ستون آزاد

عاشق زندگی و کارتان باشید

دیروز از یک خبرگزاری تماس گرفتند که هم تولدم را تبریک بگویند و هم بپرسند در آستانه ورود به دهه هشتم عمرم چه حرفی برای گفتن دارم. گفتم نمی‌دانم چرا وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم که چرا آدم‌های نسل من و خود من باید با رنج و عذاب کار کنیم؛ اما در عین حال تاکید کردم که پشیمان نیستم. فیلم اولم را با هزینه شخصی ساختم، با این امید که نشان دهم می‌توانم و برای ساخت فیلم بعدی، آدم موجهی هستم، اما نتیجه‌اش برعکس بود. حالا دیگر تهیه‌کننده‌ها از من انتظار دارند که فیلم بعدی‌ام را هم خودم بسازم. غافل از این‌که من همه هستی و دارایی‌ام را سر فیلم اول گذاشتم و با این‌که در 53 جشنواره خارجی شرکت کرد و در داخل هم فیلم موفقی بود، ولی همه هزینه‌هایش برگردانده نشد و هیچ‌کس از من حمایت نکرد.
کد خبر: ۳۰۸۶۴۷

مثلا فارابی درصدی از سرمایه فیلم اول را داده بود، ولی با وجود موفقیت‌ها انگار با اراده و تعهد خاصی نمی‌خواست برای کار دومم کاری بکند. حتی هیچ‌کس یک تماس خشک و خالی نگرفت که بپرسد چرا فیلم دومت را نمی‌سازی. اصلا انگار نه انگار. در حالی که فیلم من درست به اندازه یک سفیر و حتی بیشتر برای ایران تبلیغ کرده و چهره زیبایی از آن به نمایش گذاشته بود. این را به همه مسوولانی که دیدم گفتم، ولی باز هم انگار نه انگار. این طور بود که 5‌‌سال با ناکامی، غبطه و حسرت گذشت. حتی حالا که دارم فیلم دومم را شروع می‌کنم، این سکوت هنوز هم هست و نمی‌دانم تا کی بناست ادامه داشته باشد. انگار نباید امیدوار باشم که درهای همکاری و همیاری رو به آدمی مثل من باز شود. حالا واقعیت این است که آنقدر دلم پر است که حوصله باز کردن سفره درددلم را هم ندارم. فقط می‌توانم بگویم چرا؟

24 دی، 70 سالم تمام شد و وارد 71 سالگی شدم، اما احساس می‌کنم هنوز کلی کار مانده که باید انجام بدهم؛ کلی فیلم نساخته و کلی تئاتر روی صحنه نیاورده. من با کارم زنده‌ام و تا وقتی کار می‌کنم، پر از انرژی و شادابی هستم. بالاترین چیزی که من را اذیت می‌کند، بیکاری است. با گذشت این همه سال هنوز پرم از انرژی و شوق کار و دقیقا همین است که به زندگی‌ام معنا می‌دهد. فقط ای‌کاش کمتر وقت ما صرف سگ‌دو زدن و جنگیدن برای پیدا کردن پول می‌گذشت. من با کلی امیدواری حرکت و راهکارهای ساخت فیلم را دنبال می‌کنم؛ البته تا حدی که به دریوزگی نیفتم. در غیر این صورت ترجیح می‌دهم بمیرم؛ چون دریوزگی آخر کار هنرمند است. توصیه‌ام به جوان‌ها این است که عاشق باشند؛ اول عاشق زندگی و بعد عاشق کارشان، چون در غیر این صورت فاجعه‌ای که الان همه جا را گرفته، شدیدتر می‌شود؛ یعنی اکثر کسانی که به کاری گمارده شده‌اند، برای آن کار ساخته نشده‌اند و عاشقانه با آن زندگی نمی‌کنند.

دکتر علی رفیعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها