در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی با خاکپاش از چهرهها و حادثهها و ضمیمه تپش صحبت میکنیم میگوید: «بگذارید از حادثهای بگویم که بتازگی اتفاق افتاد. ما را برای شرکت در یک جنگ شادی به عنوان مهمان دعوت کردند. غیر از من عمو قلقلی و دستیارش هم در این برنامه شرکت داشتند و به خاطر استفاده از نامهای ما، این برنامه که در گچساران استان فارس برگزار میشد، خیلی خوب فروش کرد، اما شرکت در این برنامه نتیجهای جز شکستن انگشت پای من نداشت.»
خاکپاش توضیح میدهد که در شبی که در هتل اقامت داشته انگشت پایش با تخت برخورد میکند و میشکند: «پایم درد میکرد اما متوجه نشده بودم که انگشتم شکسته وقتی که به تهران آمدم بعد از مراجعه به پزشک و عکس گرفتن فهمیدم چه اتفاقی افتاده. من از گچساران با پای شکسته و دست خالی برگشتم. هیچ پولی به من ندادند و حالا هم هر چه تماس میگیرم، تهیهکننده برنامه تلفن را جواب نمیدهد. میخواهم لااقل بگویم که چه بلایی سر پایم آمده است»!
این بازیگر از اتفاق افتاده بشدت دلخور است: «به خاطر وضعیت پیش آمده خانهنشین شدم و بازی در دو کار را هم از دست دادم. حدود 2 ماه است که برای راه رفتن هم مشکل دارم و مدت زیادی انگشتم را گچ گرفته بودم. نمیفهمم چرا بعضیها اینکار را میکنند؟ با استفاده از اسم و تصویر هنرمندان بروشور چاپ میکنند و پلاکارد میزنند، بلیط میفروشند و جنجال به پا میکنند و آخر سر هم هیچ پولی به آنها نمیدهند.»
آیا مرجعی به شکایت او رسیدگی کرده است؟ خاکپاش پاسخ میدهد: «چنین مرجعی وجود ندارد. احتمالا در پاسخ خواهند گفت که در این برنامهها شرکت نکنید، اما مگر میشود؟ این شغل من است. مثل این است که بگویند دیگر جلوی دوربین نرو. من عاشق حرفهام هستم و به خاطر آن از مشاغل دیگری که داشتم ، گذشتهام.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: