در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعهای بسیار خوش ساخت و یکدست با بازی هنرمندانه بازیگرانش که بدون شک تماشاگران بسیاری را به خود جذب کرده است اما قبل از پرداختن به خود مجموعه «در چشم باد» اجازه دهید کمی مسیر را دور بزنیم و به گذشته برگردیم و نخست نگاهی کوتاه به 2 مجموعه تاریخی ساخته و پخش شده از شبکههای مختلف سیما بپردازیم.
1- سالها پیش، یعنی سال 1363 شبکه یک سیما مجموعهای به نام «سربداران» را تولید و پخش کرد. تا آنجا که به خاطر دارم کمی تاریخ را دور زده بود و نویسنده (کیهان رهگذر) و کارگردان آن مجموعه (محمدعلی نجفی) سرانجام از قسمت چهارم مجموعه اقدام به پخش کپشنی با صدای گوینده کردند که: «در فلان تاریخ طغا تیمورخان فلان شد، سربداران که قیامشان در نطفه خفه شد» و... سرانجام اینکه: ...« یک کارگردان جوان ایرانی با تکیه بر تاریخ انقلابی شیعه، مجموعه حاضر را ساخته است» و از این طریق، آن مساله دور زدن تاریخ در مجموعه سربداران به فراموشی سپرده شد.
2- هنوز یکسال از پخش مجموعه «عمارت فرنگی» نگذشته که ما در آن شاهد بودیم فروغی، شخصی بود که کاملاً به انگلیس وابسته بود و چاکر آستان ملکه الیزابت بوده و رضاخان به همت او بر تخت نشسته و...
به آغاز برگردیم، یعنی به مجموعه در چشم باد بپردازیم. از آنجا که هر حرکتی باید از نقطهای آغاز شود، در چشم باد نیز کارش را از زمان میرزا کوچک جنگلی آغاز میکند و با به تصویر کشیدن زندگی خانواده حسن ایرانی و آقاحسام که از همراهان صمیمی میرزا هستند، کارش را آغاز میکند.
در همین زمان تصویری از میرزا در مجموعه چشم باد نشان داده میشود که با واقعیت بسیار متفاوت است، انسانی مغرور از میرزا یونس که وقتی حرکت جنگل شروع شد، او از سر تواضع نام کوچک جنگلی را برای خود انتخاب کرد تا به این وسیله بگوید که خود را کوچک هر چه جنگلی است، میداند و تا زمانی که جنگل را ترک میکند، میرزا همان کوچک جنگلی و عاری از هر غروری بود.
در تاریخ میخوانیم، زمانی که میرزا به بنبست میرسد، جنگلیها اسلحهها را دفن میکنند و راهی خانه و کاشانهشان میشوند، عفو عمومی اعلام میشود و پس از آن، گیلانیها زندگی روزمرهشان را سپری میکنند. اما در مجموعه در چشم باد میبینیم که این رشته سر دراز دارد!؟
در چشم باد همین طور میبینیم که رضاخان از فروغی تقاضا میکند که از روسها بخواهد تا با او کاری نداشته باشند و فروغی مساله استعفای رضاخان را مطرح میکند و...
همانگونه که در آغاز اشاره شد، در مجموعه عمارت فرنگی دیدیم که فروغی وابسته به انگلیسیها بود و در مجموعه در چشم باد این وابستگی را به روسیه میبینیم. این تضاد و دوگانگی را چگونه میتوان تفسیر و تعبیر کرد، کدام یک راست میگویند؟...! عمارت فرنگی یا در چشم باد؟
از این ناهمگونی تاریخی مجموعه در چشم باد که بگذریم، مساله کشدار بودن مجموعه است که گاه باعث عصبانی شدن تماشاگر میشود. توجه کنید وقتی پدربزرگ برای بچهها یعنی بیژن و لیلی شاهنامه میخواند، زمانی حدود 10 دقیقه از زمان یک بخش از مجموعه را به خود اختصاص میدهد. اگر تاکید بر ملیگرایی خانواده حسن ایرانی است که در طول مسیر مجموعه، ما کاملاً شاهد آن هستیم.
هر چند سه فرزند ایرانی هر کدام گام در راهی نهادهاند که با یکدیگر بسیار متفاوتند، بیژن (پارسا پیروزفر) خلبان میهنپرست و مخالف تسلیم به بیگانگان است، نادر (کامبیز دیرباز) جوجه تاجری است که به هیچ چیز و هیچکس رحم نمیکند و کوچکترین آنها اسد (مهدی کاسهساز) ریشه مذهبی دارد که صدایش در جنگ خفه میشود.
حال پدری که یکی از معدود آدمهای باسواد محیط خویش است و دستاندرکار فرهنگ دارد، مذهبی است و شدیداً به خانواده وابسته است، چگونه 3 پسر با 3 شخصیت متفاوت تربیت میکند؟! شاید پاسخ این باشد که به هر حال، داستان باید کششی داشته باشد.
نمونههای کش دادن بیمورد در چشم باد بسیار زیاد است. یک قسمت از این مجموعه تنها به طی کردن مسیر انزلی تا قزوین در میان برف و قسمت دیگر به طی کردن مسیر از قزوین تا تهران میگذرد که در میان این مسیرها هیچ اتفاق آنچنانی به تصویر کشیده نمیشود.
در میان برف تنها زن حسن ایرانی فارغ میشود و در مسیر بعد میبینیم که عوامل و دستاندرکاران دولت همگی باج بگیر و رشوهخوارند. این کش دادنها زمانی که سفرای روس و انگلیس برای اعلام شروع مخاصمه به خانه رئیس دولت میآیند نیز دیده میشود.
اگر از این دید به مساله نگاه کنیم که فیلمساز برای هر کش دادنی پیامی دارد، مثلاً همین آخر هدفش این بوده، بگوید زمانی که انگلیس و روس ایران را اشغال میکردند، با همه سروصدایشان، مسوولان مملکتی خواب بودند، پیام بسیار زیبا و قابل فهم است اما انتظار از فیلمسازی که یکی از فیلمسازان شاخص سینمای ایران است، یعنی مسعود جعفری جوزانی این است که با تمهیداتی این پیام را به تماشاگر برساند تا او از دیدن این سکانسهای طولانی، خسته و عصبانی نشود.
در این ارتباط به سکانسهای بسیاری میتوان اشاره کرد. پردهخوانی و تعزیه حضرت ابوالفضل در کاروانسرا، نمایش فیلم «لیلی مجنون» در سینما، نمایش فیلم پیروزی ارتش آلمان در سفارت این کشور و...
همانگونه که در ابتدای مطلب اشاره شد، سازندگان سریال در چشم باد همگی حرفهای هستند و سینما و تلویزیون را میشناسند اما معلوم نیست به چه دلیل سریال عظیم «در چشم باد» دچار نقصانهایی شده که نمونههایی از آنها در بالا ذکر شد.
محمد ممجد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: