گفتگو با مهدی رحمانی، کارگردان فیلم «دیگری»

مراقب انتخاب‌هایت باش!

مهدی رحمانی کارگردان 31 ساله اصفهانی، فارغ‌التحصیل رشته فیلمسازی از دانشکده صداوسیماست و فعالیتش را با ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند آغاز کرد.
کد خبر: ۳۰۸۹۷۸

 2 مستند کوتاه «پسران پاییز» و «عاشقانه‌های پل» جزو آثار مطرح کارنامه این فیلمساز جوان محسوب می‌شوند که چند دوره در جشنواره‌های بین‌المللی حضور داشتند.

او همچنین مجموعه مستند «آشیانه‌ای بر باد» را برای مرکز مستندسازی تلویزیون ساخته و امسال با نخستین فیلم سینمایی‌اش «دیگری» در جشنواره فجر حضور دارد.

نمایش جشنواره‌ای «دیگری» چطور بود و تا چه حد با انتظاراتی که داشتید مطابقت داشت؟

با این‌که صدای سالن و کیفیت آپارات وضعیت مطلوبی نداشت، اما در نمایش ویژه‌ای که برای اهالی مطبوعات و نویسندگان سینمایی برگزار شد، بیشتر کسانی که فیلم را دیدند رضایت نسبی داشتند. با توجه به این که اولین فیلم نمی‌تواند بدون اشکال باشد، در مجموع از نمایش فیلم و بازخوردهایی که دریافت کردیم، راضی هستم.

به نظر خودتان نقاط مثبت و قابل بحث «دیگری» کدام است؟

بازی‌های فیلم یکدست و روان هستند و به نظرم 2‌بازیگر اصلی (محمدرضا فروتن و مریلا زارعی) یکی از بهترین بازی‌های کارنامه حرفه‌ای‌شان را در این فیلم به نمایش گذاشته‌اند. بازیگران نقش‌های فرعی نیز بازی قابل قبولی ارائه کرده‌اند که از آن جمله می‌توانم به مهران رجبی، اصغر بیچاره و اصغر نقی‌زاده اشاره کنم که قسمتی از بار طنز فیلم را به دوش می‌کشند. موسیقی فیلم نیز با استقبال منتقدان مواجه شد، ولی مهم‌ترین تعریفی که شنیدم درباره ساختار کلی فیلم بود که می‌گفتند یکپارچه و خوش‌ساخت از کار درآمده است.

مهم‌ترین نقدهایی که به فیلم می‌شد چه بود؟

عمده‌ترین نقدی که درباره دیگری شنیدم، به ساختار داستان و بافت دراماتیک فیلمنامه برمی‌گشت. ضمن این‌که برخی نویسندگان سینمایی اشاره کردند که ساختار بصری و قاب‌های فیلم قدری از مد افتاده و قدیمی به نظر می‌رسد که البته با آنها هم‌عقیده نیستم؛ اما بخش اصلی نقدها به فیلمنامه و روند کلی داستان بازمی‌گشت، چون «دیگری» فیلمی شخصیت‌محور است و حس درونی این فیلم از فیلمنامه و روابط میان شخصیت‌ها سرچشمه می‌گیرد.

فیلمنامه «دیگری» و خط اصلی داستان از کجا آمد؟ آیا ایده اولیه متعلق به شما بود یا از ابتدا بر اساس فیلمنامه مهران کاشانی فیلم را ساختید؟

ابتدا قرار بود طرح دیگری را به فیلمنامه تبدیل کنیم، اما فیلمنامه اولیه که «جایی نزدیک زمین» نام داشت به دلیل اشکالاتی که از سوی مسوولان به آن وارد شد، کنار گذاشته شد و مهران کاشانی مشغول نگارش فیلمنامه جدیدی شد که در نهایت به همین فیلم «دیگری» تبدیل شد. طرح فیلمنامه جدید را خود کاشانی ارائه کرد و نگارش فیلمنامه را نیز به تنهایی انجام داد.

کل ماجرای فیلم، شرح سفر پسری نوجوان با مردی است که بزودی قرار است ناپدری‌اش شود؛ یعنی 2‌شخصیت در موقعیتی کاملاً انسانی قرار می‌گیرند و موتور محرک داستان، روابط میان این دو است. برای شکل‌گیری بافت درام و جلوگیری از یکنواخت شدن فضای فیلم چه تمهیداتی در نظر گرفتید؟

در درجه اول سعی کردیم تنوع لوکیشن داشته باشیم و پس‌زمینه بصری فیلم یکنواخت نباشد. کوشیدیم جاهایی را انتخاب کنیم که برای بیننده جالب باشد. به همین دلیل طراحی صحنه و لباس را نیز خودم به عهده گرفتم تا بتوانم فیلم را به آن فضایی که در ذهن داشتم نزدیک کنم. می‌خواستیم فضای فیلم جذاب و بکر باشد، بدون این‌که به ساختار اگزوتیک و نمایشی نزدیک شود.

شخصیت‌های فیلم عموماً خاستگاه روستایی یا شهرستانی دارند. معمولاً در سینما و تلویزیون ما برای این که خاستگاه شخصیت‌های اینچنینی معلوم شود، برایشان از لهجه و گویش محلی استفاده می‌شود، ولی شخصیت‌های «دیگری» با این که غیرشهری هستند ولی هیچ لهجه‌ای ندارند. آیا این خصیصه عامدانه انتخاب شده است؟

انتخاب لهجه یا گویش محلی برای شخصیت‌های یک فیلم سینمایی، علاوه بر آن که ضرورت ندارد، 2‌‌آسیب مهم نیز به دنبال دارد. اول این‌که هرچقدر بازیگر برای آموزش زیر و بم و جزییات یک لهجه زحمت بکشد، باز هم مطابق با نمونه‌های اصلی در نمی‌آید. در بهترین حالت بازیگر می‌تواند لهجه محلی را طوری ادا کند که برای کسانی که به آن لهجه صحبت نمی‌کنند، قابل قبول باشد. دوم آن‌که لهجه داشتن شخصیت‌های فیلم باعث از بین رفتن فضای جدی فیلمنامه می‌شود و موقعیت مضحکی را به وجود می‌آورد. ترجیح دادیم شخصیت‌های «دیگری» به همان زبان فارسی رایج که بیننده از تلویزیون و رادیو به عنوان لهجه رسمی می‌شنود، صحبت کنند و خاستگاه روستایی آنان را با عناصری غیر از نحوه گویش به بیننده منتقل کنیم.

بازیگران اصلی چگونه انتخاب شدند؟ به ‌هرحال فروتن و زارعی جزو ستاره‌های دنیای بازیگری محسوب می‌شوند و برای حضور در چنین نقش‌هایی باید از شمایل ستاره‌ای آنان آشنایی‌زدایی شود. چه تمهیداتی به کار گرفتید که 2 بازیگر اصلی را از آن قالب شیک ستاره‌ای بیرون بیاورید؟

می‌دانم ساخت فیلمی مانند «دیگری» ممکن است ادامه مسیر حرفه‌ای‌ام را با دشواری مواجه کند و خطر بالایی داشته باشد، اما دست‌کم خیالم راحت است که فیلم خودم را ساخته‌ام

من با این تئوری آشنایی‌زدایی از بازیگران سرشناس موافق نیستم. هم محمدرضا فروتن و هم مریلا زارعی انتخاب‌های اول من برای بازی در نقش‌های اصلی بودند. حتی می‌توانم بگویم در زمان نوشتن فیلمنامه به آنها فکر می‌کردیم، چون می‌خواستم نقش‌های اصلی را بازیگران حرفه‌ای و آشنا بازی کنند تا با استفاده از شناخت ذهنی تماشاگر از آنها، نزدیکی بیشتری میان مخاطب و شخصیت‌ها ایجاد شود. معتقدم اگر بازیگر حرفه‌ای در قالب یک شخصیت چندوجهی و ساختارمند بازی کند، با توجه به صمیمیت و آشناپنداری تماشاگر می‌تواند شخصیت باورپذیر و زنده‌ای خلق کند. فروتن وقتی فیلمنامه را خواند از نقش خوشش آمد و در طول کار هم به من اعتماد کرد و شخصیت با همفکری و تلفیق ایده‌ها شکل گرفت. با این‌که از نظر امکانات تولید و نگاتیو در مضیقه بودیم، سعی کردم روی اجرای صحیح و باورپذیر بازی‌ها وسواس به خرج دهم، چون فیلم وابستگی زیادی به بازیگرانش دارد و اگر قرار بود بازی‌ها ضعیف از کار دربیاید یا مناسبات شخصیت‌ها قانع‌کننده نباشد، به کلیت فیلم لطمه می‌خورد.

تمهید هوشمندانه‌ای بود، چون بار اصلی درام روی دوش شخصیت‌هاست. فیلم نه اکشن خاصی دارد و نه به وسیله موسیقی و عناصر صحنه‌ای حسی را منتقل می‌کند.

بله، همه‌چیز در اختیار بازیگر قرار داشت و یکی از دلایلی که تصمیم گرفتم بازیگران حرفه‌ای را برای بازی در نقش‌های اصلی دعوت کنم همین بود. مریلا زارعی یکی از بهترین و مستعدترین بازیگران زن چند سال گذشته است که هرگز به اندازه شایستگی‌اش قدر ندیده است. وقتی بازی در این فیلم به او پیشنهاد شد به خاطر کوتاهی نقش قدری مردد بود، ولی به او اطمینان دادم در همین زمان کوتاه که روی پرده حاضر است، نقش مهمی در پیشبرد ماجرا دارد و حضور او می‌تواند حال و هوای فیلم را عوض کند. او هم پذیرفت و فکر می‌کنم هر دو از نتیجه راضی باشیم. در مجموع بازیگران زحمت زیادی برای اجرای نقش‌ها کشیدند.

شما با 31 سال سن یکی از جوان‌ترین فیلمسازانی هستید که در جشنواره امسال با فیلم بلند سینمایی حضور دارید. این مسیر را چگونه طی کردید و چطور وارد سینما شدید؟

در دورانی که به مدرسه می‌رفتم، سریال «قصه‌های مجید» در مدرسه ما فیلمبرداری می‌شد و تمام ذهنم مشغول گروه تولید قصه‌های مجید بود. بیشتر از همه همکلاسی‌هایم با کیومرث پوراحمد عکس دارم و به تمام حرکات گروه فیلمبرداری با دقت توجه می‌کردم. مدتی بعد وارد انجمن سینمای جوان اصفهان شدم و سپس در دانشکده صداوسیما در رشته فیلمسازی تحصیل کردم. پس از کارگردانی چند فیلم کوتاه و مستند و یک مجموعه مستند تلویزیونی، شرایطی فراهم شد که بتوانم اولین فیلم بلندم را بسازم.

گذشته از تحصیل در رشته سینما، معمولاً 2 شیوه برای ورود به سینمای حرفه‌ای وجود دارد. اول ساخت فیلم‌های کوتاه و تجربی است و دیگری دستیاری و فعالیت‌های جانبی در گروه‌های تولید حرفه‌ای. به نظر می‌رسد شما از مسیر اول وارد سینما شده‌اید.

دقیقاً نمی‌توان گفت ماجرا به این شیوه شکل گرفت. در واقع اصول و قواعد فعالیت در سینمای کوتاه و تجربی با سینمای حرفه‌ای به کلی تفاوت دارد. ممکن است تجربه‌ها و آموخته‌های آن دوران در زمان فعالیت حرفه‌ای به کار بیاید، ولی مسیر مستقیمی از سینمای آماتور به سینمای حرفه‌ای وجود ندارد. این کاملاً بستگی به فرد دارد که برای ورود به سینما چه میزان توانایی و البته سماجت به خرج دهد.

برای ساخت اولین فیلم سینمایی چه چالش‌هایی پیش رو داشتید؟ سختی‌های کار در سینمای حرفه‌ای برای فیلمساز جوانی که می‌خواهد اولین فیلم بلندش را بسازد، چیست؟

ساده‌ترین مسیر این است که فیلم با بودجه تهیه‌کننده دولتی و حمایت سازمان‌های سینمایی مانند فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شود؛ ولی در غیر این صورت دشوارترین مرحله پیدا کردن سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده بخش خصوصی است. کمتر تهیه‌کننده‌ای حاضر می‌شود سرمایه‌اش را برای تهیه فیلم اول یک فیلمساز جوان به خطر بیندازد. چون ساختار اقتصادی سینما بسیار آسیب‌پذیر است و با این وضعیت اکران، امکان ضعیفی برای برگشت سرمایه وجود دارد. دومین مرحله، قانع کردن عوامل حرفه‌ای به همکاری است.

خیلی از فیلمسازان جوان ترجیح می‌دهند اولین فیلم‌شان را در قالب اثری تجاری و عامه‌پسند بسازند تا با موفقیت در گیشه، آینده حرفه‌ای‌شان تضمین شود و تهیه‌کنندگان بیشتری مایل به همکاری با آنان شوند. چرا تصمیم گرفتید فیلمی مثل دیگری بسازید؟

فکر می‌کنم هر فیلمسازی حتی آنها که فیلم تجاری می‌سازند باید به فیلم‌شان ایمان داشته باشند. می‌خواستم اولین فیلمم چیزی باشد که به آن باور دارم. می‌دانم این انتخاب ممکن است ادامه مسیر حرفه‌ای‌ام را با دشواری مواجه کند و خطر بالایی داشته باشد، اما دست‌کم خیالم راحت است که فیلم خودم را ساخته‌ام و به سلیقه و باورهایم خیانت نکرده‌ام.

با ساخت دیگری چه تجربه‌ای به دست آوردید که بخواهید به فیلمسازان جوان که در آستانه ساخت اولین فیلم‌شان هستند منتقل کنید؟

شاید مهم‌ترین نکته این باشد که انتخاب عوامل فنی و بازیگران، اصلی‌ترین انتخاب یک فیلمساز است و سرنوشت فیلم بستگی به چگونگی انتخاب عوامل دارد. در کل فکر می‌کنم فیلمسازی یعنی انتخاب.

شاهین شجری‌کهن

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها