در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاطرات تلخ و شیرین زیادی در زندگی ناصری ماندگار شده از جمله 8 دوره قهرمانی آسیا و دروازهبانی در مسابقات جام جهانی. خاطرات تلخی چون فوت پدرش و از دست دادن جامجهانی 4 سال پیش نیز در ذهنش ماند، اما او شاهد ماجرایی بوده که هر وقت صحبت از حادثه میشود، یاد آن میافتد. او ماجرا را اینگونه بازگو میکند: «من همیشه در رانندگی بادقت هستم و سعی میکنم احتیاط کنم. یک بار روبهروی پارک ملت صحنه تصادفی دیدم که از یادم نمیرود. یک پژو جی ال ایکس و یک گلف از دو جهت مخالف حرکت میکردند. در یک چشم به هم زدن، یکی از آنها از مسیر خود منحرف شد و وارد مسیر ما شد و به شدت به خودروی دیگر خورد. یکی از سرنشینان کشته شد و بقیه زخمی شدند.»
به گفته ناصری، حادثه به این خاطر اتفاق افتاد که یکی از رانندهها برای دیگری به اصطلاح کُرکُری میخوانده: «یکیشان یک چیزهایی گفت که نفهمیدم. بعد منحرف شد و تصادف اتفاق افتاد. فکر میکنم با هم کل انداخته بودند که متاسفانه پایان بسیار تلخی داشت و هیچوقت آن صحنه از یادم نمیرود.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: