در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامههای هستهای هرچند صلحآمیز ایران که در سالهای اخیر توانسته رضایت مقامات سازمان بینالمللی انرژی اتمی را کسب کند، بهانه خوبی برای بوش بود تا با کمک متحد همیشگیاش در خاورمیانه یعنی اسرائیل، بخواهد به آتشافروزی دیگری در منطقه خسته از جنگ بیندیشد.
اما اوباما رویکرد متفاوتی داشت. علاوه بر اینکه خودش در سخنرانیهای رسمی بر مذاکره و استفاده از راهحلهای دیپلماتیک تاکید میکرد، مشاوران و همکاران انتخاباتی وی نیز همانند اوباما سخن میگفتند. در همین خصوص ژنرال مک پیک، رئیس انتخاباتی کمپین باراک اوباما رفتار ایران را عکسالعملی در مقابل رویه خصمانه دولت وقت آمریکا عنوان کرد.
به اعتقاد وی، ایران دشمن اصلی القاعده است. او که رئیس ستاد مشترک نیروی هوایی آمریکا در زمان بوش پدر بوده است، همچنین تصریح کرد که ایرانیها در نبردهای اولیه با طالبان در افغانستان همکاری همهجانبه داشتهاند؛ اما ما به جای تشکر از آنها، دولت ایران را در محور شرارت قرار دادیم و این پیام روشنی به ایرانیان بود که ما علاقهای به آنها نداریم.
وی خاطرنشان کرد: ما باید سخنان بوش را پس از 11 سپتامبر به خاطر بیاوریم که ایران را در فهرست کشورهای محور شرارت قرار داد .
به گفته ژنرال مک پیک، عقیده اوباما این است که چرا ما با ایرانیان مذاکره نکنیم و چرا این کار انجام نشود وقتی ما با آنها دارای منافع مشترک هستیم. جنگ علیه القاعده یک نمونه از این موارد است .
در همین حال آنچه خود باراک اوباما مطرح کرد و مدعی شد، این بود که او اگرچه اجازه پیشروی ایران در برنامههای اتمیرا نخواهد داد، اما با دولت ایران به مذاکره مستقیم نیز خواهد نشست.
از سوی دیگر، این تنها خاورمیانه نبود که خسته از صدای تانکها و گلولههای آمریکایی بود. مردمی هم که با فاصلهای بسیار دورتر از افغانستان و عراق در مناطق سرشار از آرامش زندگی میکردند، در هراس از گشوده شدن جنگی دیگر توسط دولتمردانشان بودند. این نگرانی چنان برای آنها جدی بود که حتی به هم حزبی بوش هم رای ندادند و ترجیح دادند با انتخاب باراک اوبامای جوان اما رنگین پوست، خیال دنیایی را آسوده کنند.
مسائلی اینچنینی باعث شد نگاههای زیادی به مراسم تحلیف اوباما دوخته شود و بدرقه بوش توسط جانشین جدیدش را نظاره کنند؛ البته تمام نگاهها به اوباما مثبت نبود و بسیاری براین باور بودند که رئیسجمهور جدید آمریکا فرقی با بوش ندارد، بنابراین برخی از آنان بصراحت میگفتند به نظر میرسد آقای اوباما حرفهای سابق آمریکا را تکرار کرده و حرف جدیدی هم نخواهد داشت.
این پیشبینی بدبینترین ناظران سیاسی درباره تحولات صورت گرفته در کاخ سفید پس از پیروزی باراک اوباما بود. با این حال جنبه خوشبینی به رویکرد آتی اوباما بر جنبه منفی آن میچربید؛ هرچند حتی برخی مقامات کشور ما نیز تصورشان بر این باور بود که سیاست جنگطلبی آمریکا مانع ورود اوباما به کاخ سفید میشود.
یک سال بعد
شروع کار اوباما با تشکیل دولت جدید آمریکا، یک سال قبل همزمان با ساکن شدن وی در کاخ سفید آغاز شد.
کمی بعد انتظار شروع مذاکره ایران و آمریکا با روی کار آمدن اوباما به قدری جدی شد که کشورهای عرب منطقه هراسناک از وقوع این اتفاق به زعم آنها قریبالوقوع، هراسناک شدند و رسانههای زیادی به این موضوع پرداختند. اعراب بر این عقیده بودند که در صورت آغاز مذاکرات ایران و آمریکا برای عادیسازی روابط تهران و واشنگتن، آمریکا از کشورهای حاشیه خلیج فارس دور خواهد شد و در مقابل به سمت تحکیم روابط با ایران حرکت خواهد کرد.
این نگرانی از آن نظر وجود دارد که اعراب به لحاظ رقابتشان با ایران در کسب قدرت در منطقه، از نزدیکی تهران و واشنگتن بسیار بیم دارند و همواره امیدوارند در انجام این مذاکرات خلل ایجاد شود. زیرا تنها در این صورت است که جایگاه آنان در منطقه قویتر خواهد بود.
رفتار رئیس دولت آمریکا مانعی در مسیر تعامل سازنده میان 2 کشور ایران و آمریکا به شمار آمده است
اما کمکم مشخص شد اوباما نیز بیشتر از اینکه مرد عمل باشد، اهل حرف است. اوباما که در صحبتهای قبلی خود وعده میداد به محض پیروزی با ایران مذاکره خواهد کرد، پس از اینکه به طور رسمی رئیسجمهور شد، با تعلل بیشتری از این موضوع سخن گفت. وی در اظهار نظرهایش تاکید داشت که این مذاکره ابتدا باید در سطوح پایین دیپلماتیک آغاز شود. از سوی دیگر، آمریکا تصریح کرد زمانی این مذاکرات را آغاز خواهد کرد که درباره پرونده هستهای ایران با متحدان اروپایی خود نیز به جمعبندی مشخصی رسیده باشد. این در شرایطی بود که همگان یقین داشتند هر پیشنهادی از سوی دولت اوباما برای مذاکره با ایران با شکست مواجه خواهد شد، مگر اینکه آمریکا لحن خود را در مقابل ایران تغییر دهد.
اما این تنها تغییر موضع اوباما نبود. وی در اقدامی غیر قابل انتظار از نظر تحلیلگران سیاسی، به تمدید تحریمها علیه ایران پرداخت. وی با تاکید بر اینکه ایران تهدیدی نامتعارف و خارقالعاده برای آمریکاست تحریمهایی را تمدید کرد که برای نخستین بار توسط بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، در سال 1995 علیه ایران و برای جلوگیری از کمک شرکتهای آمریکایی به ایران و توسعه این کشور اعمال شده بودند.
باراک اوباما اسفند ماه گذشته بود که گفت میخواهد با وجود آمادگی برای گفتگو با ایران، تحریمها و اعمال محدودیتهای تجاری علیه جمهوری اسلامی را یک سال دیگر نیز تمدید کند، زیرا به ادعای او، ایران کماکان تهدیدی نامتعارف و خارقالعاده برای امنیت آمریکاست.
اوباما در ادامه تصریح کرد: من این اضطرار ملی را در ارتباط با ایران برای یک سال دیگر تمدید میکنم.
این اقدام اوباما در حالی صورت گرفت که جورج بوش نیز هرساله این تحریمها را تمدید میکرد، بنابراین در زمانی که خود آمریکاییها نیز در مورد میزان تاثیر قانون تحریمهای ایران ابراز تردید داشتند، اوباما بر خلاف گفتههای پیشینش، سیاست بوش را ادامه داد.
بدین ترتیب مشخص شد حرفهایی که اوباما گفته بود بعد از ورود به کاخ سفید درباره ایران خواهد زد، چه بوده است.
کمی بعد اوباما در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد، چنانچه ایران مشت خود را باز کند، ایالات متحده حاضر است دست دوستی به سوی این کشور بگشاید. این سخن رئیسجمهور آمریکا با واکنش احمدینژاد مواجه شد که در پاسخ به اوباما گفت: «ایران آماده گفتگوست.» احمدینژاد در عین حال خواستار تغییرات بنیادین در سیاستهای آمریکا شد.
اما آنچه تاکنون از رفتار رئیس دولت آمریکا مشاهده شده، اقداماتی بوده که نه تنها باعث نزدیک شدن 2کشور نشده، بلکه به عنوان موانعی در مسیر تعامل سازنده به شمار آمده است. در همین خصوص میتوان مصادیق دیگری نیز بر شمرد. دخالتهای کاخ سفید در امور داخلی ایران که پس از حوادث اخیر بعد از انتخابات صورت گرفت، هرگز نمیتواند راهگشای مسیر بسته 2 کشور باشد. جدیدترین سخنان اوباما نیز که با اشاره به اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران بیان شد، نمونه دیگری است.
کاخ سفید چند وقتی است به رغم تاکید بر باز بودن درهای مذاکره، از تلاش برای تشدید تحریمها علیه ایران سخن میگوید.
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا دراین ارتباط تاکید کرد: «هرچند تلاش کشورش در سال 2009 میلادی برای حل و فصل مناقشه اتمی ایران بی نتیجه بوده، دولت آمریکا هنوز از بروز گشایشی در روند مذاکرات اتمی ناامید نشده است.» همچنین کاخ سفید انزوای بیشتر ایران را یکی از موفقیتهای دولت باراک اوباما در عرصه سیاست خارجی سال 2009 میلادی دانسته است. این در حالی است که مقامات ایران بارها تحریمهای آمریکا و دیگر کشورها علیه این کشور را بی نتیجه دانستهاند. آمریکا همچنین از تعیین ضربالاجل برای ایران سخن میگوید؛ ضربالاجلی که برای پاسخگویی تهران به پیشنهاد تهیه سوخت رآکتور اتمی کشورمان داده شده است و البته از سوی مقامات ایران پذیرفتنی نیست. با وجود این به نظر میرسد آمریکا قصد دارد همچنان این روند را ادامه دهد و راه تقابل را در پیش گیرد. در این زمینه رسانههای غربی با اشاره به تحولات صورت گرفته گزارش میکنند که باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا معتقد است ناآرامیهای داخلی و علامتهای غیرقابل پیشبینی در برنامه هستهای تهران (به زعم او)، این کشور را در مقابل تحریمهای فوری و قوی آسیبپذیر کرده است، راهی که از مسیر تحریم و اعمال محدودیت میگذرد و قطعا به بنبست ختم خواهد شد.
غرب و در راس آنها آمریکا، هنوز نپذیرفته که فشار خارجی تنها باعث میشود اراده ایران برای ادامه فعالیتهای هستهای که کاملاً هم قانونی است، تقویت شود. هر چه ما با تحریمهای بیشتری مواجه شویم، قطعا بیشتر از موضع توافق و مصالحه فاصله میگیریم. طی سالهای اخیر، مقامات آمریکایی آرزو میکردند قطعنامهها و تحریمهای بیشتری علیه دولت ایران تصویب شود تا بلکه اشتباهاتی نظیر خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی یا اخراج بازرسان آژانس از سوی ایران سر بزند؛ ولی این اقدامی است که ما هیچ وقت نخواستیم آن را محقق کنیم و اوباما هنوز این را درک نکرده است و به نظر میرسد قصد دارد اشتباه پیشینیانش را تکرار کند.
مریم جمشیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: