانمود کنند که انقلاب میخواهد گروه دیگری از فرزندان خود را حذف کند!
واقعیت این است که نهتنها هیچ انقلاب و نظامی حاضر نیست نیروهای خود را از دست بدهد، بلکه همواره تلاش میکند به این نیروها بیفزاید و سرمایه اجتماعی خود را روزافزون کند. ولی تردیدی هم نیست که عوامل گوناگونی موجب میشود برخی از نیروهای انقلاب نتوانند تا آخر، انقلاب را همراهی کنند و بتدریج در میانه راه باز میمانند و این همان ریزشهاست.البته اگر انقلابی، ریزشهایش بیش از رویشهای آن باشد امکان تداوم آن کاهش پیدا میکند و روند میرایی از پویایی سبقت میگیرد. نگاهی به آنچه از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون رخ داده است، بیانگر این است که افراد و جریانهایی که یکی از مشخصههای زیر را داشتهاند، صلاحیت همراهی با انقلاب اسلامی را از دست داده و حذف شدهاند.
1- افراد و جریانهایی که اساسا از ابتدا، اهداف انقلاب اسلامی را باور نداشتهاند و صرفا در مقطعی با انقلاب همراه شدند.
2- افراد و جریانهایی که تحتتاثیر اندیشههای بیگانه از اندیشه و تفکر ناب اسلامی فاصله گرفتند.
3- افراد و جریانهایی که در برابر مسائل مختلف پیش آمده پس از انقلاب در پاسخگویی کم آوردند و قدرت تحلیل شرایط را از دست دادند.
4- افراد و جریانهایی که چرب و شیرین انقلاب کام آنها را تحتتاثیر قرار داد و به تدریج روحیه انقلابی جای خود را به روحیه محافظهکاری، منفعتطلبی و رفاهزدگی داد.
5- افراد و جریانهای خودمحور و قدرت طلبی که انقلاب و آرمانهای آن را تا جایی قبول داشتند که منافع آنها را تامین کند و اگر این معادله برقرار نباشد خود و منافعشان را بر هر چیز ترجیح میدهند.
نکته مهم در اینجا این است که اولا افراد و جریانهای فوق که برای هر یک میتوان مصادیقی را برشمرد، در حقیقت خودشان صلاحیت همراهی با انقلاب و نظام اسلامی و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «کشتی نجات» را از دست دادند نه آن که نظام آنها را حذف کند و ثانیا این که در این رد صلاحیت و حذف، مردم نقش اساسی داشتهاند.
به دنبال رویدادهای فتنهانگیز پس از انتخابات 22 خرداد که با حضور حماسی مردم در 9 دی و سپس با معجزه الهی 22 بهمن، سرانجامی نیک و بیادماندنی برای انقلاب اسلامی یافت این پرسش در برخی اذهان مطرح شد که سرنوشت سران فتنه چیست؟
شاید عدهای سادهلوحانه همچنان به دنبال جذب سران فتنه باشند و عدهای نیز به دلایل گوناگون اعمال قانون را برای آنان لازم میدانند. در این شرایط رهبر فرزانه انقلاب که پس از انتخابات تلاش زیادی برای حفظ نیروهای انقلاب مبذول داشتند نکتهای مهم را در دیدار با خبرگان مطرح کردند و فرمودند: «افرادی که حاضر نیستند قانون و رای اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف میکنند، صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست میدهند که از دست دادهاند.»
این گروه را میتوان از جمله مصادیق گروه پنجم دانست که خودشان، خود را از انقلاب اخراج کردند. انقلاب اسلامی کشتی نجاتی است که اخراجی ندارد ولی «خود اخراجی» داشته و خواهد داشت.
مردم سالاری:فرهنگ مثبت اندیشی به جای آشفتگی فرهنگی
«فرهنگ مثبت اندیشی به جای آشفتگی فرهنگی»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن میخوانید؛همواره فرهنگ راه خود را در جامعه متوازن به جلو می گشاید و جامعه و انسان با فرهنگ رابطه کنشی دارند، یعنی فرد به جامعه چیزی می دهد و همزمان از جامعه چیزی دریافت می کند و این تبادل دائمی است، به عبارت دیگر فضای فرهنگی مانند یک جریان مواج و فراگیر جامعه را در بر می گیرد یا باید بگیرد و فرد در تحرک اجتماعی خود در درون این فضا در حرکت است و هویت فرهنگی یگانه ای بر کلیه افراد جامعه می پوشاند و چنین می شود که فرهنگ معرف یک جامعه و یک ملت می شود و اگر فردی را با چشم بسته بدون هیچ اطلا عاتی وارد یک جامعه کنند و از او بخواهند حدس بزند در کجاست؟ با توجه به همان هویت فرهنگی او می تواند بیان کند که در چه محیطی است، یعنی در چه فرهنگی است. رفتار اجتماعی فرد به وسیله شیوه زندگی جامعه و شیوه مدیریت بر امور افراد جامعه شکل می گیرد و شیوه زندگی نیز با رفتار فرد مشخص می شود.
در جوامع غربی فرهنگ بر نهاد انسان است ودر جوامع سوسیالیستی که کم کم درحال حذف شدن کامل است فرهنگ بر نهاد جامعه است.
در جامعه اسلا می ما، نهاد انسان و نهاد جامعه هر دو باید شاخص فرهنگ باشد. اگر ملا حظه می کنید که رهبر معظم انقلا ب در سخنان مختلف روی نهادهای اسلا می در ساخت و ساز تکیه دارند ناشی از چنین نگرشی است.
در چنین جامعه ای اشتغال فرهنگی در ردیف سایراشتغال ها قرار نمی گیرد و میزان توفیقش بامقدار منفعت سنجیده نمی شود، غیر از پول، برانگیزنده دیگری مانند فکر مذهبی، فکر ملی، عشق به انسان، عشق به جامعه، عشق به زیبایی و خلا قیت که برق سکه نمی توانسته از فوران آن جلوگیری کند، حاکم بر اشتغال فرهنگی می شود.
جوهر فرهنگی از حاصل کار مجموع دستگاه های فرهنگی ناشی می شود، به قول مالک نبی اندیشمند صاحب نام اسلا می، مجموعه کار باید طوری باشد که باد بر بیرق فرهنگ بوزد، نه بی فرهنگی، فرهنگ در پیوندهای اجتماعی مردم، رابطه مردم با هم، میزان آمادگی مردم برای احقاق حق و شفاف نگهداشتن حقوق دیگران و درجه هویت مشترکی که همه به آن می بالند، متجلی می شود و اگر فردی پیوند خود را ازحوزه فرهنگ از دست بدهد، جامعه از لحاظ فرهنگی می میرد و اگر درصد بالا یی از جامعه پیوند خود را با حوزه فرهنگی از دست بدهند، جامعه از لحاظ فرهنگی می میرد و این مرگ از مرگی که افراد پیوند خود را با حوزه زیستی از دست بدهند، یعنی از لحاظ مادی بمیرند، به مراتب سخت تر، بدتر و زیانبارتر است.
با این اهمیتی که فرهنگ دارد باید از آشفتگی فرهنگی و تهدید اهالی فرهنگ به شدت پرهیز کرد و سیاست تشویق و نگهداری و تقویت را پیشه کرد. باید از انحطاط فرهنگی در خلا» عناصر با تجربه و پیوند خورده با فرهنگ نگران بود، باید دغدغه داشت، باید تعریف داشت، اتفاقاتی که در ماه های گذشته در حوزه فرهنگ پیش آمده (برای فرار از اتهام سیاه نمایی از ذکر آنها در دانشگاه ها، دنیای نشر، جهان سینما و تئاتر و مطبوعات خودداری می کنم).
هفته گذشته از معاونت مطبوعاتی که چندان خاک مطبوعات را هم نخورده است و از سرمایه انسانی و سرمایه فرهنگی عظیمی که در مطبوعات کشورمان و در مطبوعات بعد از انقلا ب به طور کامل اطلا ع ندارد سخنی در رسانه ها و سایت ها منعکس شد مبنی بر پاک کردن مطبوعات از عناصر نامطلوب! که بسیار گران بود. کاش ایشان به جای این اظهار، امید می دادند که قصد حمایت، دلجویی، تشویق، تقدیر و حمایت از چهره های مطبوعاتی را دارند، حتی اگر مصداقی استثنایی درست یا نادرست را در ذهن دارند کاش به آشفتگی فرهنگی دامن نمی زدند جامعه نگری و مثبت اندیشی ارمغان فرهنگ اسلا می است ما در یک مسند فرهنگی، به این ارمغان ببالیم که تیغ کشیدن برطایفه فرهنگ و مطبوعات سزاوار و انصاف نیست.
کیهان:مراقب کفش هایتان باشید!
«مراقب کفش هایتان باشید!»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید؛
1- اگر این سوال در میان باشد که از دو پاره خط «مستقیم» و «خمیده» کدامیک را بیشتر می پسندید؟ به یقین، همه کسانی که در مقابل این پرسش قرار می گیرند و یا، اکثریت نزدیک به تمامی آنها «پاره خط مستقیم» را ترجیح می دهند و درباره چرایی انتخاب این گزینه، دلایل قابل قبولی نیز دارند، مثل این که پاره خط مستقیم کوتاهترین فاصله میان دو نقطه است و... حالا اگر از آنها بپرسید؛ آیا حاضرید ابروی شما به جای آن که «خمیده» و کمانی باشد، به شکل و حالتی شبیه خط مستقیم درآید؟! پاسخ به یقین «منفی» خواهد بود، چرا...؟! برای آن که «ابروی کج ار راست بدی کج بودی» و ؛
«جهان چون چشم و خال و خط و ابروست
که هرچیزش به جای خویش نیکوست»
بسیاری از «مقوله »های متضاد، اینگونه هستند که یک سوی آن به طور مطلق و در حالت کلی- نظر و تئوری- بر دیگری ترجیح داشته و پسندیده تر است ولی هنگامی که پای «مصداق» به میان کشیده می شود، گزینه مطلوب و پسندیده در نقطه مقابل گزینه مطلق و اولیه قرار می گیرد. مانند دوستی و دشمنی، وحدت و جدایی، جذب و دفع که در هر سه مورد دوستی، وحدت و جذب بر دشمنی و جدایی و دفع، برتری دارد، اما دوستی با دشمنان مردم، نه فقط دوستی نیست که دشمنی با مردم است و یا جذب خیانت کاران و جنایت پیشگان، مفهومی جز تن دادن به خیانت و پذیرش و ترویج جنایت ندارد و...
2- در میانه فتنه اخیر که به گواهی تمامی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار موجود، از سوی سرویس های اطلاعاتی بیگانه مدیریت می شد و فریب خوردگی و توهم شماری از هموطنان عزیزمان را نیز به دنبال داشت، رهبرمعظم انقلاب طی سخنانی در جمع طلاب، روحانیون و فضلای حوزه علمیه- 22/9/88- تاکید فرمودند که «اختلاف دیدگاهها نباید به نزاع منجر شود و برخورد نظام جذب حداکثری و دفع حداقلی است» در این فرمول حکیمانه، ضمن آن که بیشترین تاکید بر «جذب» است، از ضرورت «دفع» نیز، آنجا که چاره دیگری نیست، سخن به میان آمده است. به بیان دیگر، در پاره ای از موارد، «دفع» نه فقط ناپسند نیست، بلکه اقدامی ضروری و اجتناب ناپذیر برای «جذب بیشتر» خواهد بود. زیرا، به عنوان مثال، نادیده گرفتن جرایم کسانی که دست به وطن فروشی، و فریب افکارعمومی زده اند و بازگرداندن دوباره آنها به چرخه قانونمند نظام و مردم نتیجه ای جز «مار در آستین پروریدن» نخواهد داشت و این اقدام در صورت انجام، ضمن آن که دست جنایتکاران را برای جنایت بیشتر باز می گذارد و به افراد دیگری از این دست، جرأت خیانت می دهد، توده های مردم را نیز نسبت به «عدالت نظام» و حق جویی و مردم دوستی آن با تردیدهای جدی روبرو می کند، بنابراین، پی آمد جذب تعداد اندکی از این مجرمان ، «دفع» احتمالی تعداد فراوانی از مردم خواهد بود و دقیقاً به همین علت می توان نتیجه گرفت که این «دفع» حداقلی و ضروری نیز در راستای «جذب حداکثری» صورت می پذیرد.
3-روز پنج شنبه هفته گذشته، رهبرمعظم انقلاب، باز هم مانند همیشه، و این دفعه، بنا به دلایلی با صراحت بیشتر، خواسته منطقی و عدالت خواهانه ملت را به میان کشیدند و در جمع اعضای خبرگان رهبری، با اشاره به فتنه اخیر و تشریح گناه بزرگ و جرایم خسارت آفرین عوامل اصلی فتنه، تاکید فرمودند؛ «افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می کنند، عملاً خود را از این کشتی نجات- انقلاب اسلامی- خارج می کنند و صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می دهند که از دست داده اند» رهبرمعظم انقلاب، پیش از این هم برای بیداری عوامل فتنه، اشارات هشداردهنده ای از این دست داشته اند. ایشان بعد از راهپیمایی عظیم و مثال زدنی 9دی، فرمودند «مردم نشان دادند که دنبال چه چیزی هستند و مسئولان باید وظیفه خودشان را بدانند» و در پی راهپیمایی بی نظیر و مثال زدنی 22بهمن ماه تاکید داشتند که «مردم حجت را تمام کردند».
4-خدا بر درجات استاد شهید آیت الله مطهری بیفزاید که می فرمودند «اشاعره در تاریکی کلاه معتزله را برداشتند» و ماجرا به قول استاد اینگونه بود که «اشاعره» و «معتزله» دو گروه از مسلمانان بودند با اختلاف نظرهایی درباره «عدل الهی»، «حسن و قبح عمل» و امثال آن، اشاعره در گرماگرم بحث و فحص پیرامون این مسائل، به ناگاه گروه خود را «اهل حدیث» نامیدند و با انتخاب این «نام» که به قول استاد شهید «کلاهبرداری» بود، کوشیدند طرف مقابل خود را بی اعتقاد به احادیث معرفی کنند! و حال آنکه- بازهم به قول استاد مطهری- معتزله اعتقاد بیشتری به احادیث داشتند و در مباحث خود بیشتر از اشاعره به احادیث و روایات استناد می کردند.
کسانی که این روزها، از وحدت و آشتی با سران فتنه و عوامل اصلی آن دم می زنند و با قیافه حق به جانب، خود را صلح دوست و اهل وحدت معرفی می کنند، چه بخواهندو بدانند و چه نخواهند و ندانند، در پوشش «وحدت»، نسخه «تفرقه» می پیچند! این آقایان اگر خیلی اهل «وحدت» هستند باید از آنها پرسید که اولا؛ چرا به وحدت مردم نمی اندیشند و مگر راهپیمایی 9 دی و حضور بی نظیر مردم در 22 بهمن، نشانه اتحاد یکپارچه و مثال زدنی ملت نبوده است و ثانیاً؛ آیا نمی دانند که سران و عوامل فتنه، تا آخرین نفس برای مقابله با همین وحدت و یکپارچگی مردم تلاش کرده اند؟! وحدت با چه کسانی؟ با مردم که در وحدت هستند؟ یا با دشمنان مردم که دشمنی آنان با وحدت مردم غیرقابل انکار است و اساساً به فرموده رهبر معظم انقلاب، مقابله با وحدت مردم هدف اصلی فتنه بوده است. لطفاً خود را اهل وحدت معرفی نفرمائید! و به وحدت ملت لطمه نزنید.
5- تمامی شواهد موجود و اسناد غیرقابل تردید حکایت از آن دارد که سران و عوامل اصلی فتنه، نه فقط در چارچوب نظام و مردم جای ندارند بلکه «ستون پنجم» دشمن گویاترین واژه برای معرفی آنان است. بنابراین، بدیهی است که مطابق قوانین جاری که در همه کشورهای دیگر نیز پذیرفته شده است هیچکدام از آنها نمی توانند و نباید در هیچیک از پست ها و مسئولیت های نظام به کار گرفته شوند و از جمله، شورای نگهبان نباید و حق ندارد صلاحیت هیچیک از آنان را در هیچیک از انتخابات تایید کند. توبه و بازگشت، اگرچه پسندیده است و از سوی خدای مهربان به تمامی مجرمان و گناهکاران توصیه شده است ولی توبه مانع از محاکمه و مجازات مجرم نیست و اگر چنین بود، هر جنایتکاری می توانست با ادعای توبه از مجازات بگریزد و در نتیجه دست جانیان برای همیشه بر جان و مال و نوامیس مردم باز بماند! و بالاخره، تردیدی نیست که عوامل فتنه بعد از محاکمه و مجازات قانونی می توانند به عنوان یکی از اعضای جامعه از مواهب حضور در جامعه اسلامی برخوردار باشند، به بیان دیگر، «کفش دزد» را اگرچه بعد از مکافات به مسجد راه می دهند، اما چهار چشمی مراقب او و کفش های نمازگزاران هستند، چه رسد به آن که کفش دزد را پیشنماز و یا حتی خادم مسجد کنند!
رسالت:ردصلاحیت فتنه گران
«ردصلاحیت فتنه گران»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛رهبر معظم انقلاب پنج شنبه گذشته طی بیانات مهمی در دیدار با خبرگان فرمودند: “ مسئله اساسی حفظ هویت نظام و مرزهای آن است و کسانی که این را زیر پا بگذارند، صلاحیت حضور در نظام را از دست می دهند.” اگر چه رد صلاحیت فتنه گران برای حضور مجدد در نظام در چند ماه گذشته به یکی از مطالبات عمومی ملت تبدیل شده بود و بارها به بیان و لسان مختلف در راهپیمایی های میلیونی مردم در اقصی نقاط کشور به خصوص در حرکتهای میلیونی نهم دی و22 بهمن امسال ابراز گشته بود اما تاکید بر این رد صلاحیت از زبان رهبر معظم انقلاب به انضمام استدلالات شرعی، عرفی و قانونی پیرامون آن، آخرین نقشه ها و آرزوهای فتنه گران ورشکسته را بر باد داد.
رهبر معظم انقلاب پنج شنبه گذشته طی بیانات مهمی در دیدار با خبرگان فرمودند: “ مسئله اساسی حفظ هویت نظام و مرزهای آن است و کسانی که این را زیر پا بگذارند، صلاحیت حضور در نظام را از دست می دهند.”
اگر چه رد صلاحیت فتنه گران برای حضور مجدد در نظام در چند ماه گذشته به یکی از مطالبات عمومی ملت تبدیل شده بود و بارها به بیان و لسان مختلف در راهپیمایی های میلیونی مردم در اقصی نقاط کشور به خصوص در حرکتهای میلیونی نهم دی و22 بهمن امسال ابراز گشته بود اما تاکید بر این رد صلاحیت از زبان رهبر معظم انقلاب به انضمام استدلالات شرعی، عرفی و قانونی پیرامون آن، آخرین نقشه ها و آرزوهای فتنه گران ورشکسته را بر باد داد.
این جریان که امروز در افکار عمومی به شدت در مظان اتهام است به منظور فرار به جلو، گریز از محاکمه و به خیال خام خود امتیازگیری از نظام و مردم تضمین هایی برای تائید صلاحیت در انتخابات بعدی و ادامه حضور در نظام درخواست کرده بود که با استقامت مردم و درایت رهبر معظم انقلاب این توطئه نیز بر ملا شد.
صرف نظر از اینکه جریان فتنه که به شدت در راهپیمایی های نهم دی و22 بهمن امسال توسط مردم خفیف و تحقیر شد و مورد مواخذه قرار گرفت در موضع امتیاز گیری از نظام محبوب و مقتدر اسلامی هست یا نیست اما نفس این در خواست از جانب این جریان به معنای دور زدن قانون و خریدن زمان برای بازسازی و ترمیم جریان ساختارشکن است.
هویت نظام اسلامی امتزاج معناداری از جنبه های سخت افزاری و نرم افزاری کشورداری در الگوی بدیع و بی بدیل مردمسالاری دینی است. جریانی که نرم افزار کشورداری که همان روح و گفتمان انقلاب اسلامی است را باور ندارد و اگر فرصتی پیدا کند از ذبح سخت افزار ها و ارکان قانونی نظام پای منافع سیاسی و گروهی خود ابایی ندارد، چگونه می تواند در موقعیت پاسداری و صیانت از قانون اساسی و مهمتر گفتمان انقلاب قرار گیرد. مگر نه اینکه در دوره اصلاحات عده ای سر شاخ نظام نشسته بودند و بن می بریدند. در این دوره برخی به اسم مسئولین نظام اسلامی که میراث گرانبهای امام راحل و خون هزاران شهید است مروج و مبلغ سکولاریسم، اباحی گری اخلاقی و سیاسی، هنجارشکنی و بازی با مقدسات مردم و... شده بودند.
این رد صلاحیت باید بسیار زودتر از اینها صورت می گرفت تا مردم و نظام این همه هزینه نمی پرداختند اما حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری فرصتی شد تا سره از ناسره و مرد از نامرد در افکار عمومی مشخص شود و نظام به فکر آفت زدایی سیاسی و ترمیم فرایندهای بالادستی و زیردستی گزینش کارگزاران سیاسی بیفتد. این رد صلاحیت مجالی برای نوسازی و بهسازی هندسه رقابت سیاسی در ایران و تلاش برای تعمیق و افزایش کیفیت مردمسالاری دینی است. دخالت واقعی اراده ملت در اداره کشور نیازمند توافق نخبگان بر هویت نظام اسلامی و باورمندی خواص به رای و نظر مردم است. یعنی تا زمانی که تضادهای معرفتی درباره هویت سیستم های سیاسی حل نشده باشد و مناقشات فلسفی در دیالوگهای نخبگی حرف اول را بزند، امید بستن به حیات پویای یک نظام سیاسی و پاسخ گویی به مطالبات مردم کار بیهوده ای است. در نظام معرفتی امام خمینی(ره) تعریف جدیدی از جمهوریت و اساسا مفهوم حاکم و فرمانبردارارائه شده که متکی بر مبانی اندیشه سیاسی اسلام است.
در این تعریف پاسداری از جمهوریت فلسفه جدیدی برای مدیریت نظام است. جمهوری اسلامی به لحاظ مفهومی یک ترکیب غیر قابل انفکاک و برگرفته از فلسفه سیاسی اسلام است که نوع بدیعی از یک پارادایم و الگوی حکومتی را در عصر حاضر به نمایش گذاشته است . مردمسالاری دینی نتیجه اطاعت از راه و هندسه الهی است. در لیبرال دموکراسی اکثر اوقات نقش مردم در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های عمومی در حاشیه قرار می گیرد.
از طرفی عموم مردم در مسائل کشور شریک هستند نه اینکه تنها بخشی از متنفذان و نخبگان سیاسی ذی مدخل در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های کشور باشند. اگر در جوامع به اصطلاح دموکراتیک از مردم تعبیر به توده می شود اما در نظام مردمسالاری دینی انتخابات یک امر واقعی و نه صوری و تقلیدی است و مردم ولی نعمتان مسئولان هستند و حاکمان می باید خدمتگزاران مردم باشند. در واقع در مشارکت عمومی دو عنصر مشارکت یعنی مشارکت کننده و موضوع مشارکت هردو جایگاه ویژه خود را دارند و مردم به عنوان مشارکت کنندگان، ولی نعمتان موضوع مشارکت یعنی حکومت دینی هستند و دو عنصر مشروعیت و مقبولیت همپای هم باعث پویایی و زندگی مردمسالاری دینی می باشند. در نظام اسلامی مبنای حضور ملت دینداری و اطاعت از خداوند متعال است.
خواص و نخبگان سیاسی باید ضمن باورمندی به گفتمان انقلاب و توافق بر هویت مردمسالاری دینی خود را پاسدار اسلامیت، جمهوریت، رای و نظر مردم بدانند. کسانی که بخواهند با برنتابیدن رای ملت در مقابل نظام بایستند خواسته یا ناخواسته از قطار انقلاب پیاده خواهند شد همان طور که این قطار در ایستگاه حوادث22 خرداد برخی از خواص زیاده طلب و خودخواه و نه ملت و کشور خواه را برای همیشه پیاده کرد.
ابتکار:دستگیری ریگی و موازنه مثبت امنیتی و اطلاعاتی
«دستگیری ریگی و موازنه مثبت امنیتی و اطلاعاتی»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن میخوانید؛اهمیت دستگیری ریگی وقتی روشن می شود که بدانیم سالهاست مطابق اسناد موجود،ایران محور هژمونی امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و کشورهای عضو ناتو قرار دارد.رصد امنیتی و اطلاعاتی ایران تابع تئوری مهمی در حوزه قدرت است و آن اینکه قدرت تنها برآمده از توان اقتصادی،سیاسی و نظامی نیست اگر اقتصاد،سیاست و توان نظامی، شاخص قدرت هستند; توان اطلاعاتی و امنیتی یک کشور شاخص مهم قدرت بحساب می آید توان اطلاعاتی و امنیتی بعد از جنگ سرد بخصوص پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وزن بیشتری نسبت به دیگر مولفه ها پیدا کرد.
تئوری "سد نفوذ" در روند فروپاشی اتحاد جماهیر شوری نقش تعیین کننده ای دارد این تئوری،دارای بخش نظامی اطلاعاتی وروانی است که علاوه برکارکرد بازدارندگی دفاعی،بخش برجسته آن روانی -تبلیغی است این تئوری حدود 40 سال در آمریکا مبنای اقدام و عملکرد حدود 8رئیس جمهور در آمریکا بود. نقطه کانونی این تئوری (ضمن القای مفاهیم زیبا در عین حال تنفرآمیز نسبت به نظام فکری کمونیسم از طریق رسانه ها)بررصد اطلاعاتی و امنیتی متمرکز بود.در سال های بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد،نقش سرویس های اطلاعاتی،به ویژه آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا)درحوزه های مختلف بخصوص حوزه قومی،کارگری و روشنفکری افزایش یافت. به عبارت دیگر با تغییر رویکرد در روابط کشورها و اهمیت یافتن جنگ نرم،کشورهای بزرگ به هماوردی اطلاعاتی و امنیتی روی آوردند.
برهمین اساس است که نقش سازمانهای چون سیا در تحولات جهانی بیش از دیگر سازمانها به چشم می خورد در حوزه روشنفکری" سیا "در چارچوب عملیات جنگ سرد فرهنگی،شبکه مطبوعاتی جهان شمولی ایجاد کرد که از ایالات متحده تالندن و اوگاندا،خاورمیانه و امریکای لاتین گسترش دارد و در تمام این دوران مطبوعات روشن فکری با نفوذ،از سیا کمک های مالی مستقیم یا غیر مستقیم دریافت می کردند.در هالیوود،ماموران سیا کارگردانان را ترغیب می کردند که در فیلم های خود،سیاه پوستان را هرچه بیشتر نمایش دهند،آنان را آراسته و خوش لباس به تصویر بکشند و از این طریق ایالات متحده را جامعه ای آزاد و دموکرات نشان دهند.
تعدادی از دانشگاه های سرشناس ایالات متحده مانند کلمبیا،استانفورد،نیویورک وهاروارد، زیرنفوذ مستقیم سازمان سیا هستند مطالعه اسناد اطلاعاتی خود آمریکا که بعد از دوره ای عیان می شود;نشان می دهد بسیاری از دانشمندان صاحب نام که دیدگاه آنها مبنای نظری بسیاری از علوم انسانی را تشکیل می دهد و آثار آنها به عنوان مرجع در دانشگاههای دنیا تدریس می شود در حقیقت به عنوان مهره و حلقه پازل امنیتی و اطلاعاتی سازمان سیا ایفای نقش داشته اند.
کسانی چون سرکارل پوپر،توماس کوهن،جیمز برنهام،داتیل بل،ریمون آرون،آرتورکوتسلر و... دانشمندانی که زمان جنگ سرد فرماندهی جنگ علیه کمونیسم را عهده دار بودند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری تمام تمرکز و توان آمریکا و ناتو صرف کنترل جهان اسلام بخصوص ایران می شود و ضمن بهره گیری از همه مولفه های قدرت بامهارت لازم برای تحمیل اراده به حریف و تامین منافع وهژمونی غرب در جهان از هیچ کوششی دریغ ندارند.
حادثه 11سپتامبر بر تحول در رویکرد امنیتی-دفاعی ناتو و آمریکا تاثیر جدی گذاشت این حادثه مبارزه علیه تروریسم جهانی را برای ناتو در اولویت قرار داد و با هدف ایجاد صلح و مبارزه با جهان غیرلیبرال، دکترین نظم نوین جهانی پی ریزی شد از آن زمان تا کنون اتفاقات بسیاری خلق شد کشور افغانستان به عنوان مخفیگاه بن لادن اشغال شد و در این مسیر هزاران بی گناه تاکنون قتل عام شده اند اما همچنان بن لادن نامرئی و اسرارآمیز باقی مانده است.همزمان که افغانستان اشغال شد رهیافت غرب با ایران هم تغییر محسوسی کرد آنان رهیافت" دیپلماسی سیاه" و "فروپاشی از درون" را در مقابل کشورمان انتخاب کردند.
مطابق این رویکرد ضمن اعتقاد به کاربرد روش های مسالمت آمیز جنگ فرهنگی و نرم،روابط عمومی رسمی با جمهوری اسلامی را براساس سیاست فشار از بالا و همراه سازی از پائین دنبال می کنند.کمیته امنیتی آمریکا در سال 2004 گزارشی با عنوان "ایران یک رویکرد جدید" ارائه داد که درآن گزارش با رویکرد جنگ نرم،تهدیدات ناشی از جمهوری اسلامی بررسی و سپس راهکارهای رابرای مقابله ارئه کرد که عبارت است از: گسترش رسانه های ضد ایرانی،حمایت از اپوزیسیون خارج نشین،تخریب ارکان نظام،اعمال تحریم های هوشمند،حمایت از گروههای تجزیه طلب و قومی....بنابراین هر نوع اقدامی که به تضعیف جمهوری اسلامی منتهی شود در پازل قدرت آمریکا و غرب علیه جمهوری اسلامی تعریف می شود.
این اقدامات اگر توسط روشنفکران باشد یک جور مورد حمایت می باشد.اگر به توسط اشراری چون عبدالمالک ریگی باشد جور دیگر مورد حمایت می باشد.اگر توسط همسایگان ایران صورت پذیرد به شکل دیگری مورد حمایت دستگاههای امنیتی غرب است نتیجه اینکه صحنه اصلی رویارویی غرب با ایران هماوردی فرهنگی و اطلاعاتی است.
هرکدام که در این هماوردی جدید پیروز شود از شاخص قدرت برتری برخوردار خواهند بود دستگیری ریگی که تلاش داشت از خود یک بن لادن برای جمهوری اسلامی بسازد برگ برنده بزرگی در این هماوردی برای ایران بحساب می آید.اوکه در حمایت همه جانبه ودر پوشش چند لایه ای امنیتی سازمانهای جاسوسی غرب و منطقه قرار داشت و در سرزمین مخفیگاه بن لادن یعنی پاکستان پناه گرفته بود.
بدون ریختن قطره خونی با هنرنمایی نیروهای اطلاعاتی ایران به دام افتاد و بهت و حیرت دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی دنیا را باعث گردید این دستگیری قدرت امنیتی جمهوری اسلامی را به رخ دنیا کشاند و توانست مدل ایرانی بن لادن و القاعده راحتی با حمایت غرب و اعراب به دام بیاندازد و موازنه قدرت امنیتی و اطلاعاتی را به نفع ایران به نمایش بگذارد.
جمهوری اسلامی:مهمتر از اعترافات
«مهمتر از اعترافات»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در َآن میخوانید؛اعترافات صریح عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله به وابستگی هایش به قدرت های استکباری و ارتکاب جنایات با هماهنگی آنها رویداد مهمی است . وی در این اعترافات که بسیار سریع و صریح و در حجم زیاد انجام داده چگونگی همکاری خود با نیروهای آمریکائی را تشریح کرده و توضیحاتی درباره تغذیه فکری شدن گرفتن راهنمائی دریافت برنامه و دستورالعمل و امکانات از آمریکا ارائه کرده است . وی همچنین چگونگی دستگیری خود را تشریح نموده و از برنامه هائی که اجرا کرده و قرار بود اجرا کند سخنانی گفته است.
در این رویداد آنچه اهمیت دارد و بیش از اعترافات عبدالمالک ریگی مهم است سرعت عمل و صراحت اوست و البته حجم مطالبی که او بلافاصله بعد از بازداشت حاضر شد به زبان بیاورد نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است . چنین واقعه ای از ابعاد مختلف قابل تامل است .
1 مقاومت نکردن این مهره آمریکا نشان دهنده بی اعتقادی وی به راهی است که انتخاب کرده بود . حتی شاید بهتر این باشد که گفته شود این راهی نبود که خود او انتخاب کرده باشد بلکه بدون درک و محاسبه و صرفا به صورت یک مهره عمل می کرد و به همین دلیل بعد از دستگیری بدون آنکه کمترین مقاومتی کند حاضر به اعتراف شد. تفاوت کسانی که به آنچه انجام می دهند اعتقاد دارند با کسانی که اعتقادی به کار خود و راه خود ندارند همین است . قطعا بررسی های اطلاعاتی در آینده نشان خواهد داد که چه عاملی موجب ارتکاب اینهمه جنایات توسط کسی شده است که کمترین اعتقادی به راهی که در پیش گرفته بود نداشت.
2 با اعترافات صریح عبدالمالک ریگی برگ دیگری بر پرونده مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران افزوده شد . هر چند برای ملت ایران و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور کاملا روشن بود که گروهک تروریستی موسوم به جندالله به سازمان جاسوسی سیا وابسته است و با برنامه ریزی ها و حمایت های اطلاعاتی و مالی آمریکا مرتکب چنین جنایاتی می شود ولی اعترافات خود او سند دیگری است که می تواند مهر ابطالی باشد بر انکارهای آمریکائی ها و بدین ترتیب پرونده جنایات آمریکا علیه ملت ایران قطورتر شده است.
3 این اعترافات ضربه محکمی به بقایای گروهک تروریستی موسوم به جندالله نیز هست . این گروهک هر چند بعد از دستگیری سرکرده خود با انتشار بیانیه ای بر ادامه جنایات علیه جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد ولی اعترافات سریع و صریح عبدالمالک ریگی نشان داد که این بیانیه کاملا بی ارزش می باشد و برای روحیه دادن به عناصر وابسته به این گروهک تهیه و منتشر شده است . اعترافات ریگی برای عناصر باقیمانده از این جریان جنایتکار بقدری کوبنده و تحقیرآمیز است که هیچ چیز نمی تواند آنرا جبران کند. هر چند میدانیم که آمریکا و مهره های دست آموز سازمان سیا در منطقه تلاش خواهند کرد در آینده ای نزدیک اقدامات شرورانه و جنایتکارانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران انجام دهند تا روحیه تخریب شده عناصر وابسته به خود را بازسازی نمایند و به همین دلیل نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما باید با هوشیاری کامل مراقب اوضاع باشند اما تردیدی وجود ندارد که اعترافات سریع و صریح و پرحجم عبدالمالک ریگی بعد از بازداشت وی کاری ترین ضربه را به این جریان جنایتکار وارد ساخته و آنرا درهم شکسته است.
4 در کنار همه ی عوامل ظاهری مربوط به دستگیری عبدالمالک ریگی که نشانه های قدرت نظام جمهوری اسلامی هستند باید به این نکته بسیار مهم نیز توجه داشته باشیم که این قبیل وقایع مهر تایید ارزشمندی بر قدرت ایمان و کارائی آن در برابر ظلم است . اگر به صحنه دلخراش گفتگوی مادر همسر عبدالرحیم ریگی (برادر عبدالمالک ) با او دقت کنیم به این واقعیت پی خواهیم برد. این مادر همراه با اشک های فراوانی که در سوگ کشته شدن دختر و پسر خود که به دست دامادش عبدالرحیم ریگی و عوامل قسی القلب گروهک عبدالمالک ریگی صورت گرفته می ریزد خطاب به عبدالرحیم می گوید اینها همه جنایاتی است که به دستور برادر تو عبدالمالک صورت گرفته و بعد می افزاید : « من با آه و ناله هایم عبدالمالک را زنده دستگیر می کنم و اگر این کار را نکنم زن نیستم و مادر دو شهید نیستم » . اینکه بعد از این سخنان از دل برخاسته و با گذشت مدت کوتاهی همانطور که این زن با ایمان گفته بود عبدالمالک زنده دستگیر شده و به سرعت زبان به اعتراف گشوده از رویدادهای شگفت انگیز تاریخ معاصر ماست که از یکطرف ایمان قوی این زن مومنه را نشان می دهد و از طرف دیگر تاثیر ایمان را در سرکوب کردن ظلم و تایید حق به نمایش می گذارد. این واقعه نشان داد که ظلم هر قدر هم که بر قدرت های بظاهر بزرگ تکیه داشته باشد و از تشکیلات و امکانات گسترده برخوردار باشد محکوم به شکست و نابودی است.
5 غافلگیر شدن دستگاه های اطلاعاتی بعضی کشورهای عربی منطقه از دستگیری عبدالمالک ریگی نشان داد که آنها امید فراوانی به او داشتند. در عربستان سعودی مسئولان اطلاعاتی و امنیتی این کشور برای بررسی این موضوع جلسه اضطراری تشکیل دادند. قطعا آنها از شنیدن اعترافات ریگی بیش از دستگیری وی شگفت زده شده اند زیرا اعترافات به زیان آنها نیز هست . بنابر این بهتر است سران کشورهای عربی منطقه با مواجه شدن با اقتدار نظام جمهوری اسلامی در خصومت خود با این نظام و ملت ایران تجدیدنظر کنند و برای پاکسازی منطقه از تروریسم و جریان های آلوده دست همکاری صادقانه ملت ایران را بفشارند . رویدادهای 8 سال اخیر در منطقه نشان داد که آمریکا نه تنها در پی مبارزه با تروریسم نیست بلکه خود در راس تروریسم دولتی قرار دارد. این جریان آلوده و خطرناک تروریستی قطعا دامنگیر آن دسته از سران کشورهای عربی منطقه که با آن همکاری می کنند نیز خواهد شد. بنابر این به صلاح آنهاست که دست از تروریسم بردارند و برای مبارزه با آن به همکاری با جمهوری اسلامی ایران روی آورند.
دنیای اقتصاد:یک رای سرنوشتساز
«یک رای سرنوشتساز»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در ان میخوانید؛یک هفته پس از گزارش نامتعارف آژانس انرژی اتمی درباره برنامه هستهای ایران، برخلاف انتظار اولیه، تردیدها درباره شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران افزایش یافته است.
در گزارش آمانو مدیرکل آژانس، ایران برای نخستینبار به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای متهم شده بود. آمریکاییها امیدوار بودند پس از این گزارش، شکل دادن اجماع یا دستکم اکثریت قاطع علیه ایران در شورای امنیت آسانتر شود؛ اما برخی نشانهها از دشوارتر شدن کار برای آمریکاییها حکایت دارد.
هیلاری کلینتون امروز به برزیل میرود تا رهبران این کشور را که از اعضای موقت شورای امنیت است به جانبداری از قطعنامه تحریم ایران ترغیب کند، اما گفته میشود برزیلیها که مدتی است در پی گسترش روابط تجاری با ایران هستند، ممکن است درخواست آمریکا را نپذیرند.
برزیل و دو عضو غیردائم دیگر یعنی ترکیه و لبنان تلویحا گفتهاند که به قطعنامه احتمالی آمریکا رای ممتنع خواهند داد. چین نیز که از اعضای دائم و دارنده حق وتو است در هفتههای اخیر بارها مخالفت خود را با وضع تحریمهای تازه علیه ایران اعلام کرده است.
تحولات یک هفته اخیر از جمله مواضع چینیها، برزیلیها، لبنانیها و ترکها، برای آمریکا دلسردکننده است، اما این مواضع برای اطمینان بخشیدن به ایران کافی نیست، زیرا تصویب قطعنامه احتمالی علیه ایران فقط به 9 رای مثبت و البته رای مثبت همه اعضای دائم از جمله چین احتیاج دارد و مواضع میانه کشورهایی مانند برزیل، ترکیه و لبنان تاثیر قاطعی بر روند حقوقی تصویب قطعنامه نمیگذارد. تنها فایده آرای ممتنع برای ایران این است که به لحاظ سیاسی اجماع جهانی علیه ایران شکل نمیگیرد. بنابراین ایران اکنون به حفظ موضع کنونی چین بیش از تغییر نظر اعضای غیردائم نیاز دارد. این کار البته مخاطراتی دارد، اما نتیجه آن ارزش این مخاطرات را دارد.
خطر اصلی وضع کنونی این است که چینیها میتوانند برای وتوی احتمالی خود، ما به ازای بالایی طلب کنند. اگر ایران از عهده انتظارات چینیها برنیاید، احتمال رجوع آنها به آمریکاییها زیاد است. چینیها برای روابط اقتصادی و تجاری خود با ایران اهمیت زیادی قائلند، اما هرگز این روابط را همسنگ روابط مشابه آن با آمریکا و اروپا به شمار نمیآورند.
در واقع باید رفتار چینیها را نوعی بازاریابی سیاسی تلقی کرد. آنها اکنون کالایی مرغوب یعنی یک رای تعیینکننده در اختیار دارند که انداختن آن به سبد ایران یا آمریکا، جهت تحولات را به دو سوی متفاوت میبرد، هنر دیپلماسی ایران، اکنون باید رصد کردن دقیق رفتار چینیها و تشخیص جهتگیریهای آینده این کشور باشد که همواره در معرض دگرگونی است.
آفرینش:ترکیه ،رویارویی دولت با ساختار لائیک
«ترکیه ،رویارویی دولت با ساختار لائیک»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش است که در آن میخوانید؛فضای سیاسی ترکیه پس از آنکه حدود 50 تن از فرمانده هان و افسران بازنشسته و شاغل ارتش توسط نیرو های امنیتی وبه دستور دولت دستگیر شدند تا حد زیادی حساس شده است. در واقع دستگیری و محاکمه این افراد در شرایط کنونی باعث دور دیگری از رویارویی ودرگیری بین دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان با محافظه کاران سنتی وکمالیست شده و گویا طرفین در مقابل هم صف آرایی سختی کرده اند صف آرایی که به نظر میرسد آزمون مهم دمکراسی در ترکیه باشد.
این صف آرایی و نشان دادن قدرت توسط دولت در ترکیه با ضعف بیشتر نظامیان ارتشی و طرفداران اندیشه های کمالیستی همراه بوده است.در این راستا ارتش به عنوان نگهبان همیشگی نظام لائیک در ترکیه اکنون بیشتر از هر زمان دیگری تحت فشار قرار گرفته است. فشار هایی که با کشف طرح کودتای ارگنه کن در تابستان گذشته و افشای کودتای پتک آهنین در هفته های اخیر این ساختار را زیر پرسش های بسیاری قرار داده است.
بی شک به قدر ت رسیدن حزب اسلام گرای عدالت وتوسعه در آنکارا موجب نگرانی احزاب ،ساختار ها ونظامیان لائیک پیرو اندیشه های کمال آتاتورک شده است. دولت اردوغان که طی هفت سال گذشته توانسته است با جلب اعتماد میلیونی شهروندان کنترل دو قوه اجرایی و مقننه را در دست بگیرد، اکنون با مقاومت جبهه لائیک در قوه قضایی رو به رو شده و محافلی در این قوه مانع از اجرای سیاست های دولت برای تحقق آرمان های حزب حاکم عدالت و توسعه و رساند ن این کشور به معیار های دمکراسی می شوند.
بر این اساس آنان در طول چند سال گذشته میکوشیدند تا قدرت اسلام گرایان را کاسته وحتی در اندیشه کودتا در ترکیه باشند ،اما تغییر شرایط سیاسی در ترکیه و جهان باعث شده است تا آنان توان پیشین را برای براندازی اسلاگرایان نداشته باشند.در مقابل تقویت قدرت حزب حاکم اسلام گرا باعث توان بیشتر دولت در فشار بر نظامیان و ساختار های قضایی لائیک گردیده است.بطوری که آنان بر این نظرند تا با تغییر قانون اساسی و برگزاری همه پرسی در مورد لزوم تغییر قانون اساسی کشور عملا از قدرت نظامیان همیشه کودتاگر وساختار های کمالیستی در کشور بکاهند.
در این حال اکنون شکاف در نهاد ها وساختا رهای قضایی ترکیه نیز افزایش یافته است حکم دستور بازداشت دادستان شهر ارزنجان به دستور دادستان شهر ارض روم به اتهام مشارکت در کودتا نشان از وجود دو جناح حامی دولت و حامی محافل لائیک در داخل شده در حالی که دولت از این حکم حمایت کرده است، رییس دیوانعالی اداری صدور این حکم را مداخله سیاسی در امور قضایی ارزیابی کرده و دادستان دیوانعالی قضایی نیز به طور تلویحی هشدار داده است که ادامه این روند می تواند موجب اقامه دعوی برای تعطیلی حزب حاکم شود.
این تقابل روند ها نشان از آن دارد که نهاد های قضایی لائیک میکوشند تا از اهرم همیشگی انحلال احزاب مخالف بر ضد دولت استفاده کنند .در این میان دولت میکوشد تا با استفاده از اهرم برگزاری انتخابات زود هنگام در صورت انحلال حزب عدالت وتوسعه به نوعی مانع از مانور مخالفان شود .
بی شک شرایط سیاسی ترکیه موفقیت دولت کنونی در کسب شاخص های بالای اقتصادی ،سیاست خارجی فعال و ادامه اتحاد با اروپا وامریکا در کنار پیگیری منافع ملی این کشور اکنون دولت ترکیه را قدرتمند تر از هر زمان دیگری کرده است در این میان توانایی این دولت در گذار از بحران سیاسی موجود و رسیدن به اهدافی چون تدوین قانون اساسی جدید و کاهش مداخله نظامیان در ارتش بر توان داخلی و بین الملل این کشور خواهد افزود.
تهران امروز:امت، رهبر و هندسه الهی نظام
«امت، رهبر و هندسه الهی نظام»عنوان سرمقالهِ روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدین کاوه است که در آن میخوانید؛حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامالله ظله العالی، با تبیین ویژگیهای نظام جمهوری اسلامی، این نظام را «نقشه و هندسه الهی» خواندند. بیانات معظمله حائز چنان اهمیتی است که رسانهها و دستگاههای فرهنگی باید وجوه مهم و اهم سخنان ایشان را برای افکار عمومی تبیین و تشریح کنند. در واقع ایشان دکترین نظام جمهوری اسلامی را تبیین فرمودند.
بیگمان نظامهای غیرالهی، با تکیه بر فردیت یا محوریت جامعه، بسیار کوشیدهاند، بشر را بر مبنای آرمانهای سکولار و لائیک – که البته کمشمار نیز نیستند – به سوی سعادت رهنمون شوند، غافل از اینکه سعادت صرفا امری بشری نیست، بلکه در پیروی و تبعیت از نوامیس الهی و بر مبنای خداباوری و توحید است که سعادت بشر تعریف و قابل دستیابی میشود. بدینگونه «نقشه و هندسه الهی» در برابر کلیت «نقشه و هندسه غیرالهی» تمامی باورها، آیینها، ایدئولوژیها و فلسفههای گوناگونی قرار میگیرد که معیار آنها نه قرب به حضرت حق که دوری فرد و جامعه از فطرت خداباور و خداجوی انسانهاست.
اما «نقشه و هندسه الهی» نظام جمهوری اسلامی، تنها مفهومی معطوف به صلاح و فلاح فردی نیست. رستگاری جمع و جامعه بزرگترین و مهمترین هدف تعیین شده است و اساسا جامعه و رستگاری آن در کانون هندسه الهی قرار دارد و مبنای طرح نقشه الهی نیز هست.
قرب به حضرت حق و ابتغا و رضایت خداوند تبارک و تعالی تنها معطوف به احکام عبادی فردی نیست، درست برعکس، نماز جماعت از نماز فردی مطلوبتر و مقبولتر است. «یدالله مع الجماعه» در همین ساحت و هندسه است که معنا مییابد. دست خدا همراه با جماعت است.
امت و امام در مسیر دین پیش میروند، «دین» خود گونهای راه وصول است. اکنون معنای بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه در جمهوری اسلامی انتخابات امری واقعی است نه صوری و تقلیدی بیش از پیش وضوح مییابد و این حقیقت نشانگر آن است که مدافعان تزئینی بودن آرای ملت باید در نگرش خود تجدید نظر کنند. سویه دیگر بیانات ایشان معطوف به آن دسته از کنشگران سیاسی است که گرچه دارای سوابق خدمتی و اجرایی در نظام جمهوری اسلامی بودهاند، اما متاسفانه در آزمون بزرگ قانونمداری و قانونپذیری که در جریان انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری روی داد، کارنامه قابل قبولی از خود بر جای نگذاشتند، تردیدی نیست که تن در دادن به قواعد قانونی انتخاباتی، از سوی افراد مردود شده آنان را از درون هندسه و ساحت نظام جمهوری اسلامی به بیرون از مرزها و حدود این فضا رانده است.
معیار و محک قانونپذیری و قانونمداری، شرط اصلی استقرار کنشگران سیاسی در درون همین هندسه الهی است. هندسه و فضایی که مرزهای آن چندان روشن و واضح ترسیم شده است که احتمال خبط و خطای سهوی از این ساحت الهی بسیار اندک و ناچیز مینماید.
مفهوم اسلامیت نظام را میتوان با آیه شریفه «یا ایهاالذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» دریافت و مفهوم جمهوریت را نیز میتوان در شریفه «یدالله مع الجماعه» بازخوانی کرد. معالاسف برخی از کنشگران سیاسی تحت تاثیر القائات خواسته و ناخواسته با چشمپوشی از «داور و شیوه داوری که قانون تعیین کرده است» منیت و انانیت را بر تسلیم در برابر قانون ارجح دانستند. همین کافی است تا ایشان از متن به حاشیه و از حاشیه به خارج از فضای نظام جمهوری اسلامی رانده شوند.
نکته دیگر ضرورت مرزبندی شفاف است. تردیدی نیست که در بیرون از «نقشه و هندسه الهی» نظام جمهوری اسلامی، دشمنان کمین کردهاند و مترصد فرصتی برای نفوذ به درون این فضا هستند تا دستکم اگر نمیتوانند آن را تخریب و نابود سازند، نظام جمهوری اسلامی را از درون به استحاله بکشانند. دشمنان این نظام الهی، هرگز با تابلوی «من خصم جمهوری اسلامی هستم!» به میدان نخواهند آمد. آنان با بهرهگیری از فرصتها و حفرههایی که در نگاه و نگرش برخی از کنشگران کشف میکنند «طرح نفوذ» خود را پی میریزند.
از همینجاست که باید مراقب بود و نباید گذاشت که دشمن به کام و هدف خویش برسد. اشاره مکرر مقام معظم رهبری به بصیرت خواص و پرهیز از غفلت در همین راستا قابل تبیین است. «امت» هرگز بستر مناسبی برای نفوذ نبوده است اما خواص همواره در معرض اغراض رخنهگرانه دشمن بودهاند. اکنون حجت هم بر «امت» و هم بر «خواص» روشن و تمام است.
اکنون میدانیم که کدام کسان در کشتی صلاح و نجات نظام مقدس جمهوری اسلامی جای دارند و کدام کسان همچون فرزند نوح، بهرغم آنکه او نسب از پیامبری بزرگ میبرد اما به علت آنکه خلفی ناصالح بود، از قرار گرفتن در سفینه نجات محروم ماند، به سرنوشتی ناخوشایند دچار شدهاند.
کوشش و گرایش نوح نیز در برابر ناموس و تقدیر الهی نیز باید به رضای در برابر اراده الهی مبدل میشد که شد. امت که به فرمایش رهبر و پیشوایش و نیز به تایید ایشان کارنامه قبولی گرفته است در 9دیماه و 22 بهمنماه تاکیدی دیگر بر حضور هوشمندانه خویش در انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری زد و خط بطلان بر هر گونه تحلیل انحرافی یا غلط دشمنان آگاه و دوستان نادان کشید.
امت نشان داد که راه و مسیرش در درون همین هندسه الهی است که تعریف میشود اما بر «خواص» است که با برائت جویی از ماجراجویان و دشمنان، پیوندهای عمیق و وثیق خویش را به امت و پیشوای امت نشان دهند.
قدس: شاخصهای هندسه نظام در کلام رهبری
«شاخصهای هندسه نظام در کلام رهبری»عنوان سرمقالهِ روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن میخوانید؛حضرت آیةا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان، در سخنان مهمی، نظام اسلامی را نظامی مبتنی بر اطاعت از پروردگار و «نقشه و هندسه» الهی خواندند و با اشاره به فتنه پس از انتخابات، تأکید کردند: مسأله اساسی، حفظ هویت نظام و مرزها و شاخصهای آن است.
در این نشست، رهبری با اشاره به برخی راهکارها، در واقع مشکلات پس از انتخابات را تبیین و ساز و کارهای خروج از آن را نیز ارائه فرمودند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می گردد.
مرزبندی خودی و غیرخودی
در سالهای اخیر عده ای با سؤ برداشتها و جهت گیریهای مغایر با قانون، خواهان حقوق شهروندی و استیفای حقوق عامه بر اساس ساز و کار قانون بوده اند که رفتارهای مخالف قانون آنها هزینه هایی را بر نظام تحمیل نمود، ولی این افراد و جریانها همچنان با تأکید بر برداشتهای ناصواب خود، مدعی حقوق خویش در چارچوب قانون می باشند.
پر واضح است، فرد و جریانی نمی تواند بدون التزام به قانون در هیچ یک از نظامهای دموکراسی دنیا مدعی حقوق باشد و جمهوری اسلامی ایران نیز از این موضوع مستثنا نیست. ورود به عرصه رقابتهای انتخاباتی، مستلزم پذیرش قانون و داوری آن است که برخی با سرباز زدن از تمکین به قانون، راه مقابله با آن را برگزیده و این مرجع داوری را تضعیف نموده اند. این رفتار در هیچ نظام سیاسی نمی تواند وجاهت قانونی داشته باشد.
افرادی که در مجموعه نظام تعریف می شوند، باید با موضعگیری شفاف و بدون هر گونه ابهام، مرز خود را از مخالفان نظام تفکیک و التزام خویش را به هویت و کلیت ساختارها اعلام کنند.
سخنان رهبری ناظر به این موضوع است که اگر شخص یا حزبی رفتار غیرهمسو با قانون داشته باشد، فرصت حضور در چارچوب نظام را از خویش سلب می کند.
ویژگی فتنه پس از انتخابات، نفی آرای مردم و اتهام به نظام
فتنه پس از انتخابات که بیش از 8 ماه بستر جوسازیهای دشمنان را علیه کشور فراهم نموده است، با دو شاخصه مهم نفی آرای مردم و اتهام به نظام، تعریف و تبیین می گردد.
برگزاری انتخابات سالم که ساختارهای نظارتی تعبیه شده در قانون متضمن آن می باشد، از ویژگیهای نظام جمهوری اسلامی است که برای اطمینان از صیانت آرای مردم، نهادهای مذکور در این زمینه مسؤولیت پذیر هستند.
افرادی با نفی آرای مردم و زیر سؤال بردن مشارکت گسترده و 85 درصدی، نظام را نیز به تقلب متهم نمودند که رخدادهای پس از انتخابات و حوادث منجر به تلفات انسانی و تحمیل هزینه های مادی قابل تأمل از مصادیق نپذیرفتن نظر ملت است.
انتخابات در نظام اسلامی نتیجه طبیعی آرای مردم
در نظامهای مردم سالار غربی، به دلیل دو قطبی و یا چند قطبی شدن جامعه و سیطره نظرات حزبی در افکار عمومی، در واقع خروجی صندوقهای رأی قبل از آنکه نتیجه تصمیم مردم تلقی گردد، حاصل تلاشهای احزاب تلقی می شود. برآوردهای میدانی در این کشورها بیانگر این موضوع است که احزاب مردم را به پیچ و مهره تبدیل نموده و دیدگاه تشکلها که در قالب آرای مردم اعلام می گردد، در واقع ایده باندهای قدرت و ثروت را منعکس می نماید. در جمهوری اسلامی، مردم با بصیرت و آگاهی و بدون تأثیر پذیرفتن از تشکلها، می توانند آرای واقعی خود را مشاهده کنند، اگر چه این سخن به این معنا نیست که در ایران حزبی وجود ندارد، بلکه کارکرد احزاب با مؤلفه های ملی و اسلامی، متمایز از عملکرد احزاب در پروسه دموکراسی غرب است.
ترجیح مصالح و منافع ملی بر منافع شخصی و حزبی
در الگوی مردم سالاری دینی، با عنایت به شاخصها و مؤلفه های تشکیل دهنده آن، ترجیح مصالح ملی بر منافع حزبی، اولویت و ارجحیت دارد. طبیعی است، نوع مبارزات انتخاباتی با عنایت به ساختار نظام و آرمان جمهوری اسلامی که ممزوج با باورها و اخلاق می باشد، ترجیح نگاه کلان محوری را بر مطالبات شخصی اجتناب ناپذیر نموده است. رقابتهای انتخاباتی نباید به گونه ای رقم بخورد که نتیجه آن تحت تأثیر قرار گرفتن منافع ملی گردد. هر گروه و تشکلی که پا به عرصه رقابتها می گذارد، قاعدتاً باید رفتار سیاسی و حزبی خویش را در قالب منافع ملی تنظیم نماید.
حضور مثال زدنی و متراکم مردم ناشی از حوادث موجود
راهپیمایی بیش از 50 میلیون نفری 22 بهمن، حضور حماسی و خودجوش 9 دی ماه، بیانگر این موضوع است که مردم حزب ا... ولایتمدار و هوشیار با استنباط درست از رخدادهای پس از انتخابات، برای انجام وظیفه دینی و ملی خود 9 دی را آفریدند و ثابت کردند در تبعیت از ولایت فقیه و زمان شناسی، با حضور بهنگام دشمنان را در دستیابی به هدفهایشان ناکام خواهند گذاشت. مردم فهمیدند عده ای با نقاب امام و به بهانه انتخابات در مقابل نظام ایستاده اند و با تکرار ادعای دشمنان این نظام، همراهی وهمسویی خود را با آنها اثبات نموده اند، لذا با این حماسه حضور به تکلیف خویش عمل کردند.
ضرورت بصیرت خواص
سکوت خواص و عدم شناخت موقعیت و زمان، یکی از آسیبهایی است که عناصر تأثیرگذار جامعه را از جهت گیری بهنگام باز می دارد و آنها یا دچار سکوت می شوند و یا اینکه با موضعگیریهای ناصواب و عاری از شفافیت، به تعمیق شرایط فتنه کمک می کنند.
بنابراین، خواص و نخبگان شرایط فتنه و عرصه سیاسی کشور پس از انتخابات را می بینند که چگونه آمریکا و انگلیس از جریانهایی که انقلاب را تهدید می کند، حمایت می کنند.
منافقین که عملکرد آنها بر کسی پوشیده نیست، اکنون به طور مکرر با صدور بیانیه از چه جریانی حمایت می کنند؟ بازماندگان شاه سابق بیانیه می دهند و تلویحاً یا بصراحت، به نفع یکی از طرفین غائله اخیر، اعلام موضع می کنند. تلویزیونهای لس آنجلسی و دیگر شبکه های بیگانه و افراد فاسد و فراری چگونه با تحلیلهای جهت دار وضعیت نظام را بحرانی جلوه می دهند. اکنون آیا زمان آن فرا نرسیده است که خواص سکوت را شکسته و برای ابراز مخالفت با دشمنان قسم خورده انقلاب، اعلام هویت نمایند؟
بنابراین، مردم سالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی ایران با عنایت به مؤلفههای تشکیل دهنده آن، از دیگر نظامهای سیاسی دنیا متمایز می باشد و تاکنون با مشارکت گسترده مردم درانتخابات که متضمن مقبولیت بخشی به نظام اسلامی می باشد، توانسته است جایگاه دمکراتیک خود را نسبت به مدعیان دمکراسی تصنعی، تحکیم و تثبیت نماید.
جهان صنعت:از نفت 65 دلاری تا تورم 40 درصدی
«از نفت 65 دلاری تا تورم 40 درصدی»عنوان سرمقالهِ روزنامهِ جهان صنعت است که در آن میخوانید؛تصویب نفت 65 دلاری در کمیسیون تلفیق و در کنار آن پیشبینی نرخ تورم 40 درصدی دو دلیل محکمی است که سال 89 را سال خوبی برای اقتصاد پیشبینی نمیکند. دولت در شرایطی نفت 65 دلاری را برای بودجه 89 در نظر گرفته که میزان ارزی که برای هزینه در بودجه پیشبینی کرده به رقم باور نکردنی 62 میلیارد دلار رسیده و این درحالی است که بیشترین ارزی که در بودجه طی سالهای برنامه چهارم باید هزینه میشد به طور میانگین 20 میلیارد دلار بود.
این میزان ارز یک نتیجه روشن دارد و آن تبدیل ارزهای بیشتری به ریال است که به افزایش حجم نقدینگی منجر خواهد شد. حال در نظر بگیرید که به این شرایط رکود هم اضافه و ناگهان قیمت حاملهای انرژی هم آزاد شود. حداقل پیشبینی کارشناسان از چنین آشفته بازاری تورم 40 درصدی است که رییس دولت هم اخیرا به این موضوع اذعان کرده است.
اگر تورم 40 درصدی را کوچک شدن 40 درصد سفرههای مردم جمعبندی کنیم در ابعاد بزرگتر دولت هم به نوعی با این موضوع درگیر خواهد شد، یعنی اگر قرار باشد نفت 65 دلاری در بودجه محقق نشود و قیمتها به زیر این رقم سقوط کند، دولت هم ناچار است سفره خود را کوچکتر کند. فوریترین نتیجه این کوچک شدن، کسری بودجه و عدم تحقق درآمدها خواهد بود. آیا دولت این تبعات را کارشناسانه بررسی کرده است؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: