راهبرد دوگانه مذاکره و تحریم غرب در قبال ایران

آیا غرب عقب‌نشینی کرده است؟

صدور بیانیه سران 27 کشور عضو اتحادیه اروپا در اعلام حمایت از اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران پس از طرح نقطه نظرهای مشابه از سوی وزرای دفاع و خارجه آمریکا همراه تعیین مهلت پاسخ تهران تا پایان سال 2009 میلادی به توافقات نشست‌های ژنو و وین از سوی گروه 1+5 نشانه‌هایی از نزدیک‌تر شدن زمان برای مبادرت به اقدامی تازه علیه پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد ارزیابی می‌شد.
کد خبر: ۳۰۶۰۴۴

دست یافتن غرب به نوعی اجماع نسبی با روسیه و چین به منظور اعمال فشار‌های بیشتر علیه ایران طی روزهای پایانی سال 2009 میلادی زمینه را برای مبادرت به اقدامات تازه فراهم کرده است؛ اقدامی که با عطف به هارمونی تحولات منطقه‌ای، تصویب قطعنامه چهارم تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت تعبیر می‌شد؛ چرا که تصویب قطعنامه چهارم شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای علیه ایران در پایان ماه نوامبر و همزمان آغاز دوران مدیرکلی یوکیا آمانو، به نوعی تمرین طرح موضوع در شورای امنیت و تصویب قطعنامه‌ای با دایره وسیع‌تر و سنگین‌تر علیه ایران در شورای امنیت تلقی می‌شد؛ اما در پس پرده رایزنی‌ها و گفتگوها طی ماه‌های منتهی به پایان سال 2009 میلادی چینش مولفه‌های مرتبط با پرونده هسته‌ای ایران حکایت از چیدمانی متفاوت در این صفحه شطرنج لرزان داشته و دارد.

در پرده اول و در ژوئیه گذشته جو بایدن، معاون باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام کرد در صورت اقدام اسرائیل به حمله نظامی علیه ایران، آمریکا در موقعیتی نخواهد بود که بتواند از انجام حمله آن کشور پیشگیری کند. اظهارات بایدن در منطقه به عنوان چراغ سبز حمله نظامی اسرائیل علیه ایران تلقی شد.

در پرده دوم و در ماه سپتامبر و در جریان برگزاری کنفرانس گروه 20 در پیتسبورگ آمریکا، موضوع وجود دومین مرکز غنی‌سازی اعلام نشده ایران در فردو خبرساز شد و متعاقباً ایران ضمن تایید وجود مرکز یاد‌شده با بازدید از آن موافقت کرد.

در پرده سوم و در ماه اکتبر هم ایران در نشست ژنو و در آخرین دور از مذاکرات خود با گروه 1+5 موافقت اصولی خود را برای ارسال ذخیره اورانیوم غنی شده خود به روسیه برای پالایش و تامین سوخت مورد نیاز برای رآکتور تحقیقاتی تهران اعلام کرد. بر اساس این توافق قرار بود ایران، اورانیوم غنی شده خود با غلظت پایین را به روسیه بدهد تا در آنجا به اورانیوم با غنای 75/19 درصد تبدیل شده و سپس فرانسه آن را به میله‌های سوخت تبدیل کند. این مساله همراه توافقات نشست وین، انتظارات را برای گشایشی در پرونده هسته‌ای ایران بالا برد، گشایشی که در آن از حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران نام برده می‌شد.

اما بازی رسانه‌ای غرب که در آن تلاش شد ایران بازنده فرجام پرونده هسته‌ای معرفی شود و همچنین ارائه نکردن تضمینی از سوی تولیدکنندگان سوخت به ایران باعث شد یک بار دیگر فضای مذاکرات، تیره و تار شود و در این فضای مبهم، غرب همچنان سیاست چماق و هویج را ادامه داده است.

ضرب الاجل بود یا نبود؟

وزیر امور خارجه آمریکا که 5 ژانویه با تبریک سال جدید میلادی به میان خبرنگاران در کتابخانه کاخ سفید آمده بود با اعلام این که ایالات متحده تلاش‌های خود را برای تشدید تحریم‌‌ها علیه ایران آغاز کرده است، در عین حال تاکید کرد واشنگتن هیچ‌ ضرب‌الاجل قاطع و فوری برای آغاز گفتگوهای هسته‌ای با ایران در نظر نگرفته است. این در حالی بود که بحث ضرب‌الاجل را اوباما در دیدار نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی مطرح کرده بود.

اظهارات کلینتون چند ساعت بعد با استقبال سخنگوی وزارت امور خارجه ایران همراه شد تا رامین مهمان‌پرست در واکنش به اظهارنظر اخیر هیلاری کلینتون درباره پرونده هسته‌ای ایران بگوید که ما هم با وی هم‌عقیده هستیم و معتقدیم هیچ‌گونه ضرب‌الاجلی وجود ندارد و معنا هم ندارد، چرا که ما به مسیر درستی که برای اهداف صلح‌آمیز خودمان در پیش گرفته‌ایم ادامه خواهیم داد.

مهمان‌پرست در پاسخ به این پرسش که آیا اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا نوعی عقب‌‌نشینی این کشور محسوب می‌شود، گفت: امیدواریم آنها نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران رویکرد واقع‌‌بینانه‌ای داشته باشند، اگر کشورهای دیگری که تاثیرگذار هستند و مسائل سیاسی را دنبال می‌کنند به این نتیجه برسند که باید طبق همان رویه حقوقی نسبت به اعضا، رفتار کنند و حرف‌ها و برخوردهای گذشته خود را تصحیح کنند ما از آن استقبال می‌کنیم.

وزیر امور خارجه ایران اما چند روز پیش از اظهارنظر همتای آمریکایی‌اش در اقدامی به مثابه مقابله به مثل هشدار داده بود اگر غرب نسبت به تأمین سوخت رآکتور هسته‌ای امیرآباد تهران تا پایان ژانویه امسال به توافقی با ایران دست نیابد، ایران خود نسبت برای تولید سوخت هسته‌ای این رآکتور تحقیقاتی اقدام خواهد کرد.

منوچهر متکی برخلاف هیلاری کلینتون از این فرصت یک‌ماهه به عنوان ضرب‌الاجل یاد کرده بود.

دوگانه مذاکره و تحریم با هویج و چماق

گروه 1+5 که از نوامبر 2006 تا نوامبر 2009 در گفتگوهای هسته‌ای طرف مذاکره ایران بوده‌اند تاکنون راهبردی دوگانه را در قبال این موضوع در پیش گرفته است؛ راهبرد دوگانه‌ای که آمیزه‌ای از تشویق و تنبیه یا مذاکره و تحریم بوده است.

از یک‌سو با ارائه بسته پیشنهادی و مشوق‌های تجاری و بازرگانی در قالب هویج‌های تشویقی و از سوی دیگر با تصویب و اعمال قطعنامه‌های تحریمی و تنبیهی در قالب چماق‌های تحریمی، ایران را در سراشیبی تعلیق و توقف غنی سازی قرار داده‌اند.

تعارف به مذاکره از سوی اتازونی‌ها، بهره‌گیری از راهبرد مذاکره به مثابه ابزار تعدیل خواسته‌های ایران در مذاکرات است؛ ساز و کاری که در قالب دیپلماسی هویج و چماق پاسخ به خواسته‌های غرب از سوی ایران را دنبال می‌کند.

ایالات متحده با راهبرد دوگانه تحریم و مذاکره همواره تلاش داشته پیش از ورود ایران به مرحله بدون بازگشت هسته‌ای، تهران را با گفتگوهای چندجانبه وادار به تعلیق غنی‌سازی کند؛ راهبردی که در طول یک سال گذشته و در پیش گرفتن دیپلماسی تحول‌گرایانه اوباما تقویت و تثبیت شده است.

باراک اوباما در طول یک سال اخیر با گام نهادن در راه مذاکره به مثابه ابزار تعدیل خواسته بگوید که سایه تهدید و تطمیع و تحریم از بستر پرونده هسته‌ای ایران رخت بر خواهد بست اگر با اقدامات متقابل و اعتمادساز تهران پاسخ داده شود. البته پاسخ اعتمادسازی تنها تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای ایران را نشانه رفته است. او همزمان هم این احتمال را پنهان نمی‌کند که اشتیاقش به گفتگو و مذاکره زودتر می‌تواند متحدانش را در قبال فشار بیشتر ایران هم‌نظر کند. این امر بدان معناست که دست یافتن بر کرسی اجماع جهانی علیه ایران برای چماق زدن‌های شدیدتر در قالب قطعنامه جدید تحریمی سهل‌تر خواهد بود. اشتیاقی که پیش از این با مصالحه با روسیه بر سر استقرار سامانه دفاع موشکی ایالات متحده در شرق اروپا و پس از آن با حمایت جسته و گریخته روسیه و چین از ضرورت تحریم‌های بیشتر تهران پاسخ داده شده است.

بازخوانی همه مذاکرات صورت گرفته گذشته هم برآوردی غیر از اتخاذ راهبرد دوگانه در مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران نداشته است. ارائه مشوق‌های تجاری و بازرگانی، همراه مذاکره و گفتگو در قالب هویج‌های تشویقی به ایران، همان راهی را رفته که تنبیه‌های مالی و اقتصادی و بازرگانی در قالب چماق‌های تحریمی پیموده است.

ناکارآمدی تحریم‌های نخ‌نما شده

اظهارنظر توام با تردید هیلاری کلینتون درباره تلاش ایالات متحده برای تشدید دور جدید تحریم‌ها علیه ایران در حالی است که حضور مستمر شرکت‌هایی نظیر شل و توتال در طرح‌های نفت و گاز ایران با وجود تحریم‌های ایالات متحده نشان از بی‌توجهی این چنین شرکت‌هایی به‌رغم تشدید تحریم‌ها دارد. طی 6 ماه منتهی به پایان سال 2008 قراردادهایی با شرکت پلی‌بازل به ارزش 825 میلیون یورو در حوزه پتروشیمی و شرکت بایرن گاز به ارزش 900 میلیون یورو در زمینه صدور تجهیزات پالایشگاهی ایران منعقد شده است. این قراردادها نشان می‌دهد بازار اقتصادی ایران همچنان ارزشمند است؛ بازاری که همه متحدان آمریکا تلاش دارند از قابلیت‌های آن جا نمانند. به قول روبرت پولنتز، عضو کمیته روابط بین‌الملل پارلمان آلمان، در کشوری که پپسی کولای آمریکا در آن موج می‌زند، چرا ما نباید حضور داشته باشیم؟

ایالات متحده با راهبرد دوگانه تحریم و مذاکره همواره تلاش داشته پیش از ورود ایران به مرحله بدون بازگشت هسته‌ای تهران را وادار به تعلیق غنی‌سازی کند

عدم پایبندی جبهه متحدان آمریکا به اعلان‌ها و راهبردهای مشترک اتخاذ شده تاکنون ناکارآمدی راهبرد اصرار بر تحریم‌های نخ‌نما شده را ثابت کرده است. دو سوی آتلانتیک در حالی همواره با راهبرد نخ‌نما شده تحریم به استقبال پرونده هسته‌ای ایران می‌آیند که همواره از یک اجماع و وحدت نظر علیه تهران رنج می‌برند، رنج‌هایی که با عدم تمکین چین و روسیه مضاعف‌تر شده است.

اروپا و آمریکا با کوک کردن ساز تحریم علیه ایران سعی در گردهم آوردن متحدان و دوستان متفرق شده‌ای می‌کنند که شب هنگام در شورای امنیت علیه ایران قطعنامه تصویب می‌کنند ولی صبح به فکر انعقاد قرارداد تجاری و بازرگانی با ایران هستند. این مساله پاشنه آشیل راهبری تحریم غرب علیه ایران است.

مضاف بر این، نبود یک اجماع و تضمین عملی باعث شده تا کشورهای دیگر از این رهرو به عنوان یک فرصت نگاه کنند و براحتی دایره تحریم‌ها را دور بزنند. از این دیدگاه بسیاری معتقدند تا زمانی که آمریکا نتواند روسیه و چین را با خود همراه سازد، اصرار بر گزینه تحریم همچنان ناکارآمد خواهد بود.

با این همه آمریکا افزون بر تحریم‌‌های اعمال شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل به طور یک‌جانبه، فعالیت‌های مالی و تجاری ایران را مورد تحریم قرار داده است؛ تحریم‌هایی که به نظر می‌رسد طی ماه‌های آینده تشدید شود. در همین خصوص هری رید، رهبر دموکرات‌ها در سنای آمریکا، از عزم فراکسیون اکثریت برای تصویب قانونی خبر داد که باراک اوباما با تکیه به آن می‌تواند شرکت‌‌های صادرکننده بنزین به ایران را تحریم کند. این طرح که ماه اکتبر و همزمان با مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 در کمیته بانکداری سنا از تصویب گذشت، افزون بر تحریم صادرات بنزین به ایران، شرکت‌های خارجی را نیز که بیش از 20 میلیون دلار در صنعت انرژی ایران سرمایه‌گذاری کنند، مشمول مجازات قرار می‌دهد. توجیه ارائه‌کنندگان این طرح هم این است با وجودی که ایران چهارمین تولیدکننده نفت دنیاست، اما به لحاظ تامین بنزین به واردات وابسته است و نزدیک به 40 درصد نیاز خود را از خارج تامین می‌کند، چرا که ایران بیشتر بنزین خود را از شرکت‌هایی چون شرکت‌ سوئیسی ویتول، شرکت سوئیسی هلندی ترافیگورا، شرکت توتال فرانسه، شرکت سوئیسی گلنکور و شرکت بریتیش پترولیوم تامین می‌کند.

دسامبر سال گذشته میلادی هم مجلس نمایندگان آمریکا قانون پیشنهادی خود برای وضع تحریم‌های بیشتر علیه ایران را به تصویب رساند. البته باید در نظر داشت که این تحریم‌ها تاکنون به زعم طراحان و ارائه‌کنندگان آن ناکارآمدی خود را نشان داده است؛ ناکارآمدی‌ای که مورد تایید مقامات تهران هم هست. تا جایی که محمود احمدی‌نژاد در واکنش به تحریم بنزین ایران گفته بود اگر ایران با تحریم بنزین روبه‌رو شود، می‌تواند ظرف یک هفته همه بنزین را در داخل کشور تولید کند.

سرنوشت قطعنامه چهارم

باوجود این همه دشواری و مصائب در راه اقدام تحریمی جدید علیه ایران، باید در نظر داشت تصویب قطعنامه چهارم تحریمی و مشابه قطعنامه‌های قبلی در شورای امنیت تنها می‌تواند به چانه زنی‌های بیشتر بین غرب از یک سو و روسیه و چین از سوی دیگر انجامیده و پس از پرداخت هزینه‌های تصاعدی برای همراهی مسکو و پکن به همان سرنوشتی دچار شود که سه قطعنامه قبلی رسیده‌اند. این مساله بارها مورد تایید تلویحی روسیه و چین هم قرار گرفته است. از سوی دیگر اگر تروئیکای طراح و تدوین قطعنامه چهارم بخواهند قطعنامه‌ای متفاوت‌تر و سنگین‌تر برای اعمال تحریم و تنبیه بیشتر علیه ایران ارائه کنند، مخالفت‌های چین و روسیه به صورت تصاعدی افزایش خواهد یافت. از این رو چنانچه قطعنامه پیشنهادی چهارم بخواهد مسیری متفاوت با قطعنامه‌های قبلی را طی کند ناگزیر از منظور کردن محدودیت‌های جدی در صادرات نفت و واردات فرآورده‌های نفتی توسط ایران است.

امکان محدود ساختن مبادلات تجاری و بازرگانی و محدودیت پهلوگیری کشتی‌های باری و پرواز هواپیماهای مسافری با پرچم جمهوری اسلامی ایران از بنادر و فرودگاه‌های ایران به مقصد بنادر و فرودگاه‌های خارجی، کاهش سطح مناسبات سیاسی کشورها با ایران و محدودیت صدور روادید برای مسوولان ایرانی و حتی مسافران عادی، اعمال محدودیت‌های بانکی شدیدتر با هدف کاهش سطح مبادلات تجاری و سرمایه‌گذاری خارجی و محدودیت‌های شدیدتر برای سازمان‌ها و افراد وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عمده بندهای پیش‌نویس قطعنامه‌ای خواهد بود که از هم‌اکنون مخالفت‌های وسیعی را از سوی روسیه و چین در انتظار خود می‌بیند.

امنیت، حلقه مفقود دیپلماسی آمریکایی

میراث شوم بوش پسر برای اوباما اگرچه در حوزه‌های زیادی ماندگار است، اما در زمینه امنیت چشمگیرتر بوده است؛ پرونده‌های مفتوح امنیتی که سروسامان دادن به آنها با بحران مالی جهانی، آمریکا را در تنگناهای خطرناکی قرار داده است.

اگر چه در یک سال آخر ریاست جمهوری بوش پسر از ضرورت گفتگو با بازیگران موثر منطقه‌ای به مثابه یک ابزار تعدیل امنیتی نام برده می‌شد، اما تفکر امنیتی نومحافظه‌کاران فرصت پردازش این راهبرد را از واشنگتن گرفت. اکنون اوباما سعی دارد با تلفیق دیپلماسی و میلیتاریستی راهی برای استفاده کارکردی از مذاکره بیابد؛ راهی که بتواند پاسخی به مجهولات عدیده امنیتی منطقه بیابد.

با این حال اوبامایی که در هر تریبونی از ضرورت گفتگو و مذاکره حتی با منتقدان و مخالفان آمریکا سخن می‌گوید، باید بپذیرد که آمریکا نه تنها برای بهبود وجهه خود بلکه برای درک قوانین و قواعد جدید و فرصت‌ها در بازی ملت‌ها به گفتگوی عملی نه تعارف رسانه‌ای با دیگر کشورهای تاثیرگذار نظیر ایران نیاز دارد. لازمه یک گفتگوی نتیجه بخش هم اتهام زنی و فرافکنی و ضرب‌الاجل دادن نیست.

واقعیت این است که از پشت هر عینکی به دنیای فعلی نگاه کنیم، باید بپذیریم دنیای کنونی ناامن‌تر و خطرسازتر از گذشته شده است. این مساله شاید به واسطه شکست سیاست‌های سلطهگرایانه باشد، اما معلول برآورده نشدن اشتیاق کشورها به مولفه امنیت است. لازمه زیستن در چنین زیست بوم امنیتی هم تطابق با سیل اشتیاق‌های جدید و البته دشوار است. چرا که بسیاری از کشورهای دنیا، دوران بیداری سیاسی را تجربه می‌کنند و برای رسیدن به آنچه به زعم خود سهم خویش از دنیای عصر جدید می‌دانند، بیقرارند. کنترل چنین بیقراری‌هایی هم با انداختن توپ در زمین دشمنانی که از صد دوست بهترند، امکان‌پذیر نخواهد شد. اوباما اگر خواستار تغییر است باید آمریکا را تافته جدا بافته دنیای کنونی نداند و اعلام کند آمریکا هم نه همه که بخشی از دنیایی است که در جستجوی آرامش و امنیت است، آن هم امنیتی دسته‌جمعی در رهرو همکاری با کشورهای تاثیرگذاری که قابلیت‌ها و فاکتورهای فراهم‌سازی مقوله امنیت را دارند. اوباما باید بصراحت خواست فکری خود در شنیدن راهبردهای دیگر کشورها را عملی کند. انفعال وی در قبال چنین رفتارهای نابهنجار به مثابه راه رفتن روی پوست موز نابسامانی‌های امنیتی جدید است.

افکار عمومی خسته از دست نومحافظه‌کاران که مدام ریشه‌های شکست خود را در اتهام‌زنی‌های بی‌پایه جستجو می‌کرد، امید رهایی جستن از دست چنین تفکراتی بود که 4 نوامبر سال گذشته به اوباما اعتماد کردند تا شاهد تغییری باشند برای دنیایی امن‌تر.

ارسلان مرشدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها