در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نادی، خواننده تپش است. چهرهها و حادثهها را خوانده و از صفحه حسابی تعریف میکند. به همین خاطر ذهن آمادهای دارد و مهمترین حادثه زندگیاش را اینگونه تعریف میکند: وقتی که نوجوان بودم حادثه بزرگی برایم اتفاق افتاد که مسیر زندگیام را عوض کرد. وقتی که 13 ساله بودم به صورت حرفهای فوتبال بازی میکردم و دروازهبان بودم. بهترین دروازهبان مدارس تهران بودم و مطمئن بودم یک روز دروازهبان تیم ملی میشوم. اما درفینال یکی از مسابقات مناطق تهران با خط حمله حریف برخورد فیزیکی داشتم و به خاطر شرایط بد زمین به شدت آسیب دیدم و دستم شکست.
نادی در پی این اتفاق سه چهار ماه از ورزش دور میشود و خیلی هم عصبانی و افسرده بوده. اما بعد از چند ماه والیبال را امتحان میکند. میگوید: بعد از یک سال عضو تیم ملی نوجوانان شدم و بعد جوانان و حالا هم بزرگسالان. حالا خدا را شکر میکنم که این اتفاق برایم افتاد. شاید اگر دستم نمیشکست هیچ وقت سراغ والیبال نمیرفتم. هنوز جای این شکستگی روی دستم هست و من هر وقت نگاهش میکنم یاد تمام اتفاقات تلخ و شیرینی میافتم که به خاطرش متحمل شدم و از آن به نیکی یاد میکنم.
کاپیتان تیم ملی والیبال به گفته خودش در طول زندگی ورزشیاش شیرینیها و تلخیهای زیادی را پشت سر گذاشته اما شیرین ترین اتفاق زندگیاش چیست؟ پاسخ میدهد: سال 98 مرد سال والیبال آسیا شدم. این یکی از مهمترین افتخارات زندگیام بود و بهترین لحظه زندگیام.
در زندگی شخصی اما ازدواج و پدرشدن نادی مسیر زندگی اش را عوض کرده. پسر دو سالهاش عرشیا و همسرش نگاهی متفاوت از زندگی به او دادهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: