در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«آلیشیا» در باطن، دختری معصوم و بیگناه است ولی در ظاهر، دست تقدیر شرایطی برای او رقم زده که خوشنام و مورد قبول جامعه نباشد. به علاوه، او دختر کسی است که به جرم جاسوسی به 20 سال حبس در زندان ایالتی متهم شده و همین خود بیشتر موجبات بدنامی آلیشیا را فراهم ساخته است و اینها همه روی هم موجبات بیعلاقگی آلیشیا به شرایط و موقعیت خود و پدرش را رقم میزند. آلیشیا بدنامی است که میخواهد خوشنام باشد غافل از اینکه وقتی ارزشها وارونه میشوند، وقتی انسانها در شناخت خوب و بد، ظاهربین و در نتیجه کجاندیش میشوند و وقتی ظاهر و باطن فاصلهای اینچنین از هم میگیرند، دیگر نه بدنامی به معنای بد بودن است و نه خوشنامی مترادف با خوب بودن. قضاوت دیگرانی که تنها ملاک سنجش خوب و بد در نزدشان ظاهر است نه تنها ارزشی ندارد بلکه ارزش غالبا در اتخاذ موضع کاملا مخالف با آنهاست. آلیشیا حتی ساده دلتر از آن است که اصلا بتواند به این تحلیلهای نظری پیچیده فکر کند. او میخواهد خوب باشد و خوب بودن در نظرش پذیرفته شدن از ناحیه پلیس خوشنامی است که وارد زندگیاش شده و به او ابراز عشق کرده و آلیشیا به زندگی مشترک با این شاهزاده رویایی! دل بسته است.
آلیشیا در جستجوی خوشنامی به جایی میرسد که نادانسته به قلمرو خوبیهای حقیقی پشت میکند و به بدترین بدیها یعنی عمل ناشایست جاسوسی آن هم به شکل «ماتاهاری» گونهاش تن میدهد فقط چون تشنه اندکی محبت است در جامعهای که همواره او را از خود رانده و با انگ بدنامی طردش کرده است. او در آرزوی خوشنامی، ناخواسته بد میشود فقط به این دلیل که میخواهد عشق خود را به معشوقش «دولین» ثابت کند.
آلیشیا یک قربانی به تمام معناست. قربانی نابسامانیهای اجتماعی که نه فقط زاده ناهنجاریها بلکه خود زاینده کژیها و انحرافات است. به این معنا که وارونگیهای ارزشی حاکم بر جامعه محل زندگی آلیشیا نه فقط موجبات طرد دختر پاک دلی همچون او را فراهم میکند بلکه به این هم بسنده نمیکند و به مقتضای خصلت زایندگی نامبارکش به باطن پاک امثال آلیشیا دست دراز میکند تا او را نیز همرنگ اکثریتآلوده جامعه نماید، اما در این مصاف نابرابر سرانجام آلیشیا و عشق پاک اوست که پیروز است. او اگرچه به جهنم پستیهای خوشنامان پا میگذارد اما دست آخر همین فداکاری و از خودگذشتگی بیمانندش ناجی او میشود. این عشق اوست که دولین را وا میدارد بی توجه به توصیه مافوقش پرسکات و بیاعتنا به الزامات اطلاعاتی مسوولیت پلیسی، دل را به دریا بزند و به نجات آلیشیا بشتابد. سرانجام عشق بر کار پیروز میشود.
پانوشت:
1- فیلم بدنام محصول 1946 آمریکا، کارگردان: آلفرد هیچکاک، بازیگران: اینگرید برگمن، کری گرانت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: