در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تحقیقات قضایی
علی عطار، مردی که به عنوان نماینده دادستان تهران روز محاکمه در جلسه دادگاه حاضر شده بود، در این باره میگوید: «شهروندانی که از کنار پارک مجیدیه تهران در حال عبور بودند، موضوع را به پلیس خبر دادند. آنها به ماموران گفتند جوانی را دیدهاند که با یک ظرف بزرگ اسید سراغ پسری که در پارک نشسته بود رفت و محتویات ظرف را به صورت او پاشید. مردم با صدای فریادهای پسر آسیبدیده از ماجرا باخبر شدند و به کمک او رفتهاند.»
عطار میگوید: «زمانی که ماموران در محل حاضر شدند، پسر اسیدپاش توسط اهالی بازداشت و در گوشهای از پارک نگه داشته شده بود. محسن نیز به بیمارستان انتقال یافته بود. زمانی که ماموران کیان را تحویل گرفتند، در کلانتری از او تحقیق کردند. کیان ابتدا مدعی شد در دوران دبیرستان مورد تجاوز قرار گرفته و با اسیدپاشی انتقامگیری کرده است.»
متهم بعدها چندین ادعای دیگر نیز مطرح کرد و حرفهایش حکایت از آن داشت که یا کیان، محسن را با شخص دیگری اشتباه گرفته، یا اینکه نمیخواهد واقعیت را بگوید. عطار در این باره میگوید: «کیان ادعاهای مختلفی را در پرونده مطرح کرده است. اولین ادعای این جوان تجاوز بود. او مدعی بود محسن در دوران دبیرستان کیان را مورد آزار قرار داده است، اما با انجام معاینههای پزشکی ادعای این مرد رد شد. بنابراین ما از او خواستیم دلیل واقعی این اسید پاشی را توضیح دهد و کیان ادعای جدیدی را مطرح کرد. او گفت محسن در دوران دبیرستان او را ربوده و تهدید به قتل کرده بود.
محسن 2 سال از کیان بزرگتر است و عملا امکان اینکه آنها با هم همکلاسی باشند وجود نداشت.» نماینده دادستان توضیح میدهد: «ما به اینکه چطور آن 2 نفر با هم درگیر شدند شک کردیم. آنها با هم همکلاسی نبودند و حتی در یک دبیرستان هم درس نمیخواندند و من نمیدانم چرا کیان این ادعا را مطرح کرده است. البته کیان ادعاهای دیگری هم مطرح کرده و حتی گفته در یک رقابت عشقی دست به این کار زده است.البته بعد از مدتی این ادعا هم رد شد، چون نه دختری که کیان مدعی بود پیدا شد و نه محسن از این ماجرا باخبر بود.»
در نهایت چه شد که قضات به این نتیجه رسیدند که محسن قربانی یک انتقامگیری اشتباه شده است؟ عطار این موضوع را اینطور توضیح میدهد: «گفتههای متهم به گونهای بود که ما به او شک و حتی سلامت روانیاش را هم بررسی کردیم. اما به این نتیجه رسیدیم که او محسن را با فرد دیگری اشتباه گرفته است. محسن مدعی است به هیچ وجه متهم را نمیشناخته و نمیداند چرا کیان دست به این کار زده است و خانواده کیان هم نمیدانند محسن کیست. بنابراین تنها گزینهای که باقی میماند این است که متهم محسن را با کس دیگری اشتباه گرفته است.»
اینکه کیان محسن را با فرد دیگری اشتباه گرفته است آیا فرقی در مجازات او دارد ؟ عطار میگوید: «انگیزه هر چه که باشد، آسیب شدید به شاکی وارد شده است و متهم در صورتی که نتواند رضایت او را جلب کند،باید مجازات شود. از آنجایی که محسن یک چشم و لاله گوش و صورتش به شدت دچار آسیب شده است، کیان با تقاضای او مجازات خواهد شد و اگر او تقاضای قصاص کند، کیان به تشخیص دادگاه قصاص خواهد شد.»
نقابی بر چهره
محسن پسر جوانی که بعد از گذشت 4 سال از ماجرا همچنان در حال مداواست، میگوید آسیبی که به او وارد شده آنقدر سنگین بوده که تاکنون هرچه مداوا کرده به نتیجه نرسیده و پزشکان گفتهاند باید همچنان مداوا کند.
محسن از روز حادثه میگوید:«آن روز من در پارک نشسته بودم و منتظر آمدن یکی از دوستانم بودم که جوانی به سمتم آمد. من او را نمیشناختم. مرا صدا زد. صورتم را که برگرداندم، یکدفعه گالن اسیدی را که در دستش بود به صورت من پاشید. هیچ چیز متوجه نشدم. فقط فریاد میزدم و کمک میخواستم. تمام صورتم میسوخت و نمیتوانستم آن سوزش را تحمل کنم.
مردم مرا به بیمارستان رساندند. در اورژانس کمکهای اولیه روی من انجام شد و بعد از آن بود که پزشکان گفتند باید در بیمارستان تخصصی روی زخمهای من کار شود و امکاناتی که در این خصوص لازم است در این بیمارستان وجود ندارد. من به بیمارستان دیگری منتقل شدم و آنجا مدت زمان زیادی بستری بودم. آسیب شدیدی به صورتم وارد شده بود و چشم چپم به طور کلی از بین رفته بود. نمیخواستم باور کنم که این اتفاق در مورد من افتاده است و باید چشمم را از دست بدهم. تلاش میکردم چشمم را نگه دارم اما نمیتوانستم. پزشکان به من گفتهاند اگر به تخلیه چشم رضایت ندهم، عفونت میکند و قسمتهای دیگر صورتم را هم تحت تاثیر قرار میدهد و با عفونت، چشم دیگرم را هم از دست میدهم.»
محسن میگوید: «روزی که من این موضوع را فهمیدم، یکی از سختترین روزهای زندگی من بود. تا آن زمان من فکر میکردم به هر حال بعد از تحمل سختیهای فراوان خوب میشوم، اما حرفهایی که پزشکان میگفتند برای من غیرقابل تحمل بود. حتی در آن زمان با پزشکان زیادی مشورت کردم و به دنبال یک راه حل میگشتم، به دنبال کسی که سر سوزن به من امید دهد که چشمت خواهد دید، اما همه میگفتند نه تنها این چشمت نخواهد دید، بلکه چشم دیگرت هم از بین خواهد رفت. با تلاش پزشکان 20درصد از بینایی چشم راستم باقی ماند و چشم چپم به طور کامل تخلیه شد. صورتم هم که به شدت سوخته بود. بعد از تخلیه چشم چپم ترمیم پوست صورتم آغاز شد. هزینه زیادی را متحمل شدم. دهها عمل جراحی روی صورتم انجام شد، انواع و اقسام داروها را استفاده کردم. با این حال پزشکان میگویند باید تا 5 سال نقابی به صورتم باشد تا در این مدت پوست صورتم به سمت پایین ریزش نکند و بعد از 5 سال عملهای زیبایی را آغاز کنند تا شاید بتوانند صورتم را شبیه حالت عادی درست کنند.»
محسن در مورد اینکه چرا کیان به او حمله کرده و با اسید صورت او را سوزانده است میگوید: «باور کنید من او را نمیشناختم و نمیدانم چرا این کار را کرده است. کیان با کس دیگری دشمنی داشته است و من را به اشتباه سوزانده است. البته خودش هم میگوید اشتباه کرده، اما حاضر نیست این اشتباه را جبران کند. من تا به حال 100 میلیون تومان برای درمان سوختگیهایم هزینه کردهام اما او نمیخواهد هزینههای درمان را بپردازد. متاسفانه تا به حال آزاد هم بوده است.»
محسن میگوید: «من میدانم قصاص او نه برای من چشم میشود و نه آسیبهای شدیدی که به من وارد شده است را جبران میکند. من هم به دنبال انتقامگیری نیستم.»
گفتگو با متهم
کیان زمانی که مرتکب این جرم شده 17 سال بیشتر نداشته است. عدهای میگویند او به عمد به محسن صدمه وارد کرده و نمیخواهد انگیزهاش را از این کار بگوید. عدهای میگویند کیان یک بیمار روانی است و عدهای هم میگویند او اشتباه کرده است.
کیان در مورد عملش گفتههایی دارد که برای ما میگوید.
زمانی که آن جرم را مرتکب شدی 17 سال بیشتر نداشتی. کاری که تو کردی جنایت تلخ و بزرگی است که انگیزهای بسیار قوی میخواهد.انگیزه واقعی تو چه بود؟
من انگیزه خاصی نداشتم. محسن را با کس دیگری اشتباه گرفته بودم.
ادعاهای مختلفی را در مورد انگیزه جنایت مطرح کردهای. این نشان میدهد تو چیزی را پنهان میکنی.
نه اینطور نیست. من واقعا این انگیزهها را داشتم، کسی بود که من را در دوران دبیرستان خیلی آزار داده بود. من فکر میکردم آن شخص محسن است، اما بعد از اسیدپاشی متوجه شدم او کس دیگری بوده و محسن با من هیچ آشنایی نداشته است.
آن آزارها در چه حدی بود که تو تصمیم به اسید پاشی گرفتی؟
یکی از همکلاسیهایم مرا خیلی تحقیر میکرد. همیشه مرا جلوی دیگران مسخره میکرد. چند بار مرا گرفت و دست پایم را بست و گفت که میخواهد من را بکشد. با آن کارش میخواست من التماس کنم. آنقدر تحقیر شدم که هرگز فراموشم نشد و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم.
محسن را چطور پیدا کردی؟
مدتی بود که ما به قم مهاجرت کرده بودیم و آنجا زندگی میکردیم. با اینکه محیط زندگیام عوض شده بود، نمیتوانستم آنچه در سالهای گذشته برایم اتفاق افتاده بود را فراموش کنم. یک گالن 2 لیتری اسید خریدم و به تهران آمدم. به پارکی که در محل قبلیمان بود رفتم و منتظر ماندم. 2 شب در پارک خوابیدم و روز سوم بود که دیدم محسن وارد پارک شد و روی صندلی نشست. من نزدیک او رفتم و اسید را روی او پاشیدم.
به گفته خودت، محسن را با فرد دیگری اشتباه گرفتی. چرا حالا حاضر نیستی کاری را که کردی جبران کنی؟
من پولی ندارم که به محسن بدهم. کاری که من کردم کار بسیار بدی بود و میدانم که باید جبران کنم اما پرداخت دیه کار من نیست و اگر تمام دارایی خودم و خانوادهام را بدهم. هم نمیتوانم خسارتی را که دادگاه تعیین کرده جبران کنم. تحمل زندان و زیر تیغ قصاص بودن آنقدر سخت است که اگر چارهای داشته باشم مطمئن باشید دیه او را میپردازم تا در مجازات زندانم تخفیف قائل شوند.»
کیان در پایان جلسه دادگاه به قصاص چشم و لاله گوش و پرداخت 300میلیون تومان دیه محکوم شد و به دستور هیات قضات بازداشت شده است.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: