در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی من کوچکترین آشنایی با مردی که با ضربات چاقو به قتل رسیده نداشتهام چرا باید او را از پا درآورم و به قول وکیل خانواده او، 3 فرزندش را یتیم کنم. من این کار را نکردم و حاضر به قبول این اتهام هم نیستم.« »ویلی پلرز» پسر جوانی است که به اتهام به قتل رساندن «جیسون ریونبرگ» 35 ساله دادگاهی شده است. این پسر جوان که اتهاماتش را نمیپذیرد، متهم شده که پس از مجادله لفظی با آقای ریونبرگ با ضربات چاقو او را از پا درآورده و از محل متواری شده است. جسد بیجان این پدر در پمپ بنزین محل حادثه ساعتها بعد توسط یک زوج کشف شد. ماموران پلیس به محض اعزام به محل جنایت تحقیقات خود را درباره این قتل که بسیار بیرحمانه انجام شده بود، آغاز کردند. سرنخها خیلی زود آنها را به دستگیری «ویلی» جوان رساند: «من سالها قبل پدرم را از دست دادم و به تنهایی با مادرم زندگی میکردم. همه میدانند در زندگیای که پدر وجود نداشته باشد، اوضاع به مراتب سختتر است. برای ما هم همینطور بود. مادرم به ناچار، برای این که از پس هزینههای بالای زندگیمان بربیاید، در هتلها به خدمتکاری مشغول بود و از من میخواست فقط درس بخوانم، اما من هیچوقت علاقهای به درس خواندن نداشتم. بزرگتر که شدم، بیشتر به این موضوع پی بردم که برای راحت بودن، به پول احتیاج دارم و این پول را نمیتوانم به سرعت با راهی که مادرم فکر میکرد، به دست آورم. این بود که به کارهای دیگری رو آوردم که میدانستم درست نیست و عاقبت خوبی هم نخواهد داشت.» پس از دستگیری ویلی به عنوان مظنون به قتل، او درباره قتل ابراز بیاطلاعی کرد. پرونده او در پاسگاه پلیس نیواورلئان، نشان میداد که این پسر جوان از 16 سالگی اقدام به کارهای خلاف میکرده است. انواع و اقسام دزدیها در مکانهای مختلف و حتی فروش مواد مخدر در پرونده او درج شده بود. گرچه ویلی پس از بازداشت هر بار پس از چند ماه از زندان آزاد شده بود، اما خلافهای متعدد در پروندهاش، او را به عنوان مظنون اصلی قتل راننده کامیونی در پمپ بنزین معرفی کرد: «من میدانم برای رسیدن به پول و ثروت راههای بدی را انتخاب کردم، اما هیچ چاره دیگری نداشتم. هیچ کجای شهر ما، به پسری که خانوادهای ندارد تا از او حمایت کند یا پدری نیست که به او سرمایهای بدهد، کار درست و حسابی نمیدهند. مادرم مثل قدیم فکر میکرد من اگر درس بخوانم، میتوانم به همان جاهایی که او آرزو داشت برسم، مثلا دکتر یا مهندس شوم که اوضاع مالی خوبی دارد و میتواند یک زندگی آبرومند برای خودش دستوپا کند، اما هر دویمان میدانستیم این شرایط برای من هرگز مهیا نخواهد شد. زندگی ما از پایه ویران بود و برای ساختن آن، نیروی آهنینی لازم بود که من در خودم نمیدیدم. وقتی برای اولینبار طعم یک 100دلاری را که به خاطر فروش موادمخدر در جیب خودم حس کردم، با خودم عهد بستم این راه را ادامه دهم. نه به خاطر این که راحت به پول میرسیدم، بلکه به این خاطر که خیلی زودتر از آنچه مادرم فکرش را میکرد، میتوانستم راحتی را برایش مهیا کنم. نمیخواستم بیش از این برای چرخاندن زندگیمان کار کند و شبها از درد مفاصلش خواب به چشمانش نیاید. خودم را مسوول میدانستم و برای رسیدن به هدفم راه نزدیکتر را انتخاب کردم، اما همه اینها هیچکدام دلیل بر آن نمیشود که من بتوانم قاتل بیرحمی باشم و یک مرد بیگناه را که هرگز شناختی از او نداشتهام، بیدلیل به قتل برسانم. هرچقدر هم که علیه من مدارک جمعآوری شود، زیر بار آن نخواهم رفت.»
«ویلی پلرز» پسر جوانی است که به اتهام به قتل رساندن «جیسون ریونبرگ» 35 ساله دادگاهی شده است.این پسر جوان که اتهاماتش را نمیپذیرد، متهم شده که پس از مجادله لفظی با آقای ریونبرگ با ضربات چاقو او را از پا درآورده و از محل متواری شده است. جسد بیجان این پدر در پمپ بنزین محل حادثه ساعتها بعد توسط یک زوج کشف شد
دوربینهای مدار بسته پمپ بنزین که از این اتفاق فیلم گرفتهاند قاتل آقای ریونبرگ را از پشت سر نشان میدهند. آنچه در فیلم به وضوح دیده میشود و در دادگاه نیز به نمایش گذاشته شده، هیبت جوان سیاهپوستی است که از پشتسر دیده میشود و شباهت زیادی به «ویلی پلرز» دارد. از سوی دیگر، یک شاهد میانسال نیز مدعی است احتمالا دقایقی قبل از وقوع حادثه، چندین متر دورتر درحال تماشای مشاجره 2 نفر بوده. او پس از حضور در دادگاه با دیدن چهره ویلی او را شناسایی و عنوان کرد تا حدود زیادی اطمینان دارد که جوانی که در حال بحث با راننده کامیون بوده، همین مرد است. ویلی با وجود تعدد مدارکی که علیه او وجود دارد، میخواهد ثابت کند کوچکترین نقشی در مرگ پدر 3 کودک نداشته است. «داستانهایی که ماموران پلیس برای خودشان ساختهاند، به نظرم خندهدار میآید. در پرونده اتهام من داستانهایی مطرح شده که حتی خودم هم خندهام میگیرد. آنها میگویند من با جیسون برای فروش مواد مخدر در پمپ بنزین قرار داشتهام و وقتی او حاضر نشده پول مواد را بدهد، با او درگیر شدهام در چند ثانیه، توانستهام با ضربات چاقو او را به قتل برسانم. فیلمی که در دادگاه از من ارائه شده، هیچ چیز را نشان نمیدهد. همه فیلم از پشت سر است و شخصی که اقدام به قتل میکند، هر کس دیگری میتواند باشد، چرا من به عنوان قاتل شناسایی شدهام؟ فکر میکنم شاید جواب آن رنگین پوست بودن یا بیپولی و داشتن سوابقی در اداره پلیس باشد. غیرازاینها هیچ توجیهی نمیتواند داشته باشد.» با وجود تلاشهای بسیاری که ویلی و وکیلش برای اثبات بیگناهی او انجام میدهند، مدارک و شواهد میتواند او را دستکم به 35 سال حبس محکوم کند. در پرونده او درج شده که در همان ساعات اولیه بازجویی، ویلی که از سوالات بازجویان خسته شده، ناگهان فریاد میزند او هیچ سفیدپوستی را به قتل نرسانده و این یکی دیگر از نکاتی است که سبب ایجاد شک به او شده است. در بازبینی فیلمهای بازجوییها مشخص است که هیچ کس در طول صحبت از سفیدپوست بودن مقتول حرفی نزده و به آن اشارهای نکرده است و این که ویلی چطور در همان ساعات اولیه بازجویی میدانسته مقتول سفیدپوست بوده، سوالی است که وکیل او هنوز جوابی برایش ارائه نداده است. حضور مادر متهم در جایگاه شاهدان که قسم خورد شب وقوع حادثه پسرش در خانه حضور داشته و مشغول تماشای تلویزیون بوده هم، نتوانسته اعضای هیات منصفه و قاضی دادگاه را قانع کند که این پسر جوان در مرگ راننده کامیون هیچ نقشی نداشته است. حکم دادگاه بزودی درباره پرونده ویلی جوان صادر خواهد شد: «من کوچکترین آشنایی با مقتول نداشتم و از مرگش بسیار متاسفم، برای بچههایش ناراحتم، چون میدانم که نداشتن پدر درد بزرگی است، اما من واقعا سهمی در این اتفاق نداشتهام.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: کورت نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: