چگونه باید امتحان بدهیم؟

گاهی بیست و پنج صدم هم مهم است

متین دانشجوی داروسازی دانشگاه زنجان است. او کتاب ادبیات چیست سارتر را برای نوشتن یک تحقیق تحلیلی ادبی در دست دارد. تحقیقی که از اول ترم برای نوشتنش فرصت داشته. او کتاب مربوط به امتحان «میکروب»ش را در دست دیگرش گرفته و از دوستش می‌خواهد که زحمت تحقیق را برایش بکشد. احتمالا‌ متین را 7 سال بعد در یکی از داروخانه‌های تهران خواهید دید. امتحان، هیچ جوره‌اش خوب نیست. حالا می‌خواهد امتحان ادبیات باشد، مواد، ویروس، ریاضی یا حتی ژوژمان نقاشی. از همه سخت‌تر هم امتحان الهی است که هیچ‌کس را از آن گریزی نیست و از آنجا که فرصت کافی برای این امتحانات به آدم داده می‌شود دیگر جای هیچ و عذر و بهانه‌ای برای بر نیامدن از پس امتحانات الهی باقی نمی‌ماند.
کد خبر: ۳۰۷۸۷۱

از همان زمان مدرسه رفتن هم گریبانمان را گرفته بود و سالی دست‌کم 3 بار به صورت جدی بر زندگی‌مان فرود می‌آمد. از توی کوچه و وسط بازی فوتبال یا پای تلفن جمع و جورمان می‌کرد و کتاب به دست، به قدم زدن و درس خواندن وا می‌داشت. یادتان هست؟

تا آن که نظام جدید آموزشی تعداد امتحانات را به 2 بار در سال تغییر داد، ضمن آن که امتحان‌های ریز و قابل اغماضی به اسم میان ترم به وجود آمد که می‌شد راحت‌تر از پس‌شان بر آمد.

با ورود به دانشگاه و آشنایی با آن فضا، کم‌کم ترس از امتحان جای خودش را به استرس کمتر و بتدریج بی‌خیالی می‌دهد. شما در دانشگاه راه‌های در رو، مثل تقلب را با خلاقیت و شدت بیشتری پی می‌گیرید و در نهایت با نمره‌ای که تا مرز قبولی 25 صدم فاصله دارد، درس را پاس نمی‌کنید.

وقتش را بیشتر کنید

فرصت‌ها به نظر، موجودات بسیار مناسبی می‌آیند. اگرچه به عقیده خیلی‌هایمان فرصت برای درس‌های مهم‌تر و سخت‌تر خیلی کم است، اما جز آنهایی که همیشه بهترین نمره‌ها را در برد اعلانات دانشکده دارند، فرجه به کار چه کس دیگری می‌آید؟

با این حال بچه تنبل‌ها، آنهایی که درس و دانشگاه برایشان آنقدرها جدی نیست هم به فرصت‌ها به چشم منجی قلب‌های مضطرب نگاه می‌کنند، اما خودشان هم خوب می‌دانند که فرجه هیچ کمک اضافه‌ای به آنها نخواهد کرد. جز آن که احتمالا ناراحتی‌های عصبی و عروقی برایشان به جا بگذارد که همه‌اش هم نتیجه یک استرس ناگهانی است. ضمن آن که درس‌هایی که در روزهای فرجه خوانده می‌شوند به طور حتم تا ماه آینده یا نهایتا 2 ماه آینده‌اش فراموش خواهند شد. این چه وضع دانشگاه رفتن است؟

راحیل یکی از آن دانشجوهای درس‌خوانی است که فرصت‌ها برایش فقط فرصت مرور چیزهایی است که در طول ترم می‌خوانده و در کلاس‌های درس از استاد یاد می‌گرفته است. او وجود فرصت‌ها را بسیار ضروری می‌داند و همصدا با دانشجوهای درس‌نخوان‌تر معتقد است باید وقتش را بیشتر کرد.

با این حال راحیل از فرصت هم با برنامه‌ریزی دقیق به بهترین نحو استفاده می‌کند. او درس‌های مشکل‌تر را در فرجه درس‌های آسان‌تر می‌خواند و به جایش درس‌های آسان‌تر را فقط یک مرور کوتاه می‌کند. راحیل قرار است سال‌ها بعد، یکی از اساتید ادبیات دانشگاه تهران باشد. برای همین می‌داند که باید از فرجه‌هایش به خوبی استفاده کند.

فرجه‌بندی‌های امتحانی، معمولا بسته به برنامه‌ریزی استاد و دانشگاه و بی‌توجه به وضعیت واحدگیری دانشجوها انجام می‌شود که البته تنها راه ممکن هم هست. برای همین هم امکان دارد در طول دوران تحصیل، به خاطر واحدگیری‌های خارج از برنامه کلاس یا افتادن‌های پی در پی واحد‌های درسی، تاریخ و ساعت 2 تا از امتحان‌هایتان مشابه از آب در بیاید. میزان استرسی که باید تحمل کنید را محاسبه کرده‌اید؟ البته دانشگاه‌های درست و حسابی‌تر که برنامه‌ریزی‌های دقیق‌تری دارند، با اعلام تاریخ امتحانات در همان اول ترم و زمان انتخاب واحد، مسوولیت همه چیز را به خودتان واگذار می‌کنند.

من از امتحان می‌ترسم

امتحانات، شما را دچار استرس و ترس می‌کنند. مثلا این‌که قرار است اطلاعات و سوادتان درباره آنچه در هسته چیزها اتفاق می‌افتد مورد قضاوت قرار بگیرد، شما را از نفس کشیدن می‌اندازد. امتحان، شما را از خیلی چیزها دور می‌کند، باید خیلی از فعالیت‌های قبلی را برای مدتی متوقف و کار و زندگی‌تان را تعطیل کنید. با دید و بازدیدهای خانوادگی و یللی تللی کردن‌های دوستانه، از غذا خوردن به موقع و خوب خوابیدن می‌افتید و خلاصه آنقدر کلافه‌تان می‌کند که آرزوی تمام شدنش را می‌کنید.

دکتر نوروزی، متخصص روانشناس، به طور ویژه موضوع استرس را دنبال می‌کند و کیس‌های مراجع به او معمولا جوان‌هایی هستند که به شکل‌های مختلفی دچار اضطراب‌ها و نگرانی‌هایی با منشأ نامشخص هستند. اضطراب یکی از بیماری‌های شایع دوره سنی نوجوانی و جوانی است که معمولا با مراجعه به روانشناس و روانپزشک و در موارد حادتر متخصص اعصاب و روان قابل درمان است.

به گفته دکتر نوروزی استرس ناشی از امتحانات یکی از نمونه‌های نه‌چندان پر مراجع اما بسیار جدی است. در بین کسانی که دچار اضطراب‌های ناشی از امتحانات می‌شوند دانش‌آموزان و دانشجویان دختر بیشترین آمار را دارند. معمولا فشارهای خانواده، دوستان و رقابت‌های درسی بین دانشجوها منشا این اضطراب‌ها هستند.

خیلی هم نگران نباشید، مراجعه به پزشک آخرین راه درمان این نوع اضطراب است که به صورت موقت بر روح و روانتان سایه می‌اندازد. خودتان می‌توانید استرس امتحانات را از درونتان بیرون بکشید. بهتر است این کار را از همان اول ترم و با داشتن حضور قلب کامل در کلاس‌های درس آغاز کنید، اما اگر تنبلی کرده‌اید و حالا دستتان به جایی بند نیست از اضطراب یک پایتان توی اتاق است و پای دیگرتان توی دستشویی و برای داشتن چند ساعت آرامش دارید دیوانه می‌شوید. دست نگه دارید، نکنید این کار را با خودتان.

یک نفس عمیق یوگایی بکشید، کتاب را جلوی رویتان باز کنید، تعداد صفحاتی را که باید بخوانید محاسبه کنید، آن را به چند قسمت تقسیم کرده و بخش‌های سخت‌تر را انتخاب کنید، زمانی که دارید چقدر است؟ بدون آن که خیلی عجله به خرج بدهید زمان را برای خواندن کتاب از سخت به آسان تقسیم کنید. زمان بیشتری را برای بخش‌های سخت‌تر بگذارید. این یکی را خودتان می‌دانستید دیگر؟

اگر هنر داشته باشید!

خوابگاهی که باشید ایام فرجه و امتحانات، سخت‌ترین و پرخاطره‌ترین شب‌ها را برایتان به جا می‌گذارند. شب‌هایی که از سر و صدای هم اتاقی‌هایی که امتحان ندارند و دلشان یک شکم سیر درددل می‌خواهد، یک کیسه تخمه ژاپنی هم خریده‌اند و نشسته‌اند به حرف زدن، عاصی می‌شوید و یک جنگ حسابی راه می‌اندازید. شوخی ندارید که، فردا امتحان ریاضی سه دارید و خدا می‌داند که چقدر هم سخت است.

این‌که روزهای فرجه را در خانه و در کانون گرم خانواده باشید محسناتی دارد که نمی‌توانید در هیچ کجا پیدایش کنید. 3 وعده غذای کامل و پر از پروتئین، کلسیم و مقادیر زیادی کالری، چایی قند پهلو و نوشیدنی‌هایی که ساعت به ساعت و پاورچین ‌پاورچین به اتاقتان آورده می‌شوند و میوه‌های آبدار با ویتامین‌هایی که همه سلول‌های بدنتان را دچار شادی می‌کنند.

بهترین فضا برای درس خواندن، بودن در اتاقی بدون سر و صدا و وسایل اضافه‌ای که حواستان را به خودشان مشغول کنند، است. مخصوصا که در روزهای امتحان حواس آدم‌ها به شکلی غیرقابل کنترلی متوجه هر چیز دیگری جز کتاب درسی می‌شود.

با همه اینها کجی زمین بهانه است و اگر شما هنر داشته باشید باید در هر شرایطی بتوانید قدم‌های شایسته بردارید. حتی اگر خوابگاه کثیفی دارید که ممکن است هر آن سوسکی از سقف روی کتابتان بیفتد، صدای ضبط صوت اتاق بقلی از شب قبل خاموش نشده، صبح فردا امتحان فلسفه دارید، برق خوابگاه را تا یک ساعت دیگر قطع می‌کنند و می‌خواهید از استرس و عصبانیت زمین را به دندان بگیرید هم باید بتوانید از پسش بر بیایید. شوخی که نیست.

یا این‌که بهتر است در روزهای فرجه خوابگاه ماندن را فراموش کنید اما اگر دانشجوی نقاشی هستید بودن در خوابگاه توصیه می‌شود. می‌توانید در شب‌های ژوژمان به جای کار کردن، اتاق سال بالایی‌ها را گشت بزنید و چندتایی کار از این‌ور آن‌ور جور کنید و بعد بپیوندید به جمع هم اتاقی‌هایی که دارند غیبت عالم و آدم را می‌کنند.

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها