در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با تشکیل پروندهای در این ارتباط، دادیار میلانی در شعبه دوم دادسرای جنایی دستور قضایی را در این ارتباط صادر کرد و پرونده در دستور کار ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی قرار گرفت.
با آغاز تحقیقات مقدماتی، ابتدا با شناسایی یکی از دوستان احمد (مرد گمشده) به نام فرهاد از وی خواسته شد برای پاسخگویی به برخی سوالات به پلیس آگاهی مراجعه کند. وی طی بازجوییها عنوان کرد: چندی پیش احمد به منزلم آمد و از من خواست یک قطعه زمین او را در کلاردشت به فروش برسانم زیرا وی احتیاج شدیدی به پول داشت.
پس از این اظهارات فرهاد به عنوان مظنون پرونده آزاد شد و با ارسال پرونده به شعبه 11 پلیس آگاهی ماموران ردپای فرهاد را درخصوص مفقود شدن مرد 59 ساله به دست آوردند و با گزارش موضوع به دادیار جنایی، دستور بازداشت وی صادر شد.
اعتراف پس از 8 ماه
سرهنگ لیراوی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی در ارتباط با پیگیری این پرونده به «جامجم» گفت: با وجود دلایل و مدارک جمعآوری شده، متهم بار دیگر به پلیس آگاهی احضار شد و در حالی که این بار نیز تلاش میکرد با دروغپردازی، زمینههای آزادی خود را فراهم کند، سرانجام زبان به اعتراف گشود و پرده از راز قتل دوست خود برداشت.
متهم در این باره گفت: چندی پیش مبلغ 7 میلیون تومان از احمد قرض گرفتم اما توانایی بازپرداخت بدهی خود را نداشتم. احمد نیز مدام با مراجعه به من درخواست پولش را میکرد تا اینکه یک روز او را به کارگاه خود دعوت کردم و پس از جر و بحث با تبر به او حملهور شدم و ضربهای به سرش زدم که او نقش زمین شد و جان خود را از دست داد. متهم افزود: سپس جسد او را عقب خودروی نیسان گذاشته و به شمشک بردم و داخل دره که محل تخلیه زبالهها بود آتش زدم.
وی اضافه کرد: پس از بازگشت به کارگاه، خودروی فرهاد را در یکی از خیابانها رها کردم. پس از این اعترافات دستور قضایی لازم صادر و پرونده برای ادامه تحقیقات به شعبه 10 پلیس آگاهی ارسال شد تا درخصوص زوایای پنهان این پرونده تحقیقات لازم انجام شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: