در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم که قرار بود از 17 بهمنماه در گروه سینمایی آفریقا اکران شود ، به دلایلی نامعلوم اکرانش به تعویق افتاد و احتمالا با تاخیر روی پرده خواهد رفت.
آنچه میخوانید نگاهی کوتاه است به فیلم و مروری بر بازخوردهای نمایش آن در جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر.
1 - در فیلم به رنگ ارغوان حاتمیکیا به زندگی شخصی یک مامور اطلاعات نزدیک میشود. شخصیتی که تا به حال نمونهاش را نداشته و ندیدهایم. وظیفه یک هنرمند همین است که نادیدهها و ناگفتهها را در مقابل چشمان مخاطبانش قرار دهد. وقتی داستان زندگی مامور اطلاعاتی (شهاب 3) را دنبال میکنیم، میبینیم او حرفهای زیادی برای گفتن دارد. اما در تمام این سالها سینمای ما در برابر این آدمها سکوت کرده و به نمایش جزییات رفتاری آنها نپرداخته است. پس از دیدن به رنگ ارغوان احساس بهتری نسبت به این آدمها پیدا میکنیم و این دستاورد کمی نیست. احساس میکنیم بیشتر میشناسیمشان و میتوانیم بایدها و نبایدهای حرفهایشان را درک کنیم.
2 - به رنگ ارغوان نشان از حال و هوای حاتمیکیای سالهای قبل را دارد. پس از دعوت دلمان برای حاتمیکیای قدیمی تنگ شده بود. هنگام دیدن دعوت اصلا نمیتوانستیم باور کنیم که داریم، فیلمی از مجموعه آثار سینمای احترامبرانگیز حاتمیکیا را نگاه میکنیم. حتی وقتی تصویر خودش را در اپیزود اول در مقام کارگردان میبینیم، به عنوان یکی از دوستداران سینمایش باز هم با فیلمش احساس بیگانگی میکردیم. آدمهای دعوت انگار از دنیای دیگری به روی پرده پرتاب شده بودند. شخصیتهایی بودند که از لطافت و زلالی آدمهای دنیای حاتمیکیا هیچ نشانی نداشتند. دوست داریم هر کدامشان تداعیکننده احساس و شور و هیجان مادرانه شخصیتهای فیلمهای آخرش باشند. همچون شیرین (بوی پیراهن یوسف)، لیلا (ازکرخه تا راین)، فاطیما (خاکستر سبز)، مینو (برج مینو) و فاطمه (آژانس شیشهای) که در کشاکش نبرد دشوار قهرمانهای داستان با کنشهای عاطفیشان معادلات را بر هم میزدند.
اما آدمهای دعوت بیش از حد درگیر دو دوتا چهارتای ذهنی شان بودند. همه سعی و تلاششان را میکردند تا از عقلشان نهایت استفاده را ببرند و تصمیمی عاقلانه بگیرند که تضمینکننده منافع جمع باشد.
3 - در به رنگ ارغوان وقتی میبینیم آدمها به حرف دلشان هم گوش میکنند ذوقزده میشویم. احساس و عاطفه پدری که آرزو دارد قبل از مرگ دخترش را بغل کند، باور پذیر است. تردید سرنوشتساز مامور اطلاعات (حمید فرخنژاد) در دوراهی عشق و وظیفه، لطیف و باشکوه از آب درآمده. اینها همان آدمهایی هستند که میتوانیم باورشان کنیم. اینها میتوانند حسیترین و تاثیرگذارترین لحظات سینمای حاتمیکیا را شکل بدهند. حتما میدانید این لحظات زمانی هستند که قهرمان معترض و به هم ریخته داستان از خود بیخود میشود و بغض فروخفتهاش را آشکار میسازد. در سینمای حاتمیکیا شخصیت عاقلی مثل سلحشور (آژانس شیشهای) زیاد اجازه خودنمایی پیدا نمیکند.
4 - دقت کردید که فرخنژاد در این شش سال چقدر پیر شده است؟ چهرهاش را در این فیلم مقایسه کنید با چهره کارگر شهرستانی فیلم آتشکار و رزمنده آبادانی فیلم شب واقعه تا تاثیر گذر زمان را بر مو و چین و چروکهای صورتش بهتر ببینید. اما او همچنان مقتدرانه جلوی دوربین میرود و با حضورش در یک فیلم همه نگاهها را به سمت خودش جلب میکند. اتفاقا در جلسه مطبوعاتی فیلم شب واقعه به همین نکته اشاره کرد. این که وارد دوران میانسالی شده و هیجانات جوانیاش برای گرفتن سیمرغ فروکش کرده. او برای بازی در به رنگ ارغوان سیمرغ که نگرفت هیچ، حتی نامزد هم نشد. آن هم دقیقا در سالی که به قول بعضی ها جشنواره بزرگداشت حمید فرخنژاد نام گرفته بود. او با هفت فیلم یک پای ثابت فیلمهای امسال بود. البته خود فیلم حقش را از جشنواره گرفت. به رنگ ارغوان با شکار 3سیمرغ بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری و بهترین فیلم با دست پر با مراسم اختتامیه خداحافظی کرد. اما سیمرغ بازیگری طعم و مزه دیگری دارد. آن هم در شبی که خیلیها برای دیدن سیمرغ فرخنژاد به برج میلاد آمده بودند و سعی میکردند با صدای تشویقهایشان حرفشان را به گوش داوران برسانند.
5 - وقتی دی وی دی سریالهای 24 و فرار از زندان را میبینیم از این که آنها راست و چپ درباره مقامهای سیاسی کشورشان حرف میزنند، تعجب میکنیم. در هنگام دیدن سریال به این نکته فکر میکنیم که چرا ما ژانری به نام سینمای سیاسی نداریم. البته چند تا فیلم قدیمی مثل حاجی واشنگتن (علی حاتمی)، خط قرمز (مسعود کیمیایی)، بایکوت (محسن مخملباف)، سناتور (مهدی صباغزاده) و تشریفات (مهدی فخیمزاده) به شکل خیلی کمرنگ به مسوولان سیاسی رژیم گذشته اشاره میکنند. در بین فیلمهای 10 سال پیش هم میتوان زیر پوست شهر (رخشان بنیاعتماد) و پارتی (سامان مقدم) را نام برد که به اتفاقات سیاسی همچون انتخابات مجلس و توقیف مطبوعات اشارهای مختصر دارند. اما سالهاست فیلمسازان ما در هیاهوی فیلمهای کمدی و تجاری یادشان رفته که در ژانر سیاسی هم میشود فیلم ساخت. امیدواریم با اکران به رنگ ارغوان طلسم فیلمهای سیاسی شکسته شود و فیلمنامهنویسان به خودشان اجازه بدهند با تمرکز بر شخصیتها و اتفاقات سیاسی، موقعیتهای داستانیشان را شکل دهند.
احسان رحیمزاده
هر کسی از ظن خود شد یار من
در ماجرای توقیف و رفع توقیف به رنگ ارغوان هنرمندان، مطبوعات ، وزیر، وکیل و درباره یک پدیده فرهنگی هنری اظهار نظر کردند. شکاف نظرات ارائه شده درباره این فیلم آن قدر عمیق است که نمیتوانیم باور کنیم همه دارند درباره یک فیلم واحد صحبت میکنند! به عبارتی هر کسی از ظن خودش یار به رنگ ارغوان شده است. مرور بازخوردهای فیلم در کلام دیگران خالی از لطف نیست.
روحالله حسینیان نماینده تهران: 80درصد فیلم به رنگ ارغوان بسیار مثبت بود و 20 درصد آن منفی بود که اگر نقاط منفی برطرف شود فیلم بسیار مناسب و خوبی است.
شمقدری: «به رنگ ارغوان» نقطه آغازی برای ساخت فیلمهای سیاسی است. باید آستانه تحمل خود را در نمایش این نوع آثار بالا ببریم.
شبکه خبر دانشجو: ابراهیم حاتمیکیا کارگردان سابقا انقلابی (با شرکت نکردن در جلسه مطبوعاتی به رنگ ارغوان) چاره کار را در فرار از صحنه پاسخگویی و بر حذر داشتن خود از مواجهه با خبرنگاران میدانست، اما حاتمیکیا باید بداند قضیه به این سادگیها فیصلهپذیر نیست و او در زادگاه وجدانهای بیدار و قلمهایی که هرگز نمیتوان آنها را با زر و زور و تزویر خریداری کرد، در قبال چنین فیلم ناجوانمردانهای محاکمه خواهد شد.
محمدحسین صفار هرندی (وزیر ارشاد سابق): حاتمیکیا میداند مشکل «به رنگ ارغوان» کجاست. در این فیلم همه آنچه واقعیت دارد بیان نمیشود. (11 بهمن 1387، خبرگزاری مهر)
یونسی (وزیر اطلاعات دولت اصلاحات): الان هم اگر وزیر باشم مجوز به رنگ ارغوان را نمیدهم. آنچه که در فیلم به نمایش گذاشته شده بود با واقعیتهای آن زمان وزارت اطلاعات تفاوت داشت. (گفتگو با روزنامه فرهنگ آشتی)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: