هنرعشق بر بوم عاشورا

سیدکاظم شیرازی را کمتر می‌شناسیم؛ پیر غلامی‌ از تبار هنرمندان عاشورا. هنرمند عاشورایی بودن سخت است. عشق می‌خواهد و ارادت، مانند سیدکاظم. او هنرمند عاشورایی بود. شاید به همین دلیل برای خلق رنگ سرخ خون شهدای کربلا در نقاشی پشت شیشه‌اش، انگشت زخمه کرد تا از جان روایتگر نقاشی عاشورایی باشد. از تبار سیدکاظم بسیاری دیگر نیز بودند؛ هنرمندانی که خواستند برای آن که هنر عاشورایی جان بگیرد از جان و دل‌مایه بگذارند و البته پایه‌گذار هنری شوند که این روزها بی‌اغراق نامی ‌جهانی یافته است. هنر عاشورایی در ایران سابقه‌ای به درازای چندین قرن دارد. از همان روزهایی که هنرمندان شاعر با سوگواره‌های خویش مظلومیت حسین و یارانش را دهان به دهان می‌چرخاندند و البته ادبیات عاشورایی را تشکیل دادند یا آن‌که تعزیه‌خوانان با شبیه‌خوانی اشک به دیده عاشقان می‌نشاندند. هنر عاشورایی، اما در حوزه هنرهای تجسمی ‌به شیوه دیگر در میان عاشقان حسین در ایران جلوه‌گر شد تا هنرمندان این حوزه نیز سهم خویش را از ارادتمندی به هنرمندترین هنرمند صحرای کربلا ابراز کنند. در مطلب زیر به اختصار ریشه‌های هنر عاشورایی در حوزه هنرهای تجسمی ‌در ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
کد خبر: ۳۰۱۹۰۹

شاید بخش مهم و اساسی از تلاش هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی ‌برای به بار نشستن هنر عاشورایی را باید مدیون هنرمندان نقاشی پشت شیشه ایرانی بود. بسیاری هنوز بر سر تاریخ دقیق به وجود آمدن این هنر در ایران یا بهره‌گیری هنرمندان ایرانی از این هنر توافق ندارند، اما با توجه به این‌که در کتاب‌های هنری زمان پیدایش نقاشی پشت شیشه در اروپا به سده‌های سوم و چهارم پیش از میلاد بر می‌گردد، باید سال‌ها از این اتفاق در اروپا گذشته باشد تا این هنر به ایران بیاید و البته راهی جدید و نامی‌دیگر بر خود بگیرد.

دوره دقیق ورود این هنر به ایران مشخص نیست. هرچند عده‌ای پیدایش هنر نقاشی پشت شیشه در ایران را به اواخر دوران صفویه مربوط می‌دانند، ولی باید گفت این هنر در دوران زندیه رونق یافته است. برخی صاحب‌نظران معتقدند گرچه نقاشی پشت شیشه با زمینه‌سازی که نقاشی قهوه‌خانه‌ای در میان توده مردم ایجاد کرده بود جان گرفت، اما در نیمه‌های راه یکباره این هنر راه خود را برای بیان هنر عاشورایی جدا و هنرمندان شاخص و صاحب سبکی را در این زمینه به جامعه هنری ایران معرفی کرد. این مهم درست زمانی بود که پس از نهضت مشروطه، نقاشی پشت شیشه در هنگامه تحول هنر مردمی، ‌از در و دیوار جدا شد و بر چارچوب قاب‌ها جای گرفت و در اماکن مذهبی و مقدس به عنوان هنر مذهبی کارکرد پیدا کرد.

کارکرد این هنر از آن نظر مورد توجه است که در آن زمان مردم کشورمان دوران نوزایی ارتباط با هنر نقاشی آن هم به شیوه امروزی را سپری می‌کردند و در این میان هنرهای غیرکاربردی مورد توجه مردم کوچه و بازار نبود و همین مساله باعث می‌شود تا به اهمیت هنر نقاشی پشت شیشه و تاثیر آن بر روند هنر دینی معاصر ایران پی برد.

جالب است که شکل‌گیری هنر نقاشی پشت شیشه در آن دوران در بعد مذهبی‌اش که بیشتر به نقاشی‌های عاشورایی اختصاص یافته ‌ با حساسیت‌های بسیاری همراه بوده است. این مساله از آن رو نشات می‌گیرد که نگهداری از شیشه به عنوان یک متریال برای خلق یک اثر هنری آن‌هم در حوزه هنر دینی، مستلزم حفاظت بسیاری است تا از شکنندگی شیشه جلوگیری شود. از همین‌روست که بسیاری از آثار نقاشی پشت شیشه که اکنون در موزه‌ها یا مجموعه‌‌های خصوصی نگهداری می‌شوند برای نصب یا حضور در سر تاقچه، مهمانخانه‌ها و اتاق‌های پذیرایی از مهمانان به کار گرفته می‌شد. این موضوع از سویی دیگر نیز قابل تامل است و آن‌هم نیاز مخاطبان است. بر اساس اسناد موجود، بیشترین تقاضا برای خلق یک اثر هنری در حوزه هنر نقاشی پشت شیشه به خلق آثاری در حوزه هنر دینی و عاشورایی برمی‌گردد. این مهم تا جایی است که بر اساس نظر کارشناسان در آن زمان تابلوهای نقاشی پشت شیشه را به طور معمول با پارچه‌های سبزرنگ می‌پوشاندند و در ایام محرم، صفر و ماه رمضان آنها را کنار می‌زدند و با روان کردن آب روی شیشه، آن را تبرک کرده و به صورت بیماران و حاجتمندان می‌‌کشیدند. سیدکاظم شیرازی، قربانعلی قربانی، عبدالحمید، اکبر گیلانی و اسماعیل گیلانی همه استادان بزرگی هستند که گرچه نامشان این روزها نزدیک به فراموشی است، اما آثار به جای مانده از ایشان در حوزه نقاشی پشت شیشه سال‌هاست که دل به دل عاشقان حسین به همنوایی سرود عاشورایی می‌پردازند.

نقاشی قهوه‌خانه‌ای

شاید میان هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی‌ که در حیطه هنر عاشورایی به فعالیت پرداخته‌اند بیشترین سهم را باید به هنرمندان نقاش قهوه‌خانه‌ای نسبت داد؛ هنرمندانی که بی ادعا در زمانه‌ای به ارائه آثار هنری پرداختند که ‌باید هنر در میان مردم به صورت پراگماتیک عرضه می‌شد وگرنه هنر و مفاهیم وابسته به آن به حاشیه می‌رفت. در تعاریف رسمی،‌‌ از هنر نقاشی قهوه‌خانه‌ای به عنوان بخشی از زیرشاخه هنرهای تجسمی‌ به شبیه‌سازی عامیانه (Image populaire) یاد می‌شود. بر اساس این تعریف باید نکته‌ای را اضافه کرد. در این نوع نقاشی، هنرمند تنها با اتکا به تکنیک‌ها و روش‌های رایج در هنر نقاشی به خلق یک اثر هنری نمی‌پردازد و در این میان برای نتیجه گرفتن از موضوعی که در ذهن دارد و شاید نمی‌تواند آن را به زبان ساده جاری کند، به نقش زدن آن می‌پردازد. نقاشی قهوه‌خانه‌ای در زمان خویش پدیده‌ای نوظهور در ایران به شمار می‌رفت که بر اساس نیاز شکل گرفت و البته رونق و گسترش آن بر مبنای نوعی ارتباط ذهنی عاطفی بود که مخاطبان این آثار با آنها بر اساس شاکله‌های فکری که عمدتا در دیدگاه مذهبی‌شان جای گرفته بود، ایجاد شد.

شاید به همین علت باشد که تابلو‌های نقاشی قهوه‌خانه‌ای وقتی با رونق روبه‌رو شد که اواخر سلسله قاجاریه، هنرمندان این رشته با روی آوردن به مضامین عاشورایی مخاطبان بیشتری نسبت به پیش برای خویش پیدا کردند. در آن‌ زمان بسیاری از هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه شاید از نظر تکنیکی به علوم روز نقاشی مسلط نبودند، اما همین هم‌آوایی هنر و مفهوم عاشورا در این آثار باعث شد سبکی جان بگیرد که جانمایه‌اش ایجاد رابطه عمیق حسی با مخاطب آثار باشد.

موزه نقاشی پشت شیشه ایران اکنون بسیاری از فاخر‌ترین آثار نقاشی پشت شیشه را با موضوع واقعه عاشورا در دل خود نگه داشته است

در دنیای نقاشی، این یک اتفاق ساده نیست که به عنوان مثال هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه‌ای قبل از شروع به کار برای خلق یک اثر هنری ابتدا وضو می‌گرفتند و سپس به خلق اثر می‌پرداختند. در احوالات بسیاری از نقاشان قهوه‌خانه به کرات می‌بینیم که بسیاری از ایشان هنگام خلق یک اثر هنری با اشک ، تابلو‌هایی مانند مصیبت کربلا را خلق می‌کردند. این مساله در دنیای هنر نشان می‌دهد که قرار است اثری متفاوت خلق شود تا از سویی ریشه در اعتقادات مذهبی هنرمند خالقش داشته باشد و از سویی دیگر، با جانمایه‌های ذهنی و عاطفی مخاطب نیز ارتباط برقرار کند.

این موضوع، یعنی ارتباط عاطفی با آثار نقاشی قهوه‌خانه‌ای که با مفهوم عاشورا خلق شده‌اند تنها به مخاطبان شیعه این آثار بر نمی‌گردد و موضوعی است که با روحیات مخاطبانش با هر دین و مسلکی ارتباط مثبت برقرار می‌کند. جالب است که صاحب مجموعه‌های بزرگ این سبک، بیشتر مجموعه‌دارانی هستند که مسلمان نیستند، اما همگی در برخورد با این آثار از حزنی سخن می‌گویند که با دیدن این پرده‌های نقاشی شده بر دل و جانشان می‌نشیند.

از بزرگان نقاشی این سبک می‌توان به علیرضا قوللر آغاسی بزرگ و البته فتح‌ الله قوللرآغاسی و حسین قوللرآغاسی اشاره کرد که راه قوللر آغاسی بزرگ را دنبال کردند؛ اما نباید از پرده‌های کشیده شده توسط محمد مدبر نیز در این زمینه غافل شد. مدبر هنرمندی بود که هنر عاشورایی را بخوبی درک کرد و البته انتقال این درک آن‌گونه بود که در احوالاتش نوشته شده است او اشک می‌ریخته و قلم بر پرده می‌نشانده تا روایت دیگری از مصیبت کربلا داشته باشد. 3 محور کلی آثار هنرمندان نقاشی قهوه‌خانه‌ای را آثاری مذهبی که بیشتر آنها به روایت‌های عاشورایی برمی‌گردد و روایت‌هایی حماسی و بزمی‌ که به روایت‌هایی از شاهنامه و تصاویر مردمان قاجاری اختصاص دارد تشکیل می‌دهند. جالب است که توجه بیشتر به بخش هنر عاشورایی است و منتقدان هنری کمتر به 2 بخش دیگر توجه کرده‌اند.

نقاشی مدرن

حرکت نو و نگاه دوباره به هنر عاشورایی در حوزه هنرهای تجسمی‌ را به طور کامل، مدیون استاد گرانقدر هنرهای تجسمی‌کشورمان محمود فرشچیان هستیم.

فرشچیان، مردی که چندی پیش لقب هنرمند برگزیده قرن را به خود اختصاص داد، خود را غلام حسین می‌داند؛ البته ارادت او به امام حسین با خلق اثر جاودان عصر عاشورا در سال 1355 آغاز شد تا تصویر این تابلوی مینیاتور دست به دست عاشقان حسین بچرخد و البته بشود ملجا و ماوای عاشقان حسین. فرشچیان پس از این موفقیت بزرگ، سال‌ها بعد تابلوی معروف شهادت علی اصغررا در سال 1382 نقش زد. عمده ویژگی آثار فرشچیان را در این زمینه می‌توان به نگرش متفاوت وی به هنرمندان پیشتر خود نسبت به هنر عاشورایی دانست. او با تلفیق هنر مینیاتور با روایات عاشورایی بدون تصویرگری چهره شخصیت‌های برجسته صحرای کربلا با مخاطبان ارتباط برقرار کرد.

در هیچ یک از آثاری که از این هنرمند در قالب هنر عاشورایی یا هنر دینی خلق شده‌اند، چهره شخصیت‌ها دیده نمی‌شود و شاید به همین دلیل بتوان وی را سر آغاز حرکت نوین در هنر عاشورایی دانست. حرکت‌ها در حوزه خلق آثار نقاشی عاشورایی با پیروزی انقلاب ایران به خود رنگ دیگری گرفت تا نسلی از هنرمندان نقاش که از آنها به عنوان هنرمندان انقلاب نیز یاد می‌شود، شکل بگیرد تا به نوعی ادامه‌دهنده، راه اسلاف خود در گسترش هنر عاشورایی باشند. مقوله انقلاب در ایران که بن مایه‌هایش را از قیام عاشورا به امانت گرفته بود، بهترین فرصت برای هنرمندانی شد که می‌خواستند با ابزاری نو به بیان اتفاقی بپردازند که آرمان‌ها و ایدئولو‌های خویش را در سطر سطر آن جستجو می‌کردند. در فاصله پیروزی انقلاب تا زمان جنگ تحمیلی، نقاشی‌هایی که با تکنیک‌های به روز و با مفهوم قیام عاشورا خلق شد، خود گواه نوعی عدالتخواهی و ظلم ستیزی است که هنرمندان انقلاب می‌خواستند با ترکیب آن با مفهوم عاشورا به آن بپردازند. در این دوره تاریخی، هنرمندان نقاش کشورمان مانند اسلاف خویش که در حوزه نقاشی قهوه‌خانه‌ای به روایت صرف قیام عاشورا می‌پرداختند، بسنده نکردند و با تلفیق سمبل‌ها و موتیف‌های عاشورایی با مضامین روز انقلابی آن زمان، به خلق آثاری در این خصوص پرداختند. آثاری که اکنون در مجموعه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ‌نگهداری می‌شوند، بهترین نمونه‌هایی هستند که می‌تواند گواه این بخش از تاریخ هنر معاصر ایران در حوزه هنر عاشورایی باشد. اما جنگ تحمیلی، فرصت تازه‌ای بود تا هنرمندان نقاش به دید جدیدی در خلق آثارشان در این زمینه برسند. وجود بارگاه متبرک مولا حسین در کشوری مهاجم که قصد ویرانی ایران را داشت، فصل جدیدی را در هنر عاشورایی ایران رقم زد تا نگاه هنرمندان عاشورایی از دو بعد در آثارشان منعکس شود. نخست مفهوم قیام عاشورا و ترکیب آن به مضامین‌های انقلاب ایران که بخش عمده آن از این قیام شکل گرفته بود و سپس تصویرگری شهیدانی که برای رسیدن به این مضمون مانند مولایشان جان خویش را فدا کردند. برای بررسی عمیق تر این بخش از تاریخ هنر معاصر ایران در حیطه هنر عاشورایی شاید دیوار کشی‌هایی که اکنون دیگر نشانی از آن در شهرهای کشور نمانده، بهترین نمونه باشند که می‌توانند عمق ارادت هنرمندان را به مفهوم هنر عاشورایی نشان دهند.

مهدی نورعلیشاهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها