در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از هر سوالی، میخواهیم تعریف شما را از بانکداری الکترونیکی بدانیم.
ابتدا باید تاکید کنم که یکی از اقدامات اصلی و مهم بانک مرکزی در سالهای اخیر، تهیه استاندارد و تعریف مشخص و روشنی از بانکداری الکترونیکی بوده است. بنابراین تعریف و استاندارد، منظور از بانکداری الکترونیکی، انجام هرگونه دریافت و پرداخت با استفاده از حساب بانکی و بدون نیاز به پول نقد است. به عبارت دیگر هرگاه فردی که دارای حساب بانکی است بتواند از مجموعه امکاناتی برخوردار شود که تمام دریافتها و پرداختهای خود را به صورت غیرحضوری و با بهرهگیری از روشهایی مانند اینترنت، موبایل، تلفن و ... انجام دهد، در حقیقت ما دارای نظام بانکداری الکترونیکی شدهایم.
بر این اساس معتقدم در حال حاضر بخش اعظمی از آنچه در تعریف بانکداری الکترونیکی میگنجد، در نظام بانکی کشور ما پیاده شده و در حال ارائه سرویس است.
در پاسخ قبلی از عبارت «بخش اعظم» استفاده کردید، آیا با تخمین نزدیک به دقت میتوان گفت چند درصد از آنچه خدمات بانکداری الکترونیکی نامیده میشود، در ایران اجرایی شده است؟
در آینده بسیار نزدیک میتوان نتیجه چنین محاسبهای را اعلام کرد زیرا در حال حاضر و در پاسخ به اعلام نیاز نهادهای گوناگون، مشغول محاسبه این میزان تحقق هستیم.
در این بررسیها با استفاده از سهمی که تراکنشهای الکترونیکی در کل تبادلات بانکی دارند و مقایسه آن با تولید ناخالص داخلی، به برآورد دقیقی از میزان تحقق بانکداری الکترونیکی در کشور دست پیدا خواهیم کرد، اما آنچه در حال حاضر کاملا مشهود است و میتوان به عنوان نشانههای موفقیت نظام بانکداری الکترونیکی در کشور از آن یاد کرد، افزایش قابل ملاحظه آمار استفاده از سامانههای مختلف بانکداری الکترونیکی مانند شتاب، ساتنا، سحاب و حتی پایانههای فروش (Pos) است.
جالب است بدانید در حال حاضر بیش از 60 درصد قبوض صادر شده خدمات شهری مانند آب، برق، گاز و تلفن از طریق یکی از سامانههای بانکداری الکترونیکی پرداخت میشوند. درباره عملکرد ساتنا باید تاکید کنم که بنابر تازهترین آمارها بیش از 20 هزار تراکنش در روز با این سامانه انجام میگیرد.
همچنین در حالی که تا 2 سال پیش تنها 4 درصد تراکنشهای کارتی روی پایانههای فروش)Pos( انجام میشد، اکنون 22 درصد از این تراکنشها متعلق به پایانههای فروش است. تمام این آمارها نشاندهنده اقبال عمومی به سامانههای بانکداری الکترونیکی است که البته تا رسیدن به نقطه مطلوب همچنان به زمان، سرمایهگذاری و البته فرهنگسازی احتیاج است.
میتوان برای این استقبال، نتایج ملموس اقتصادی را نیز برشمرد؟ منظور این است که در قبال سرمایهگذاری هنگفت انجام شده در ایجاد زیرساختهای بانکداری الکترونیکی، چه منافعی برای کشور حاصل شده است؟
این مقوله هم مانند برآورد دقیق میزان تحقق بانکداری الکترونیکی در کشور، نیازمند مطالعات و محاسبات سنگین است ولی برای این که این پرسش را بیپاسخ نگذاشته باشم، فقط به این پدیده جالب اشاره میکنم که در سال جاری بر خلاف تمام سالهای گذشته که بانکهای کشور با ورود به نیمه دوم سال، درخواست پول نقد از بانک مرکزی داشتند، برای نخستین بار نهتنها چنین درخواستی وجود ندارد بلکه برخی از بانکها خواستار استرداد وجوه نقد خود به خزانه بانک مرکزی هستند.
این پدیده را نتیجه مستقیم گسترش بانکداری الکترونیکی میدانید یا علل دیگری هم در آن نقش دارند؟
البته مسائلی از قبیل کاهش فعالیتهای اقتصادی و... حتما تاثیر دارند، ولی نباید به هیچوجه از نقش و گسترش بانکداری الکترونیکی در این کاهش محسوس تقاضا غفلت کرد، چرا که هدف اصلی ما از تقویت زیرساختها و زمینههای استفاده از بانکداری الکترونیکی همین کاهش نیاز به تبادل وجه نقد است.
به سرمایهگذاری در این زمینه اشاره کردید. آیا هیچ برآورد دقیقی از میزان سرمایهگذاری انجام شده در حوزه بانکداری الکترونیکی در کشور وجود دارد؟
برآورد دقیق خیر، اما در یک بعد ماجرا که همین ارائه خدمات بانکداری الکترونیکی به شهروندان و مشتریان است، میتوان از تعداد کارتهای صادر شده، پایانههای فروش نصب شده و خودپردازهای موجود به تخمین ضمنی در همین حوزه دست یافت. با این فرض که در حال حاضر حدود 74 میلیون کارت بانک، یک میلیون پایانه فروش (POS) و 15 هزار خودپرداز (ATH) در سراسر کشور فعال است. قیمت تقریبی هر خودپرداز حدود 12 میلیون تومان، هر دستگاه پایانه فروش حدود 300 هزار تومان و ارزش هر کارت بانک، حدود 2 هزار تومان است. بنابراین ارزش حدودی این تجهیزات به 628 میلیارد تومان میرسد. این رقم بدون در نظر گرفتن سرمایهگذاریهای عظیم در بخش زیرساختهای مخابراتی، الکترونیکی و ... است. نکته بسیار مهمی که در این رابطه باید به آن توجه کرد، نتایج مثبتی است که این سرمایهگذاری در آینده نهچندان دور برای نظام بانکی کشور به ارمغان میآورد و پیامدهای آن نصیب تمام مشتریان، دولت و بانک مرکزی هم خواهد شد، چنان که تا به حال نیز گوشهای از این نتایج حاصل شده است.
منظورتان کاهش هزینههای بانکهاست؟
دقیقا، من به شما قول میدهم با ادامه وضعیت و روند فعلی در آینده نزدیک شاهد جریان معکوس در راهاندازی شعب جدید خواهیم بود، زیرا با گسترش و تقویت خدمات بانکداری الکترونیکی میزان و حجم مراجعه حضوری به شعب بانکها کاهش مییابد، همچنان که در حال حاضر هم شاهد خلوتتر شدن نسبی شعب بانکها هستیم. بنابراین مدیران بانکها هم ترجیح میدهند به جای افتتاح شعب جدید و صرف هزینههای هنگفت بابت ملک، نیروی انسانی و شعبهداری، زیرساختهای الکترونیکی خود را تقویت کنند تا از هزینههای زائد جلوگیری کنند. مشتریان هم ترجیح میدهند با استفاده از سامانههای الکترونیکی در وقت خود صرفهجویی کنند. ضمن این که با تغییر نسل و جوان شدن مشتریان بانکها، میل و امکان استفاده از خدمات غیرحضوری بشدت گسترش مییابد.
در این میان دولت و بانک مرکزی هم از هزینههای سرسامآور چاپ و امحای اسکناس، سکه و ... خلاص میشوند و امکان بیشتری برای بسترسازی فراهم میشود.
به عنوان یک مقام مسوول در بانک مرکزی، چه مواردی چالشهای عمده پیش روی بانکداری الکترونیکی در کشورمان هستند؟
اگر بخواهم خلاصه کنم، باید بگویم کندی بخش دولتی کشور در استفاده از امکانات و ساختارهای بانکداری الکترونیکی. باید اعتراف کنیم که عموم مردم به امکانات فراهم شده روی خوش نشان دادهاند و ثابت کردهاند در صورت دریافت خدمات مطمئن و مناسب، استقبال فوقالعادهای از سامانه بانکداری الکترونیکی میکنند، اما بخشهای دولتی یا به عبارت دقیقتر حکومتی در این مساله از بدنه جامعه عقب ماندهاند. به عنوان مثال ارگانهایی مانند اداره گذرنامه یا حج و اوقاف که به طور معمول تبادل مالی بامردم دارند، میتوانند با رسمیت دادن به حوالهها و دستور پرداختهای الکترونیکی، مراجعان خود را از رفت و آمدهای پرهزینه، وقتگیر و پرریسک به شعب بانکهای مختلف خلاص کنند، ولی متاسفانه این روال چندان که باید و شاید پیگیری نمیشود.
این در صورتی است که استفاده ارگانها و نهادهای رسمی از چنین روشهایی ضمن کاهش هزینههای مادی و زمانی، اطمینان و اعتماد بیشتری به عموم مردم برای بهرهگیری از روشهای الکترونیکی میدهد.
ریشه این استنکاف را در کجا میبینید؟
در یک مساله ساده و پیش پا افتاده و آن هم عدم تمایل نیروهای تصمیمگیر در حوزه مالی این قبیل نهادها و ارگانها باور کنید به دفعات دیدهایم که مدیران و مسوولان مالی در نهادها و ارگانها به این بهانه که پیادهسازی این سامانهها هزینهبر است، از اجرای آنها طفره رفتهاند، ولی در حقیقت این افراد از ترس تغییرات یا بیحوصلگی نسبت به یادگیری سیستمهای جدید در برابر این روشها مقاومت میکنند. در برخی موارد حتی مشاهده شده که مدیری در آستانه بازنشستگی است و از آنجا که ترجیح میدهد مدت باقیمانده تا پایان خدمتش را بدون تغییر سپری کند، از پذیرش سامانههای جدید پرهیز میکند .
به عبارت دیگر، عامل انسانی سد راه است؟
دقیقا، متاسفانه مدیران تصمیمگیر بسیار محافظهکارانه و بیعلاقه برخورد میکنند و همین مساله باعث میشود روند کار در بخش دولتی کُند باشد، در حالی که همکاری بخشهای رسمی و پیادهسازی سامانه الکترونیکی، کمک شایان توجهی به گسترش و افزایش سرعت استفاده از این قبیل سامانهها در جامعه خواهد کرد.
سروش صاحبفصول
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: