در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید پلیس سر برسد... این جمله را کارآگاهی میگوید که در فیلم سرقت ادبی به دنبال پیدا کردن قاتل یک زن است؛ زنی که به صورت مرموزی در آپارتمانش به قتل رسیده است اما اصلا نباید فیلم سرقت ادبی را با دیگر فیلمهای پلیسی و معمایی مقایسه کرد.سرقت ادبی یک فیلم فیلمنامه محور است که روی سناریو و داستان آن حسابی کار شده است.
بهشتی زمان نوشتن فیلمنامه دقیقا میدانسته است که چه میخواهد. گویا او با خود قرار گذاشته که داستان غیر کلیشهای را در تلویزیون به نمایش بگذارد. به همین دلیل برای داستان فیلم خود ماجرا و شخصیتهای متفاوتی را طراحی کرده است.
تاکنون فیلمهای زیادی دیدهایم که به شیوه فیلم در فیلم ساخته شدهاند یا اقتباس ادبی از یک داستان بودهاند اما فیلم سرقت ادبی را میتوان نوعی متفاوت استفاده از رمان در فیلم دانست. سرقت ادبی، اقتباس از یک داستان یا رمان نبود بلکه استفاده بجا و دراماتیک از کتاب و نویسنده در یک فیلم بود.
همین نکته باعث شده بود این فیلم تلویزیونی از فضا و ساختار روایی متفاوتی برخوردار شود.داستان فیلم درباره یک نویسنده معروف رمانهای جنایی و پلیسی بود که براساس خاطرات داماد خواهر خود که از شاگردانش به حساب میآمد، رمانی مینویسد و پایان تلخی برای داستان خود انتخاب میکند.
مرد جوان هم با پایان داستان نوشته شده دست به قتل همسرش میزند و بعد خودش داستانی مینویسد تا پایانی را که دوست دارد برای نویسنده معروف و دایی همسرش رقم بزند. کارآگاه فیلم هم برای پیدا کردن قاتل واقعی شروع به خواندن رمانهای نویسنده میکند و بنا به اتفاقات آن جلو میرود و عاقبت به نتیجه میرسد.
فیلم سرقت ادبی علاوه بر داستان متفاوتی که داشت از ساختار و کارگردانی حساب شدهای نیز برخوردار بود. هر چند از کنار بازی خوب بازیگران آن هم نمیتوان بسادگی گذشت.
شهرام عبدلی در این فیلم نقش کارآگاه جوان را بازی میکرد. عبدلی را تاکنون در نقشهای منفی زیاد دیدهایم ولی نقشی که او در سرقت ادبی بازی کرد، نشان داد اگر کارگردانان حوصله داشته باشند، میتوانند از این بازیگر بازیهای متفاوتی بگیرند. هومن سیدی بازیگر نقش مرد جوان که همسرش کشته شده بود هم متفاوتتر از بقیه نقشهایش در سرقت ادبی ظاهر شد.
او نقش یک جوان روان پریش را بازی میکرد که مشکل روانی خود را با مهارت زیاد از همه پنهان میکرد. سیدی نقش دشواری را با مهارت زیاد به نمایش گذاشت.
او توانایی این را داشت تا این تعلیق را در بیننده ایجاد کند که آیا او همسرش را به قتل رسانده یا نویسنده معروف مسبب این قتل است؟ مهرداد ضیایی هم که نقش نویسنده را به عهده داشت، توانست با بازی راحت و به اصطلاح زیر پوستی خود، نقشی باورپذیر را به بیننده ارائه کند.
همه اینها را گفتیم تا به این نتیجه برسیم که آثار خوب تلویزیون هم بینندگان خاص خود را دارند و کارگردانان با کمی حوصله و خلاقیت میتوانند طرفداران زیادی پیدا کنند.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: